اسلامگرایی در مصر در معرض آزمونی بزرگ

مصر زادگاه اسلام سیاسی است و با وقایع تاثربرانگیز هفته های گذشته و برکناری محمد مرسی، اولین رئیس‌جمهور برآمده از انتخاباتی دموکراتیک و وابسته به اخوان‌المسلمین، بسیاری می‌پندارند که شاید به گور آن هم بدل شود.

شاید این بدترین بحرانی باشد که اخوان‌المسلمین از ابتدای تاسیسش در سال ١٩٢٨ باید با آن مواجه شود. این اولین بار است که اخوان‌المسلمین رویاروی ائتلافی از دشمنان قدیمی، ارتش و نیروهای امنیتی و همچنین بخش وسیعی از جامعه مصر قرار گرفته است.

اخوان‌المسلمین همه نبردهای خود مقابل دولت را باخته است و بخت این که در جبهه‌ای بزرگتر پیروز شود پایین به نظر می‌رسد.

شاید زود باشد که اخوان‌المسلمین (دست کم به طور عمومی) بپذیرد که خودش در سقوط محمد مرسی مقصر بوده است. رهبری اخوان هنوز اصرار دارد که قربانی توطئه به جا ماندگان رژیم مبارک و عده‌ای جوان "منحرف‌شده" است و حاضر نیست تا قدرت گرفتن دوباره محمد مرسی به تظاهرات خیابانی پایان دهد.

رهبری اخوان همچنین از به رسمیت شناختن رئیس‌جمهور موقت جدید و یا مشارکت در کابینه انتقالی خودداری می‌کند.

اگر این رویه در چند ماه پیش رو تغییر نکند، اخوان خود را در آستانه مواجهه با جامعه مصر و نظام جدیدی که در راه است خواهد گذاشت. تداوم تظاهرات خیابانی ممکن است شمار بیشتری از مصری‌ها را علیه آنان برانگیزد.

تصور می‌شود که بالا گرفتن خشونت در صحرای سینا، که با سقوط محمد مرسی همزمان شده، کار گروه‌های جهادی مرتبط با اخوان باشد که به امید امتیاز گرفتن می‌خواهند ارتش را تحت فشار بگذارند.

اما به احتمال زیاد چنین اتفاقاتی دست بالا را به آن بخشی از نهادهای امنیتی می‌دهد که می‌خواهند اخوان، سازمانی تروریستی، غیرقانونی و ممنوع اعلام شود.

هرچه که بشود، دشوار بتوان تصور کرد که اخوان‌المسلمین بی لطمه و بی دگرگونی از این بحران به در آید. گزارش‌هایی از اختلاف‌نظر فزاینده در میان اعضای آن و درخواست کنار زدن رهبری کنونی به واسطه مسئولیت در بحران فعلی به گوش می‌رسد.

ممکن است این گزارش‌ها صحت داشته باشد، با این حال جای تردید دارد که در آینده نزدیک اصلاحاتی در داخل اخوان انجام بگیرد، چرا که در دوره بحران همه اعضا متشکل‌تر می‌شوند.

با این همه دردسرهای اخوان‌المسلمین ضرورتا به معنی پایان اسلام سیاسی نیست.

بلافاصله پس از سرنگونی مبارک در سال ٢٠١١ شاهد دودستگی گروهی که به عنوان اسلام‌گرایان می‌شناسیم بودیم و سلفی‌ها به عنوان رقیبی جدی برای اخوان‌المسلمین سر بر آوردند.

حتی سلفی‌ها هم از این قطبی شدن فضای مصر، که کشور را فلج کرده، ایمن نبوده‌اند. این وضعیت شکافی در حزب سلفی نور، دومین گروه بزرگ اسلام‌گرای سازمان‌یافته در مصر، پدید آمد که یک دسته آن از اخوان‌المسلمین پشتیبانی می‌کردند و دسته دیگر با دعوت‌هایی که به برگزاری انتخابات زودرس می‌شد همراه بودند.

حزب نور، مانند چپ‌ها و لیبرال‌ها، اخوان را به تلاش برای انحصاری کردن قدرت و ناتوانی در تشکیل دولتی با پایگاهی گسترده متهم می‌کرد.

ولی چیزی از برکناری محمد مرسی نگذشت که حزب نور دولت موقت جدید را به لیبرال مسلکی متهم کرد و به مخالفت با گماردن محمد البرادعی (رهبر جبهه نجات ملی) به معاونت رئیس‌جمهور پرداخت.

به زودی همان مشکلاتی که در دوره گذار از حکومت مبارک وجود داشتند، برای دولت موقت جدید هم روی می‌دهند. پیش از همه قانون اساسی متمایل به اسلامی است که سال پیش توسط اخوان‌المسلمین و سلفی‌ها نوشته شد. همین سند و روند جنجالی تایید آن توسط محمد مرسی بود که کشور را به شکلی بی‌سابقه دو پاره کرد.

حزب سلفی نور پیشاپیش مخالفت خود را با مسیری که برای اصلاح قانون اساسی و همه‌پرسی درباره آن پیشنهاد شده، اعلام کرده است. این مخالفت احتمالا به دیگر گروه‌های اسلام‌گرا هم می‌کشد، از جمله اخوان‌المسلمین، چه به صورت سازمانی و چه در غالب اعضای منفرد آن، تا هر تلاشی برای کمرنگ کردن و تغییر بندهای اسلامی را ناکام بگذارد.

اسلام‌گرایان باید به انتخابی دست بزنند: می‌توانند بر مسائلی متمرکز شوند که جریان اصلی را قوام می‌بخشد (چیزهایی نظیر سامان دادن اقتصاد و اصلاح امور امنیت) یا این که می‌توانند دوباره مسئله تفرقه‌افکن "هویت اسلامی" را در اولویت خود بگذارند، مسئله‌ای که ممکن است حل قانونی آن ماه‌ها، اگر نگوییم سال‌ها، به درازا بکشد. ناتوانی در این امر ممکن است به بحران اقتصادی عمیق‌تر بینجامد و بخش بزرگ‌تری از مصری‌ها را هم علیه اسلام‌گرایان بیانگیزد.

مصر همه ناظران و تحلیلگران را گیج کرده است، هیچ یک از آنها حتی فکرش را هم نمی‌کرد که ممکن است مبارک سقوط کند، اینکه این سقوط به چه شکلی خواهد بود به جای خود: ۱۸ روز تظاهرات مسالمت‌آمیز. کمتر از این کسی فکرش را می‌کرد که محمد مرسی به شکل مشابهی ظرف ۳ روز و با تظاهرات ناگهانی در سراسر کشور سقوط کند.

بخشی از مشکل این است که ائتلافی که مبارک را ۳۰ ماه پیش پایین کشید شکننده بوده، همچنان که ائتلافی که هفته پیش خلف او را به زیر کشید شکننده است.

اخوان‌المسلمین در تمام تاریخ طولانی خود ناگزیر بوده که با دولت، پلیس و سرویس‌های امنیتی رویارو شود، اما هیچ‌گاه ناچار نبوده که همچنین در برابر خشم مردم، که معلوم شده تعیین‌کننده است، بایستد.

اخوان بخش بزرگی از اعتبار خود را در چشم مردمان عادی مصر از دست داده است. روزگاری اخوان‌المسلمین به واسطه مظلومیتش برای مردم مصر محترم بود، حالا بسیاری آنها را به چشم گرگ‌هایی در لباس میش می‌نگرند.