توره جانزاده: 'خدا وضع هیچ قومی را عوض نمی‌کند، مگر خود بخواهند'

توره جانزاده
Image caption توره جانزاده: "از میان نامزدهایی که ثبت نام شده‌اند، نفری را که تواند کشور را از وضع امروزه بیرون آورد، نمی‌بینم"

حاجی اکبر توره جانزاده، روحانی سرشناس و از اعضای ارشد اتحادیه نیروهای اصلاح‌طلب تاجیکستان، می‌گوید که به طرفداری از هیچ یک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری رأی نخواهد داد، زیرا آنها نمی‌توانند انتظاراتش را برآورده کنند.

آقای توره جانزاده در مصاحبه زیر در باره سببهای ناکامی نامزدی آینهال بابانظراوا و نحوه برگزاری انتخابات قریب الوقوع ریاست جمهوری اظهار نظر کرده و به سؤالات همکارمان اسکندر فیروز پاسخ داده است:

نخست می‌خواستم از شما در باره عاملهای جمع نشدن امضاها برای پشتیبانی از آینهال بابانظراوا، نامزد حزب نهضت اسلامی، سؤال کنم؟

برای من سخت (جای) افسوس است که معلمه بابانظراوا ثبت نام نشدند. ما زیاد امیدواریم بودیم که از طریق نامزد شدن خانم بابانظراوا برنامه اصلاحات سیاسی کشورمان که ما داشتیم، به مردم پیشنهاد شود. این آرزوی ما بود. دوم، کوشش می‌کردیم که بالاخره در تاجیکستان انتخابات تا اندازه‌ای دموکراتیک و شفاف برگزار شود.

اما برای ثبت نامزدی خانم بابانظراوا 210 هزار امضا جمع‌آوری نشد. هرچند خواهران و برادران و شخصا خود من در این زمینه زیاد تلاشها هم کردیم. اما در ده روز اول واقعا مانع‌گذاریها زیاد بودند. و این امر باعث دلسردی و ناامیدی بیشتر برادرها شد.

در مجموع، به پشتیبانی آینهال بابانظراوا حدود 202 هزار امضا جمع‌آوری شد. و باید از روی انصاف بگوییم که میان این امضاها هیچ مورد امضای تقلبی نبود. مردم واقعا زحمت کشیده و در به در گشته، امضا جمع‌آوری می‌کردند.

و باید اقرار بشویم که این افراد مثل نامزدهای دیگر ستاد انتخاباتی هم نداشتند. همزمان کسی با اطمینان گفته نمی‌تواند که نماینده‌های نامزدهای حزبهای سوسیالیست، کشاورزی، کمونیست و یا اصلاحات اقتصادی برای جمع‌آوری امضا نزد آنها آمده باشند. کسی آنها را ندیده است. و حتی برای نامزد حزب خلق دموکرات تاجیکستان کسی در به در مردم نگشته است.

عامل دیگری هم وجود دارد. حالا حساب کرده‌اند که از چهار میلیون و 22 هزار رأی‌دهنده جمع‌آوری نه 210 هزار، بلکه بیشتر از 201 هزار امضا کافی است. این همه کمبودیهایی بودند که باعث ثبت نام نشدن معلمه شد. و در نتیجه، آرمان صدها هزار ساکنان کشور، مثل من، عملی نشد.

ولی قرار است در این انتخابات چند نامزد دیگر شرکت کنند. آیا میان آنها نامزدی هست که تواند آرمانهای شما را قانع سازد؟

شخصا من از میان نامزدهایی که ثبت نام شده‌اند، نفری را که تواند کشور را از وضع امروزه بیرون آورد، نمی‌بینم. یعنی نفرانی را که اراده انجام اصلاحات سیاسی را داشته باشند، آنها را نمی‌بینم. نفرانی که هستند، هرچند برای هر یکی از آنها احترام قائل هستیم، ولی آنها با خواهش خود و یا پشتیبانی گروهی از مردم وارد سبقت انتخاباتی نشده‌اند.

قناعت ما هم این است که آنها همچون نامزد تعیین شده هستند. خصوصا مرحله ملاقات با رأی‌دهندگان این مشکل را خوب نشان داد. روزی قبل در کاخ فرهنگ شهر وحدت چنین صحبت نامزد انتخاباتی با رأی دهندگان برگزار شد.

و ما شاهد بودیم که مقامات محلی حدود 500-600 نفر را نام به نام به این دیدار دعوت می‌کردند و می‌گفتند که شما باید در این صحبت شرکت کنید. میان این افراد، معلمان، پزشکان، کارمندان نهادهای دولتی و نظامیها و امنیتیها بودند. و همه نامزدها یکجا با رأی‌دهندگان دیدار و صحبت می‌کنند.

چنین نحوه دیدار نامزدها با رأی‌دهندگان در یگان گوشه جهان مشاهده نمی‌شود. حکومت باید برای هر یکی از این نامزدها شرایط فراهم کرده و از مانع سازی خودداری کند. و هر نامزد باید بتنهایی میدانی، ساختمانی یا ورزشگاهی را برای دیدار خود با رأی‌دهندگان انتخاب کرده و با آنها ملاقات کند.

مردم اگر خواهش شنیدن برنامه او را داشته باشند، دعوت او را می‌پذیرند. و در این ملاقات نامزد باید برنامه خود را معرفی کرده و از برنامه‌های رقیبان خود انتقاد کند.

این است معنی اصلی مرحله کارزار انتخاباتی که در سراسر جهان رایج است. ولی این بنده‌های خدا نخست شروع می‌کنند به حمد و ثنای رئیس جمهور فعلی و بعد می‌گویند که برنامه ما اینجوری است.

Image caption توره جانزاده: "این نامزدها مردمی و برای مردم نیستند و مردم از آنها هیچ انتظاری هم ندارند"

در این دیدارها اصلا رأی‌دهندگان نیستند. میان این مردم تنها اعضای حزب خلق دموکرات و مقامات محلی هستند. مردم عادی آن جا اصلا نیستند. باور دارم که هر یکی از این نامزدها اگر در هر گوشه‌ای از تاجیکستان برایشان دستور دهند که بروید 300-400 نفر رأی‌دهندگان را خود جمع‌آوری کنید، از عهده این کار نمی‌برایند.

اگر حکومتهای محلی مردم را جمع نکنند، باور دارم که هیچ کسی برای شنیدن آنها حاضر نمی‌شود. یعنی این نامزدها مردمی و برای مردم نیستند و مردم از آنها هیچ انتظاری هم ندارند. از جمله، من هم هیچ انتظاری از آنها ندارم.

ولی تصور کنید که فردا روز رأی دهی است و شما به پای صندوق رأی می‌روید. شما چه کار می‌کنید، به کدامی از نامزدها رأی خود را می‌دهید؟

همان طور که گفتم، میان نامزدها کسی را نمی‌بینم که آرمانهای مرا تواند پیاده کند. بنا بر این، با احتمال زیاد به رأی دهی نخواهم رفت. یا حتی اگر روم، علیه همه نامزدها رأی خواهم داد.

در مورد نامزد نیروهای اصلاح‌طلب حالا بحثها زیاد است. برخیها بر این نظرند که حزب نهضت اسلامی باید نامزد خود را معرفی می‌کرد و یا برعکس حزب سوسیال دموکرات. در نهایت، نامزدی آینهال بابانظراوا پیشنهاد شد. به نظر شما چرا نامزدی آقایان کبیری یا زایراف پیشنهاد نشد؟

واقعا در این زمینه بحثها زیاد بودند و ما از نشستهای دور و دراز چندروزه خسته هم شده بودیم. پهلوهای مختلف احتمال پیشبری نامزدهای حزب نهضت اسلامی و حزب سوسیال دموکرات بررسی می‌شدند. بالاخره، تصمیم شد که جزئیات این سصحبتها اعلام نشود. اگر چه نامزدی معلمه در آخر پیشنهاد شده بود.

نامزدی معلمه از جانب محمودجان قاسم‌اف پیشنهاد شد. حاجی‌محمد عمراف این پیشنهاد را پشتیبانی کردند و سپس، من هم از این پیشنهاد جانبداری کردم.

زیرا شورای سیاسی حزب نهضت اسلامی و حزب سوسیال دموکرات جلسه مشترَک برگزار کردند و ما خیلی کوششها کردیم که حزب نهضت اسلامی به نامزدی رحمت‌الله‌ زایراف راضی شود.

اما هر یک حزب سیاستها و موقع خود را دارد و آن روزها ریاست حزب نهضت اسلامی بر این عقیده بودند که اگر زایراف نامزد شود، حکومت علیه این نامزد بیشتر مانع‌‌گذاری خواهد کرد. و شاید اصلا نامزد ما را ثبت نام نکنند و زحمتهای ما ضایع شود.

می‌گفتند که گویا حکومت علیه نامزدی زایراف از قبل آمادگی جدی گرفته است. در قبال نامزدی محی‌الدین کبیری نیز چنین حدسها زده می‌شد.

وقتی نامزدی مرا بررسی می‌کردند، گفتم که من نیت عضو پارلمان شدن را ندارم، چه رسد به منصب پرزیدنتی. هرچند اصلاحات را خواهانم و هر کسی که برنامه اصلاحات ما را پیاده سازد، بگذار این رئیس جمهور فعلی هم باشد، من از نامزدی وی پشتیبانی می‌کنم.

خلاصه، اجتهاد برادران نهضتی این بود که اگر رحمت‌الله‌ زایراف نامزد شود، احتمال دارد ثبت نام وی با مشکلیها روبرو شود. زیرا علیه وی در مطبوعات تهمتهای زیادی اعلام می‌شود.

ولی در جلسه‌ها کسی این تهمتها را نام نمی‌گرفت و کسی نگفته است که گویا وی جاسوس ازبکستان می‌باشد. در مجموع، گفته می‌شد که هم علیه زایراف و هم علیه کبیری تهمت و توهینهای مختلفی پهن می‌شوند.

صحبتهایی نیز بودند که گویا هحزب نهضت اسلامی نامزدهای دیگری را پیشنهاد کرده، از جمله نامزدی محمدعلی هییت. ولی برادران از حزب سوسیال دموکرات اظهار داشتند که یا آقای کبیری نامزد شود و یا هیچ کسی. یعنی دعوا می‌شد که وقتی رهبر حزب هست، چرا باید معاونش نامزد شود؟

در نهایت تصمیم شد که نامزدی آینهال بابانظراوا پیشنهاد شود. آن زمان ما بر این نظر بودیم که نامزدی معلمه برای حکومت این قدر حساسیت ایجاد نخواهد کرد.

زیرا معلمه هرچند در گذشته در زمینه حفظ حقوق شهروندان تلاشهای زیادی کرده‌اند، ولی فعلاحزب نهضت اسلامی موضع ضد حکومتی ندارند. طرفدار عدالت و خواستار اصلاحات در تاجیکستان هستند. در مجموع، شخصیتی نیستند که رویارو با حکومت باشند. به این دلیل، انتظار داشتیم که نامزدی ایشان را حکومت بدون مشکل ثبت نام خواهد کرد.

ولی این آرزوی ما نیز شکست خورد و به این نتیجه رسیدیم که هر نفری که بدون موافقه با حکومت پیشبری شود، نامزدیش ثبت نمی‌شود. اگر حتی 210 هزار امضا هم جمع‌آوری می‌کردند، حتما کمبودی پیدا می‌کردند.

حد اقل نزد 10-15 نفری که امضا گذاشته بودند، رفته و تهدیدشان می‌کردند و طلب می‌کردند که از تقلّی بودن امضاهای خود شهادت بدهند.

و این نوارها را توسط شبکه‌های تلویزیونی نمایش داده و باز هم علیه نیروهای اصلاح‌طلب توهینهای جدید پخش می‌کردند.

پس، برگزاری چنین انتخاباتی با چه می‌نجامد و چه ضرورتی داشت؟

این انتخابات به گونه رأی پرسی است. اصلا وقتی که در کمیسیونهای انتخاباتی حوزه ای (مراکز رأی) که سرنوشت رأی دهی در آن جا حل می‌شود، عضویت نمایندگان احزاب سیاسی را اجازه ندادند، روشن بود که این انتخابات شفاف و دموکراتیک نمی‌شود.

و اصلاً، به اعتقاد من، در این انتخابات از 18 تا 25 دصد رأی‌دهندگان شرکت می‌کنند و خلاص.

مردم انتظاریهایی دارند که نامزد پیروز‌ در انتخابات برای بهبود وضع زندگی مردم تلاشهایی به خرج خواهد داد. پس، شما آینده تاجیکستان را بعد از این انتخابات چه گونه می‌بینید؟

هم از دیدگاه سیاسی و هم از دیدگاه شرعی اسلامی خداوند وضع هیچ قومی، هیچ ملتی، هیچ جامعه‌ای را تغییر نمی‌دهد، اگر این قوم یا جامعه از داخل خواستار تغییرات نباشد.

من قبول دارم که بخش زیاد جامعه تاجیکستان از وضع فعلی راضی نیستند - یعنی از نبود نیروی برق در طول شش ماه، از فساد گسترده، از عدم (نبود) عدالت دادگاهی، از مداخله مقامات در زندگی خصوصی راضی نیستند.

اما ناراضیگی آنها به درجه‌ای که خواستار تغییرات باشند، شکل نگرفته است. از این خاطر، احزاب سیاسی، جامعه مدنی و غیره باید زحمت بکشند که از راه تکاملی روند اصلاحات خواهی را در جامعه راه‌اندازی کنند که جانبداران بیشتری پیدا کند.

درست است که این کار خیلی دشوار است و زحمت زیادی می‌خواهد، ولی چاره دیگری نیست.

مقال روسی هست که هر قوم پیشوای خود را سزاوار است. پس، به نظر شما تاجیکستان این حکومت را سزاوار است؟

بلی. و این تنها مقال روسی نیست، این حدیث پیغمبر خدا نیز هست که گفته می‌شود-شما چه طوری که باشید، مثل شما نفری رهبر شما می‌شود.

برای مصاحبه سپاس گزارم، کامیاب باشید.