شکاف در رابطه آمریکا و عربستان چقدر جدی است؟

Image caption ایالات متحده و عربستان سعودی از سال ۱۹۳۲ از متحدان یکدیگرند

سعودی ها از دست واشنگتن ناراحت اند. ولی چقدر؟ آنقدر که همکاری بر سر سوریه را کنار بگذارند؟ این هفته چنین به نظر می‌رسید.

تشخیص این موضوع، با توجه به اطلاعات متناقضی که از سوی شاهزادگان عالی رتبه عربستان بدست می‌رسد، سخت است.

ولی شواهد نشان می‌دهد که مهم‌ترین شریک استراتژیک آمریکا در میان اعراب در سخت ترین شرایط، از زمانی که معلوم شد ۱۵ نفر از ۱۹ هواپیماربایی که در یازدهم سپتامبر به آمریکا حمله کردند سعودی بودند، قرار گرفته است.

'تغییر اساسی'

اولین شوک از سوی عربستان سعودی در ۱۸ اکتبر بود زمانی که این کشور کسب کرسی غیر دائم در شورای امنیت سازمان ملل را در اعتراض به آنچه ناتوانی این نهاد بین‌المللی در حل بحران های سوریه و فلسطین خواند، رد کرد.

Image caption در لندن شکافی بین شاهزاده سعود الفیصل و جان کری به چشم نمی‌خورد

پس از آن گزارش شد که رئیس سرویس اطلاعاتی عربستان سعودی، شاهزاده بندر بن سلطان، به دیپلمات های اروپایی گفته که کشورش خواهان «تغییری اساسی» در رابطه با ایالات متحده است.

بنا بر گزارش ها، آقای بن سلطان دلیل اصلی این اقدام را تردید ایالات متحده درباره دخالت نظامی در سوریه عنوان کرد و گفت که عربستان سعودی همکاری‌های خود با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) را، به نفع کمک‌های تسلیحاتی و آموزش نظامی به شورشیان سنی در سوریه، کاهش خواهد داد.

در همان روز یک مقام عالی رتبه دیگر عربستان، شاهزاده ترکی الفیصل – رئیس سابق سرویس اطلاعاتی و سفیر سابق در ایالات متحده و بریتانیا – در سخنرانی خود در واشنگتن سیاست‌های رئیس جمهور باراک اوباما در قبال سوریه را «اسفناک» خواند.

او توافق روسیه و آمریکا را برای خلع سلاح شیمیایی سوریه مردود دانست و آن را حقه‌ای برای رفع مسئولیت آقای اوباما از خود در برابر دخالت نظامی در سوریه خواند.

ولی در همین حال وزیر امور خارجه عربستان، شاهزاده سعود الفیصل، ابتدا در پاریس و سپس در لندن در کنار همتای آمریکایی خود، جان کری، نشسته و با او برای یافتن راه حلی سیاسی برای بحران سوریه همفکری می‌کرد.

دیپلمات های ایالات متحده می‌گویند که ابلاغی رسمی درباره تغییر روابط دریافت نکرده اند و همکاری ایالات متحده و عربستان سعودی پابرجاست و ادامه خواهد داشت. پس واقعاً چه خبر است؟

فهرست شکایات

Image caption بنا به گزارش ها شاهزاده بندر گفته که در پی کاهش روابط با ایالات متحده است

اول اینکه شاهزاده بندر معروف است به بلندگوی تبلیغاتی عربستان سعودی.

او با وجود گذراندن ۲۲ سال به عنوان سفیر ریاض در واشنگتن، همچنان میل شدیدی به اتخاذ مواضع تند و ژست‌های بیش از حد دراماتیک دارد. این رفتار او در گذشته باعث شده بود تا او از حلقه اصلی تصمیم گیری در عربستان کنار گذاشته شود.

مشخص نیست که آیا گفته‌های او مورد تأیید تصمیم گیر اصلی، ملک عبدالله که حالا تقریباً ۹۰ سال دارد، قرار دارد یا خیر؟

یک دیپلمات ارشد در ریاض چنین توضیح می‌دهد: "ممکن است ملک عبدالله عین این کلمات را به کار نبرد، ولی احساس او هم همین است: سعودی ها شدیداً از دست واشنگتن ناراحتند. آن‌ها احساس می‌کنند که کسی به حرفشان گوش نمی‌دهد."

شاهزاده ترکی الفیصل، عضو دیگر خاندان سلطنتی سعودی که در این باره صحبت کرده هم هر چند برادر وزیر امور خارجه است، ولی سخنگوی رسمی دولت نیست. با این حال در پایتخت های غربی به سخنان او به دقت توجه می‌شود.

با این حال در ورای نشانه‌ها و اعلام مواضع اخیر، سعودی ها فهرستی از شکایت و اختلاف نظرها در رابطه خود با واشنگتن دارند که از قرار زیر است:

Image caption رویکرد محتاطانه ایالات در مسلح کردن شورشیان در سوریه، سعودی ها را مأیوس کرده

سوریه: سعودی ها خواهان برکناری رئیس جمهور بشار اسد از قدرت و پایان یافتن نفوذ ایران در این کشورند. آن‌ها از ادامه دار شدن این ماجرا و تعلل واشنگتن در مسلح کردن شورشیان نگرانند. هنگامی که پس از حملات شیمیایی ۲۱ آگوست در نزدیکی دمشق به نظر می‌رسید که آمریکا آماده شلیک موشک های کروز به سمت مواضع دولت سوریه است، سعودی ها در خفا از این موضوع ابراز شادمانی کردند. ولیعهد و وزیر دفاع عربستان، شاهزاده سلمان عبدالعزیر، تعطیلات خود را نیمه کاره رها کرد تا به خانه بازگردد و برای این درگیری نظامی آماده شود ولی معامله روسیه برای از بین بردن زرادخانه شیمیایی سوریه اوضاع را تغییر داد. این اتفاق ناکامی شدید سعودی ها را بدنبال داشت، چرا که باعث قدرتمندتر شدن بشار اسد و تضعیف موقعیت شورشیان شده بود. در ریاض گمان بر این بود که این معامله ای برای راضی کردن اسرائیل بود، به قیمت جان مردم بی‌گناه سوریه. همچنین این دو کشور بر سر اینکه کدام یک از گروه‌های شورشی باید تجهیز شوند اختلاف نظر دارند: واشنگتن – تا حدودی به حق – نگران است که تسلیحات پیشرفته اش بدست گروه‌های تندروی جهادی با اهداف تروریستی بین‌المللی بیافتد.

· ایران: سعودی ها شدیداً نگرانند که با بر سر کار آمدن یک رئیس جمهور جدید و کمتر تحریک برانگیز در ایران، آمریکایی ها به نوعی در برابر این کشور «شل شوند» و با فراموش کردن اختلافات خود، وارد معامله بزرگی با تهران شوند و نگرانی‌های امنیتی سعودی ها را نادیده بگیرند. از زمان انقلاب ۱۹۷۹ در ایران، روابط ایران و عربستان در بازه ای بین «نه چندان دوستانه» و «عملاً دشمنانه» در نوسان بوده. عربستان سعودی با اکثریت سنی و ایران با اکثریت شیعه، دو وزنه اصلی خاورمیانه اند که بر سر قدرت و نفوذ منطقه ای در رقابتند. سوریه عملاً به میدان نبرد نیابتی این دو بدل شده و هر کدام از این دو کشور تسلیحات یکی از طرفین درگیر در سوریه را فراهم می‌کنند. حالا سعودی ها نگران شده‌اند که واشنگتن به سوی سازشی با تهران می‌رود که برنامه غنی سازی اورانیوم در ایران را متوقف می‌کند ولی دست آن را در ایجاد دردسر – به نظر سعودی ها –در بحرین، یمن و حتی خود عربستان، باز می‌گذارد.

· مصر: هنگامی که بهار عربی در سال ۲۰۱۱ به مصر رسید و متحد منطقه ای دیرینه ایالات متحده را به زیر کشید، شاهزادگان سعودی از دیدن اینکه واشنگتن به چه سرعتی دست از حمایت از او کشید بهت زده و مأیوس شدند. آن‌ها به این می اندیشیدند: "آیا اگر آن اتفاق در اینجا می‌افتاد آن‌ها پشت ما می ایستادند؟" با اینکه عربستان سعودی زادگاه اسلام است، سران این کشور علاقه و اعتمادی به اخوان المسلمین ندارند. آن‌ها معتقدند که اخوان المسلمین بدنبال ریشه‌کن کردن سلطنت موروثی در حاشیه خلیج فارس اند و از دوره کوتاه حکمرانی یکی از اعضای این جنبش اسلامگرا، محمد مرسی، در مصر ناراضی بودند. در وضعیتی که به نظر می‌رسید ایالات متحده خلع مرسی از قدرت توسط ارتش مصر را تأیید نمی‌کند، عربستان و متحدانش، کویت و امارات متحده عربی، در پشتیبانی مالی از دولت انتقالی ایجاد شده در قاهره درنگ نکردند.

· بحرین: آنچه در بحرین می‌گذرد برای سعودی ها مهم است. شاهزادگان سعودی تأکید کرده‌اند که یک جمهوری اسلامی شیعه را در همسایگی خود تحمل نخواهند کرد و هنگامی که در سال ۲۰۱۱ تظاهرات گسترده حاکمان سنی این جزیره کوچک را تهدید می‌کرد، ریاض نیروهای نظامی خود را برای محافظت از مناطق کلیدی بحرین به آنجا اعزام کرد. با اینکه مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده در بحرین قرار دارد، واشنگتن از منتقدان عملکرد دولت این کشور در زمینه حقوق بشر است و برای رعایت حقوق اقلیت شیعه این کشور، به آن فشار می‌آورد. سعودی ها معتقدند که این مسائل ربطی به ایالات متحده ندارد و ترجیح می‌دهند که واشنگتن در امور بحرین دخالتی نکند.

نفت و چرخش به سوی آسیای شرقی: این یکی از نگرانی‌های دراز مدت، ولی همچنان جدی سعودی ها است. آن‌ها می‌دانند که ایالات متحده به زودی و به لطف منابع جدید گاز طبیعی، در زمینه انرژی خودکفا می‌شود. این یعنی در سال‌های پیش رو، نقش تعیین کننده عربستان به عنوان بزرگترین تولیدکننده در کارتل نفتی اوپک کاهش می‌یابد و اهمیت این کشور برای واشنگتن کمتر می‌شود. این در حالی است که ایالات متحده در سال‌های اخیر اعلام کرده که در آستانه یک چرخش استراتژیک – و یک «بازآرایی» نیروها – از خاورمیانه و به سوی آسیای جنوب شرقی قرار گرفته. برای بیش از ۵۰ سال، عربستان سعودی و همسایگان عربش در حاشیه خلیج فارس به زندگی در زیر چتر حمایتی ارتش ایالات متحده عادت کرده بودند. حالا آن‌ها با آینده‌ای مواجهند که در آن، با وجود تضمین های داده شده از سوی وزارت امور خارجه آمریکا، اوضاع دیگر چنین نخواهد بود.

Image caption ایالات متحده به عربستان سعودی کمک‌های نظامی و امنیتی می‌رساند

ولی به نظر نمی‌رسد که هیچکدام از این نارضایتی های سعودی ها مقدمه پایان معاهده امنیتی ریشه‌دار بین ایالات متحده و عربستان باشد؛ توافقی که حتی از چالش های بزرگی مثل تحریم نفتی سال ۱۹۷۳ و پیامدهای حملات یازدهم سپتامبر هم آسیبی ندید.

همکاری ایالات متحده و عربستان سعودی در مقابله با تروریسم نیز عمیق است. سی آی ای و اف بی آی توانایی‌های فنی خود را در اختیار عربستان گذاشته‌اند تا بتواند مشکل القاعده را در این کشور ریشه‌کن کند، یا دست کم نیروهای این گروه را به آن سوی مرز خود با یمن فراری دهد.

بعید است که وزیر کشور قدرتمند عربستان، شاهزاده محمد بن نایف، خواهان وارد شدن لطمه ای به این همکاری‌ها باشد.

مطالب مرتبط