اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان در میان دو گزینه که شیرینترش هم تلخ است...

Image caption تیم خانم بابانظراوا از موانع زیادی در راه جمع‌آوری امضا خبر داده است

امروزها اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان شرایط بسیار سختی را تجربه می‌کند. زیرا، مدت زمانی که برای گرد آوردن امضاهای لازم جهت حضور در رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری برای هر کاندید تعیین شده بود، رو به پایان است.

و اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان تا این جای کار نتوانسته آن میزان از امضاها را که بیش از 200 هزار تا مقرر شده، جمع آورد. و یا درستترش، حکومت، با ایجاد موانع ساختگی "ناجوانمردانه" نمی‌گذارد ستاد نامزد واحد اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان امضاهای لازم را گرد بیاورد.

حال، در برابر این "ناجوانمردی"، اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان چه موضعی خواهد گرفت؟

به نظر می‌رسد، در شرایط کنونی، پیش روی این اتحادیه دو گزینه بیشتر برای انتخاب وجود ندارد که انتخاب شیرینترین آنها نیز تلخ است.

گزینه نخست انجام نوعی "داد و ستد" با حکومت و حتی شاید با شخص رئیس جمهور است که به احتمال زیاد، کاندید حزب حاکم جز او کسی دیگر نمی‌باشد، تا او شخصاً "چراغ سبز" بر زیردستانش نشان بدهد و آنان موانع ساختگی را از پیش راه ستاد نامزد واحد مخالفان بردارند، تا این ستاد بتواند در یکی دو روز امضاهای لازم را گرد آورد.

به نظر می‌رسد، برای دیگر نامزدهایی که "پیامبران بی امت" را می‌مانند، این امکان فراهم شده که "ستاد" بعضی از آنها توانسته است یکشبه بیش از صد هزار امضا جمع بیاورد. بدین ترتیب، زمینه و شرایط حضور برای نامزد واحد اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان در رقابتهای انتخاباتی می‌تواند فراهم شود.

به نظر نگارنده، بعید نیست حکومت و شخص رئیس جمهور، در صورت مطرح شدن یک چنین پیشنهادی از سوی اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب، به آن راضی بشود. چرا که موافقت با این طرح و رضایت برای انجام یکچنین "داد و ستد"، سه فایده عمده برای حکومت و رئیس جمهور خواهد داشت: یکی این که، اعتبار و جایگاه تاجیکستان در نزد جامعه جهانی حفظ خواهد شد.

دیگر این که انتخابات پیش روی، با توجه به حضور نامزد مخالفان در آن، "شفاف و آزاد" برگزارشده جلوه خواهد کرد که ضرورت آن برای رئیس جمهور کشور پوشیده نیست.

و فایده سومی که در صورت تحقق این گزینه، عاید حکومت و شخص رئیس جمهور می‌شود، آن است که پس از برگزاری انتخابات، اگر برای نامزد اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان 2 یا 5 درصد و فوقش 10 درصد از مجموع آرای رأی‌دهندگان اختصاص داده شود، در آن صورت، نامزد مخالفان و احزاب سیاسی که تحت چتر اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان وارد کارزار انتخاباتی شده‌اند، دیگر "حق اعتراض" به نتایج انتخابات را نخواهند داشت.

چرا که آنها، با انجام این "داد و ستد" با حکومت، عملاً این حق را از خود سلب می‌کنند و حکومت هم می‌تواند به آنها بگوید که شما نتوانستید برای احضاز شرایط حضور در رقابتهای انتخاباتی، حتی حدود 200 هزار امضا جمع کنید و پیش ما آمدید، تا برایتان امضاها را تکمیل نماییم، حالا حق دارید به نتایج انتخابات لب به اعتراض باز کنید؟! حق شما جز آن نیست که از صندوقهای رأی بیرون آمده!

و اما این که چرا گزینیش این راه برای اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان تلخ است - اگر آن را برگزیند - دلیلش با توجه به آنچه در بالا آوردم، روشن است. به علاوه، تلختر آن که اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان با این کار همان نقشی را در این انتخابات ایفا خواهد نمود که امروزها نامزدهای احزابی که توانستند یکشبه 100 و اندی هزار امضا گرد آورند، ایفا می‌کنند.

یعنی، نقشی جز حضور در انتخابات و سهم گذاشتن در تصویر این "واقعیت" نخواهد داشت که انتخابات در تاجیکستان به اصطلاح شفاف و آزاد برگزار شده است.

و اما گزینه دوم برای انتخاب پیش روی اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب آن است که با توجه به کارشکنیها و موانعی که حکومت تا این جای کار در برابر ستاد نامزد واحد مخالفان درست کرده و واقعا هم ناجوانمردانه رفتار نموده است، این ستاد رسماً فعالیتهای خود را متوقف کرده و انتخابات را تحریم نماید و نامزد مخالفان از تمامی هوادارانش بخواهد، تا در انتخابات شرکت نکنند.

انتخاب این گزینه از سوی اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان قطعاً برای حکومت فاجعه بار خواهد بود و شرایط را برای رئیس جمهور بعدی که معلوم است چه کسی خواهد بود، بسیار سخت و دشوار خواهد کرد. زیرا، قطعاً نامزد اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان، یعنی آینهال بابانظراوا، با اعلام توقف فعالیتهای پیش از انتخاباتی خود و تحریم انتخابات، این مسئله را با نهادهای بین‌المللی در میان خواهد گذاشت.

او در برابر تک تک کارشکنیهایی که از سوی حکومت صورت گرفتند و موانعی که برای ستاد وی ایجاد شدند، سکوت نخواهد کرد. خانم بابانظراوا، چند روز پیش، در مصاحبه‌ای که با نشریه "فرژ" داشت، از جمله گفت: "من از روی عهدنامه‌های تاجیکستان که به تصویب رسانیده است، یعنی کنوانسیونهای بین‌المللی، مراجعت خواهم کرد..."

وی افزود: "میدانید که هر سال 700 نفر از نماینده‌های سازمانهای بین‌المللی به تاجیکستان می‌آیند. ما با همه آنها و سفارتخانه‌ها وامیخوریم. از همه آن مکانیسمهایی که داریم، استفاده می‌کنیم. پیشتر هم گفته بودم، انتخاباتی که امسال دایر می‌شود، انتخابات پیشینه نمی‌شود. اینجا الَّکَی یک نفر نیست، اینجا دو حزبیست که آنها از اول یک موضع معین دارند. اینچنین، جامعه مدنی هست. اینجا بعداً آسان نیست که همه آن را شکنی..."

البته، این کار برای خانم بابانظراوا و اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان، تنها با تحریم انتخابات امکان‌پذیر است، نه در صورت انتخاب راه و گزینه اول، وقتی که برای نامزد مخالفان 2 یا 5 و یا فوقش 10 درصد از آرای رأی‌دهندگان اختصاص داده می‌شود. چرا؟ به همان دلیلی که در بالا یادآور شدم.

و اما این که چرا گزینش این راه برای اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان و بخصوص برای حزب نهضت اسلامی که به گفته رهبرش، تمام کارها و پیامدهای این انتخابات بر دوش آن بار است، تلخ می‌باشد؟

دلیلش آن است که حکومت بر فشار خود برحزب نهضت اسلامی خواهد افزود و حتی از احتمال دور نیست، تا جایی پیش برود که فعالیت این حزب در تاجیکستان را غیررسمی اعلام کرده و آن را ببندد.

و قطعاً محی‌الدین کبیری و هنیت این را نمی‌خواهند. از سخنان اخیر آقای کبیری کاملاً پیداست که حزب نهضت اسلامی حاضر نیست به خاطر یک انتخابات، حتی با وجود اهمیتش، چنین حزینه‌ای را بپردازد. اولویت برای حزب نهضت اسلامی در هر صورت، بقا و ادامه‌ فعالیت رسمی در چارچوب قانون در جامعه است.

یعنی، اگر حزب نهضت اسلامی میان دو امر: یکی بقا و ادامه‌ فعالیت رسمی حزب، حتی با وجود روبرو شدن با شکستی اینچنینی در یک انتخابات، و دیگری ممنوع شدن فعالیت رسمی حزب از سوی حکومت و پیامدهایی که این کار به دنبال خواهد داشت، قرار بگیرد، قطعاً اولی را ترجیح می‌دهد.

مطالب مرتبط