مهاجران آلمانی که در فلسطین رد پایی از خود برجا گذاشتند

در قرن نوزدهم گروهی از مسیحیان آلمانی به نام تمپلرها (Templers) برای یک مأموریت مذهبی به سرزمین مقدس (همان فلسطین یا اسرائیل کنونی) سفر کردند و در آنجا ساکن شدند. این مأموریت در ابتدا موفقیت‌آمیز بود، اما سه نسل بعد با قدرت گرفتن نازی‌ها در آلمان از بین رفت.

پیشینیان کورت اپینگر که از مسیحیان آلمانی بودند، برای پیگیری یک مأموریت مذهبی به سرزمین مقدس وارد شدند. اما کمتر از یک هفته بعد، اعضای این هیأت تبعید شدند و ایده پدران بنیان‌گذارشان با پایانی ناگهانی و ناخوش روبرو شد.

در سرزمینی که قبلا بخشی از امپراتوری عثمانی، و بعد فلسطین تحت قیمومیت بریتانیا بود، کشور اسرائیل تأسیس شد، و دیگر از حضور آلمانی‌ها در آن استقبال نمی‌شد.

کورت می‌گوید: "روز ۳ سپتامبر ۱۹۳۹ داشتیم به رادیو بی‌بی‌سی گوش می‌کردیم که پدرم گفت جنگ شروع شده است. چند دقیقه بعد کسی بر در کوبید. یک مأمور پلیس وارد شد و پدرم و همه مردان را با خود برد."

کورت ۱۴ ساله در آن زمان عضو یک گروه مسیحی موسوم به تمپلرها بود. او در شهرکی در بیت‌المقدس زندگی می‌کرد. محله‌ای که آنها در آن ساکن بودند، هنوز هم بنام محله آلمانی شناخته می‌شود.

اما تا اواخر دهه ۱۹۴۰ کل تمپلرهای ساکن هفت شهرک سراسر فلسطین از این سرزمین اخراج شدند، و دیگر هیچگاه نتوانستند به آنجا برگردند. پدران آنها دو نسل پیش‌تر به رهبری کریستوف هافمن به آنجا رفته بودند.

آقای هافمن یک عالم دینی پروتستان و اهل شهر لودویگزبرگ در ایالت وورتمبرگ آلمان بود که اعتقاد داشت تأسیس یک پادشاهی معنوی برای خداوند در سرزمین مقدس باعث تسریع بازگشت مسیح خواهد شد.

پدربزرگ کورت که کریستین نام داشت، یکی از ده‌ها نفری بود که در سال ۱۸۶۹ همراه هافمن از آلمان به شهر حیفا در فلسطین آن‌زمان مهاجرت کردند. هافمن در سال ۱۸۶۱ از کلیسای تبشیری (اوانجلیکال) لوتری انشعاب کرده بود.

عقاید او بر مفاهیمی انجیلی نظیر تجلی روح خدواند در مسیحیان و معبد دانستن کالبد آنان، و ضرورت فعالیت دست‌جمعی مسیحیان برای ساختن "معبد" خدا در میان ابناء بشر مبتنی بود.

اما ایجاد یک جامعه جدید در سرزمینی که در آن زمان چندان مورد توجه قرار نداشت، کوششی به‌غایت دشوار بود. بخش زیادی از زمین‌ها باتلاقی بود، مالاریا شروع زیادی داشت و نرخ مرگ و میر نوزادان بسیار بالا بود.

دیوید کرویانکر، نویسنده کتاب کوچ‌نشین آلمانی و خیابان امک ریفایم، می‌گوید: "تمپلرها معتقد بودند صهیون (معادل انجیلی بیت‌المقدس و سرزمین مقدس) سرزمین دومشان است. اما گویی که به کره ماه پا گذاشته بودند. آنها از کشوری بسیار پیشرفته به وسط ناکجا آباد آمده بودند."

در واقع تمپلرها بیش از یک دهه قبل از اولین مهاجرت گسترده یهودیان صهیونیست به فلسطین وارد شدند. یهودیان صهیونیست برای خلاص شدن از فقر و آزار و کشتار در روسیه به فلسطین می‌گریختند، و تمپلرها از بسیاری جهات الگوی پیشگامان یهودی مهاجر به فلسطین بودند.

Image caption "گواهی: کریستین اپینگر اهل کورن‌وستهایم از اول ژانویه ۱۸۵۹ تا به امروز در مدرسه محلی هیأت مذهبی اورینت تحصیل کرده، و در ماه مارس به فلسطین سفر خواهد کرد تا به ترویج انجیل بپردازد. موارد فوق مورد تأیید است. کیرشن‌هارتوف، ۱۴ فوریه ۱۸۶۰. کریستوف هافمن، مدیر مدرسه مذهبی" (در عکس کریستین و بابت اپینگر دیده می‌شوند)

تمپلرها در ابتدا عمدتا به کشاورزی می‌پرداختند. آنها برای این کار باتلاق‌ها را زهکشی می‌کردند، در زمین‌های کشاورزی، تاکستان‌ها و باغ‌ها کشت می‌کردند، و از روش‌های کاری نوین-که به کارگیری آنها در فلسطین سابقه نداشت – استفاده می‌کردند.

آنها اولین کسانی بودند که "پرتقال یافا" را به بازار عرضه کردند. این نوع پرتقال در شهرک سارونا در نزدیکی یافا تولید می‌شد.

آنها برای به کار انداختن آسیاب‌ها و ماشین‌های پرس روغن از نیروی بخار استفاده می‌کردند، اولین هتل‌ها و داروخانه‌های سبک اروپایی را در کشور افتتاح کردند، و کالاهای اساسی نظیر صابون، سیمان و آبجو را تولید کردند.

پروفسور الکس کارمل، استاد دانشگاه حیفا، کتابی با عنوان "شهرک‌های تمپلرهای وورتمبرگ در فلسطین بین سال‌های ۱۸۶۸ و ۱۹۱۸" نوشته است. او در این کتاب می‌گوید: "تمپلرها خیلی زود به‌خاطر مهارت‌ها و سختکوشی‌شان صاحب اعتبار شدند. آنها شهرک‌هایی نمونه و خانه‌هایی زیبا ساختند که با باغ‌های گل احاطه شده بود. گویی که بخشی از سرزمین پدری‌شان را با خود به قلب فلسطین آورده بودند."

Image caption هنوز هم در یکی از محله‌های بیت‌المقدس نمادهایی از اعتقادات مذهبی شدید آنها به‌چشم می‌خورد

سکونت تمپلرها در این محله از سال ۱۸۷۳ شروع شد. آنها این محله را افک ریفایم (دره ریفایم) نامیدند که در داستان‌های انجیل نام محلی است. در سردر خانه‌های سابق آنها هنوز هم آیاتی از کتب دینی به خط گوتیک دیده می‌شود.

شیروانی بیشتر ساختمان‌ها از کاشی قرمز است و بیشترشان کرکره‌های سبز دارند. این ویژگی‌ها حال و هوایی اروپایی به محله می‌دهند و باعث شده اند یکی از گران‌ترین محلات بیت‌المقدس باشد.

یاکوب آیزلر، تاریخ‌دان ساکن اشتوتگارت می‌گوید: "در سال‌های اول مهاجرت یهودیان، تخصص و دانش فنی در حوزه‌های مدرنیزاسیون صنعتی و کشاورزی در اختیار آلمانی‌ها بود."

آیه‌ای از انجیل روی سردر خانه سابق یک تمپلر در محله آلمانی‌ها. در این آیه امده: "طلوع کن، بدرخش، چرا که نور تو تابیدن گرفته، و شکوه پروردگار در تو متجلی شده است. اشعیا ۶۰، ۱."

او می‌گوید: "با آنکه تعداد آنها زیاد نبود، تأثیر بسیار زیادی روی کل جامعه گذاشتند، به‌خصوص روی یهودیانی که پس از آنها به اینجا آمدند. بدون کمک تمپلرها، مستقر شدن مهاجران یهودی در این منطقه به‌مراتب سخت‌تر می‌شد. اگر کوچ‌نشین‌های یهودی و آلمانی دهه‌های ۱۸۸۰ و ۹۰ را با هم مقایسه کنید، می‌بینید که آلمانی‌ها دست بالا را داشتند."

فلسطین یک دنیا با آلمان فاصله داشت. با این وجود، تمپلرها احساسات وطن‌پرستانه‌ شدیدی داشتند. آنها تابعیت آلمان را حفظ کرده بودند، و حتی به استفاده از گویش سوابی (مربوط به ایالت سوابیا در آلمان) ادامه می‌دادند.

وقتی قیصر ویلهلم دوم، امپراتور آلمان، در سال ۱۸۹۸ از بیت‌المقدس دیدن کرد، تمپلرها برای استقبال از او بهترین لباس‌هایشان را پوشیدند، و کوچ‌نشین ویلهلما در نزدیکی یافا به افتخار شاه ویلهلم دوم وورتمبرگ به این اسم نامیده شده است.

با وقوع جنگ جهانی اول در اروپا بسیاری از تمپلرها برای آلمان جنگیدند، و عده زیادی از آنها در میدان‌های جنگ در اروپا و خود فلسطین کشته شدند.

فلسطین در پایان جنگ به تصرف بریتانیا درآمد. در قبرستان تمپلرها که به‌خوبی به آن رسیدگی می‌شود، بنای یادبودی برای ۲۴ کشته جنگ جهانی دوم نصب شده است.

شکست آلمان در جنگ عواقب فاجعه‌باری برای تمپلرها داشت. وفاداری آنها به آلمان باعث شد بریتانیا آنها را اتباع بیگانه دشمن به‌حساب بیاورد. ۸۵۰ نفر از آنها – یعنی بخش اعظم جمعیتشان – در سال ۱۹۱۸ به اردوگاه‌های اسرای جنگی در مصر فرستاده شدند، و اموال و احشامشان مصادره شد.

Image caption سفر قیصر آلمان به بیت‌المقدس در سال ۱۸۹۸ رویداد مهمی برای تمپلرها بود

سه سال طول کشید تا آنها اجازه یافتند به خانه برگردند و شهرک‌هایشان را – که حالا مخروبه شده بود – از نو بسازند.

آنهایی که به خانه‌هایشان برگشتند، با همان انگیزه و علاقه‌ای که نیم قرن پیش در اسلافشان وجود داشت، به کار پرداختند، اما همکاری میان تمپلرها و مهاجران یهودی ساکن فلسطین دیگر به اندازه قبل تنگاتنگ نبود.

دکتر آیزلر می‌گوید: "در دهه ۱۹۲۰ یهودیان دیگر برای مدرنیزه کردن محل زندگی‌شان به آلمانی‌ها نیازی نداشتند، چون بریتانیایی‌ها هم در آنجا بودند. حاکمان بریتانیایی مشغول ساخت جاده‌ها، برنامه‌ریزی برای گسترش شهرها، و انجام همه کارهایی بودند که در دوران امپراتوری عثمانی کسی به آنها توجه نمی‌کرد. در دوران قیمومیت بریتانیا یهودیان بیشتری به فلسطین آمدند و به رقابت با آلمانی‌ها پرداختند. در نتیجه، بسیاری از آلمانی‌ها دیگر خود را عاملی در جهت کمک به توسعه این مناطق قلمداد نمی‌کردند، و در عوض آینده خودشان را در معرض خطر می‌دیدند."

Image caption بعد از جنگ جهانی اول، صدها نفر از تمپلرها به مصر تبعید شدند، و در آنجا در اردوگاه‌های مخصوص اسرا زندگی کردند

با این حال روابط تمپلرها و جامعه یهودیان خوب باقی ماند، و با وجود خشونت فزاینده میان یهودیان و اعراب فلسطینی، تمپلرها در صلح و آرامش زندگی می‌کردند.

رزماری هان که در سال ۱۹۲۸ در کوچ‌نشین بیت‌المقدس به‌دنیا آمده، با حسرت و دلتنگی زیادی از آن دوران یاد می‌کند.

او با لهجه‌ای که هنوز هم رگه‌های آلمانی در آن هست، می‌گوید: "من از آن دوران فقط خاطرات خوب دارم. برای ما بچه‌ها مثل این بود که در سرزمین پدری‌مان زندگی کنیم. ما سرزمین دیگری را به‌چشم ندیده بودیم. ما همه با هم دوست بودیم. در کودکستان بهترین دوستان من یک دختر یهودی و یک دختر عرب بودند. انگلیسی، یهودی، عرب، ارمنی، همه می‌توانستند به مدرسه ما بیایند. اما از سال ۱۹۳۴ اوضاع عوض شد. دوست یهودی من از مدرسه برده شد، و مادرم هم یک دوست یهودی داشت که دیگر او را ندیدیم. مسائل سیاسی دلیل همه این اتفاقات بود."

Image caption رزماری هان (ردیف دوم) به مدرسه تمپلرها در محله آلمانی بیت‌المقدس می‌رفت. لودویگ بوشالتر (ردیف عقب)، رئیس حزب نازی بیت‌المقدس، در این مدرسه تدریس می‌کرد

در این زمان نازی‌ها در آلمان به قدرت رسیده بودند، و موج اخراج جوامع و اقلیت‌ها حتی به فلسطین هم رسیده بود.

ایدئولوژی سوسیالیسم ملی‌گرایانه ذهن بسیاری از تمپلرهای جوان‌تر و کم‌علاقه‌تر به مذهب را به‌خود جلب کرده بود، اما نسل مسن‌تر در مقابل آن مقاومت به‌خرج می‌داد.

آقای کرویانکر می‌گوید: "تمپلرهای مسن‌تر می‌ترسیدند که هیتلر از نظر ایدئولوژیک مسیح را مصادره کند. خیلی از جوان‌ها به آسانی تحت تأثیر نازیسم قرار می‌گرفتند. بسیاری از تمپلرها در آن زمان در آلمان تحصیل می‌کردند و وقتی به فلسطین برمی‌گشتند، با هیجان بسیار درباره نازیسم صحبت می‌کردند. در ابتدا نوعی اختلاف میان نسل مسن‌تر و نسل جوان وجود داشت، و در پایان این نزاع نسل جوان برنده شد."

در بیت‌المقدس، معلم یکی از مدارس تمپلرها بنام لودویگ بوشالتر رئیس شاخه محلی حزب نازی شد، و تلاش کرد نازیسم را به همه ابعاد زندگی آلمانی‌های ساکن آنجا تسری دهد.

Image caption حزب نازی در جوامع تمپلرهای سراسر فلسطین جای پایی برای خود دست و پا کرد (لودویگ بوشالتر با دایره مشخص شده)

انجمن‌های جوانان بریتانیایی (British Boy Scouts and Girl Guides)فعال در محله آلمانی با جوانان هیتلری (Hitler Youth) و اتحادیه دوشیزگان آلمانی (League of German Maidens) جایگزین شدند و کارگران به سازمان کارگری حزب نازی پیوستند و اعضای حزب در خیابان با "هایل هیتلر" (“Heil Hitler”) و سلام نازی با هم سلام و احوال‌پرسی می‌کردند.

برخی آلمانی‌ها تحت فشار بوشالتر مغازه‌ها و کسبه یهودی بیت‌المقدس را تحریم کردند (یهودی‌ها هم در جواب همین کار را کردند).

دیوید کرویانکر تعریف می‌کند که در سال ۱۹۷۸ جعبه‌ای حاوی یک یونیفورم، یک خنجر و دیگر اشیاء متعلق به نازی‌ها در امک ریفایم در شیروانی خانه یک بازمانده ۸۲ ساله هولوکاست پیدا شد.

خانه سابق بوشالتر که حالا در وسط آپارتمان‌های لوکس خیابان امانوئل نوح قرار دارد، مقر فرماندهی حزب نازی بود، و خود بوشالتر در حالی که پرچم‌های صلیب شکسته نازی‌ها روی خودرویش نصب شده بود، در خیابان‌ها تردد می‌کرد.

او بعدها تعریف کرد که یک بار فراموش کرد که موقع عبور از محله یهودی‌نشین پرچم را از روی خودرویش بردارد، و به‌همین خاطر اهالی محل او را با سنگ و گلوله هدف قرار دادند.

دامنه گرایش تمپلرها – در کلیت خود – به نازیسم از نظر تاریخی مورد بحث است. بعضی از آنها با شور و حرارت از نازیسم پیروی می‌کردند، برخی دیگر التزام کمتری به آن داشتند، و برخی دیگر هم در مقابل آن مقاومت و نافرمانی می‌کردند.

دکتر آیزلر می‌گوید: "ده‌ها نفر از آنها فعالیت زیادی داشتند، و عده دیگری هم همراه جریان آب شده بودند. بعضی دیگر هم می‌ترسیدند عضو حزب نشوند. در خود آلمان هم وضعیت دقیقا همینطور بود." آمار و ارقام مختلفی در این زمینه وجود دارد، اما طبق آمار ارائه شده توسط هایدماری واورزین، که کتابش بنام "نازی‌ها در سرزمین مقدس ۱۹۴۸- ۱۹۳۳" هفته آینده منتشر خواهد شد، حدود ۷۵ درصد از آلمانی‌های ساکن فلسطین که عضو حزب نازی بودند، یا به‌نحوی با آن ارتباط داشتند، از تمپلرها بودند. او می‌گوید که بیش از ۴۲ درصد تمپلرها در فعالیت‌های نازی‌ها در فلسطین شرکت می‌کردند.

جالب اینکه آدولف آیشمن، از رهبران نازی‌ها و معمار "راه حل نهایی"، به این شایعه که او در کوچ‌نشین سارونا در شمال یافا به‌دنیا آمده، دامن می‌زد. البته این داستان دروغ بود. با نمایان شدن نشانه‌های شروع جنگ در اروپا، موقعیت تمپلرها در فلسطین یک بار دیگر متزلزل شد. در اوت ۱۹۳۹ (مرداد ۱۳۱۸) کلیه آلمانی‌های ساکن فلسطین احضاریه‌هایی از نیروهای مسلح آلمان دریافت کردند، و تا پایان این ماه ۲۴۹ نفرشان برای ‌عضویت در ورماخت (ارتش آلمان) فلسطین را ترک کردند.

روز سوم سپتامبر ۱۹۳۹ (۱۱ شهریور ۱۳۱۸)، بعد از آنکه بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلان جنگ دادند، کلیه آلمانی‌های ساکن فلسطین برای بار دوم جزء اتباع بیگانه دسته‌بندی شدند. چهار شهرک تمپلرها مهر و موم شد و به اردوگاه اسرا تبدیل شد.

مردانی که در سن جنگیدن بودند، از جمله پدران کورت و رزماری، به زندانی در نزدیکی عکا فرستاده شدند، اما خانواده‌های آنها در اردوگاه‌ها ماندند. در دو سال بعد از آن تمپلرها دست‌کم اجازه یافتند پشت سیم‌های خاردار و تحت نظارت نگهبانان مثل جوامع کشاورزی به زندگی خود ادامه دهند.

اما این تنها آغازی بود بر پایان کار آنها. در ژوئیه ۱۹۴۱ (تیر ۱۳۲۰) بیش از ۵۰۰ نفرشان به استرالیا تبعید شدند، و بین سال‌های ۱۹۴۱ و ۱۹۴۴ هم ۴۰۰ نفر دیگر با یهودیانی که در محلات یهودی‌نشین و اردوگاه‌های آلمان زندگی می‌کردند مبادله شده، و با قطار به آلمان برگردانده شدند.

بعد از پایان جنگ چند صد نفر از تمپلرها در فلسطین باقی ماندند، اما دیگر امکان بازسازی محلات و شهرک‌هایشان را نداشتند.

کمی بعد یهودیان دست به شورشی زدند که هدف از آن بیرون راندن بریتانیایی‌ها بود. در سال ۱۹۴۶ پیکارجویان یهودی گوتیلف واگنر، شهردار تمپلر سابق سارونا، را کشتند. این قتل موجی از حیرت و نگرانی را در جامعه کم‌رمق تمپلرها ایجاد کرد.

در گزارش‌های آن دوره آمده که علت هدف قرار گرفتن واگنر این بوده که او یکی از اعضای برجسته حزب نازی بوده است.

زیگر هان، فرزند خوانده واگنر، می‌گوید که واگنر به این دلیل کشته شد که "مانعی" بر سر راه فروش زمین‌های آلمانی‌ها به یهودیان بود. بعد از آنکه در سال ۱۹۴۸ هاگانا (نیروی جنگی یهودیان) دو نفر دیگر از اعضای تمپلرها را کشت، مقامات بریتانیایی تقریبا همه اعضای گروه را به اردوگاهی در قبرس منتقل کردند.

به آخرین گروه آنها که از ۳۰-۲۰ نفر افراد کهنسال و رنجور تشکیل شده بود، در صومعه خواهران سنت چارلز بورومئو در بیت‌المقدس سرپناه داده شد. اما در سال ۱۹۴۹ و پس از تأسیس اسرائیل به بعضی از این عده دستور داده شد کشور را ترک کنند. این افراد به عضویت در حزب نازی متهم شدند. آخرین تمپلرها در آوریل ۱۹۵۰ (فروردین ۱۳۲۹) این سرزمین را ترک کردند.

Image caption شماری از اعضای آخرین گروه تمپلرها که در سال ۱۹۴۹ به دستور حکومت اسرائیل این سرزمین را ترک کردند

جنبش تمپلرها دوباره در آلمان و استرالیا تشکیل شد و "جامعه معبد" (Temple Society) نام گرفت.

اسرائیل در سال ۱۹۶۲ مبلغ ۵۴ میلیون مارک آلمان غربی به‌عنوان خسارت اموال از دست رفته به آنها پرداخت کرد. این رقم معادل حدود ۱۰۰ میلیون دلار امروز است.

طبق گزارش‌ها، در میان تمپلرها، لودویگ بوشالتر که در سال ۲۰۰۶ در سن ۹۶ سالگی در آلمان درگذشت، ۶۰ هزار دلار خسارت دریافت کرد که معادل حدود ۵۰۰ هزار دلار امروز است.

کورت و رزماری که هنوز هم عضو جامعه معبد در ایالت ویکتوریای استرالیا هستند، دل خوشی از گذشته ندارند ولی دوست هم ندارند از کسی بدگویی کنند.

کورت می‌گوید: "من در آن سال‌های کودکی نمی‌توانستم بفهمم به چه دلیل از آنجا اخراج می‌شویم. اما آنچه اتفاق افتاد نهایتا به صلاحمان بود. بعد از جنگ جهانی دوم، در فلسطین برای ما آینده‌ای متصور نبود. استرالیا امکان از نو شروع کردن را برای ما فراهم کرد."