بحران مصر تهدیدی برای اسرائیل

کودتای اخیر ارتش مصر علیه محمد مرسی که منجر به برکناری رییس جمهور منتخب این کشور شد، می‌تواند اقدامی مثبت برای منافع کوتاه مدت ملی اسرائیل محسوب شود.

مثبت بودن این اقدام به این دلیل است که بعد از انعقاد قرار داد صلح بین مصر و اسرائیل در سال ١٩٧٩ میلادی نهادهای مصری که نزدیک ترین روابط را با دولت اسرائیل داشته و دارند، ارتش و سازمان امنیتی این کشور هستند.

روابط نزدیک بین ارتش و سازمان‌های امنیتی این دو کشور در دوره محمد مرسی نیز ادامه یافت و کیفیت و کمیت این روابط از روابط بین دولت اسرائیل و دولت محمد مرسی بهتر بود. بنابراین صعود دستگاه امنیتی نظامی مصر به رتبه اول سلسله مراتب قدرت سیاسی در مصر بعد از برکناری مرسی کاملا می تواند به نفع دولت اسرائیل باشد.

اما در آینده نه چندان دور، اقدامات اخیر ارتش مصر علیه مرسی می تواند به یک تهدید درازمدت برای اسرائیل تبدیل شود.

تاریخ معاصر خاورمیانه نشان داده است که دموکراسی و شرکت در انتخابات یکی از قدرتمندترین عوامل برای آرام کردن گروه‌های افراطی منطقه درازمدت است.

زندگی و مسئولیت قبل از شرکت در انتخابات و پیش از حضور در دولت این گروه ها را می‌توان به زندگی و مسئولیت یک انسان مجرد تشبیه کرد که مسئولیتی برای جواب دادن ندارد چون مجرد است.

وقتی گروه های افراطی وارد روند سیاست و دولت می‌شوند، نوع زندگی آنان از یک فرد مجرد به یک فرد متاهل تبدیل می‌شود؛ مسئولیت ها کاملا فرق می‌کنند. پس از ازدواج ناگهان جواب‌گو بودن و مسئولیت ها افزایش پیدا می‌کنند. در این زمان دوران مجردی دیگر تمام شده است و فرد تازه ازدواج کرده باید پاسخگوی همسر، پدر و مادر همسر، بچه ها، و کارفرما خود باشد. تغییراتی جدی باید در شیوه و دیدگاه تصمیم گیری، رفتار، اعمال، نظم و مهمتر از همه کارایی در راضی کردن تقاضای دیگران صورت گیرد.

Image caption کودتای ارتش مصر علیه مرسی نه فقط ضربه ای به پیکر و اصول دموکراسی بود، بلکه منبع تهدید های دراز مدت جدید، هم برای مصر و هم برای اسرائیل است

درخاور میانه در مواقع مختلف شاهد تغییر و آرام شدن چنان گروه هایی بعد از ورود به سیاست و انتخابات بوده ایم.

به طور مثل رفتار گروه فلسطینی حماس این روزها نسبت به دورانی که فقط یک گروه "تندرو و افراطی" خارج از مدار سیاسی بود بسیار فرق کرده. این گروه بعد از ورود به سیاست و به خصوص بعد از پیروزی در انتخابات مناطق فلسطینی در سال ٢٠٠٥ شیوه خود را عوض کرد. قبل از ورود این گروه به سیاست، در گیری نظامی با اسرائیل در بیشتر مواقع به نفع حماس بود چون خود را گروه جهادی می دانست و مهمترین راه رسیدن به منافع خود را از طریق درگیری نظامی می دید.

اما بعد از ورود به سیاست و پیروزی در انتخابات، ادامه عملیات نظامی گروه حماس با احتیاط بسیار بیشتری همراه شد چون مسئولیت های بیشتری به عهده داشت. در بعضی مواقع این گروه حتی جلوی حمله گروه جهاد اسلامی در غزه علیه اسرائیل را گرفته چون درگیری جدید به ضرر منافع حماس بوده است.

شرکت در روند سیاسی تاثیر مشابهی روی گروه اخوان المسلمین در مصر داشت. بر خلاف حماس این گروه در عملیات های تروریستی در مصر از دهه ٤٠ میلادی شرکت نکرده، اما این گروه مانند گروه حماس سالها مروج دیدگاه های دینی افراطی در مصر بوده است. به طور مثال قبل از شرکت در انتخابات آزاد مصر در سال ٢٠١٢ این گروه نه تنها موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناخت، بلکه در سال ٢٠١٠ در مصاحبه ای محمد مرسی خواستار قطع روابط با اسرائیل شد، اسرائیلی ها را به "تشنگان خون و فرزندان خوک" تشبیه کرد و خواستار مقاومت نظامی علیه اسرائیل شد.

اما آقای مرسی بعد از پیروزی در انتخابات ٢٠١٢ و ورود به دولت، به خاطر به وجود آمدن مسئولیت های اقتصادی و سیاسی جدید، نه تنها اسرائیل را به رسمیت شناخت و روابط با این کشور را ادامه داد، بلکه دیدگاه خود را نسبت به امریکا و غرب نیز معتدل تر کرد. به گونه ای که در اکتبر ٢٠١٢ آقای مرسی نامه ای برای شیمون پرز، رییس جمهور اسرائیل فرستاد و او را "دوست خوب" توصیف کرد و خواستار "حفظ و تقویت روابط صمیمی" که بین دو کشور وجود دارد، شد.

از "فرزندان خوک" تا "دوست خوب"، در فاصله دو سال: به لطف ورود به روند سیاسی و پیروزی در انتخاباتی که منجر به مسئولیت پذیر شدن مرسی و همپیمانانش شد.

Image caption سربازان اسرائیلی در مرز با مصر

حالا که ارتش مصر مرسی را به زور بر کنار کرده، بسیاری از طرفداران این گروه، این حس را پیدا کرده که رایشان دزدیده شده و به احتمال زیاد به این نتیجه خواهند رسید که شرکت در روند سیاسی و انتخابات برای آنها هیچ فایده ندارد چون حتی اگر پیروز شوند ارتش و گروه های اپوزیسیون اجازه قدرت و حکومت را به آنها را نخواهد داد.

چنین رفتاری جذب اعضا و طرفداران اخوان به گروه‌های تروریستی اسلام گرا در مصر را تسهیل خواهد کرد و امکان شرکت آنان در عملیات تروریستی و نظامی علیه طرفداران دولت و ارتش را افزایش خواهد داد.

این نه تنها به ضرر اسرائیل بلکه به ضرر آینده مصر و ثبات در تمام منطقه خواهد بود. جنگ داخلی در مصر یا عملیات های تروریستی در آن کشور تهدیدی برای اسرائیل است چون هر دو کشور مرز مشترک دارند. شاید در ابتدا گروه های افراطی مسلح به ارتش مصر حمله کنند ولی پس از آن از صحرای سینا به احتمال زیاد اسرائیل را هدف قرار خواهند داد.

این روزها بعد از انقلاب اخیر در لیبی و هرج و مرج در سودان در صحرای سینا اسلحه کم نیست. این نوع گروه ها نه فقط مسلسل، بلکه موشک کاتیوشا هم در دست دارند و به نظر می رسد آنها در استفاده از این سلاحها علیه اسرائیل تردید نخواهند کرد.

بی ثباتی در مصر همچنین سرمایه گذاری در منطقه و تعداد توریست در این منطقه را کاهش خواهد داد، امری که به ضرر اسرائیل هم خواهد بود.

کودتای ارتش مصر علیه مرسی نه فقط ضربه ای به پیکر و اصول دموکراسی بود، بلکه منبع تهدید های دراز مدت جدید، هم برای مصر و هم برای اسرائیل است.

مطالب مرتبط