نبرد در ساختمان کنگره آمریکا

کنگره آمریکا
Image caption دشوار بتوان گفت که آیا توافق اخیر به منزله پایان یافتن "حکومت از طریق بحران آفرینی است" (چیزی که اوباما آن را خوانده بود) یا نه؟ شاید برای چند ماهی اینگونه باشد

تصور کنید گروهی از اوباش داخل شهر بریزند و رعب و وحشت ایجاد کنند، در دکان و مغازه‌ها را ببندند و تهدید کنند که شهر را آتش می‌زنند؛ اما سرانجام سر و کله کلانتر محل پیدا می‌شود، و جلوی تقاضا و تهدیدهای این افراد می‌ایستد و در نهایت همه را وادار به قبول شکست می‌کند.

و یا به وضعیت دیگری فکر کنید: گروهی از شورشیان شجاع پیدا می‌شوند و علیه یک حکومت خطرناک استبدادی می‌ایستند تا در نهایت به خاطر جلوگیری از نابودی وطنشان و در حالیکه تنشان هنوز زخمی است، از درگیری پرهیزند هر چند هنوز شراره شورش و تسلیم ناپذیری در چشمانشان دیده می‌شود.

این دو نگرش هر دو درست هستند و بستگی به این دارد که به ماجرا از چه منظری نگاه می‌شود. در عین حال، این واقعیت را هم نمی‌توان انکار کرد که در قضیه اختلاف بر سر لایحه بودجه دولت آمریکا، باراک اوباما پیروز شده و جمهوری‌خواهان شکست خورده‌اند.

اما پشت پرده این واقعه و رویارویی شدید سیاسی اخیر در آمریکا، مسایل پیچیده‌تری وجود دارد.

برای رئیس جمهور شاید قضیه سر راست‌تر باشد. آقای اوباما بر موضع خود ماند و یک ذره هم عقب نشینی نکرد. او به جمهوری خواهان متذکر شد که دیگر چنین تقابلی را ایجاد نکنند.

و این پیروزی شیرینی بود. محافظه‌کاران اکنون بیش از پیش از اوباما بدشان می‌آید. استدلال آنها این است که باراک اوباما به حق قانونی مجلس نمایندگان اهمیتی نداده و با آنها مذاکره نکرده است.

اگرچه عملکرد فراجناحی شاید برای مدت کوتاهی مد روز شده باشد، اما در واقع شرایط پیروزی آقای اوباما بر جمهوری‌خواهان بر سر موضوعاتی مانند وضعیت مهاجران، کنترل حمل سلاح و یا مسایل محیط زیستی، سخت‌تر می‌شود، هر چند تا پیش از این هم کسب پیروزی در این زمینه‌ها چندان قطعی هم نبوده است.

به هر صورت تردیدی نیست که پیروزی اخیر آقای اوباما و هوادارنش را سرمست می‌کند و با توجه به شروع مبارزات انتخاباتی کنگره در سال آینده، این موضوعی مهم است.

بینر "خیلی رقت‌انگیزه"

وضعیت برای جمهوری‌خواهان خیلی بد است؛ البته بستگی به این دارد که منظور از بد چیست و در باره کدام "جمهوریخواهان" صحبت می‌شود.

بگذارید کمی توضیح بدهم.

Image caption گرچه عملکرد فراجناحی شاید برای مدت کوتاهی مد روز شده باشد، اما در واقع شرایط پیروزی آقای اوباما بر جمهوری‌خواهان بر سر موضوعاتی مانند وضعیت مهاجران، کنترل حمل سلاح و یا مسایل محیط زیستی، سخت‌تر می‌شود، هر چند تا پیش از این هم کسب پیروزی در این زمینه‌ها چندان قطعی هم نبوده است

بدون شک نظر سنجی‌ها نشان می‌دهد که وضع حزب (جمهوری خواه) از لحاظ محبوبیت در میان مردم خیلی خراب است. و این به روشنی برای وجهه آنها خوب نیست. اگرچه این وضعیت یعنی اینکه در انتخابات ممکن است مردم به جمهوری‌خواهان رای کمتری بدهند، اما این موضوع تاثیر عمیقی ندارد.

جان بینر، رئیس مجلس نمایندگان، ممکن است در حوزه انتخابیه‌اش مشت‌های خود را به نشانه پیروزی بالا ببرد و مورد تشویق حضار قرار بگیرد؛ ولی رسانه‌ها با او اینگونه برخورد نخواهند کرد و از او بسختی انتقاد خواهد شد.

او احتمالا به اتخاذ سیاستی مجبور شده که شاید می‌دانسته شانسی برای پیروزی در آن وجود نداشته است. و این موضوع او را در وضعیتی رقت بار قرار می‌دهد، یعنی وضعیت رهبری بی‌خاصیت که نمی‌تواند تندروهای زیر دستش را کنترل کند.

البته نگاه به آقای بینر بستگی به آن دارد که او چه می‌خواهد، هر چند فورا باید اضافه کنیم که در این ماجرا، به طور یقین او هیچ هدف سیاسی را به دست نیاورده است.

اما او حزب را تقریبا متحد نگه داشته است. و این دستاورد اندکی نیست و باعث می‌شود مقام خود را خفظ کند. و ناگفته پیداست که حفظ شغل به هر صورت مهم است.

در جستجوی مشکل و بازبینی روشها؟

این وضعیت برای "تی-پارتی" بد است؛ البته شاید هم چنین نباشد.

آنها به تسلیم خود اذعان نخواهند کرد. البته می‌گویند شکست خورده‌اند اما از پا در نیامده‌اند. و این نکته می تواند هسته مرکزی نوعی از سیاست ورزی رمانتیک و احساسی باشد.

بسیاری از اعضای "تی پارتی" از مناطقی هستند که این موضوع برای آنها مشکلی ایجاد نخواهد کرد. اما درسی که فعالان (حزبی) از این وضعیت خواهند گرفت این است که به تندرویان بیشتری در مجلس نمایندگان نیاز است.

به نظر من این نگرش که میانه‌روها در حزب با رادیکالهای دست راستی اکنون مقابله می‌کنند، فقط خیالی است ساخته و پرداخته لیبرالها و نمایندگان مستقل کنگره.

اگرچه نکته جالبی است و منتظرم تا ببینم آیا نشانه‌ای از واقعیت در آن پیدا خواهد شد یا نه.

اما فکر می‌کنم که چنین دیدگاهی بر پایه یک اشتباه بنا شده است، یعنی سوء تفاهم در خصوص اینکه در زمان بحران (بودجه) بحثها در داخل حزب چه بوده، نه نگرش ایدیولوژیکی بلکه روش و تاکتیک.

تعداد کمی چپ میانه در مجلس نمایندگان وجود دارد، و مجادله محافظه کاران مجلس نیر بر سر این موضوع بوده که تا کجای این درگیری پیش بروند.

سناتور تد کروز، از سیاست گذاران "تی پارتی" شاید خود را در بین سناتورهای دیگر بدنام کرده باشد ولی کمکهای مالی زیادی به ستاد تبلیغاتی او سرازیر شد.

ممکن است همکارانش او را خود خواه بخوانند؛ اما رای دهندگانی که او می‌خواهد در مبارزات مقدماتی ریاست جمهوری برای تعیین نامزد نهایی حزب، به او رای دهند، کمی بیشتر آقای کروز رادوست دارند.

شک دارم این موضوعی باشد که حزب جمهوری‌خواه بخواهد از آن طریق پایگاه اجتماعی خود را وسعت ببخشد.

این نکته فقط زمانی ممکن است که کریس کریستی برنده مبارزات انتخاباتی مقدماتی شود و یا مثلا پس از دوره دوم (ریاست جمهوری) هیلاری کلینتون.

اما به هر صورت (در حزب) تلاش برای پیدا کردن مشکلات و بازبینی سیاست‌ها به وقوع خواهد پیوست و آن دسته از جمهوری‌خواهانی که مخالف "تی پارتی" هستند، در مواضع خود جسورتر خواهند شد.

دشوار بتوان گفت که آیا توافق اخیر به منزله پایان یافتن "حکومت از طریق بحران آفرینی است" (چیزی که اوباما آن را خوانده بود) یا نه؟ شاید برای چند ماهی اینگونه باشد.

اما علت بروز این اختلاف چنان عمیق است که بسادگی از بین نمی‌رود؛ و ممکن است چند ماه دیگر و در اوایل سال آینده میلادی باردیگر ظهور کند.

مطالب مرتبط