قتل در نانوایی؛ چه کسی نصیرالدین حقانی را کشت؟

Image caption پلیس محلی در گزارش خود نوشت که مهاجمان ناشناس که سوار بر موتورسیکلت بودند، یک نانوا در بازاری در حومه پایتخت را مجروح کردند

حادثه تیراندازی روز دوشنبه (۱۱ نوامبر) در حومه شرقی اسلام آباد، پایتخت پاکستان، و در نزدیکی یک نانوایی، ابتدا مانند یکی از دهها حادثه‌ مشابه‌ در گوشه و کنار کشور بود از جمله اسلام آباد؛ تیراندازی و قتلی دیگر در پایتخت.

اما شاهدان عینی تفاوتهای مهمی را در این حادثه و در مقایسه با حوادث مشابه متوجه شدند.

برخی از آنها به رسانه‌های محلی گفتند پلیس که پس از حادثه در محل حاضر شد، پوکه‌های باقیمانده در صحنه جنایت را برداشتند و محل را شست. شاهدان گفتند که یکی از مجروحان این تیراندازی به خانه‌ای در همان نزدیکی انتقال داده شد.

سپس این مجروح (شاید هم جسد وی - چرا که ممکن است تا آن زمان مرده باشد) در حضور افسران ارشد پلیس داخل خودرویی گذاشته شد و از محل حادثه به جایی دیگر منتقل شد.

پلیس محلی در گزارش خود نوشت که مهاجمان ناشناس که سوار بر موتورسیکلت بودند، یک نانوا در بازاری در حومه پایتخت را مجروح کردند. وقتی که خبرنگاران از پلیس راجع به فرد مجروح دیگری در این حادثه سوال کردند؛ پلیس وجود فردی دیگر را تکذیب کرد.

بیمارستانهای اصلی اسلام آباد هم فقط وجود یک مجروح - محمد فاروق، نانوا - را در این حادثه تایید کردند.

اما حوالی بعد از ظهر روز حادثه، شایعاتی پخش شد که فرد دوم همان نصیر الدین حقانی، از اعضای شبکه حقانی بوده است.

یکی از بستگان آقای حقانی سپس به بی‌بی‌سی گفت که جسد آقای حقانی در خفا از اسلام‌آباد، به میرانشاه، شهر اصلی وزیرستان شمالی در منطقه قبیله‌ای انتقال داده شده است.

مخفی‌کاری

دلایل مشخص زیادی برای این مخفی‌کاری وجود دارد.

پاکستان سالهاست که از سوی کشورهای غربی به حمایت از شبکه حقانی و با هدف مقابله با نفوذ رقیب سنتی‌اش هند در افغانستان، متهم بوده است.

مقامات اسلام‌آباد این اتهامات را بشدت رد می‌کنند.

Image caption برخی از مردم محلی می‌گویند که تعدادی از اعضای خانواده نصیرالدین حقانی در حومه اسلام‌آباد چند سالی است که ساکن بوده‌اند

در این فضا، اینکه رهبران اصلی این گروه به راحتی در اسلام‌آباد رفت و آمد می کنند، و حتی دارای منزل دایمی هستند، به نوعی برای پاکستان جای شرمساری است؛ درست به مانند اتفاقی که برای این کشور در سال ۲۰۱۱ رخ داد یعنی هنگامی که اسامه بن لادن در ابیت‌آباد در نزدیکی پایتخت کشته شد.

نصیر الدین، فرزند جلال الدین حقانی بنیانگذار شبکه حقانی بود. جلال‌الدین در زمان "جنگ‌های جهادی" در افغانستان فعال بود.

شبکه معروف به حقانی با هدف مبارزه با آمریکاییان و پس از حوادث سپتامبر ۲۰۰۱ تشکیل شد.

حقانیها از قیبله "زدران" و از منطقه موسوم به "لویه پکتیا" (پکتیای بزرگ) هستند؛ منطقه‌ای شامل ولایات پکتیا، پکتیکا و خوست در شرق افغانستان. حقانیها به ملا محمد عمر، رهبر طالبان وفادارند.

شبکه حقانی به ترتیب دادن و سازماندهی حملات پیجیده علیه اهداف غربی و هندی در افغانستان شهرت دارند.

گفته می‌شود که شبکه حقانی فراهم کننده اصلی فضای مذاکرات بین طالبان پاکستان و مقامات دولتی اسلام‌آباد بوده است.

نصیرالدین حقانی، چهره عملیاتی شبکه حقانی نبود اما نقش مهمی در جمع‌آوری کمک‌های مالی داشت. فردی بود که به کشورهای عربی خاورمیانه سفر می‌کرد و بر اساس برخی از گزارش‌ها از مسئول نظارت بر فعالیتهای اقتصادی خانواده حقانی در این کشورها بود.

نصیر‌الدین همچنین نقشی در تلاشها برای تشکیل دفتر دوحه از سوی طالبان ایفا کرد.

همچنین گفته می‌شود که او حلقه اتصال این شبکه و عناصر حامی طالبان در پاکستان بود؛ و بارها دیده شده بود که در اسلام‌آباد حضور دارد.

برخی از مردم محلی می‌گویند که تعدادی از اعضای خانواده نصیرالدین حقانی در منطقه "شاهپور" در حومه اسلام‌آباد چند سالی است که ساکن بوده اند.

ظاهرا وی از این امکانات برای ترتیب دادن کمکهای مالی و لجیستیکی گروه و همچنین طالبان افغانستان استفاده می‌کرده است. بدین ترتیب شاید گروه‌های مختلفی می‌خواستند که او را از صحنه حذف کنند.

تامین کننده مالی

به گفته تحلیلگران، نبود او به فعالیتهای مالی شبکه حقانی ضربه زده است.

به گفته این ناظران نصیرالدین تنها فردی از خانواده حقانی بوده که می‌توانست از افراد نزدیک به پدرش در کشورهای خاورمیانه استفاده کند؛ بقیه برادرهایش یا کشته شده‌اند و یا در عملیات جنگی فعال هستند.

Image caption نصیر الدین، فرزند جلال الدین حقانی (راست) بنیانگذار شبکه حقانی بود. جلال‌الدین در زمان "جنگ‌های جهادی" در افغانستان فعال بود

برخی از ناظران در عین حال معتقدند که او حلقه اصلی اتصال مقامات اسلام‌آباد و رهبری طالبان پاکستان در تلاشها برای مذاکرات بین این دو بوده است.

بر این اساس برخی ناظران می گویند افغانها و یا آمریکایی می‌توانند در پس پرده قتل او بوده باشند.

اما از سوی دیگر برخی از افراد نیز به اختلافات بین گروه‌های مستقر در وزیرستان شمالی و همزمان شدن آن با نزدیک شدن زمان خروج نیروهای ناتو از افغانستان اشاره می‌کنند.

بخشی از این اختلافات، به وضعیت موجود در پاکستان بر می‌گردد که در آن سیاستمداران ارشد و ارتش به نوعی با سیاستمداران دست راستی که می‌خواهند از فضای ضد آمریکایی در کشور استفاده کرده و پاکستان را بسوی انزوای بین‌المللی پیش ببرند، مقابله می‌کنند.

برخی از منابع در مناطق قبیله‌ای پاکستان می‌گویند که اختلاف واضحی در بین طالبان پاکستان وجود دارد و برخی از اعضای قبیله محسود معتقدند که حقانیها در خط سیاستهای دولت پاکستان حرکت می‌کنند.

حقانیها همچنین ظاهرا مخالفانی در بین برخی از ستیزه‌جویان پنجابی که از آنها به عنوان "طالبان پنجابی" نام برده می‌شود پیدا کرده‌اند. حقانیها ابتدا پای آنها را به منطقه قبیله‌ای باز کردند و آنان سپس در منطقه ریشه دواندند و اکنون حقانیها را نیز بومی منطقه وزیرستان پاکستان نمی‌شمارند.

برخی از تحلیل‌گران می‌گویند که ظاهرا وزیرستان در حال دگرگونی و تغییر است؛ جایی که در آن ده‌ها گروه ستیزه‌جو در حال تغییر ائتلافهای سابق خود و با توجه به اولویتهای کنونی در رابطه با تحولات افغانستان، پاکستان و هند هستند.

به گفته این تحلیل‌گران حداقل در کوتاه مدت، در این منطقه دوست و دشمن واضحی وجود نخواهد داشت.

مطالب مرتبط