عثمان اف: 'من به خاطر هیچ کس نامزدی ام را پس نمی‌گیرم'

سعیدجعفر عثمان اف
Image caption "دموکراسی فقط شکایت کردن نیست"

رهبر حزب دموکرات تاجیکستان می‌گوید که مردم این کشور در انتظار تغیرات جدی در عرصه‌های مختلف بوده و ایجاد نوآوری در محور برنامه انتخاباتی این حزب است.

سعیدجعفر عثمان اف کاهش میزان مالیات برای تجارت خرد و میانه‌ در تاجیکستان را از سمتهای اصلی برنامه خود عنوان کرد. از سوی دیگر، وی می‌گوید که تا آخر در مبارزات انتخاباتی شرکت خواهد کرد و به نفع هیچ نامزدی از مبارزه دست نخواهد کشید.

آقای عثمان اف تاجر و صاحب هفت (1 دختر، 6 پسر) فرزند است و می‌گوید که احترام به دموکراسی برای او در خانواده آغاز می‌شود. همکارمان زرینه خوشوقت با آقای عثمان اف مصاحبه ای انجام داده و از او نخست پرسیده است که برنامه انتخاباتیش از قبل آماده بود یا خیر؟

سعیدجعفر عثمان اف: من تا روز انجمن حزب انتظار نداشتم که مرا برای انتخابات نامزد می‌کنند. قبلاً ما در همایشهای حزب، چند نفر دیگری، از جمله دانشمندان را برای نامزدی به انتخابات پیشنهاد کردیم. یکی از آنها ضیازاده ناظم پور است که در سیاست نیز خیلی فعال است و بیش از 200 کتاب نوشته‌.

اما متأسفانه، در انجمن کار صورت دیگر گرفت. ضیازاده به سبب سن و سال از نامزدی دست کشید و دو نفر دیگر نیز از شرکت در مبارزات انتخاباتی دست کشیدند. و شرکت‌کنندگان انجمن به طرفداری از من رأی دادند که این خواهش انجمن، خواهش اعضای حزب بود و من حق رد کردن این باوری را نداشتم.

از این رو، برنامه من هنوز آماده نبود، ولی حالا من در جریان آماده کردن برنامه هستم که یکی از سمتهای اصلی آن تأمین کار دائمی برای اهالی تاجیکستان خواهد بود.

همچنین رشد کشاورزی جزء اصلی برنامه من است، زیرا در دوران جنگ داخلی، داراییهای این عرصه کاملاً غارت شده بود. فرماندهان جنگ در هر منطقه از نفوذ داشتند و افراد تصادفی از این فرماندهان استفاده کرده، وارد این عرصه شده و دارایهای جامعه را غارت کردند.

یعنی کُلخوزها (شرکتهای کشاورزی دوران شوروی) کاملا غارت شد، بی گاراژ و بی تجهیزات فنی ماندند و متخصصان ورزیده از این عرصه رفتند، کیفیت حاصل پنبه پست شد. کانالها را (آبراهها را) باید برقرار کرد، وگرنه آبهای زیرزمینی کاملاً مزارع را از میان می‌برند.

کارکرد محصولات کشاورزی، از جمله پنبه که 80 درصد کشاورزان ما به آن مشغول هستند، در داخل تاجیکستان جزء برنامه من است. کاهش میزان مالیات برای تاجران خرد و میانه‌ در تاجیکستان از اهداف دیگر برنامه من است.

اما مشکل آن است که در صورت پست شدن مالیات درآمد بودجه نیز کاهش می‌یابد که برای این سمت نیز در برنامه، پیشنهادهایی داریم. همچنین، امنیت غذایی و دارو، و من فکر می‌کنم که واردان دارو باید به ضمه دولت وا‌گذار شود، زیرا سلامت ساکنان و آرامی کشور به این امر بستگی دارد.

Image caption عثمان اف: تجارت برخی از مواد و کالای دیگر وارداتی به تاجیکستان که مفید است در دست شخصان علی‌حده است و فایده اصلی از آن را تنها خانواده‌های این افراد می‌برند

برخی از مواد و کالاهای دیگر وارداتی به تاجیکستان که مفید است، از جمله مواد سوختی، الکل، تنباکو و تلفنهای همراه که چیزهای پردرآمد هستند، در دست شخصان علی‌حده است و فایده اصلی آن را تنها خانواده‌های این افراد می‌گیرند.

دولتی که محتاج است، باید انحصار به این مواد داشته باشد و این مواد را خود وارد کند و به مردم فروشد، نرخ کالاها مدیریت شود و فایده آن به بودجه رود.

اما بسیاریها می‌گویند که کنترل تجارت و واردات مواد به گفته شما مفید یا سود‌آور در دست عده‌ای از افراد نزدیک به مقامات بلندپایه است.

فرض مثال، وارد کردن مواد سوختی در کشور تحت کنترل خانواده‌ای است که به مقامات بلندپایه نزدیک بوده و افراد دیگری که در این تجارت دست داشتند، به راحتی مفلس شده‌اند. آیا در برنامه شما حل این مشکل نیز در نظر گرفته شده است؟

آری، ما در این باره نیز برنامه هایی داریم. من به یک چیز اشاره‌ کردم. ببینید، هدف ما رشد دموکراسی و بنیاد دولت دموکراتیک است و ما در حال ساختن دولت دموکراتیک هستیم.

ولی مقامات فعلی در سطوح مختلف می‌گویند که کشور ما کاملاً دموکراتیک است؟

ولی اگر در مقایسه‌ با ازبکستان...، کشور دیگر منطقه، اگر در ازبکستان کسی در باره پرزیدنت حرفی گوید، او را بلافاصله حبس می‌کنند.

ولی نباید همیشه تاجیکستان را تنها با ازبکستان مقایسه‌ کرد. شاید بهتر است که از آن فراتر برویم؟

ببینید، ما خواهیم نخواهیم در دایره یک دولت زندگی می‌کردیم و چرا من مقایسه‌ با کشوری نزدیک می‌کنم، ما از آنها خیلی پیشقدم و یا عقبمانده نیستیم. لیکن از شوروی با هم بیرون آمدیم و در انزوا ماندیم و آنها را جهان اعتراف می‌کند و ما را هم چون دولت مستقل اعتراف می‌کنند.

از سالهای جنگ داخلی مثال می‌آرم. تا سال 1997 حکومت نبود، فقط نام حکومت بود. حکومت موقتی مشغول دفترسازی و حکومت سازی بود. سال 1997 آشتی ملی شد، 20 فرمانده 40 فرمانده شد، همه ساختارهای دولت تحت نظارت فرماندهان و شخصان علی‌حده بود.

بعد از سال 1997، در سال 2002، ده سال پیش، "رحمان هیتلر" (یکی از فرماندهان مخالف) در اطراف شهر دوشنبه به گروگانگیری مشغول بود. در این دوره شخصی پیدا شد، ضیایی دوست بود، شخص ناترس بود، یک نیرو پیدا شد که فرماندهان را که در دست آنها تمام قدرت تاجیکستان بود و حتی در پارلمان بودند، از همین دایره سیاسی و اجتماعی و وکالتهایشان برآوردند. قسمی را زندانی کردند و قسمی نیز فرار کردند و بعضیها آرام شدند. و تاجیکستان آرام شد.

در همین لحظه همان آدمانی که به گفته روسها، ریسک (توکل) کردند، آهسته آهسته فرماندهان را عوض کردند و جایی را که فرماندهان انحصار کرده بودند، گرفتند.

لیکن این افراد نسبت به فرماندهان بی‌خطر تر هستند، زیرا اسلحه ندارند. اما آن زمان شایعاتی پخش شده بود که گویا این فرماندهان می‌خواستند تاجیکستان را به خانیگریها تقسیم کنند. یعنی امکان تبدیل تاجیکستان به افغانستان وجود داشت. ده یا یازده سال پیش تاجیکستان در حالت "بود و نبود" بود. حالا دستاوردهای ملی در تاجیکستان وجود دارد.

باید واقعیت را گفت، هر کسی که بر ضد حکومت چیزی گوید، از وی "قهرمان ملی" می‌سازند. حاضر دولت یکی یکی از افراد بی‌صلاحیت خلاصی می‌یابد.

هیچ رئیس جمهوری نمی‌گزارد که در کشور او دهها نفر دیگر رئیس جمهور باشند، همین طور شخصان بانغوذی باشند که خود وی (رئیس جمهور) هیچ کاری نتواند کند. این طور رئیس جمهور وجود ندارد. اگر حیوان هم باشد، در برابر وی یک حیوان دیگر اگذ زورتر شد، وی را می‌کُشد. یعنی که میدان نفوذ خویش را هیچ گاه با دیگذی قسمت نمی‌کند.

من با زید سعیداف (تاجر زندانی) در یک جا تحصیل کردم و او را خوب می‌شناسم. خوب، زمانی که می خواست حزبی تأسیس بدهد، این ابتکار شخصی خودش بود. اما آدم باید همه اشتباهاتش را داند. من با وی صحبت هم داشتم و به او نیز گفتم.

سال 1998 در تاجیکستان هیچ کارخانه خصوصی نشده بود، هنوز نمی‌دانستند که خصوصی کردن یعنی چه. اما بعد از آمدن وی (زید سعیداف) به حیث وزیر صنایع در مدت ده سال، یعنی در دوران رهبری وی تا سال 2006 تمام کارخانه‌ها فروخته شد و مردم در خیابان ماند. برخی از کارخانه‌ها به بازارها تبدیل یافتند.

اما فعالیت بسیاری از این کارخانه‌ها به کارخانه‌های کشورهای دیگر شوروی پیشین بستگی داشت و کارشناسان می‌گویند که از فعالیت بازماندن این کارخانه‌ها به فروپاشی شوروی بستگی دارد؟

این کارخانه‌ها باید به کسانی فروخته می‌شدند که می‌توانستند آنها را فعال کنند. مثلاً رهبر کارخانه نساجی تاجیکستان توانست این کارخانه را نگاه دارد.

در مورد جلب سرمایه به تاجیکستان چه برنامه هایی دارید و شیوه حمایت از تاجران در برنامه شما چه گونه است؟

بی‌خطری نظام معاملات کالا باید در تاجیکستان تأمین شود. به جز از این، ما باشیم و یا دولت جدید باشد هم، یکی از پیشنهادهای ما این است که نقشه زیرینایی تولیدات تاجیکستان را آماده کنند که به مردم ما چه کالا و یا موادی در مد اول لازم است.

و دولت تاجران و سرمایه‌گذاران را دعوت کند و به آنها گوید که از صد هزار تا صد میلیون کارخانه وجود دارد و کدامی که انتخاب می‌کنی، در تاجیکستان بنیاد کن.

Image caption عثمان اف: "رشد کشاورزی جزء اصلی برنامه من است"

اما او را باید از ‌مالیات تا زمانی آزاد کرد و در صورت ارتکاب جرم از سوی او زمینی که به او فروخته شد، مصادره نشود و همین طور اگر او را زندانی کنند، ولی به مالکیت او کاردار نشوند و بگذار مالکیت او در دست خویشاوندانش بماند.

آن زمان تاجران تاجیک می‌توانند در تاجیکستان سرمایه‌گذاری کنند و ما سرمایه‌گذاری مفید را از این صاحبکاران (تاجران) وطنی خواهیم داشت. حالا بسیاری از چنین صاحبکاران و سرمایه‌گذاران مردد هستند.

با فساد مالی چه گونه مبارزه خواهید کرد؟

برنامه ما در مورد فساد مالی انقلابی نبوده و تکاملی خواهد بود. مردم ما از جنگ داخلی بیرون آمد، یعنی بعد از پشت سر کردن گرسنگی و دشواریها در روحیه وی اثرات جنگ وجود دارد.

همه آن ساکنانی که در دوره جنگ در دوشنبه بودند، یعنی آسیب روانی گرفتند. یعنی پنجاه یا صد سال لازم است که بهبود یابد. دولت قبل از همه باید قدرتمند شود.

همچنین، دولت باید شیوه ارائه کردیت (وام) برای تاجران را بهبود بخشد. به هر کسی که پیش آمد، وام ندهد و تنها برای متخصصان ورزیده سرمایه و امتیاز دهد، تا آنها توانند بخش کشاورزی را بهبود بخشند.

در مورد مهاجران و مهاجرت چه برنامه هایی را در نظر گرفته‌اید؟

تمام برنامه‌های ما در مجموع و مستقیماً به مهاجرت و مهاجران ربط دارد. افزایش جایهای کاری و یا کارکرد پنبه در داخل تاجیکستان، بلند برداشتن معاملات داخلی، برای همه این کارگر، دستهای رحمت کشی لازم است.

مثال، اگر کارخانه‌ها فعال شوند، حتماً مهاجران بازخواهند گشت و در وطنشان فعالیت خواهند کرد. امروز شریک استراتژیک ما روسیه را انتخاب کردند و ما به این کشور وابستگیهای زیادی داریم، تبادل کالا میان کشورهای ما از همه زیاد است، مهاجران ما در آن کشور هستند.

روسیه امنیت ما را ضمانت می‌دهد، اگر روسها در این جا نباشند کی امنیت ما را ضمانت می‌دهد. اگر امنیت نباشد، طالبان در یک روز وارد خاک تاجیکستان شده، تا خاک ازبکستان مارا تارومار می‌کنند. آنها هیچ کس را، حتی آمریکا را نیز، گوش نمی‌کنند.

پس شما جزئیات این برنامه خویش را بعد از ثبت نام شدنتان به همگان معرفی خواهید کرد؟

بلی، معرفی می‌کنیم!

شما باور دارید که در روز انتخابات مردم به جانباری از شما رأی خواهند داد؟

امروز صطح انتخاب و طلبات (درخواستهای) مردم بسیار بلند شده است. اگر یک زن عادی دهاتی و خانه‌دار (متاهل) وارد مغازه پارچه‌ فروشی شود و در آن جا صد نمود پارچه را بیند، نخستین سؤال وی از فروشنده این خواهد بود که "آیا چیز جدیدی دارید؟"

یعنی کشورهای از جهت صنعتی پیشرفته جهان طلبات و هوس یک زن دهاتی را قانع کردن نمی‌توانند. طلبات مردم بی‌آخر است.

شما تا حال چند درصد از امضاهای جانبدارانتان را جمع‌آوری کردید و آیا در این زمینه با مشکلاتی روبرو نشده‌اید؟

ما هیچ مشکلی در این زمینه نداریم و سبب آن این است که شیوه کار ما در این سمت درست است. باید شخص، درشتی نکند و تحمل‌پذیر باشد. طبق اطلاعی که دارم، تا روز 24 سپتامبر به جانبداری من بیش از 47 هزار نفر امضا گذاشته‌اند.

در حالی که شما گفتید که بیش از چهار هزار نفر عضو دارید و ده هزار دیگر منتظر پذیرفته شدن به حزب شما هستند، چه طور توانستید این قدر امضا را جمع‌آوری کنید؟ و در کدامی از منطقه‌های تاجیکستان مردم بیشتر به جانبداری شما امضا گذاشتند؟

(میخندد) ما جمع‌آوری امضا را از زادگاهم، یعنی از ناحیه فرخار، سر کردیم و بیشتر جانب دارانم از ولایت ختلان هستند. در بدخشان و سغد نیز جمع‌آوری امضا آغاز شده است.

برخی از صاحب‌نظران می‌گویند که شما به سود رئیس جمهوری فعلی تاجیکستان فعالیت می‌کنید که این بار نیز برای شرکت در انتخابات نامزد شده است. و به احتمال زیاد در آخرین مرحله مبارزه انتخاباتی به نفع پرزیدنت رحمان نامزدی خود را از فهرست کاندیدها بازپس می‌گیرید؟

ما انجمن گذراندیم، مرا نامزد کردند، بعد از ده پانزده سال پراکندگی، حزب دموکرات معرفی می‌شود. به خاطر هیچ چیز و هیچ کس من از راهم نمی‌گردم و تنها به خاطر حقوق به انتخاباتی که ما داریم، تا آخر می‌روم.

هر کس فکری دارد و تحلیلی در سر دارد. بسیاری از کارشناسان ما فال‌بینانه گپ (حرف) می‌زنند، باید واقع‌بین باشیم و با تحلیل گپ (حرف) زنیم.

ما توانستیم یک حزب پراکنده را گردهم آریم، امروز به فعالیت شروع کرد. هر حکومتی که نباشد، یک نوع مصونیت دارد و این مصونیت می‌تواند در فهالیتش انعکاس یابد و حزب را و یا قوه ای را از میان ببرد.

بسیاری در تاجیکستان شما و برخی از اعضای حزب شما را به پراکنده کردن دو جناح دیگر حزب دموکرات متهم می‌کنند. عقیده شما در این باره چیست؟

نخست، من در سال 2003 با عده‌ای از جوانان از جمله سابق کارمندان کُمسومول (سازمان جوانان شوروی) تاجیکستان تصمیم گرفتم حزبی را با نام "جوانان مترقی" تأسیس دهم. ما به این هدف کم و بیش موفق شدیم. بعد از این به این گروه سابقه داران کُمسومول را جلب کردیم و از طریق رسانه‌ها نیز اطلاعات پخش کردیم.

اما بعداً حرفهای زیادی سر زد و از هر سو نصیحتهای زیادی شنیدیم. هم از سوی رفیقان و هم از سابقه داران کُمسومول گفتند ممکن است همین کار (تأسیس حزب) هنوز زود باشد.

یعنی مدتی برای ‌اندیشه کردن لازم است و پایه نیرومندی را برای تأسیس آن آماده باید کرد. در این وقت به ما پیشنهاد شد که به حزب دموکرات بپیوندیم.

شما به کدام جناح باید می‌پیوستید؟

عموماً، به حزب دموکرات. چون به این حزب آمدیم، جناح مسعود صابراف و جناح رحمت الله ولی یف بودند و نو تقسیم می‌شدند. یعنی در زمان تقسیم شدن حزب آمدیم. جناح صابراف می‌گفت که آنها می‌خواهند حزبی را با نام "وطن" تأسیس دهند. این در سال 2006 بود و چون محمدروزی اسکندراف در محبس است، حزب از فعالیت بازماند و ساختارهای آن هم در همه شهر و نواحی جمهوری از کار مانده است.

برای این باید نفوذ حزب را زیاد می‌کردیم و برای این کار از سابقه داران کار کُمسومول که تجربه با کاغذ و در دفتر فعالیت کردن را داشتند، استفاده کردیم.

در این دوره حرفهای ما با جناح صابراف موافق آمد. من با رحمت‌الله‌ ولی یف (رهبر حزب دموکرات، جناح اسکندراف) نیز صحبت کردم، در اول آن کس راضی بودند، اما بعداً با سببهای نامعلوم موضع نامعینی را انتخاب کردند، یعنی خیلی زیاد فکر کردند.

و در همین وقت مقصود صابراف به ما پیشنهاد شامل شدن به جناح خود را کرد. با صابراف همکاری کردیم. ماه اوت سال 2006 ما انجمن حزب را گذراندیم و به این حزب پیوستیم.

یعنی گفتن ممکن است که حالا شما رسماً تنها حزب دموکرات تاجیکستان هستید؟

بعد از به آنها پیوستن، باز هم دو جناح، جناح اسکندراف و صابراف پیدا شد. گفت و شنیدها خیلی زیاد بودند، ما انجمن گذراندیم. سال 2007 مسعود صابراف با صدارت حزب در مخالفت افتاد و ضرور دانستند که باز انجمن گذرانیم.

انجمن را برگزار کردیم و مرا به حیث رهبر این حزب انتخاب کردند. لیکن متأسفانه مدت شش سال وزارت دادگستری درخواست ما را نادیده گرفت.

ما از این دل‌سرد نشدیم و با اعضای این جناحها گفت و شنید کردیم. کسانی بودند که از جناح اسکندراف و یا صابراف جانبداری می‌کردند. 23 دسامبر سال 2012 در یکجایگی یک انجمن گذراندیم و از تمام نواحی و ولایات در این همایش نماینده‌ها شرکت کردند.

در این جا مرا رهبر حزب انتخاب کردند و ما در ساختار حزب تغیرات وارد کردیم. همچنین تغیرات و علاوه‌ها را به آیین‌‌نامه حزب وارد کردیم. به جای ریاست و صدارت، شورای سیاسی حزب را انتخاب و شماره آنها را تا به 13 نفر رساندیم که توانند به طور سریع کار کنند.

از ماه دسامبر سال 2012 تا امروز در 46 شهر و نواحی تاجیکستان نمایندگی حزب را احیا کردیم. من نمی‌گویم که ما توانستیم این حزب را در شکلی که تا سال 1990 وجود داشت، احیا کردیم. ما سابقه داران حزب و جوانانی را که خواهش پیوستن به حزب را داشتند، گردهم آوردیم.

دیگر نفرانی هم هستند که فعالانه شرکت می‌کنند. همچنین در این مدت برخی از اعضای این حزب با ملاحظات آن که کشور دموکراتیک و مستقل است و همه چیز آزاد است، گفتند که اهداف و آرمانهای آنها عملی شد و از عضویت حزب بیرون آمدند.

لیکن بسیاری از اعضای حزب دموکرات فعالانه در حزب کار می‌کنند. و در مجموع با سابقه داران و اعضای جوان آن فعالیت را در سرتاسر تاجیکستان شروع کردیم.

به ما 16 هزار داوطلب برای شامل شدن به این حزب عریضه دادند و تا حال ما برای چهار هزار و 700 نفر شهادتنامه عضویت حزب را که ما شکل این شهادتنامه را کاملا تغییر دادیم، ارائه کردیم.

یعنی حالا اعضای حزب شما رسماً چهار هزار و 700 نفر است؟

این دقیق است، ولی ما درخواست شمار دیگری از داوطلبان از جمله این 16 هزار نفر را در دست داریم. فکر می‌کنم که برای عضویت در حزب باید تمام داوطلبان و عقیده آنها جداً تحقیق شود.

و شما هر کسی را که خواهش عضویت در این حزب را دارد، به آسانی نمی‌پذیرید؟

همه داوطلبان را سنجیدن لازم است. آخر شاید یکی از این داوطلبان یا سلامتش خوب نباشد و در سطحی قرار داشته باشد که نه به کارخانه‌ای و نه به حزبی لازم باشد. و یا یک نفری در عضویت یک حزب دیگر قرار داشته باشد، شاید یک نفری جنایتکار باشد، در جرم و جنایتی دست داشته باشد.

ما سطل آشغال نیستیم. حزب جایی است که سَویَه عقلانی فرد باید ارزیابی شود و کسی که شامل آن می‌شود، اقلاً تواند ده نفر را رهبری کند و یا یک چیز را تحلیل و پیشنهاد کند. حزب دموکرات جایی نیست که هر کسی که تنها شکایت کند، به عضویت پذیرفته شود.

دموکراسی فقط شکایت نیست، تحلیل و پیشنهاد هم دارد. سر کوچه و خیابان یک نفر را بپرسید، هزار تا شکایت دارد، اما این معنی آن را ندارد که وی دموکرات کامل است. ما آنهایی را می‌پذیریم که توانند برای رشد دموکراسی در تاجیکستان کاری انجام دهند.

اعضای شورای سیاسی ما در نواحی مختلف برای همین هم فعالیت دارند که سنجیده و دانسته داوطلبان را به عضویت در حزب قبول کنند.

در خانواده با اعضای آن و بویژه با همسرتان تا چه ‌اندازه رفتار دموکراتیک دارید؟ با توجه به سنن ملی ما و پدرسالاری در تاجیکستان آیا چنین موردی شده است که شما از رفتن همسرتان به مراسمی بدون اجازه شما مانع شده باشید؟

من با همسرم زمانی که او در سیستم کُمسومول (سازمان جوانان شوروی) کار می‌کرد، آشنا شده و بعداً ازدواج کردیم. فکر می‌کنم دموکراسی برای ما باید قبل از همه از خانواده آغاز شود. همسرم در تصمیم گیری آزاد است و تنها با هم مشورت می‌کنیم.

فرزندانم هم آزاد هستند، تنها مباحثاتی که میان ما می‌شود، به کیفیت تحصیل آنها بستگی دارد. من صاحب هفت فرزد و دو نوه هستم. من نمازخوان هستم، ولی کسی از فرزندانم را به نمازگزاری مجبور نکرده‌ام. انتخاب شغل و نحوه تحصیل و فعالیت فرزندانم نیز آزاد است.

سپاس برای صحبت...

مطالب مرتبط