حمله به سوریه: باز هم عدو سبب خیر خواهد شد؟

Image caption احتمال دخالت نظامی غرب در سوریه، چالشی برای سیاست "اعتدال" دولت حسن روحانی است

یادداشت صفحه اول شماره دیروز روزنامه لبنانی السفیر با چنین تعبیری آغاز شده بود: دمشق خواهر دوقلوی تهران است. با ترجمه ای از این بیت سعدی ادامه یافته: چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار. و این گونه به پایان رسیده بود: حمله به سوریه تقریباً قطعی شده و مسئله فقط این است که کی این حمله رخ می دهد. حال برای دیدن افق حمله، چشمها به تهران دوخته شده که آیا این حمله به جنگی منطقه ای بدل خواهد شد.

در بیتی که علی هاشم نویسنده السفیر از سعدی آورده، نکته ای نغز نهفته است. سعدی این بیت را در گلستان پس از آن سروده که به گفته خودش در مسجد اموی دمشق، "بر بالین تربت یحیی پیغامبر معتکف" بوده که "یکی از ملوک عرب که به بی انصافی منسوب بود اتفاقاً به زیارت آمد و نماز و دعا کرد" و به سعدی گفت که از "دشمنی صعب" اندیشناک است. سعدی هم پندش داد که "بر رعیت ضعیف رحمت کن تا از دشمن قوی زحمت نبینی".

اکنون و با گذشت پس از هفتصد سال، انگار بشار اسد یادآور همان حکمران عرب منسوب به بی انصافی است که پند سعدی را نشنیده گرفت و چون بر رعیت ضعیف رحم نکرد، دشمنی قوی به زحمتش انداخت. اکنون هم گرچه مسجد اموی برایش نا امنتر از آن است که به کنار تربت سر بریده یحیای پیامبر برود و دست به دعا بردارد اما در تهران، دعاگویانش کم نیستند. سؤال اینجاست که این هموطنان سعدی، جز دعا چه کمکی می توانند به این حکمران عرب کنند؟

اگرچه بسیاری در جهان عرب همچون نویسنده السفیر چشم به ایران دوخته اند تا به یاری سوریه برود، حمله به نزدیکترین همپیمانش را حمله به خود تلقی کند و چنان جلو حمله کنندگان درآید که تمام خاورمیانه برایشان جهنمی سوزان شود اما مقامات لشگری و کشوری جمهوری اسلامی تاکنون تنها به هشدار دادن به آمریکا و متحدانش در مورد پیامدهای حمله به سوریه بسنده کرده و هیچ اظهارنظری نکرده اند که حتی بوی پیوستن به سوریه در جنگ احتمالی با حمله کنندگان بدهد.

Image caption بیشتر کمک‌های ایران به سوریه مالی و فنی است

در روزهای اخیر که عملیات نظامی علیه سوریه به قطعیت نزدیک شده، ایران هیچگاه هشدار نداده که در حمایت از سوریه علیه چنین عملیاتی وارد عمل خواهد شد، بلکه تلاشهایش صرفاً‌ دیپلماتیک بوده و با رایزنی با دولتهای مختلف، کوشیده برای جلوگیری از حمله به سوریه، تنها در نقش میانجی ظاهر شود.

منابعی آگاه در عراق به بی بی سی فارسی گفته اند که ایران به صورت غیرمستقیم با آمریکا هم تماس برقرار کرده و به این منظور، سرتیپ قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران را به بغداد نزد نوری مالکی، نخست وزیر عراق فرستاده است. به گفته این منابع، آقای مالکی هم مشاور امنیت ملی اش، فالح فیاض را حامل پیام ایران به آمریکا کرده اما محتوای این پیام هم در حد همین هشدارهای کلی بوده که مقامهای ایرانی نسبت به پیامدهای دخالت نظامی در سوریه داده اند و تهدیدی در بر نداشته است.

ایران اساساً‌ تعهدی هم به سوریه ندارد که در دفاع از این کشور دست به اسلحه ببرد. وزیران دفاع دو کشور بارها با هم یادداشت تفاهم دفاعی امضاکرده اند اما این تفاهمنامه ها تنها در حد کمک فنی و آموزشی ایران به ارتش سوریه بوده و هیچگاه به امضای پیمانی دفاعی نینجامیده است که دو کشور را ملزم کند یکدیگر را در جنگ تنها نگذارند.

به فرض که ایران بخواهد در برابر حمله به سوریه آرام ننشیند و در پاسخ به این حمله، دست به اقدامی نظامی بزند. چگونه چنین اقدامی امکان پذیر است؟

Image caption ایران اساساً‌ تعهدی هم به سوریه ندارد که در دفاع از این کشور دست به اسلحه ببرد

عملیات نظامی آمریکا و متحدانش در سوریه، به باور آگاهان، در قالب اعمال منطقه پرواز ممنوع بر حریم هوائی این کشور و هدف قرار دادن نقاطی راهبردی همچون پایگاههای هوائی و تأسیسات مهم نظامی خواهد بود. ایران با توجه به فاصله جغرافیایی و هم مرز نبودن با سوریه، به هیچ وجه امکان مداخله نظامی در سوریه برای مقابله با این حملات را نخواهد داشت مگر آنکه تصمیم بگیرد با حمله کنندگان به سوریه در خارج از خاک این کشور و در نقاطی برخورد کند که در تیررس موشکها و جنگنده هایش قرار دارند. تصمیم خطرناکی که به معنای اعلام جنگ یکجانبه به آمریکا و متحدانش است و بشدت نامعقول می نماید. بویژه آنکه دست کم از زمان انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری، نشانه های آشکاری از عدم تمایل سیاستگذاران ایرانی، حتی در سطح رهبری جمهوری اسلامی، به افزایش تنش با آمریکا و غرب و رویکرد آنان بسوی کاستن از بار فشارها و تحریم بین المللی به چشم می خورد.

در دوازده سال اخیر که خطر حمله احتمالی آمریکا به ایران پی در پی مطرح شده، مقامها و سخنوران ایران بارها آیت الله خامنه ای را ستوده اند که چگونه با "تدبیر"، خطر جنگ را از سر کشور رفع کرده است. حال، چندان معقول به نظر نمی رسد که رهبری جمهوری اسلامی، یکباره چنین "تدبیرهایی" را کنار بگذارد و خودش به آمریکا اعلام جنگ بدهد و کشور را به دهلیز تاریک و خطرناکی وارد کند که هیچ روزنه روشنی در آن سویش به چشم نمی خورد.

در نتیجه، بعید به نظر می رسد واکنش مستقیم ایران به حمله احتمالی به سوریه، از موضعگیریها و پیامهای خشم آلود فراتر رود. اما اگر ایران عزم جدی داشته باشد که در برابر حمله به متحد منطقه ای اش ساکت ننشیند و به اقدامی عملی دست بزند، چه بسا تنها راه، خطر آفریدن برای امنیت اسرائیل از طریق حزب الله لبنان و گروههای فلسطینی باشد که هنوز سیاستهایی همراستا با ایران دارند.

دست زدن به چنین اقدامی هم با توجه به اینکه دست داشتن ایران در آن، قابل پنهان کردن نیست، پرخطر خواهد بود و کمترین هزینه ای که به بار خواهد آورد، فشار خارجی طاقت فرسایی خواهد بود که بر سیاست "اعتدال" که دولت ایران برای برون رفت از محاصره اقتصادی و انزوای سیاسی سرلوحه کارش قرار داده است، یکسره خط بطلان خواهد کشید.

Image caption به نظر نمی رسد که رهبری جمهوری اسلامی، بر سر سوریه به آمریکا اعلام جنگ بدهد

بعید است ایران به صورت یکجانبه، آغازگر خطرآفرینی برای اسرائیل و گشودن جبهه تازه ای در برابر آمریکا و متحدانش در منطقه باشد مگر آنکه نظام بشار اسد در لحظه ای که سرنگونی را نزدیک و گریزناپذیر ببیند، دست به حمله به اسرائیل بزند و حزب الله لبنان و گروههای فلسطینی مورد حمایتش را هم با خود به چنین نبردی بکشاند و ایران نیز، خواسته یا ناخواسته به پشتیبانی از این اقدام برخیزد. البته پشتیبانی ایران هم به احتمال زیاد در شکل و شمایل کمک لجستیکی، همچون جنگ هفت سال پیش اسرائیل و حزب الله خواهد بود.

در نتیجه، با فرض وقوع حمله ای علیه سوریه، به نظر می رسد تنها کاری که از ایران برمی آید، ادامه همین روندی است که در دو سال گذشته پی گرفته است، یعنی کمک مالی و فنی و احیاناً تسلیحاتی به سوریه و تقویت حزب الله لبنان برای اعزام نیرو به داخل سوریه و جنگ چریکی در کنار ارتش این کشور. همین میزان کمک هم البته هزینه ای سنگین برای ایران دربرداشته است که گفته می شود سر به هفده میلیارد دلار زده است. عملی ترین راه ارسال کمکهای ایران، راه هوائی است و با توجه به احتمال اعمال منطقه پرواز ممنوع بر آسمان سوریه، همین میزان کمکی هم که ایران به سوریه می کند، ناچار کاهش خواهد یافت.

شاید از ایران تهدیدی جدی و مستقیمی علیه جبهه ای که در برابر سوریه شکل گرفته است سرنزند اما هشدارهای ایران توخالی به نظر نمی رسد و همخوان با نظر بسیاری از ناظران و کارشناسان در غرب و شرق عالم است که پیامدهای ناگواری در مداخله نظامی آمریکا و متحدانش در سوریه می بینند.

دولتهایی که اکنون عزم خود را برای ضربه زدن به نظام بشار اسد جزم کرده اند، تأکید می کنند که این ضربه، "تنبیهی" خواهد بود و هدفش، سرنگون کردن بشار اسد نیست. بدین ترتیب، بشار اسد در وضعیتی مشابه معمر قذافی در لیبی قرار خواهد گرفت، اما وضعیت سوریه کاملاً متفاوت با لیبی است و عملیات نظامی مشابه با آنچه در لیبی صورت گرفت، لزوماً نتایج مشابهی به بار نخواهد آورد.

Image caption حمله آمریکا و متحدانش به افغانستان و عراق، در نهایت به سود ایران تمام شد

حفظ انسجام بدنه اصلی نظام و ارتش سوریه پس از دو سال جنگ، در مقابل از هم گسیختگی نیروهای مسلح مخالف بشار اسد، حضور قدرتمند گروههای جهادی که آشکارا خود را بخشی از القاعده می دانند، شکاف عمیق در جمعیت سوریه بر سر هوادارای یا مخالفت با نظام که دو جبهه آشتی ناپذیر تشکیل داده که هر یک تقریباً به یک اندازه در دو سال جنگ تلفات داده اند و همگن نبودن بافت جمعیتی سوریه، از مهمترین عواملی است که می تواند دولتهایی را که دست به مداخله نظامی در سوریه می زنند در وضعیتی بسیار دشوار قرار دهد و امنیت همسایگان این کشور را هم دستخوش خطر کند.

در این وضعیت دشوار، ایران همچنان به عنوان حامی یک طرف درگیر می تواند نقش ایفا کند و برگه هایی در دست داشته باشد که بتواند در موقع لزوم رو کند و دست به معامله بزند.

حمله آمریکا و متحدانش به افغانستان و عراق، در نهایت به سود ایران تمام شد: خطر دو دشمن مهم بی هیچ هزینه ای از سرش رفع و دو بازار و حوزه نفوذ ارزشمند پیش رویش باز شد. در مقابل، حمله کنندگان به این کشورها بودند که هزینه های سنگین دادند و به زحمت افتادند. آنانی که اکنون در تهران برای بشار اسد دست به دعا برداشته اند می توانند این را هم در دعایشان بگنجانند که این بار هم عدو سبب خیر شود.

مطالب مرتبط