مشاهدات بی بی سی از یورش به محل تجمع هواداران مرسی

ساعت ۴ صبح، بیش از ده سرباز جلوی یکی از ورودی های مسجد رابعه عدویه پشت یک ردیف کیسه شنی ایستاده بودند.

آنها باتوم حمل می کردند و ماسک حفاظت از گاز اشک آور هم به دور گردن داشتند. بعضی از آن‌ها به کیسه های شنی تکیه داده بودند.

من قادر بودم از پشت سنگربندی، تنها سر گروهی مرد را ببینم که برای ادای نماز صبح ایستاده بودند. ظاهراً کسی نمی‌خواست آنجا را ترک کند.

من و همکارانم سوار بر خودرو در اطراف قرارگاه گشت زدیم. درست قبل از ساعت ۵ صبح هوا به تدریج روشن شد.

نیروهای پلیس کت های حفاظتی خود را بر تن کرده و ماسک‌های گاز را برای آزمایش به صورت زدند.

چند ردیف وانت پلیس در کنار جاده پارک شده بود. به نظر می‌رسید که قرار است عملیات یورش به زودی شروع شود.

ساعت ۶.۴۰ از یکی از خیابان‌های فرعی نزدیک به قرارگاه، ۶ جیپ پلیس دیدم که به سرعت به سمت یکی از جاده های اصلی می آمدند. نیروهای پلیس که با خود اسلحه حمل می‌کردند از جیپ ها بیرون پریدند و مانع از آن شدند که کسی جلوتر برود .

چند دقیقه بعد٫ یک بولدوزر ارتشی از همان جاده به سمت قرارگاه رفت. بولدوزر آجرهای انبوه و کیسه های شنی را کنار زد. تظاهرکنندگان با پرتاب سنگ و سوزاندن لاستیک واکنش نشان دادند.

در همان حال پلیس ضد شورش با خودروهای زرهی از خیابان‌های اطراف وارد محل شدند.

بیش از دو ساعت صدای تیراندازی به گوشم می رسید. صدای تیز تیراندازی همراه با صدای بم انفجار کپسول های گازهای اشک آور توأم شده بود.

برای مدتی تنفس بدون ماسک گاز غیر ممکن بود. بعضی از ساکنان محل در حالی که بینی و دهانشان را با دستمال پوشانده بودند از بالکن های خود٫ عملیات پلیس را تماشا می کردند.

دود غلیظ

جمعیت کوچکی شاهد برخورد پلیس با تظاهرکنندگان بر سر چهارراهی بود. یکی از آن‌ها که از طرفداران محمد مرسی، رئیس جمهور برکنار شده بود گفت: "آنها دارند ما را می کشند."

اشک در چشمان این مرد حلقه زده بود و باید آرام حرف می زد. همه ساکنان محل که دورش ایستاده بودند از نیروهای امنیتی حمایت می کردند.

من و همکارانم به سمت محل درگیری قدم زدیم و کمی جلوتر رفتیم. کمتر از ۲۰۰ متر با قرارگاه فاصله داشتیم. دود غلیظ و سیاهی مانع از آن شد که بتوانیم درست ببینیم در اطراف مسجد چه اتفاقی می افتد.

اما گاهی اوقات وزش باد صدایی را از بلندگویی در حوالی مسجد به سمت ما می آورد. اما تشخیص کلمات سخت بود.

بعد تصمیم گرفتیم آنجا را ترک کنیم. در حالی که با خودرو محل را ترک می‌کردیم٫ دو افسر پلیس به سمت ما دویدند و با حرکت دادن اسلحه شان ما را وادار به توقف کردند. آن‌ها دستور داشتند فیلم‌های دوربین ها را ضبط کنند.

سپس به ما اجازه دادند آنجا را ترک کنیم و از یک کمربندی که توسط نیروهای ارتش محافظت می‌شد به قاهره برگردیم.

هیچ‌کس از زمان دقیق عملیات نیروهای امنیتی خبر نداشت. در روزهای اخیر چندین بار در قاهره در مورد زمان عملیات شایعه هایی شنیده شده بود٫ اما هیچکدام از حدس ها به جایی نرسیده بود.

اما تظاهرکنندگان در مسجد رابعه می‌دانستند که نیروهای دولتی بالاخره سر و کله شان پیدا می شود.

مطالب مرتبط