سفری ۱۴۰۰ کیلومتری در امتداد مرزهای ترکیه و عراق با سوریه

سوریه طولانی ترین مرز زمینی خود با ترکیه و عراق دارد و مناطق مرزی ترکیه با سوریه بافت قومی و مذهبی متنوعی دارند.

بسیاری از شهرهای مرزی دو کشور تنها توسط سیمهای خاردار یا خط راه آهن از هم جدا شده اند و اکثر مرزنشیان بستگانی در آنطرف مرز دارند. اما سیمهای خاردار مرزی نتوانسته اند از کشیده شدن تنش جنگ داخلی سوریه به ترکیه جلوگیری کنند.

برای دیدار اعراب علوی، کردها و ترکها در شهرهای مرزی ترکیه و همچنین پناهندگان سوری، سفری ۱۴۰۰ کیلومتری را در امتداد مرزهای ترکیه با سوریه شروع کردیم و از کنار رودخانه دجله سفر را به کردستان عراق ادامه داده، از شهرهای مرزی ریحانلی، جیلان پنار، نوسیبین و اردوگاه پناهندگان سوری در کردستان دیدار کردیم.

ریحانلی

پس از ده ها کیلومتر رانندگی در امتداد سیمهای خاردار استان هاتای ترکیه به سمت مرز سوریه، به شهر ریحانلی رسیدیم. شهری سنی نشین در چهل کیلومتری شهر حلب در سوریه.

در روزهای اولیه ناآرامیهای سوریه و شدت گرفتن جنگ داخلی، هزاران پناهنده سوری به این شهر کوچک آمدند و فشار زیادی بر منابع محدود شهر وارد شد.

در یک نانوایی در مرکز شهر ریحانلی با احمد، جوانی ۲۰ ساله، صحبت کردم. او همچون اکثر شهروندان ریحانلی پناهندگان سوری را عامل مشکلات شهرش می دانست و گفت "این روزها به دلیل جنگ همه چیز به هم خورده. قبلا کرایه خانه ۲۵۰ لیره بود الان به ۱۰۰۰ رسیده. مردم اذیت شدند، خشونت بیشتر شده، و اینجا بمب گذاری می شود."

چند ماه پیش دو بمب مهیب در ریحانلی منفجر شد که ده ها کشته و زخمی بر جای گذاشت. بسیاری از مردم حضور پناهندگان مخالف بشار اسد را دلیل هدف قرار گرفتن شهرشان می دانند. در چند ماه گذشته چندین حمله اتومبیلهای نمره سوریه و پناهندگان سوری گزارش شده.

دولت ترکیه مدتی پیش چند نفر از شهروندان عرب علوی ترکیه را دستگیر و عاملین بمب گذاری ریحانلی معرفی کرد و این باعث تنش زیادی میان علویان و سنی ها منطقه شده است. بیش از یک سوم استان هاتای علوی هستند.

در آنتاکیا، بزرگتری شهر استان هاتای در محله ای علوی نشین عکس بشار اسد و حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان را دیدم که در فروشگاه ها آویزان بودند. بسیاری از علویان ترکیه بستگانی در آنطرف مرز، در سوریه دارند و مخالف حمایت ترکیه از مخالفین دولت سوریه هستند.

صاحب رستوران موزاییک آنتاکیا سمیر علی است، مردی ۴۵ ساله و عرب علوی. او می گوید اختلاف بین سنی ها و علویان زیاد شده و این در چند دهه گذشته بی سابقه است.

سمیر متهم کردن علویان به بمبگذاری ریحانلی را بی اساس می خواند و القاعده را عامل بمگذاری می داند. او می گوید "نصف خانواده من در سوریه زندگی می کنند، دولت ترکیه می خواهد با آنان بجنگد، چه انتظاری از من دارید؟ به بستگانم شلیک کنم؟ آنان را بکشم؟ نه این کار را نخواهم کرد. دولت ما سیاستهای اشتباهی در قبال سوریه در پیش گرفته و این عامل مشکلات منطقه است."

اکثر علویان ترکیه دولت را متهم می کنند که به ارتش آزاد و گروه های جهادی علیه علویان سوریه کمک می کند. دولت ترکیه به طور آشکار از ارتش آزاد سوریه حمایت می کند اما هر گونه حمایت از گروه های جهادی را رد کرده است.

با این حال، مردم محلی می گویند آنان صدها مرد خارجی ریشو را می بینند که آزادانه بین شهر های مرزی رفت و آمد می کنند.

جیلان پنار

مقصد بعدی شهر کوچک مرزی جیلان پنار بود. تنها یک خط راه آهن این شهر را از شهر مرزی سریکانی یا راس العین سوریه جدا می کند.

اکثر مردم دو طرف مرز کرد هستند و اما هر دو شهر جمعیت قابل توجهی عرب دارند.

در جیلان پنار جنگ داخلی سوریه به حدی نزدیک است که می توان صدای گلوله ها را شنید، دود انفجارها را دید. شهر راس العین تا دو ماه پیش مشترکا توسط گروه جهادی جبهه نصرت و یگانهای دفاع خلق کردستان سوریه (YPG) کنترل می شد، اما پس از حمله جبهه نصرت به یکی از یگانهای زن این گروه، جنگ بین آنان شدت یافت.

یگانهای دفاع خلق توانست جبهه نصرت را از شهر بیرون راند. در جریان این درگیریها چندین شهروند جیلان پینار ترکیه در اثر اثابت گلوله از سوریه کشته و زخمی شدند.

سیدو اوزترک، مردی شصت ساله، که در کنار خیابان تنباکو می فروخت گفت جنگ داخلی سوریه زندگی آنان را بر هم زده.

سیدو که هشت فرزند دارد می گوید "شهرداری مرتبا اطلاعیه می دهد و از شهروندان می خواهد خانه هایشان را ترک نکنند، اما این که یک روز، دو روز یا یک ماه و دو ماه نیست. یک سال وضع اینطوری است. بچه هایم شبها تا صبح از ترس صدای رگبار گلوله و توپ نمی توانند بخواهند، حقیقتا خودم هم از ترس خوابم نمی برد."

در یکی از خانه های لب مرز، فاتح تیلهات، معلم ۲۶ ساله دولت ترکیه را متهم به کمک به گروه های جهادی می کند. او گفت "دولت از یک طرف می خواهد با ما بر سر حقوق کردها و پایان جنگ مذاکره کند، از طرفی دیگر دارد از گروه های جهادی علیه بستگانمان در آنطرف مرز حمایت می کند. دولت دروغ می گوید، دشمن کردهاست، دنبال صلح نیست."

در شهر جیلان پنار این تنها گلوله نیست که از سیم خاردار میگذرند، بلکه تنش نیز در این شهر بیشتر شده. بسیاری از همسایگان عرب و کرد دیگر با هم صحبت نمی کنند. عمر اولماز از اعراب جیلان گفت "در گذشته ما با کردها هیچ مشکلی نداشتیم، اما الان خیلی کمتر با هم معاشرت می کنیم و همه به هم مظنون هستند."

غروب هنگام فیلمبرداری در کنار نوار مرزی، سربازان ترکیه با همراهان ما درگیر شدند و خواستند که مرز را ترک کنیم. مردم محلی می گفتند شبها دولت ترکیه برای گروه های جهادی کمک می فرستد.

ما هم در حیات یکی از خانه ها در نزدیکی جاده مرزی منتظر ماندیم. ناگهان چندین اتوبوس با اسکورت نفربرهای زرهی ارتش ترکیه با سرعت از جاده حایل مرز ترکیه و سوریه گذشتند. صاحب خانه به ما گفت اتوبوسها نیروهای جهادی را به خط مقدم جنگ با کردها می برند، اما در تاریکی شب هویت سرنشینان اتوبوسها مشخص نبود.

اما آنچه مشخص بود این است که جنگ داخلی سوریه بر تنش های موجود بین کردها و دولت ترکیه افزوده است.

در نوار مرزی با چنگیز چاندار که به مرز آمده بود گفتگو کردم. آقای چاندار یکی از روزنامه نگاران و نویسندگان صاحب نام ترک است. او می گوید دولت کار مشکلی برای کسب اعتماد کردها در پیش دارد.

آقای چاندار می گوید "ادعای کردها که ترکیه از گروه های جهادی کمک می کند تا حدودی شاید درست باشد، من بعید می دانم ترکیه رسما از آنان حمایت کند، اما چشمانش را به روی فعالیت آنان در منطقه بسته است. امروز بسیاری از زخمی های جبهه نصرت در بیمارستانهای ترکیه مداوا می شوند و آنان اینجا استراحت می کنند و خود را سازماندهی می کنند و برای جنگ با کردها به سوریه بر می گردند. این برای ما که می خواهیم با کردهای خودمان صلح کنیم خیلی زیان آور است."

مشکلات اقتصادی

ایستگاه قطار بین جیلان پنار و راس العین خلوت بود. شیشه واگنهای قطار از گرد و خاک پوشیده شده بودند. دو سال پیش، ایستگاه قطار جیلان پنار شلوغ بود، روزانه ده ها تن کالا بین ترکیه و سوریه از اینجا حمل و نقل می شد و صدها تاجر به دو طرف مرز رفت و آمد می کردند.

امروز دیگر از آن شلوغی خبری نیست. صدای گلوله ها و توپها جای صدای حرکت قطارها بر روی ریلها را گرفته اند.

در صد و پنجاه کیلومتری جیلان پنار، شهر مرزی نوسیبین قرار دارد. بعد از سه ساعت رانندگی در امتداد پستهای مرزی ترکیه با سوریه به این شهر می رسیم.

نوسیبین نیز همچون جیلان پنار تنها از طریق خط آهن و سیمهای خاردار از سوریه جدا شده. قامیشلو بزرگترین شهر کرد نشین ترکیه در آنطرف مرز قرار دارد. اهالی نوسسیبین عمدتا کرد هستند و دو شهر را «بالای خط و پایین خط» می نامند. آنان بستگان زیادی در دو طرف مرز دارند.

یکی از منابع درآمد این شهر مرزی تجارت با سوریه و توریستهای سوری بود. اما در دو سال گذشته دروازه مرزی بین سوریه و ترکیه بسته بوده است.

این مناطق عمدتا در کنترل اتحاد دمکراتیک کردستان سوریه می باشد. ترکیه این حزب را بخشی از پ ک ک می داند و دروازه های مرزیش را با کردستان سوریه بسته.

عایشه گوکهان، شهردار نوسیبین از حزب آشتی و دمکراسی است. او سیاست دولت ترکیه در قبال سوریه را عامل مشکلات شهرش می داند و می گوید حدود ۹۰ درصد از جوانان شهر بیکارند.

در بسیاری از قهوه خانه های شهر جوانان ورق بازی می کردند. حقان سریکانی جوانی ۲۰ ساله، که او نیز بیکار بود، پیشتر بین ترکیه و سوریه کالا معامله می کرد. او از مشکلات شکایت دارد و می گوید "بیشترین فشارها بر جوانان است، ما کار نداریم، تفریح نداریم، هیچ امیدی به آینده نداریم. در این جنگ آدمهای بیگناه همیشه قربانی می شوند."

سفر به کردستان عراق

در امتداد رود دجله سفرمان را به طرف مرزهای کردستان عراق ادامه می دهیم. رود دجله در بسیاری از نقاط به مرز بین ترکیه، سوریه و عراق تبدیل می شود.

پس از دو ساعت رانندگی به مرز ابراهیم خلیل بین کردستان عراق و ترکیه می رسیم. برخلاف مرز ترکیه با سوریه، این مرز بسیار شلوغ و صدها کامیون در طول جاده برای عبور از گمرک صف کشیده بودند.

حکومت اقلیم کردستان عراق رابطه خوبی با دولت اسلامگرای رجب طیب اردوغان دارد. کردستان عراق نیز بارها به دلیل اختلافات سیاسی با اتحاد دمکراتیک کردستان سوریه مرزش را با کردستان سوریه بسته.

دو ماه پیش هنگامی که دولت اقلیم کردستان عراق مرزش را به روی پناهندگان کرد سوری گشود، در یک روز حدود چهل هزار پناهنده به کردستان عراق سرازیر شدند.

برای دیدار با پناهندگان سوری به اردوگاه کاورگوسک در نزدیکی اربیل رفتم. از دور شهری از چادرهای خاکی با آرم کمسیاریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد دیده می شد. در این اردوگاه حدود پانزده هزار پناهنده اسکان داده شده اند، که اکثرا زن و کودک هستند.

وضعیت پناهندگان کرد در این اردوگاه بسیار بهتر از اردوگاه های ترکیه است. بسیاری از پناهندگان از کمک رسانی دولت محلی راضی بودند. اما بیشتر آنان ترجیح می دادند از اردوگاه خارج شده و در شهر ها زندگی کنند.

خانواده هشت نفره عبله عبدالرحمن از دو ماه پیش در چادری در این اردوگاه زندگی می کنند. عبله ۴۵ ساله مادر شش دختر و دو پسر جوان است و شوهر او کرو لال است.

او گفت "من نگران امنیت دخترانم بودم. جنگ شدیدی بین کردها و جبهه نصرت در منطقه الحسکه جریان داشت. شوهرم مریض است و من مسئول امنیت دخترانم بودم. از طرف دیگر نه آب داشتیم و نه برق، مجبور شدم به اینجا بیایم."

دختر ۲۴ ساله عبله، نوهرین دانشجوی رشته حقوق در سوریه بود. نوهرین می گوید اکثر دانشگاه های منطقه خراب شده اند و امید به ادامه تحصیل در سوریه کم است.

او گفت "من نمی خواستم سوریه را ترک کنم، چرا که امروز سرنوشت کردها آنجا رقم می خورد نه در این اردوگاه. به خاطر خانواده ام مجبور شدم به اینجا بیایم. اگر صلح به سوریه بازگردد من می خواهم برگردم و درسم را تمام کنم، می خواهم قاضی بشوم."

بسیاری از دختران و پسران جوان پناهندگان در سوریه مانده اند و با گروه های جهادی می جنگند. نوهرین می گوید اگر کردها این جنگ را ببازند، گروه های وابسته به القاعده شیوه زندگی آنان را برای همیشه نابود خواهند کرد.

جنگ بین کردها و گروه های جهادی وابسته به القاعده همچنان در سوریه ادامه دارد. چند روز پیش پسر۲۰ ساله صالح مسلم، رهبر اتحادیه دمکراتیک کردستان سوریه در جنگ با جبهه نصرت کشته شد. به نظر می رسد سیل پناهندگان به این زودیها به کشورهای همسایه قطع نخواهد شد.

مطالب مرتبط