نگاه نویسندگان عرب به رویدادهای کشورشان

Image caption سمر یزبک نویسنده و روزنامه نگار سوری ،برنده جایزه بین المللی پن پینتر

همزمان با تحولات سوریه، پنج نویسنده عرب از احساس خود به تحولات کشورشان ، امید و نومیدی هایشان سخن می گویند.

سمر یزبک (سوریه)

این روزها به این که چه کسی هستم ،فکر نمی کنم.

ما هنوز در راه رسیدن به مقصود خود قدم برمیداریم اما بیرحمی‌های بشر ما را از مسیر خود خارج کرده است.

ناگهان به هرسوی که روی می آوردم، خود را زیر تیغه گیوتین می‌دیدم.

بعد از سال ها که به رغم همه گونه سرکوب فکر می کردم اکنون می توانم مدعی آزادی ام، به عنوان یک زن باشم، ناگهان مرا از هرچه احساسی که به خود د اشتم تهی کردند و گوئی از آسمان بارها و بارها مرا به ژرفنایی پرت می کردند که شیطان در آن می‌زیست.

میزان وحشی گری هایی که در این جهان وجود دارد برای هیچکس قابل تصور نیست.

من دستهای جدا شده از بدن کودکان را زیر ویرانه ها دیدم.

دستهای یک دختر بچه چهار ساله که از زیر آوار خانه ای که بشار اسد بمباران کرده بود، بیرون زده بود.

من پدر این دختر را دیدم که سرتا پایش را خاک پوشانده بود. روی پیاده روی نزدیک به ویرانه های خانه اش نشسته بود. سوگوار و تنها.

او در حالی که در سکوت و بهت فررفته بود سیگار می کشید و به امدادگرانی می نگریست که تلاش می کردند دخترش را از زیرآوار بیرون بکشند.

او ناگهان دستانش را روی پیشانی اش گذاشت و سیل اشک از چشمانش جاری شد.

در همین لحظه بود که من دستم را روی سینه ام گذاشتم. قلبم نزدیک بود بایستد .حس کردم انگشتانم در بدنم فرو می روند و قفسه سینه ام را می شکافند.

من هیچ بودم هیچ.

غازی قبلاوی (لیبی)

Image caption غازی قبلاوی پزشک و نویسنده لیبیایی . چند مجموعه داستان های کوتاه و شعرعربی از او انتشار یافته است

در داستان کوتاهی که قبل از قیام مردم نوشته بودم از مردی می گویم که کنار دست راننده یک اتومبیل کهنه نشسته است.

راننده به طرز جنون آوری در جاده ای داغ و بی انتها می راند و مرد کناردست او مرتبا می‌پرسد " کجا می رویم؟ "

این صحنه و سوال تکراری، بیانگر حس نومیدی و عجزی است که در لیبی معمر قذافی وجود داشت.

امروز لیبی با مشکلات زیادی دست به گریبان است.

دولت مرکزی ضعیفی دارد که قادر به تامین خدمات اساسی مردم نیست و کنترل نظم و قانون از دستش خارج شده است.

گروه‌های مسلح برای نگاهداشتن غنائم به دست آورده با هم رقابت می کنند و دولتمردان جدید در جهت منزوی کردن رقبای خود گام برمی دارند.

جامعه به دولت اعتماد ندارد اما شدیدا به آن وابسته است.

با وجود تمام این مشکلات جدی، مردم لیبی هنوز امید و خوش بینی خود را کاملا از دست نداده اند، گرچه از اینکه کشورشان در مسیری که انتظار داشتند و برایش قربانی داده اند، پیش نمی رود، ناراضی‌اند.

بدون امید ما نمی توانیم خود را از میراث استبداد، رکود اجتماعی و به دوش کشیدن لاشه فرصت های از دست رفته، رها سازیم.

در آخر داستان کوتاه من مرد راننده مسافر را از اتومبیل بیرون می اندازد.

او تنها روی آسفالت داغ ایستاده و چشم به سایه اتومبیل دوخته که در افق کم کم از نظرش محو می شود.

مرد زیر آفتاب سوزان باردیگر می پرسد " کجا می رویم؟"

پس از سال ها که در ناکجا آباد سرگردان می ماند، می توانم تصور کنم که همان اتومبیل کهنه باردیگر او را سوار کند.

اما مرد خوشحال است که راه پیاده را انتخاب کرده است و این واقعیت را می پذیرد که این جاده پراز فراز و نشیب است اما ممکن است او را به مقصدی برساند که ارزش این سختی ها را داشته باشد.

سمر مزغنی (تونس)

Image caption سمر مزغنی متولد ۱۹۸۸و نویسنده بیش از صد داستان برای کودکان و چهارده داستان بلند است

وقتی کشور من روز پانزدهم ژانویه ۲۰۱۱ از خواب بیدار شد، ما بر این باور بودیم که انقلاب کرده ایم .

ما تصور می کردیم که تغییر روی داده، بهترین موقعیت‌ها پیش روی ماست و دیکتاتوری پایان یافته است.

ما نتوانستیم ببینیم که انقلاب دیکتاتور جدید ماست.

وقتی انقلاب به عنوان یک رویداد ملی جشن گرفته می شود، به صورت آرمانی مقدس در می آید، منشا غرور ملی و شکوه تاریخی می شود دیگر از انتقاد بدور می ماند و همه ما را اسیر می کند.

من حامی انقلاب تونس هستم اما دوسال پیش ما جنبه های تاریک آن را نادیده گرفتیم، آن را به زیر سوال نبردیم و آن را به چالش نطلبیدیم و مورد انتقاد قرار ندادیم. ما فقط با آغوش گرم آن را پذیرفتیم و فکرکردیم همه چیز خوب خواهد شد.

ما در مورد الویت های کشورمان و اقداماتی که باید انجام گیرد به رهبری و آینده نگری نیاز داریم.

ما حال می دانیم کسانی را که رهبران خود می پنداشتیم هیچ نظری در مورد آینده ارائه نمی دهند، باعث وحدت در بین مردم نشده و نقش رهبری برای آینده کشور را بازی نمی کنند.

چیز زیادی تغییر پیدا نکرده است. دیکتاتوری هنوز وجود دارد و فقط ظاهر آن تغییر پیدا کرده است.

سارا خورشید (مصر)

Image caption سارا خورشید روزنامه نگار و نویسنده مصری . مقالات او در روزنامه گاردین، نیویورک تایمز و بسیاری از جراید مصر انتشار یافته است

در روزهای با شکوه اول انقلاب نمی‌توانستم تصور کنم که نه تنها همان رژیم سابق قدرت را بدست خواهد گرفت بلکه صدها مصری کشته خواهند شد.

قلب بسیاری از مصری ها مالامال از ترس، بی اعتمادی و نفرت شده است.

آنهایی که برای برکناری مبارک در کنار هم تلاش کرده بودند اکنون شکاف عمیقی بینشان به وجود آمده است.

اما اختلاف بین گروه های سیاسی بسیار کم منعکس کننده عمق اختلافاتی است که بین مردم مصر وجود دارد.

و بین این دو جناح مخالف آن چه از دست رفته انقلاب است.

اما آیا من امید خود را ازدست داده ام؟

خیر.

وظیفه کسانی که به انقلاب وفادار باقی مانده اند مبارزه علیه سرکوب بیرحمانه اعضای اخوان المسلمین است چون با خواسته های ما از انقلاب کاملا مغایرت دارد.

فارع المسلمی (یمن)

Image caption فارع المسلمی نویسنده و فعال جنبش جوانان

اوایل سال ۲۰۱۱، جهان متوجه کشور من، یمن شد.

اما مخالفت با علی عبدالله صالح رئیس جمهوری وقت از مدت‌ها پیش شروع شده بود.

در سال ۲۰۰۷ جنبش صلح آمیزی در جنوب یمن علیه تمرکز قدرت در دست دولت مرکزی شکل گرفته بود.

این جنبش بعدا خواستار جدائی جنوب از شمال و بازگشت به مرزهای قبل از انقلاب ۱۹۹۰ شد.

در شمال بعد از شش جنگ بین نیروهای دولتی و شورشیان حوثی صلح آتش بس متزلزلی برقرار شده بود.

دوسال بعد هنوز تصویر شفافی نمی توان از اوضاع یمن به دست آورد.

علی عبدالله صالح ممکنست که از قدرت به کنارگذاشته شده باشد، اما نفوذ او هنوز احساس می شود.

رهایی از نفوذ او مثل خاری که درگلو گیر کرده باشد مشکل است.

کنفرانس گفتگوی ملی هنوز ادامه دارد و بر سر تدوین پیش نویس قانون اساسی اختلاف نظرها به قوه خود باقی است.

در اقتصاد یمن هیچ تغییری محسوسی روی نداده است.

با وجود این در ارتش اصلاحاتی انجام گرفته و مردم بیشتر در باره مسائل سیاسی گفتگو و اظهار نظر می کنند.