سایه دیکتاتوری پینوشه بر رقابت دو زن

Image caption میشل باچلت - اروین ماتای

چهل سال پس از کودتای ارتش علیه دولت سالوادر آلنده و ۲۳ سال پس از گذار به یک دولت غیرنظامی، انتخابات ریاست جمهوری پیش رو به نحوی بی‌سابقه به بحث‌های مربوط به سال‌های حکومت پینوشه شدت بخشیده است.

یکی از رقبای انتخابات پیش رو خانم میشله باچلت است که تا ۴ سال پیش خود رئیس جمهور شیلی بود و به رغم محبوبیت بالا به دلیل ممنوعیت قانون اساسی اجازه نامزدی مجدد در انتخابات ۲۰۰۹ را نیافت. او حالا دوباره خود را برای احراز این پست نامزد کرده است. رقیب او خانم اولین ماتای از جناح محافظه‌کار شیلی است.

این که در کشوری نسبتا محافظه‌کار که تا ۱۰ سال پیش در آن زنان از حقوق چندانی برخوردار نبودند و حتی حق طلاق نداشتند حالا دو زن به عنوان رقبای اصلی ریاست جمهوری در برابر هم قرار می‌گیرند البته موردی قابل اعتنا در کل آمریکای لاتین است. ولی ورای این مسئله، رقبایی که در برابر هم قرار گرفته‌اند دوباره گذشته تاریک در تاریخ معاصر شیلی را به موضوع روز بدل کرده‌اند.

این انتخابات که در ماه نوامبر برگزار می‌شود نیز بیش از همیشه زیر سایه سنگین کودتای نظامی ارتش و سال‌های دیکتاتوری پس از آن است و شاید بازخوانی و درس‌آموزی از آن دوره را برای بخش‌های بیشتری از جامعه به موضوعی جدی‌تر بدل کند.

به طور کلی هنوز هم شیلی در کشاکش بررسی پرونده دیکتاتوری دوران پینوشه است. عوامل مختلفی در این راه بازدارنده بوده‌اند. در این باره بیشتر بخوانید.

پیشینه‌ تلخ و مشترکی که نامزدها را همراهی می‌کند

اختلاف نظر سیاسی میان دو نامزد پیشینه‌ای پر پیچ و خم دارد که تا کنه زندگی شخصی و خانوادگی آنها جریان می‌یابد و به شدت متاثر از کودتای سال ۱۹۷۳ و سال‌های سرکوب و دیکتاتوری پس از آن است.

رقابت باچلت و ماتای ورای روزآمدکردن موضوع کودتا و تاثیرات آن بر زندگی سیاسی شیلی بحث اخلاق و دمسازی یا عدم دمسازی با مناسبات مسلط و به طریق اولی، تلاش یا عدم تلاش برای تغییر این مناسبات را هم به موضوع روز بدل کرده است.

زندگی و رویکرد پدران هر دو نامزد با این سوال‌ها و بحث‌ها درهم تنیده بود، و حالا در مورد دختران آنها نیز بحث‌های مشابه‌ای جاری است.

آلبرتو باچلت و فرناندو ماتای هر از افسران بلند پایه ارتش شیلی بوده‌اند. هر دو خانواده در سال‌های قبل از کودتای پینوشه در محله‌ای واحد زندگی می‌کردند و دختران آنها، میشله و اولین هم به رغم دو سال اختلاف سن با هم دوستی نزدیک داشتند.

دو افسر به رغم مناسباتی نزدیک و احترام‌آمیز به لحاظ سیاسی به راه‌های متضادی رفتند.

سالوادر آلنده رهبر حزب سوسیالیست شیلی پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۷۰ باچلت را به ریاست اداره‌ای برگمارد که مسئولیت آن مبارزه با بازار سیاه و توزیع و تامین بسامان مواد غذایی در کل کشور بود.

توصیه ماتای به باچلت این بود که وارد کار سیاسی نشود و به عنوان یک نظامی بی‌طرفی سیاسی خود را حفظ کند.

روز ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ با کودتای اگوستو پینوشه علیه دولت آلنده باچلت هم دستگیر شد و زیر شکنجه قرار گرفت.

ماتای که رایزن نظامی شیلی در لندن بود اندکی بعد از کودتا به کشور بازگشت و رئیس آکادمی نیروی هوایی شد، و این همان محلی بود که زیرزمین آن را به محلی برای شکنجه زندانیان سیاسی بدل کردند.

باچلت نیز در همین محل زیر شکنجه رفت و ۷ ماه پس از کودتا در اثر سکته قلبی ناشی از شکنجه جان باخت. او در نامه‌هایش به بیرون زندان نوشته است: «آنها مرا از درون شکستند. من با همقطارانی در زندان روبرو شدم که بیست سال آنها را می‌شناختم، شاگرد من بودند و به رغم این، با من مثل یک جنایتکار یا یک سگ برخورد کردند.»

ماتای که باچلت را از فعالیت سیاسی و شراکت در دولت آلنده حذر داده بود خود بیش از پیش با رژیم کودتا درآمیخت. وزیر بهداشت شد و بعدا فرمانده نیروی هوایی و عضو شورای نظامی حاکم بر شیلی. او گفته است که نه از زندانی‌بودن باچلت در زیرزمین آکادمی نیروی هوایی خبر داشته و نه از شکنجه شدن‌ او.

با این وجود، انجمن قربانیان و بستگان آنها علیه فرناندو ماتای اقامه دعوا کرده است. همسر آلبرتو باچلت و دختر او، یعنی خانم میشله باچلت گرچه عضو انجمن یادشده هستند اما در شکایت یادشده همراه نشده‌اند.

آنها می‌گویند که دوستی خانوادگی ماتای با ما به آن اندازه عمیق بوده که هنوز هم متقاعد نشده‌ایم که ماتای در قتل باچلت دخالتی داشته یا از آن باخبر بوده است. با این همه، خانواده باچلت امیدوارند که بررسی حقوقی ماجرا پرده از رمز و راز مرگ پدر خانواده بردارد.

دخترها پا جای پدرها می‌گذارند

میشله باچلت که در زمان کودتا دانشجو بود نیز به زندان افتاد و شکنجه شد. با رهایی از زندان به آلمان شرقی گریخت و مادرش هم به استرالیا. سال ۱۹۷۹ میشله به عنوان پزشک کودکان به شیلی برگشت و با پیوستن به حزب سوسیالیست در واداشتن حکومت کودتا به واگذاری قدرت و شکست این حکومت در رفراندوم سال ۱۹۸۸ فعالیتی قابل اعتنا داشت.

اولین ماتای اما پس از کودتا با پایان یافتن دوره آموزش زبان آلمانی به تحصیل موسیقی روی آورد و مدتی مدید را در لندن گذراند. زمانی که باچلت به شیلی برگشت او مشغول انجام آخرین آزمون‌های رشته کارشناسی اقتصاد در سانتیاگو بود.

پس از پایان حکومت کودتا در سال ۱۹۸۹ دو دختر دوباره با یک دیگر روبرو شدند، البته دیگر نه به عنوان دوست سال‌های دیرین که به عنوان فعال سیاسی در دو جبهه مخالف.

اولین ماتای از سوی حزب نزدیک به الیت سیاسی دوران پینوشه به مجلس رفت و بعدتر سناتور سنا شد. او در دولت راستگرای ۴ سال اخیر وزیر کار بوده است.

میشله باچلت در دولت چپ- میانه پس از برکناری حکومت کودتا، ابتدا در راس وزارت بهداشت نشست و بعدتر به عنوان اولین زن در تاریخ شیلی وزارت دفاع را به عهده گرفت. او حالا می‌بایست مدنی‌شدن هر چه بیشتر نیرویی را مدیریت کند که پدرش قربانی سلطه سنگین آن بر ساحت سیاسی کشور شد و خود نیز آماج شکنجه آن.

گشودن بیشتر پرونده؛ تابعی از نتیجه انتخابات؟

سال ۲۰۰۶ باچلت به ریاست جمهوری شیلی رسید و تا سال ۲۰۱۰ در این سمت ماند. او اینک بار دیگر نامزد این مقام است با رقیبی که گذشته‌ای پر نوسان و پر شادی و رنج با او داشته است.

هر چه که روز انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می‌شود این گذشته مشترک و نسبت هر دو نامزد با کودتا و دیکتاتوری پس از آن بیش از پیش به موضوع بحث بدل می‌شود. شکایتی که علیه فرناندو ماتای به جریان یافته نیز به این بحث حدت و شدت بیشتری بخشیده است.

می‌توان گفت که پس از انتخابات ریاست جمهوری در روز ۱۷ نوامبر نیز سایه رقابت ماتای و باچلت و گذشته آنها همچنان بر ساحت سیاسی شیلی سایه‌انداز باشد و بررسی ژرف‌تر و اساسی‌تر پرونده دوران دیکتاتوری را بیش از پیش موضوعیت بخشد.

البته پیروزی ماتای می‌تواند ادامه رویکرد دولت محافظه‌کار کنونی باشد که بیشتر در پی به فراموشی‌سپردن این پرونده و خنثی‌نشان دادن دوران دیکتاتوری پینوشه بوده است.

اما به قدرت رسیدن باچلت که بنا به نظرسنجی‌ها گزینه‌ واقعی‌تری است می‌تواند بر خلاف دوره قبلی ریاست جمهوری او به تسریع و ژرفش در گشودن روشنگرانه پرونده یادشده کمک کند، به خصوص که بنا به بسیاری از ارزیابی‌ها سهم متحدان چپ‌گرای باچلت و جنبش‌های اجتماعی گسترده‌ای که در سال‌های اخیر برای عدالت بیشتر و نظام آموزشی عادلانه‌تر و مترقی‌تر مبارزه کرده‌اند در پیروزی او بیش از گذشته است و فشارها و انتظارات از دولت او هم شاید تا حدودی متفاوت از دوره گذشته.

مطالب مرتبط