اردوغان در برابر سوریه: تف سر بالا یا سر پایین

رجب طیب اردوغان
Image caption این روزها حزب عدالت و توسعه سختترین و پرفشارترین روزهای خود را از زمان به قدرت رسیدن در ترکیه سپری می کند

در حالی که باراک اوباما رییس جمهور آمریکا دیشب گفت که عملیات نظامی احتمالی در مورد سوریه، محدود خواهد بود، رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه اعلام کرد که مداخله محدود او را راضی نمی کند بلکه عملیات نظامی علیه سوریه باید مثل کوزوو باشد. آقای اردوغان که در مراسم نود و یکمین سالگرد یکی از پیروزی های مهم نظامی ترکیه، موسوم به جشن ظفر، به پرسش های خبرنگاران پاسخ می داد گفت: "مداخله چیز یکی دو روزه و بزن و در رو نیست. باید رژیم را به مرحله کنار کشیدن برساند."

اما بر خلاف توقع آقای اردوغان، آمریکا تاکنون صحبت از حمله ای ضربتی و کوتاه مدت کرده که هدفش نه سرنگون کردن نظام بشار اسد بلکه تنبیه اوست. جنگ کوزوو هم که نخست وزیر ترکیه الگوی مناسبی برای حمله احتمالی به سوریه می داند، بمباران مداوم و فلج کننده یوگسلاوی سابق را در بر داشت که به خروج ارتش این کشور از کوزوو و تجزیه کشور انجامید. چیزی که زمین تا آسمان با برنامه فعلی آمریکا فرق دارد.

البته میل ترکیه برای مداخله نظامی در سوریه چیز تازه ای نیست و آنکارا در دو سال گذشته بارها این خواسته را مطرح کرده و در روزهای اخیر هم که این گزینه قوت گرفته مقامات ترکیه تلاش زیادی کرده اند تا هرطور شده مداخله نظامی در سوریه اتفاق بیافتد و سعی دارند تردیدها را درباره درستی این مداخله از ذهن جبهه غرب پاک کنند. مثل دیروز که احمد داوود اوغلو وزیر خارجه ترکیه در مصاحبه مطبوعاتی اش گفت که بر اساس یافته های سرویس امنیتی ترکیه (میت) دیگر شکی نمانده که اسد از سلاح شیمیایی استفاده کرده است.

دلیل این بی صبری ترکیه برای مداخله در سوریه چیست؟

این روزها حزب عدالت و توسعه سختترین و پرفشارترین روزهای خود را از زمان به قدرت رسیدن در ترکیه سپری می کند. چه در عرصه داخلی و چه در صحنه بین المللی. اتفاقاتی که در پارک گزی استانبول با اعتراض ها به قطع چند درخت شروع و به آشوب و درگیری ها میان معترضان به عملکرد حکومت با پلیس کشیده شد، باعث ترک برداشتن وجهه و اقتداری شد که آقای اردوغان و حزبش در این سالها در درون و بیرون ترکیه ساخته بودند. گرچه نظر سنجی های مستقل اخیر بعد از آن غوغاها نشان می دهد که عدالت و توسعه همچنان با حدود پنجاه و یک درصد آرا پیشتاز است و تغییر محسوسی در آرای احتمالی مردم به این حزب رخ نداده اما اینکه دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست نه از نگاه دولت پنهان است و نه مخالفان و نه حتی رای دهندگان به حزب آقای اردوغان.

چندی پیش رسانه های ترکیه گزارشی منتشر کردند که نشان می داد سرویس امنیتی ترکیه بعد از ماه رمضان وضعیت قرمز اعلام کرده و به دولت هشدار داده که ممکن است موج اعتراض ها بار دیگر با کوچکترین تلنگری از سر گرفته شود. همان نظرسنجی ها هم که جایگاه حزب عدالت و توسعه را در صندوق امن نشان داده اند، فضای دو قطبی را که بعد از این تظاهرات در جامعه ترکیه بیش از پیش عیان شده و روز به روز هم عمیقتر می شود هم آشکار کرده اند. این یعنی شاید در کوتاه مدت مشکل چندانی برای حزب حاکم لااقل سر صندوق و در رقابت درانتخابات محلی آینده پیش نیاید، اما در دراز مدت همین فضا به فرسوده شدن عدالت و توسعه و بخصوص تزلزل آقای اردوغان در داخل و خارج از حزب خواهد انجامید.

از طرفی در این مقطع، حزب کارگران کردستان (پ ک ک) و مساله کردها نیز که برای سالیان سال یکی از عوامل همبستگی یا سکوت از سر مصلحت مخالفان دولتهای ترکیه در زمانهای مختلف بوده، با آغاز روند مذاکرات صلح و روانه شدن اعضای مسلح پ ک ک از خاک این کشور به سوی کردستان عراق، این حزب را از صف بزرگترین مشکلات و دشمنان ترک ها خارج کرده است. پس توسل به مساله کردها هم برای از میان برداشتن تنش میان دولت و مردم مثل گذشته ممکن نیست و چیز دیگری باید به یاری حزب عدالت و توسعه برای معطوف کردن افکار عمومی بیاید. چه چیزی بهتر از دشمن و تهدید خارجی یا دغدغه شبانه روزی جنگی که از دید مردم ترکیه به محض شروع شدن چه محدود باشد و چه وسیع دامنگیر این کشور خواهد شد.

Image caption مقام های ترکیه ابتدا از پناهندگان سوری استقبال می کردند اما با کش یافتن بحران این مشکلی برای ترکیه شده است

موضوع پناهندگان سوری که هر روز بر تعدادشان در ترکیه اضافه می شود هم یکی از مهمترین دلایلی است که باعث شده دولت این کشور برای چنین مداخله ای از مدتها پیش دست به دعا بردارد. روزی که اولین پناهجویان سوری با پای برهنه و بقچه به دست دوان دوان به سوی روستاها و شهرستان های مرزی گوچچی وآلتین اوزو و… آمدند، مقامات ترکیه که می گفتند در کشورشان تا آخر به روی آنها باز است، تصور نمی کردند بحران سوریه تا به اینجا طول بکشد. به نظر می رسد دولتمردان ترک به دام خطای محاسباتی افتادند و گمان کردند نا آرامی های همسایه هم مانند مصر و تونس زود به نتیجه می رسد و دیری نمی کشد که اسد از قدرت کنار می رود. اما چنین نشد و ترکیه ماند و بیش از پانصد هزار پناهجوی سوری که بسیاری شان خارج از اردوگاه های هستند که دولت ترکیه برای آنها برپا کرده بود و این نگرانی را بوجود آورده که خیلی هایشان در این کشور ماندگار شوند. همین تصویر سبب شد که ترکیه از زمستان سال قبل مدام از لزوم مداخله نظامی به قصد حفاظت از مردم عادی صحبت کند تا شاید با این کار جلوی سرازیر شدن تعداد بیشتری از سوریها به این کشور گرفته شود.

و اما در خارج، رویای روابط بدون مشکل با همسایگان که احمد داوود اوغلو نظریه پردازش بود در همان اولین ماه های بحران در سوریه به طور جدی معنایش را از دست داد. با دشمن و خونخوار خوانده شدن بشار اسد و کشورهای حامی او، ترکیه یکباره خود را در برابر همسایگانی دید که دیگر ادعای دوستی داشتن با آنها دشوار بود. از همه مهمتر، ایران و به تبع آن، دولت عراق هر دو در آن طرف جبهه قرار گرفتند و تعارف های اولیه وزیر خارجه ترکیه درباره اینکه سوریه هرگز باعث کدورت این کشور با دیگر همسایگان نخواهد شد همان در حد حرف ماند.

نه تنها همسایگان کدورت پیدا کردند بلکه ترکیه به تدریج محبوبیتش را میان مردمان عرب و کشورهایی که به قولی بهار عربی را تجربه کرده بودند و تا این اواخر این کشور الگو و مایه حسرتشان بود، از دست داد. تا چندی پیش،‌ سریال های ترکی پربیننده ترین برنامه های تلویزیون های عربی بودند، سریال هایی که سوریه دوبله کرد و به جهان عرب شناساند، اما اکنون برای نمونه در مصر، نهضت تحریم سریال های ترکی راه افتاده و شبکه های مصری پخش این سریال ها را متوقف کرده اند.

در همین مصر اخوانی های حاکم و طرفدارانش رجب طیب اردوغان را به روی چشم می گذاشتند، اما ورق برگشت و با کودتا و سقوط دولت اخوان المسلمین ترکیه به خاطر جانبداری از مرسی نه فقط از چشم خیلی ها افتاد که وقتی آقای اردوغان، ژنرال سیسی، رئیس ستاد ارتش مصر را به بشار اسد تشبیه کرد، آخرین بندها میان ترکیه و مصر را هم گسست تا جایی که حالا رسانه هایی که زمانی در مدح او می نوشتند اکنون کاریکاتورهایش را می کشند و به رفتار ضد و نقیض ترکیه در باره دموکراسی در داخل و خارج طعنه می زنند. همین پریروز هم مجری مصری شبکه دولتی عرب زبان ترکیه (ت ر ت) یکباره در پخش زنده شروع به انتقاد از سیاست های ترکیه کرد و پس از آنکه دو و نیم دقیقه علیه رجب طیب اردوغان حرف زد استعفایش را از این شبکه تلویزیونی اعلام کرد.

Image caption اعتراضات اخیر در ترکیه علیه دولت عدالت و توسعه فعلا فروش کرده است اما می تواند موقتی باشد

خانواده های عرب نام شخصیت های سریال های ترک را روی فرزندان نورسیده شان می گذاشتند، پولاد علمدار، نقش اول سریال دره گرگ ها که در ترجمه عربی نامش به مراد تغییر داده شده بود، قهرمان جوانان عرب بود اما اکنون در لبنان، دو خلبان ترک که هر دو مراد نام دارند گروگان یک گروه مسلح لبنانی اند که ترکیه را مسئول سرنوشت خویشاوندان گروگان گرفته شده شان در سوریه می دانند. ترکیه ای که زمانی با نفوذش درسوریه گروگان های ایرانی را نجات داده بود اینک نه هنوز خود توانسته گروگان هایش را خلاص کند و نه منجی برای آنها بیابد.

در رابطه با غرب هم اوضاع چندان درخشان تر از این نیست بخصوص بعد از قضایای پارک گزی و کودتای مصر. دوستان غربی حزب عدالت و توسعه که بعد از سرکوب شدید تظاهرکنندگان در آشوبهای اخیر آن را به باد انتقاد گرفتند با جوابهای تند آقای اردوغان مواجه شدند تا جایی که نخست وزیر ترکیه آنها را به دست داشتن در این اعتراضها متهم کرد. بعد از آن هم بر سر مصر با آنها رو در رو شد و غرب را در سخنرانی های مختلف درباره دموکراسی، دورو و بی هویت و حتی بی شرافت خطاب کرد و سبب شد زمزمه های ناخشنودی رفقای غربی ترکیه بیشتر از گذشته شنیده شود.

با این تابلوی پیش روی مقامات ترکیه، مداخله نظامی درسوریه برای گشایش حوزه نفوذ جدید ضروری است و شاید بتوان گفت فعلاً بعد از کردستان عراق، تنها جای نسبتاً ممکن در همسایگی ترک ها برای گشایش حوزه نفوذ و همچنین، احیای رابطه و نزدیکی با غرب است. تا آنجا که ترکیه بدش نمی آید مستقیم و به طور فیزیکی در این جنگ احتمالی، شرکت کند تا هم به غربی ها نشان دهد همیشه مخالفشان نیست و هم با دخیل شدن در این نبرد، توانایی هایش را به کشورهای اطراف نشان دهد و با تاکید بر فداکاری برای مردم سوریه، دل مردمان جهان عرب را مثل گذشته به دست آورد. از همه مهمتر، با این راه اندکی از شکست های پی در پی سیاست خارجی اش بکاهد. دست آخر هم با توجه به اینکه بیشتر مخالفان مسلح و غیر مسلح سوری به قولی سر سفره ترکیه نشسته اند، همان بهره ای را از جنگ در سوریه ببرد که ایران در نبرد آمریکا با صدام برد.

با این حال فعلا به نظر نمی رسد با روندی که در پیش است، خواسته های ترکیه به آسانی قابل دسترسی باشد. آمریکا تاکید کرده اگر حمله ای هم در کار باشد به قصد سرنگونی اسد و تغییر رژیم نخواهد بود و با آنکه ترکیه پیشاپیش اعلام کرده در هر ائتلافی برای مداخله نظامی علیه سوریه جای می گیرد، در این مقطع در برنامه نظامی آمریکا نیازی برای ارتش این کشور دیده نمی شود. حتی احتمال استفاده از پایگاههای ناتو درترکیه هم خیلی بعید به نظرمی رسد مگر به حکم ضرورت در حمله ای گسترده.

اما مداخله نظامی در سوریه با یا بی حضور ترکیه چه عواقبی برای این کشور می تواند داشته باشد؟

از همان لحظه که عبارت حمله نظامی از دهان مقامات آمریکایی بیرون آمد بسیاری از آنها که همچنان در شهرهای مختلف سوریه و با وجود درگیریها ماندن را به رفتن ترجیح داده بودند از ترس اینکه مبادا در چنین حمله ای جانشان را از دست بدهند بار و بنه بسته و راهی مرزهای کشورهای همسایه از جمله ترکیه شده اند.

Image caption برخی از حمایت ترکیه از مخالفان مسلح انتقاد دارند

از سوی دیگر این نگرانی که سوریه به این مداخله پاسخ بدهد نفس خیلی ها را در ترکیه بخصوص در شهرهای مرزی بند آورد. نگاهی به شبکه های اجتماعی ترکیه این دغدغه را کاملا آشکار می کند. به طور مثال گشتی با هش تگ" #SURIYEYEMUDAHILE" یعنی مداخله در سوریه یا مشابه آن در توییتر برای درک جنبه های مختلف این نگرانی ها کافیست. بسیاری از کاربران در شهرهای مرزی ترکیه که در یکی دو سال گذشته از راکت های مخالفان یا آتش توپخانه ارتش سوریه بی نصیب نمانده اند، نوشته اند که اکنون در هراس از موشک باران به سر می برند. اما یکی از برجسته ترین ترس هایی که در شبکه های اجتماعی مطرح می شود، ترس از رو در رو شدن با ایران است. بسیاری به دولت ترکیه هشدار می دهند که با وارد شدن به این میدان، تهران هم آرام نخواهد نشست و حتی اگر مستقیم موشکهایش را به سوی ترکیه نشانه نرود، یا در داخل این کشور به تحریک و تجهیز گروه های مختلف جهادی خواهد پرداخت یا شاید با کارت پ ک ک به نوعی بازی خواهد کرد. علی بولاچ نویسنده روزنامه زمان به همین موضوع اشاره کرده و نوشته حتی اگر همه اینها هم اتفاق نیافتد ترکیه در دراز مدت با هلال شیعی نیرومندی مواجه خواهد شد که از ایران و حزب الله لبنان و عراق تشکیل شده و در همه این کشورها بازنده خواهد شد.

تصویری هم که حتی بعد از موفقیت احتمالی این مداخله در صورت تشکیل منطقه پرواز ممنوع پیش روست چندان روشن نیست. در حال حاضر حزب اتحاد دموکراتیک مهمترین حزب کردهای سوریه کنترل بسیاری از نواحی مرزی ترکیه را به عهده دارد و البته چندی است که خود با جبهه نصرت که با القاعده بیعت کرده درگیر شده و پیش بینی اینکه ترکیه با یکی از این دو باید همسایه شود خیلی سخت نیست. همجواری با گروهی نزدیک به القاعده که احتمالا فضای بیشتری هم برای عرض اندام پیدا خواهد کرد، می تواند کابوسی تمام عیار برای ترکیه باشد و بسیاری از ناظران از همین حالا به آنکارا هشدار می دهند که در صورت تحقق این وضعیت بلای جان تازه ای پیدا خواهد کرد و به مرور خودش هم از گزند چنین گروهی در امان نخواهد ماند. و در حالت دوم که از نگاه بسیاری بهترین حالت در بدترین شرایط برای ترکیه محسوب می شود این کشور بار دیگر ناچار به همکاری با حزبی خواهد بود که به نوعی با نزدیکی به پ.ک.ک شناخته می شود و این ممکن است دست ترکیه را در چانه زنی های روند صلح با کردها ضعیف تر کند.

نکته دیگر برداشت های داخلی از این پیش قدمی دولت ترکیه است. با اینکه افکار عمومی تا حد زیادی ضد بشار اسد است، سیاستهای دولت ترکیه به ویژه در ماههای اخیر درباره سوریه چندان مقبول عموم نبوده است. کم نیستند کسانی که معتقدند از زمانی که دولت ترکیه آشکار و نهان از گروه های مسلح مخالف سوری حمایت کرد، خود دستش به خون در سوریه آغشته شد و جا گرفتن یا حمایت آنکارا در مداخله نظامی را باعث بحرانی تر شدن وضعیت کشور همسایه می دانند. اکنون حزب عدالت و توسعه در تصمیم برای پیوستن به حمله نظامی علیه سوریه کاملا تنهاست. هیچ یک از احزاب مخالف طرفدار مداخله نظامی نیستند. حتی حزب حرکت ملی که سال گذشته با لایحه دولت برای پاسخ نظامی به سوریه در صورت ضرورت رای مثبت داده بود.

علاوه بر این برخی هم به تاثیر چنین اقدامی بر جامعه علوی ترکیه اشاره می کنند. مانند نورای مرد نویسنده و روزنامه نگار که می گوید با اینکه علوی های ترکیه می دانند با علوی های سوریه فرق دارند، به شدت نسبت به آنها حساسند و احساس می کنند دولت ترکیه در جبهه سنی علیه علوی جای گرفته و به این شکاف فرقه ای دامن هم می زند. چنین وضعیتی هم راه را بر هر نوع تلاش حزب حاکم برای حل اختلاف و مشکلاتش با این بخش از جامعه خواهد بست.

انتقاد از تناقض در سیاست خارجی دولت ترکیه و ضعیف، احساساتی و عجولانه بودن آن چه در قبال سوریه و چه در برابر بقیه مسایل هم این روزها بیشتر از همیشه در داخل و خارج از این کشور به گوش می رسد. حتی در رسانه هایی که تا حد زیادی به نزدیک بودن با حزب حاکم شناخته می شوند. مثل مقاله احسان داغی در روزنامه زمان. او به جمله هایی اشاره کرده که آقای اردوغان از سر عصبانیت از سکوت غرب در برابر کودتای مصر در یک سخنرانی گفته بود: "آنها که کودتا را کودتا نمی دانند همان هایی اند که در منطقه خون و نفت می نوشند". احسان داغی در مقاله اش از نخست وزیر ترکیه پرسیده: "آنها که خون و نفت می نوشند باز دارند به منطقه می آیند. گویا قرار است بیایند و اسد را سرنگون کنند. بیایند؟ آیا دعوتشان می کنید؟ یا به آنها پیشنهاد شراکت می دهید؟ اگر اینطور است حاضرید هر آنچه را در این هفته ها علیه غرب گفته اید، فراموش کنید؟ آن وقت آن سیاست خارجی که می گفتید بر اساس اصول و اخلاق است چه خواهد شد؟"

به هر صورت، وضعیت برای دولت ترکیه چه این مداخله رخ بدهد یا نه و چه ترکیه در آن نقشی داشته باشد یا نداشته باشد چندان دلپذیر به نظر نمی رسد و از هر طرف ممکن است با هزینه های بیشتری مواجه شود. شاید بهترین جمله را برای توصیف شرایط آقای اردوغان و حزبش درباره سوریه چنگیز چاندار تحلیلگر مسایل منطقه در روزنامه رادیکال نوشته که تاکید کرده در وضعیت فعلی سوریه، اردوغان نه راه پیش دارد نه راه پس. چه با غرب باشد و چه نباشد امکان باختش بالاست و این مثل را برای وصف آن برگزیده :" پایین تف کند ریشش است و بالا تف کند سبیلش".

مطالب مرتبط