مسیحیان سوریه در ترکیه پناه می‌گیرند

جامعه مسیحیان سوریه یکی از کهن‌ترین جوامع مسیحی جهان است. اما به دلیل خشونت‌های جاری در سوریه بسیاری از مسیحیان به ترکیه پناه برده‌ و با استقبال بسیار گرمی هم روبرو شده‌اند.

یوآخیم راهب جوانی است که پس از یازده سال زندگی در هلند به شرق ترکیه بازگشته است.

هدف یوآخیم احیای جامعه مسیحیان شرق (سریانی) ترکیه است که به گفته او رو به زوال است.

در تراس یک صومعه قدیمی که اخیرا مرمت شده است با پدر یوآخیم ایستاده ایم. این صومعه در ارتفاعات دورافتاده نصیبین قرارگرفته و مشرف به جلگه بین النهرین است.

یوآخیم می گوید: "خدا را سپاس می گویم که جامعه ما باردیگر زنده شده است. روزهای یکشنبه کلیسای ما پر از ساکنان دهکده می شود که برای دعا و نیایش می آیند."

با تحسین می گویم که چهره این منطقه به کلی تغییر پیدا کرده است و یوآخیم ادامه می دهد: "وقتی در سال ۱۹۸۸ برای اولین بار به این جا آمدم جاده ای وجود نداشت و ما مجبور بودیم یک ساعت از کوه بالا برویم تا به این صومعه برسیم."

"این تراس کشتزار سبزیجات بوده و یک خانواده محلی در ویرانه های این صومعه زندگی می کرد. این خانواده یزیدی بود و از این صومعه به خوبی نگه داری می کرد."

شنیدن سخنان تحسین آمیز در باره یک خانواده یزیدی از زبان یک راهب مسیحی سریانی برایم تازگی داشت چون مسلمانان و مسیحیان هردو این آئین را با شیطان پرستی مرتبط می دانند.

گرچه این هم یکی دیگر از شگفتی هایی است که بیش از پیش در شرق ترکیه دیده می شود.

دولت ترکیه طی ده سال گذشته در این منطقه سرمایه گذاری های زیادی انجام داده است از جمله سدهای هیدروالکتریکی زیادی به روی رودهای دجله و فرات ساخته و با توسعه کشاورزی و اشتغال زدایی سعی کرده که جوامع محلی از جمله کردها را راضی نگه دارد.

اما مسیحیان سریانی که پاسداران بعضی از قدیمی ترین کلیساهای جهان بوده اند، این منطقه، طور عبدین، به معنی " کوه خدمتگزاران خدا" را همیشه سرزمین خود به شمار آورده اند.

برای پرهیز از آفتاب گرم تابستانی، پدر یوآخیم مرا به سایه برد و یک خدمتکار جوان برایمان نوشیدنی آورد. یوآخیم سخنان خود را این طور ادامه می دهد.

"روزگاری حدود هشتاد صومعه در این منطقه وجود داشت و این صومعه یکی از اولین صومعه هایی است که سنت اوژن در قرن چهارم ساخت. او کسی است که آداب و رسوم صومعه های مصر را یاد داد."

یوآخیم سپس با لحنی عاری از هرگونه کینه و عداوتی شرح داد که چه گونه مغول ها و ترک ها به آزار راهبان مسیحی پرداختند و سبب شدند که از شمار آن ها شدیدا کاسته شود و فقط تعداد بسیار کمی برای حفظ صومعه ها باقی ماندند.

پدر یوآخیم افزود: "وقتی من دوسال پیش بازگشتم از دولت خواستم که اجازه بازگشایی این صومعه را بدهد که با آن موافقت شد."

"دولت هم چنین موافقت کرد که یک جاده آسفالته تا نزدیک کوه بسازد و شبکه برق در این منطقه ایجاد کند اما هزینه جاده به صومعه و مرمت آن را خود پرداختیم."

گفتم که آیا دولت به سختی با آن موافقت کرد؟

پدر یوآخیم در پاسخ گفت: "گرفتن موافقت دولت خیلی آسان بود. فشار اتحادیه اروپا باعث تغییر در سیاست های ترکیه شده است وسیاستمداران به این موضوع پی برده اند که بودن ما در این جا مفید خواهد بود. بسیاری از ثروتمندان جامعه مسیحیان از اروپا باز می گردند و در این جا سرمایه گذاری می کنند."

یوآخیم سپس افزود "مشکل کنونی مناقشه بر سر زمین با همسایگان کرد است. در بعضی از نقاط، کردها از کلیساهای ما برای اصطبل استفاده می کنند. البته ما در اقلیت هستیم ولی نماینده این منطقه در پارلمان یک مسیحی و از حزب کردستان است که شاید این موضوع به حل منافشات ما کمک کند."

من به دشت پائین اشاره می کنم و از او در باره سوریه و بیم نگرانی از بابت کشیده شد دامنه این جنگ به این منطقه می پرسم.

یوآخیم در پاسخ می گوید "به هیچ وجه نگران نیستیم. ما می خواهیم که برادران ما از سوریه بازگردند. اکثر آن ها طی دوران جنگ جهانی اول از این جا گریختند. آن ها همیشه در فرهنگ و زبان سریانی کهن ما سهیم بوده اند . بعضی از خانواده های آن ها این جا زندگی می کنند. "

در سراسر طور عبدین زندگی به تدریج، به بعضی از دهکده هایی که مدت ها خالی از سکنه مانده بودند، بازگشته اما این تنها به دلیل آمدن سریانی‌های آواره از سوریه نیست بلکه همکیشان آنها در سوریه که با یک مرز ساختگی از آن جدا شده بودند هم حالا به آغوش جامعه خود باز می گردند.

تعداد محدود هشتاد خانواده در این منطقه اکنون به صد و پنجاه خانوار افزایش پیدا کرده است.

یک کارخانه با کارگران ماهر سریانی از مزارع انگور سریانی‌ها شراب تولید می کند و در اختیار رستوران ها قرار می دهد.

در شهرهای تاریخی ماردین و مدیات هتل های جدیدی ساخته شده است .

Image caption یک هتل نوساز در ماردین

از یوآخیم در مورد اردوگاه آوارگان درخارج شهر مدیات سوال می کنم که مدرن بنظر می رسد اما نیمه خالی است.

پدر یوآخیم می گوید " ابن اردوگاه برای مسیحیان سریانی است. زمین آن را یک تاجر سریانی اهدا کرده است که مانند ما امیدوار است که سریانی‌های مسیحی سوریه به این منطقه بازگردند و با خانواده هایشان در این جا زندگی کنند."

چه کسی می توانست تصور کند که جنگ در سوریه باعث احیای یک جامعه قدیمی شود؟ شاید تنها پدر یوآخیم تنها کسی است که چنین تصوری را در ذهن داشته.

مطالب مرتبط