روند مذاکرات صلح خاورمیانه از ۱۹۶۷ تا کنون

از جنگ خاورمیانه در ماه ژوئن ۱۹۶۷ بیش از چهل سال می‌گذرد و در این سال‌ها، منطقه شاهد طرح صلح‌های متعدد و مذاکرات صلح بی‌شماری بوده است.

برخی از این تلاش‌ها موفقیت آمیز بوده از جمله مذاکرات بین اسرائیل و مصر و اسرائیل با اردن. ولی تلاش ها برای حل ریشه اصلی مناقشات و اختلافات موجود، یعنی مناقشه اسرائیل و فلسطینیان تا کنون به نتیجه نرسیده است.

پیشنهادهای اصلی صلح از سال ۱۹۶۷ و سرنوشتی که این پیشنهادها داشته‌اند را بخوانید.

قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت در سال ۱۹۶۷

این قطعنامه در نوامبر سال ۱۹۶۷ به تصویب رسید و در آن اصلی که بیشتر طرح صلح های بعدی بر اساس آن صورت گرفته لحاظ شده، یعنی معاوضه زمین با صلح.

در قطعنامه ۲۴۲ "خروج نیروهای مسلح اسرائیل از سرزمین هایی که در جریان جنگ ۱۹۶۷ اشغال کرده اند" درخواست شده . در این قطعنامه همچنین به پذیرفتن حاکمیت، تمامیت ارضی و استقلال سیاسی تمام کشورهای منطقه و حق زندگی آنها در صلح و در داخل مرزهای امن و به رسمیت شناخته شده و بدون تهدید یا اجبار" تاکید شده است.

عدم صراحت متن انگلیسی این قطعنامه در مورد موضوع اصلی یعنی خروج نیروهای اسرائیلی موجب جر وبحث های زیادی شده است. در این قطعنامه صرفا گفته شده "تخلیه سرزمین ها"، و اسرائیلی ها می گویند این عبارت لزوما به معنی تخلیه " تمام سرزمین ها" از نیروهای اسرائیلی نیست. ولی مذاکره کنندگان عرب بر این نکته پافشاری می کنند که منظور قطعنامه تخلیه کلیه سرزمین های اشغال شده توسط نیروهای اسرائیلی است.

قطعنامه ۲۴۲ بر اساس فصل ۶ منشور سازمان ملل متحد نوشته شده که در آن قطعنامه های شورای امنیت جنبه توصیه دارند. در حالی که قطعنامه هایی که شورای امنیت طبق فصل ۷ منشور سازمان ملل متحد صادر می کند، دستوری بوده و جنبه اجرایی دارد. در بسیاری از پیشنهادات صلح به قطعنامه ۲۴۲ اشاره شده است و قطعنامه شماره ۳۳۸ شورای امنیت نیز معمولا به این قطعنامه اشاره می کند. در قطعنامه ۳۳۸ آتش بس در جنگ اکتبر ۱۹۷۳ و اجرای "تمام بخش های" قطعنامه ۲۴۲ درخواست شده است.

موافقت نامه کمپ دیوید در سال ۱۹۷۸

Image caption جیمی کارتر، انور سادات و مناخیم بگین در کمپ دیوید

پس از جنگ خاورمیانه در سال ۱۹۶۷، چندین طرح صلح پیشنهاد شد ولی تا بعد از جنگ اعراب و اسرائیل در اکتبر۱۹۷۳، هیچ اتفاقی نیفتاد. در پی این جنگ بود که جو تازه ای برای دستیابی به صلح به وجود آمد و به سفر تاریخی انورسادات، رئیس جمهوری وقت مصر به اسرائیل در نوامبر ۱۹۷۷ منجر شد.

جیمی کارتر، رئیس جمهوری وقت آمریکا، از این جو تازه استفاده کرد و از انور سادات و مناخم بگین، نخست وزیر اسرائیل دعوت کرد که به کمپ دیوید در نزدیکی واشنگتن که استراحتگاه روسای جمهور آمریکاست، سفر کنند. مذاکرات کمپ دیوید دوازده روز طول کشید و نتیجه آن دو موافقت نامه بود.

در موافقت نامه اول، تهیه چارچوبی برای صلح در خاورمیانه درخواست شده و با تعیین اصول صلح، ابراز امیدواری شده که با گسترش قطعنامه ۲۴۲ راهی برای حل "مشکل فلسطینی" پیدا شود. همچنین براین نکته تاکید شده که باید پیمانی بین مصر و اسرائیل به امضا برسد و درخواست شده که پیمان های دیگری نیزبین اسرائیل و همسایگانش امضا شود.

ضعف این موافقت نامه ناظر بر بخش مربوط به فلسطینیان بود. هدف، "تاسیس یک حکومت خودگردان" در کرانه غربی و نوار غزه بود که به مذاکرات در باره تعیین" وضعیت نهایی" این حکومت بیانجامد، در حالی که فلسطینیان درتهیه این موافقت نامه سهمی نداشتند.

دومین موافقت نامه ناظر بود بر چارچوب کمپ دیوید برای پیمان صلح بین مصر و اسرائیل. در ارتباط با این موافقت نامه بود که اسرائیل شبه جزیره سینا را تخلیه کرد. این اولین بار بود که یک کشور مهم عرب، اسرائیل را به عنوان یک کشور، به رسمیت می شناخت. این مذاکرات شاید مهمترین مذاکرات موفقیت آمیز در کل روند صلح باشد. پیمان صلح مصر و اسرائیل همچنان دوام یافته و موضع اسرائیل را به میزان قابل توجهی تقویت کرده است. ولی صلح بین دو کشور از گرمی چندانی برخوردار نبوده و شخص انور سادات نیز بعدا ترور شد.

کنفرانس مادرید در سال ۱۹۹۱

هدف از این کنفرانس که آمریکا و شوروی برگزارکننده آن بودند و در پی پیمان صلح اسرائیل و مصر بود، ترغیب سایر کشورهای عرب به امضای پیمان مشابهی با اسرائیل بود.

از اردن، لبنان، سوریه، اسرائیل و مصر برای شرکت در این کنفرانس دعوت به عمل آمده بود. فلسطینیان نیز در این کنفرانس نماینده داشتند ولی به عنوان بخشی از هیئت مشترک با اردن بودند و به دلیل مخالفت اسرائیل، شخص یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین در مذاکرت شرکت نداشت.

نتیجه نهایی این کنفرانس، پیمان صلح اسرائیل و اردن در سال ۱۹۹۴ بود. پس از کنفرانس مادرید گفتگوهایی بین اسرائیل و سوریه و لبنان صورت گرفت ولی این گفتگوها به بن بست رسید. مناقشه های مرزی و جنگ اسرائیل با حزب الله لبنان در سال ۲۰۰۶، وضعیت را دشوارتر کرد.

ولی مذاکرات پنهانی در باره سرنوشت فلسطینیان ادامه داشت و نتیجه آن موافقت نامه اسلو بود.

موافقت نامه اسلو در سال ۱۹۹۳

Image caption یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین و اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل پس از امضای موافقتنامه با یکدیگر دست دادند

در مذاکرات اسلو سعی شد نقص گفتگوهای سابق یعنی عدم مذاکره مستقیم بین فلسطینیان و اسرائیلی ها برطرف شود. اهمیت مذاکرات این بود که اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین نهایتا با شناسائی متقابل یکدیگر موافقت کردند.

این مذاکرات تحت سرپرستی دولت نروژ صورت گرفت و نتیجه آن موافقتنامه ای بود که در ۱۳ سپتامبرسال ۱۹۹۳ با حضور بیل کلینتون، رئیس جمهوری وقت آمریکا در محوطه باغ کاخ سفید امضا شد. یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین و اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل پس از امضای موافقتنامه با یکدیگر دست دادند.

طبق این توافق نیروهای اسرائیلی در چند مرحله از نوار غزه و کرانه غربی خارج می شدند. همچنین پیش بینی شده بود که یک "حکومت موقت خودگردان فلسطینی" در یک دوره انتقالی پنج ساله تشکیل شده و در نهایت به یک راه حل پایدار بر اساس قطعنامه های ۲۴۲ و ۳۳۸ بیانجامد.

قطعنامه به "پایان دهه ها رویارویی و مناقشه" تاکید کرده و در آن هر دو طرف متقابلا مشروعیت و حقوق سیاسی یک دیگر را پذیرفته بودند.

به همین جهت اگر چه در متن توافقنامه صریحا به تشکیل یک کشور فلسطینی اشاره نشده بود، مفهوم آن این بود که روزی این کشور در جوار اسرائیل تاسیس خواهد شد.

در نامه هایی که رد و بدل شد، یاسر عرفات نوشته بود: "سازمان آزادیبخش فلسطین حق حیات اسرائیل در صلح و امنیت را قبول می کند." اسحق رابین نیز گفته بود: "دولت اسرائیل تصمیم گرفته است سازمان آزادیبخش فلسطین را به عنوان نماینده تمام فلسطینیان به رسمیت بشناسد."

حماس و سایر گروه های مخالف فلسطینی توافقنامه اسلو را نپذیرفتند و به یک رشته بمبگذاری های انتحاری در اسرائیل دست زدند. در داخل اسرائیل نیز مخالفت هایی نسبت به این توافقنامه ابراز شد که رهبری آن با ساکنان شهرک های یهودی نشین بود.

کمپ دیوید، سال ۲۰۰۰

Image caption یاسر عرفات و اهود باراک در کمپ دیوید نتوانستند به توافق برسند

در پی موافقتنامه اسلو، تلاش های مختلفی برای تسریع در روند تخلیه سرزمین های اشغالی و تشکیل حکومت خودگردان فلسطینیان بر اساس موافقتنامه مورد بحث صورت گرفت. پس از آن در سال ۲۰۰۰، بیل کلینتون رئیس جمهوری آمریکا خواست که به مسائل نهایی از جمله تعیین مرزها، وضعیت بیت المقدس و پناهندگان بپردازد. در مذاکرات اسلو بحث در باره این مسائل به گفتگوهای بعدی موکول شده بود.

این گفتگوها در ماه ژوئیه با شرکت اهود باراک، نخست وزیر اسرائیل و یاسرعرفات انجام شد. مشکل اصلی این بود که حداکثر امتیازی که اسرائیلی ها حاضر به دادن آن بودند از حداقلی که فلسطینیان حاضر به قبول آن بودند، کمتر بود.

اسرائیل پیشنهاد کرد که نوار غزه و بخش بزرگی از کرانه غربی به اضافه زمین‌های اضافی در صحرای نقب به فلسطینیان واگذار شود ولی شهرک های یهودی نشین مهم و بخش اعظم بیت المقدس شرقی در اختیار اسرائیل باشد. اسرائیل همچنین پیشنهاد سرپرستی اماکن اسلامی مهم در بخش قدیمی شهر بیت المقدس و کمک به صندوق مخصوص پناهندگان فلسطینی را داده بود.

ولی فلسطینیان می خواستند که مرزها به وضعیت قبل از سال ۱۹۶۷ بازگردد. آنها حاضر شدند به اسرائیلی ها حق کنترل بخش یهودی نشین در شهر قدیمی بیت المقدس را بدهند اماخواستار شناسایی "حق بازگشت" برای پناهندگان فلسطینی شدند.

شکست تلاش های صلح کمپ دیوید موجب تجدید انتفاضه یا قیام فلسطینیان شد.

مذاکرات سال ۲۰۰۱ در طابا

اگر چه در این سال، دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون به پایان خود نزدیک می شد، او حاضر به تسلیم نشد و طرحی را پیشنهاد کرد که بر اساس آن مذاکرات بیشتری در واشنگتن، قاهره و سپس در طابا در مصر صورت گرفت. این تماس ها درسطح بالا نبود ولی اختلافات کاهش یافت بدون این که حل شوند. در مورد وضعیت سرزمین ها انعطاف پذیری بیشتری نشان داده شد و ناظران اتحادیه اروپا گزارش دادند که مذاکره کنندگان اسرائیلی این موضوع را که بیت المقدس شرقی پایتخت یک کشور فلسطینی باشد، پذیرفته اند.

در بیانیه ای که بعد انتشار یافت گفته شد: "ثابت شد که رسیدن به تفاهم در مورد کلیه مسائل غیر ممکن است." اهود باراک، نخست وزیر اسرائیل که در حال مبارزه انتخاباتی بود گفت تا موقعی که در مورد همه مسائل توافق نشده باشد نمی توان گفت توافقی حاصل شده. آقای باراک گفت او نمی تواند دولت آینده اسرائیل را متعهد به قبول چیزی کند که او آن را "ایده هایی" خواند که از این گفتگوها به دست آمده است. با پیروزی آریل شارون بر اهود باراک در فوریه ۲۰۰۱ شانسی که برای صلح به وجود آمده بود منتفی شد.

طرح صلح عربستان سعودی در ۲۰۰۲

Image caption فعالیت‌های ساختمانی و شهرک‌سازی‌ها در اراضی اشغالی از موانع اصلی روند صلح به شمار می‌رود

پس از شکست مذاکرات دو جانبه و از سرگیری مناقشات، در اجلاس سران عرب در مارس ۲۰۰۲ در بیروت، عربستان سعودی طرح صلح تازه ای را پیشنهاد کرد. در این طرح برخورد چند جانبه با مسئله پیشنهاد شده و بخصوص به این موضوع اشاره شده بود که تمام جهان عرب خواستار پایان این مناقشه هستند.

به موجب این طرح که ابتکار صلح عربی، خوانده می شد اسرائیل به مرزهای ژوئن سال ۱۹۶۷ برمی گشت، یک کشور فلسطینی در کرانه غربی و نوار غزه تاسیس می شد و" راه حل عادلانه ای" برای مشکل پناهندگان در نظر گرفته می شد. در مقابل، تمام کشورهای خاورمیانه، کشور اسرائیل را به رسمیت می شناختند. در اجلاس سران عرب در ریاض در سال ۲۰۰۷ یک بار دیگر ابتکار صلح عربی، تایید شد.

نقطه قوت این طرح بود که برای اولین بار کشورهای عربی از ایده وجود دو کشور، حمایت کرده بودند. نقطه ضعف طرح، اجبار طرف های ذیربط به مذاکره در باره همان مسائلی بود که تا آن موقع نتوانسته بودند در مورد آن به توافق برسند.

نقشه راه در سال ۲۰۰۳

نقشه راه طرحی است که توسط گروه چهار جانبه شامل آمریکا، روسیه، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد تهیه شده است. در این طرح، جزئیات فیصله نهایی مناقشه تعیین نشده ولی شرح داده شده که چگونه می توان با این مسئله برخورد کرد. نقشه راه در نتیجه تلاش های جورج میچل، سناتور آمریکایی بود که هدف آن بازگرداندن روند صلح به مسیری بود که در سال ۲۰۰۱ آغاز شده بود.

این طرح در ژوئن ۲۰۰۲ توسط جورج بوش رئیس جمهوری وقت آمریکا ارائه شد. این اولین بار بود که یک رئیس جمهوری آمریکا خواستار تشکیل یک کشور فلسطینی می شد. در این طرح، یک جدول زمانی در نظر گرفته شده بود و به برقراری ثبات قبل از فیصله نهایی مناقشه، تاکید شده بود. این طرح برای ایجاد جو اعتماد بود که به مذاکرات نهایی در باره موقعیت حکومت خودگردان فلسطینیان منتهی می شد.

  • مرحله ۱: هر دو طرف بیانیه هایی صادر خواهند کرد که در آن از راه حل دو کشور، حمایت شده، فلسطینیان به خشونت پایان خواهند داد و علیه تمام کسانی که در خشونت و ایجاد وحشت دست دارند، اقدام خواهند کرد. یک قانون اساسی تدوین خواهد شد، انتخابات برگزار خواهد شد و اسرائیلی ها احداث شهرک های یهودی نشین را متوقف خواهند کرد و در استفاده از نیروهای نظامی، خویشتن داری به خرج خواهند داد.
  • مرحله ۲: در این مرحله در یک کنفرانس بین المللی تشکیل یک کشور فلسطینی با "مرزهای موقت" اعلام خواهد شد.
  • مرحله ۳: در این مرحله مذاکرات برای دست یابی به توافق نهایی صورت خواهد گرفت.

ولی نقشه راه به اجرا گذاشته نشد. در جدول زمانی نقشه راه، سال ۲۰۰۵ برای رسیدن به توافق نهایی در نظر گرفته شده بود. اتفاقاتی که متعاقبا رخ داد نقشه راه را تحت الشعاع قرار داد اگر چه برای انجام گفتگوها هنوز به این نقشه استناد می شود.

توافقنامه ژنو، درسال ۲۰۰۳

در حالی که تلاش های رسمی به مانع برخورد می کرد، در دسامبر ۲۰۰۳، رسیدن به یک توافق غیر رسمی بین یوسی بیلین، یکی از طراحان اسرائیلی موافقتنامه اسلو و یاسر عبد ربه، وزیر اطلاعات سابق فلسطینیان، اعلام شد.

توافقنامه ژنو مفهوم نقشه راه را تغییر می دهد و توافق سیاسی را مقدم بر ایجاد امنیت و جو اعتماد قرار می دهد.

مصالحه اصلی در این توافقنامه این است که فلسطینیان کاملا از "حق بازگشت" در ازای تقریبا تمام خاک کرانه غربی صرف نظر می کنند اگر چه ممکن است عده معدودی حق بازگشت را داشته باشند. اسرائیل از چند شهرک نشین مهم یهودی نشین از حمله آریل، صرف نظر خواهد کرد اگر چه شهرک های نزدیک به مرز خود را حفظ خواهد کرد و در مقابل زمین هایی در داخل اسرائیل را به فلسطینیان واگذار خواهد کرد. فلسطینیان حق تعیین بیت المقدس شرقی به عنوان پایتخت خود را خواهند داشت اگر چه اسرائیل حاکمیت خود بر دیوار غربی، در بخش قدیمی بیت المقدس را حفظ خواهد کرد.

یک طرح غیر رسمی نیز توسط آمی ایالون، رئیس سابق شین بت، سازمان امنیت داخلی اسرائیل و سری نسیبه، نماینده سابق سازمان آزادیبخش فلسطین در بیت المقدس تهیه شده است. در این طرح بازگشت به مرزهای سال ۱۹۶۷، اعلام بیت المقدس به عنوان یک شهر آزاد و پایان ادعای فلسطینیان برای حق بازگشت به خانه های سابق خود، در نظر گرفته شده است.

آناپولیس، سال ۲۰۰۷

Image caption جورج بوش، اهود اولمرت و محمود عباس

جورج بوش، در دومین دوره ریاست جمهوری خود میزبان کنفرانسی در شهر آناپولیس در ایالت مریلند بود که با هدف از سرگیری روند صلح تشکیل شده بود.

اهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل و محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطینیان در این کنفرانس شرکت داشتند. مقامات گروه چهار جانبه و چند کشور عربی از جمله عربستان سعودی و سوریه نیز در این کنفرانس حضور داشتند. از آنجا که این کشورها رسما اسرائیل را شناسایی نکرده‌اند، حضور آنان در کنفرانس حایز اهمیت بود.

با این وجود، گروه فلسطینی حماس که در انتخابات پارلمانی پیروز شده و کنترل نوار غزه را به دست گرفته بود نماینده ای در این کنفرانس نداشت و اعلام کرد تصمیماتی را که در آناپولیس گرفته شود نخواهد پذیرفت.

در یادداشت تفاهم مشترک رهبران فلسطینی و اسرائیلی، به انجام مذاکرات با هدف رسیدن به یک صلح کامل تا پایان سال ۲۰۰۸ تاکید شده بود. در این یادداشت دو طرف اعلام کردند که انجام این مذاکرات مشروط به ایجاد جو اعتمادی است که در نقشه راه، پیش بینی شده است. متعاقبا چندین ملاقات بین اهود اولمرت و محمود عباس صورت گرفت که گفته می شد در مورد مسائل مرزی نتیجه خوبی داشته ولی در پی حمله اسرائیل به نوار غزه در اواخر سال ۲۰۰۸، این گفتگوها قطع شد.

واشنگتن، ۲۰۱۰

Image caption باراک اوباما پس از به قدرت رسیدن بلافاصه سعی کرد تا روند صلح خاورمیانه را از سر گیرد

باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا پس از این که به قدرت رسید بلافاصله تلاش کرد تا مذاکرات صلح خاورمیانه را از سر بگیرد. تماس‌ها میان اسرائیل و طرف فلسطینی در ماه مه ۲۰۰۹ پس از وقفه‌ای ۱۹ ماهه از سر گرفته شد. مذاکرات غیر مستقیم طرفین از طریق جورج میچل، نماینده ویژه باراک اوباما صورت گرفت.

در نوامبر سال ۲۰۰۹ آقای اوباما بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل را متقاعد کرد که فعالیت‌های ساختمانی و ساخت شهرک‌های جدید در کرانه غربی رود اردن را برای ده ماه به حال تعلیق در آورد. آقای نتانیاهو این اقدام را "اولین گام معنادار به سوی صلح" خواند. محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در مقابل گفت این تعلیق شامل بیت‌المقدس شرقی نمی‌شود و او خواهان تضمین در مورد تشکیل کشور مستقل فلسطینی بر اساس مرزهای ۱۹۶۷ است.

پس از ماه‌ها تلاش، هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا گفت که آقای نتانیاهو و آقای عباس موافقت خود را با "از سرگیری مذاکرات مستقیم و رو در رو برای حل مسایل نهایی" را اعلام کرده‌اند و آنها "بر این باورند که این مذاکرات می‌تواند ظرف یک سال به سرانجام برسد."

مذاکرات دو طرف با حضور حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر و ملک عبدالله، پادشاه اردن در دوم سپتامبر ۲۰۱۰ در واشنگتن صورت گرفت. انتظار چندانی از این مذاکرات وجود نداشت و ظرف چند هفته این مذاکرات به بن بست رسید.

از آن زمان رهبران اسرائیلی و فلسطینی یک بار در شرم الشیخ مصر و پیش از انقضای زمان تعلیق فعالیت‌های ساختمانی اسرائیل در کرانه غربی دیدار کرده‌اند و پس از آن مذاکرات متوقف شده است.

مذاکره‌کنندگان آمریکایی پس از آن نتوانستند طرف اسرائیلی را به ادامه تعلیق فعالیت‌های ساختمانی در کرانه غربی متقاعد کنند. آنها همچنین نتوانستند محمود عباس را به ادامه مذاکرات بدون آن که اسرائیل به فعالیت‌هایش در شهرک‌های یهودی نشین در اراضی اشغالی پایان دهد، راضی کنند.

مطالب مرتبط