انقلاب مصر و امیدهای برباد رفته زنان

Image caption امیره یک پزشک و استاد پرمشغله دانشگاه است

شام بود که به خانه امیره عبد الصبور رسیدم، چهار بیمار زن منتظر بودند که به او مراجعه کنند. یک پزشک معالج و استاد پر مشغله دانشگاه است. در حومه قاهره و در یک منطقه نسبتا فقیر نشین کار می کند. کتاب ها و مجله های اسلامی هر طرف دیده می شد. خانم هایی که به او مراجعه می کردند همه با حجاب بودند. پس از نزدیک به یک ساعت امیره فرصت یافت که با من ملاقات کند. زنی بود میانسال و حجاب به سر داشت. آثار خستگی از کار در سیمایش کاملا هویدا بود. آرایش نداشت. آرام و با اعتماد به نفس صحبت می کرد.

بهاری که گلهای آن هنوز نشکفته

گفت به طور تصادفی در ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ به میدان تحریر رفت. دختر۲۳ ساله اش، هناء، پافشاری داشته که به میدان برود و در تظاهرات شرکت کند. امیره، نه برای اعتراض به رژیم حسنی مبارک، بلکه برای محافظت از دختر خود به میدان تحریر رفته. می گوید، یقین داشتم که پس از آن دیگر هرگز به این میدان باز نخواهم گشت.

اما وقتی این زن محافظه کار وارد میدان شد، فضا چنان کشش داشته و پر جنب و جوش بوده که تا ۱۸ روز پس از آن و تا زمان کناره گیری حسنی مبارک از قدرت نتوانسته در برابر جاذبه آن مقاومت کند.

"وقتی به میدان رسیدم، ترسی که قبلا احساس می کردم کاملا از بین رفته بود. فکر نمی کردم که انقلابی در راه است. اما انقلاب شد و من افتخار می کنم که در ساختن آن شریک بودم".

این رویداد شگرف، چنان بر زنان تاثیر گذاشت که به گفته امیره"بیش از حد آن ها را وارد سیاست کرد و این احساس را در آنها ایجاد کرد که مسئولیت بیشتری در قبال کشور خود داشته باشند و خوبی ها و بدی ها حاکم برجامعه را بهتر درک کنند".

حسنی مبارک رفت، اما زنان نه تنها به حقوقی که در پی کسب آن بودند دست نیافتند، بلکه با محدودیت های بیشتری روبرو شدند.

در دولت حسنی مبارک سه وزیر داشتند، اما در کابینه پس از انقلاب تنها دو وزیر زن حضور داشت.

نزدیک به یک هزار نامزد زن در انتخابات پارلمانی ۲۰۱۲ شرکت کردند. با این حال، تنها کمتر از دو درصد کرسی های پارلمان نصیب زنان شد.

اسلامگرا‌ها و پست رفت حقوق زنان

Image caption از دید هانیه و دیگر فعالان لیبرال، زن در نظر اسلامگراها "ابزار جنسی" بیش نیست

زن دوم، هانیه مهیب است. یک خانم لیبرال آرایش کرده که روسری نمی پوشد. اما او خودش به دفتر بی بی سی آمد. می‌گفت، حضور اسلامگراها درقدرت و در پارلمان منحل شده مصر باعث شد که زنان نقش کمرنگی در مرحله پس از انقلاب داشته باشند.

او نمی خواهد بگوید که اخوان المسلمین به زن به دیده حقارت نگاه می کند، اما مدعی است که این گروه "زن را در یک چهارچوب معینی از محدودیت ها قرار می دهد و نمی خواهد که بیرون از آن قدم بگذارد. در دوسال گذشته، پس از آنکه این گروه به قدرت رسید، فکر و دیدگاهی که نسبت به زن داشت و در دهه های گذشته، برای ترویج آن تبلیغ می کرد، از نگاه سیاسی در حال عملی شدن بود و حتی داشت قانونی می شد".

حرف های هانیه آنقدرهم دور از واقعیت نیست.

در دوران ریاست جمهوری حسنی مبارک در اثر تلاش مدافعان حقوق زنان چند قانون به نفع شان تصویب شد. از جمله، حق طلاق از شوهر یا خُلع را بدست آوردند. قانونی هم تصویب شد که به موجب آن ختنه دختران جنایت قلمداد می شود.

اما در سال ۲۰۱۲ وقتی پارلمان در تسلط اسلامگراها قرار گرفت، تلاش شد که این دو قانون لغو شود و حتی سن ازدواج دختران از ۱۸ به ۱۳ سال کاهش یابد.

بنا برگزارش گروه های مدافع حقوق زنان، فعالان زن بیش از ۵۰ راهپیمایی در اعتراض به این تلاش ها به راه انداختند. از قضا پارلمان اسلامگراها دوام نکرد و منحل شد.

از دید هانیه و دیگر فعالان لیبرال، زن در نظر اسلامگراها "ابزار جنسی" بیش نیست.

نهادینه کردن وابستگی زن به مرد

براساس این دید، وقتی اسلامگراها از حقوق زن صحبت می کنند، نگاه پدر سالارانه دارند. به عبارت دیگر، زن باید زیر قیمومیت مرد باشد. چون یک موجود ناقص است و همیشه به حمایت مرد نیاز دارد.

جدا از احکام اسلامی در مورد زن که حتی خود اسلامگراها بر سر تفسیر آن اختلاف نظر دارند، برخی فیمنست ها بین حمایت از زن، مطابق با فهم اسلامگراهای تندرو، حجاب و نگهداشتن زن در خانه، ربط می دهند.

یعنی زن به عنوان نماد عفت وطهارت باید محافظت شود، چه با پوشیدن حجاب یا نشستن در منزل. واین بازهم مرد است که نقش محافظ و حامی را ایفا می کند.

این نگاه، از دید فعالان زن، نه تنها دچار ناسازگی است که بوی سرکوب و تبعیض جنسیتی از آن برمی خیزد.

اگر اصل، برابری زن با مرد است، زن باید مانند مرد، خودش این توانایی و اقتدار را داشته باشد که از خود دفاع و حمایت کند.

پیامد این باور که زن فاقد چنین توانایی است، تداوم وابستگی آن به مرد و نهادینه کردن این طرز تفکر درجامعه خواهد بود که او یک مخلوق ناقص است. این به آن معنا است که زن در جامعه و سیاست همواره باید پیرو مرد بماند.

بدیهی است که در جامعه ای که چنین طرز تفکر حاکم باشد، زن هرگز توانایی و اقتدار لازم برای دفاع از خود و ایفای نقش خود در جامعه را پیدا نخواهد کرد.

برابری انتزاعی زن ومرد

دست کم اسلامگراهای میانه رو و حتی زنانی مانند امیره، این نقد و تحلیل را رد می کنند.

ازدید اسلامگراها، نباید به برابری زن ومرد، نگاه انتزاعی داشت مبنی براینکه هردو طرف باید از حقوق کاملا مساوی برخوردار باشند، چرا که در این صورت زنان شاید از حقوق کمتری بهره مند شوند.

این نوع برابری ایجاب می کند مثلا شما به دو نفر که یکی قد بلند و دیگر قد کوتاه، یک نوع لباس بخرید. اگرچنین کنید، مسلما به یکی از آنها بی عدالتی خواهید کرد.

بخش زیادی از اسلامگراها معتقدند که به مسأله برابری زن و مرد باید براساس نقشی که هردو می توانند درجامعه ایفا کنند، نگریسته شود.

از دید آنها فعالیت زن و مرد در همه زمینه ها یکسان نیست. در برخی عرصه ها زن بهتر از مرد عمل می کند و در برخی دیگر مرد از خود شایستگی نشان می دهد.

با این حال، اتفاق نظر حتی در بین اسلام گراها در مورد این که کدام یک در کدام زمینه نقش بهتری ایفا می کند، بسیار دشوار خواهد بود.

اخوان المسلمین که هیچ زنی در تاریخ ۸۶ ساله آن نتوانسته به دفتر سیاسی یا " مکتب ارشاد" این گروه راه یابد در پاسخ به انتقاد های مخالفان لیبرال همواره حضور گسترده زنان در صفوف اول تظاهرات و گردهمایی های این گروه را مثال می زنند. اینکه چگونه زنان در کنار مردان در صحنه سیاست و فعالیت های اجتماعی سهم می گیرند، پدیده ای است که از دید این سازمان نگاه باز آنها را نسبت به زنان نشان می دهد.

منتقدان اما به براساس همین مثال استدلال می کنند که اخوان المسلمین درواقع از حضور زنان به عنوان سپر های انسانی استفاده می کنند، تا اینکه زنان واقعا با شرکت در این راهپیمایی ها ازحق مسلم خود به عنوان شهروندان استفاده کنند.

استدلال مخالفان این است که پیش از برکناری محمد مرسی از قدرت، زنان چنین حضور پر رنگی در تظاهرات اسلامگرا ها نداشتند.

حق بخشیدنی نیست، گرفتنی است

با کودتای ارتش در سوم ژوئیه و حذف اسلامگراها از قدرت، بسیاری از زنان لیبرال اظهار خوشبینی کردند که وضعیت آنها بهتر خواهد شد.

با این حال، امروز که نزدیک به چهار ماه از آن روز می گذرد، هیچ نشانه ای در دست نیست که این خوشبینی جامه عمل پوشیده باشد.

سهم زنان در دولت جدید از سه وزیر بیشتر نیست. درحالیکه سهم زنان در مجلس موسسان مصر در زمان حاکمیت اخوان المسلمین هفت درصد بود، در مجلس موسسان جدید با افزایش سه درصدی به ده درصد رسیده است.

به ر غم اینکه مصر در زمینه کسب حقوق زنان در جهان عرب نقش پیشتاز و رهبر را داشته، هم زنان لیبرال و هم محافظه کار در این مورد که جامعه این کشور هنوز یک جامعه مردسالار است، توافق نظر دارند و در چنین نگاهی بین اسلامگراها و لیبرال ها تفاوتی زیادی نیست.

تا زمانیکه نگرش جامعه نسبت به زن، دچار تحول نشده، تحولات شگرف سیاسی شاید وضعیت زنان را دگرگون نکند. اما اگر زنان منتظر آن باشند که مردان به آن ها حق بدهند، در این صورت شاید آنها هرگز به حقوق خود دست نیابند.

در کشورهای دچار تحول، حقوقی که یک دولت به زنان می دهد، شاید دولت بعدی آن را پس بگیرد.

همانطور که زنان با مبارزات طولانی خود حق رای دهی را بدست آوردند، شاید باز هم تنها مبارزه آن ها بتواند نگاه مرد سالارانه به زن را تغییر دهد.

اما امیره که از کودتای ارتش ناراضی است، امید خود را نسبت به آینده بهتر از دست نداده است. او که در بیشتر تظاهرات هواداران محمد مرسی شرکت می کند، می گوید، وقتی انقلاب شد این ارتش بود که در کنار مردم ایستاد. حالا که ارتش کودتا کرده، انقلاب مصر یتیم و بی کس شده است. ولی به گفته او" انقلاب ادامه دارد".