سوریه؛ بن‌بست در میدان جنگ

حق نشر عکس BBC World Service

همانطور که انتظار می‌رفت، با نزدیک شدن کنفرانس صلح ژنو ۲، که قرار است از روز ۲۲ ژانویه (۲ بهمن ۱۳۹۲) آغاز شود، درگیری‌ها میان نیروهای دولتی سوریه و شورشیان شدت گرفته است.

اما این منازعه مثل جنگ‌های دیگر نیست و هیچ تضمینی وجود ندارد که در کنفرانس ژنو ۲ راه حلی برای پایان دادن به کشت و کشتار پیدا شود. دیپلمات‌ها هم تأکید می‌کنند که این کنفرانس صرفا نقطه آغاز فرآیندی است که انتظار می‌رود ماه‌ها طول بکشد. خیلی بعید است که بعد از این کنفرانس سوت پایان درگیری زده شود و تفنگ‌ها آرام بگیرند، اما طرفین درگیری به‌وضوح مشغول تقویت مواضعشان در میدان نبرد هستند تا در موقع مذاکره حتی‌الامکان دست بالا را داشته باشند.

در حال حاضر وضعیت نیروهای حکومتی اندکی از شورشیان بهتر است، اما قطعا در موقعیتی نیستند که کنترل کل کشور را بازپس بگیرند. در کل، با وجود پیشرفت‌ها و عقب‌نشینی‌های گاه و بیگاه دو طرف، نوعی بن‌بست حاکم است. یک تحلیلگر می‌گوید: "آنها مثل دو بوکسور خسته هستند که مشت‌هایشان را به‌سوی هم پرتاب می‌کنند."

بن‌بست در میدان جنگ

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption دولت سوریه و شورشیان بر سر کنترل منطقه استراتژیک نزدیک مرز لبنان با هم می‌جنگند

در حال حاضر، بیشترین تمرکز درگیری‌ها روی بزرگراهی حیاتی است که دمشق را به حمص و شمال غربی کشور متصل می‌کند. شهرهای علوی‌نشین عمده و مناطق ساحلی علوی‌نشین در این قسمت واقع شده‌اند.

شورشیان از حدود سه هفته پیش این جاده را قطع کرده اند و نیروهای دولتی برای بازپس‌گیری کنترل آن می‌جنگند. قطع این شاهراه حیاتی پایتخت سوریه را با کمبود سوخت مواجه کرده است. کنترل این بخش در هر صورت برای حکومت سوریه حیاتی است و در صورتی که در آینده قرار شود سوریه به هر شکلی تقسیم شود، ضرورت حفظ این مسیر بیشتر هم می‌شود.

از جمله ممکن است طرفین به برقراری آتش‌بس با حفظ مواضع و مناطق تحت کنترل فعلی رضایت دهند. اما حکومت تا اینجای کار به‌سختی تلاش کرده که شورشیان را از شهرهایی نظیر النبک بیرون براند. این شهر در میانه راه دمشق و حمص قرار دارد. خود بزرگراه هم هر روز صحنه برخورد نیروهای دو طرف است. حتی اگر هم شورشیان عقب رانده شوند، هنوز می‌توانند با حملات ایذایی استفاده از این بزرگراه را مشکل کنند. نیروهای دولتی در حاشیه جنوبی شهر شمالی حلب پیشروی‌هایی داشته اند و در صورت تأمین منابع لازم، می‌توانند از آن به‌عنوان سکوی پرتابی برای پیشروی‌های بیشتر در مناطق تحت کنترل شورشیان استفاده کنند.

اما در مناطق دیگر پیشروی چندانی نداشته اند. در اطراف درعا در جنوب کشور درگیری‌ها کار تأمین مهمات را با مشکل مواجه کرده است. با وجود ماه‌ها جنگ و محاصره، و حتی حمله شیمیایی ۲۱ اوت گذشته (۳۰ مرداد ۱۳۹۲) که با حمله زمینی گسترده‌ای همراه بود، نیروهای حکومتی نتوانسته اند شورشیان را از شماری از نواحی حاشیه پایتخت بیرون برانند و شورشیان بیش از یک سال است کنترل این نواحی را در دست دارند.

نیروهای نیابتی

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption نیروهای حزب‌الله، و طبق گزارش‌ها ایران، به حکومت سوریه کمک می‌کنند

دولت توان بیشتری در پیشبرد یک استراتژی نظامی متمرکز دارد و منابع بهتری هم در اختیار دارد. ارتش سوریه استفاده ویرانگری از نیروی هوایی و همچنین موشک‌های زمین به زمین خود کرده، هرچند که در استفاده از این سلاح‌ها دقت زیادی به‌خرج نداده است، اما همچنان با کمبود نیروی انسانی مواجه است و معمولا در استقرار و اشغال نظامی مواضع بازپس گرفته شده با مشکل روبرو بوده است.

دولت سوریه با کمک ایران تلاش کرده با ایجاد گروه‌های شبه‌نظامی عمدتا علوی موسوم به "دفاع ملی" بر این مشکل غلبه کند. این نیروها در بسیاری از مناطق به کمک ارتش می‌آیند و وظایف دفاعی را برعهده می‌گیرند، و نیروهای طرفدار دولت موسوم به "شبیحه" را هم شامل می‌شوند. اما دولت مجبور شده تا حد زیادی به جنگجویان حزب‌الله لبنان و دیگر نیروهای شبه‌نظامی غیرسوری تحت حمایت ایران (از جمله گردان‌های ابوالفضل عباس که در عراق و جاهای دیگر تشکیل شده‌اند) اتکا کند. با توجه به این مسائل، شاید خیال‌پردازانه باشد که حکومت فکر کند می‌تواند همه کشور را دوباره تحت کنترل خود در آورد. اما نظر به هرج و مرج حاکم میان شورشیان، جای تعجب نیست که حکومت تصور کند در مسیر پیروزی قرار دارد و گذشت زمان به‌نفعش است.

قدرت گرفتن تندروها

غرب امیدوار بوده که بتواند جنبشی یکپارچه، معتدل و از نظر سیاسی فرمان‌بردار میان شورشیان ایجاد کند و تندروهای اسلامگرا را کنار بزند. اما با وضع موجود بسیار بعید است که این آرزو تحقق یابد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تصور می‌شود حدود نیمی از شورشیان از اسلامگرایان تندرو باشند

روند پیشرفت وقایع دقیقا در عکس این جهت است. اسلامگرایان تندرو به‌نحو فزاینده‌ای در حال رشد هستند و ارتش آزاد سوریه که تحت حمایت غرب است، رو به اضمحلال است. درگیری‌های داخلی و منفعت‌طلبی توان نظامی اپوزیسیون را تا حدی زیادی از کار انداخته است. در یکی از آخرین موارد، نیروهای ائتلاف جدید التأسیس جبهه اسلامی با تصرف مواضع و انبارهای مهمات ارتش آزاد سوریه در باب الهوی در مرز ترکیه، این سازمان را تحقیر کردند.

برخی نیروهای ارتش آزاد سوریه با حکومت اسلامی عراق و شام درگیر شده‌اند. حکومت اسلامی عراق و شام که با القاعده مرتبط است، سعی دارد سلطه خود را به بسیاری از مناطق، به‌خصوص در شمال و شرق کشور، تحمیل کند. این سازمان با رقیبش جبهه نصرت هم بر سر داشتن عنوان نماینده القاعده رقابت دارد. گروه‌های اسلامگرا، و همچنین پیکارجویان ارتش آزاد سوریه و قبایل عرب، همچنین با شبه‌نظامیان کرد بر سر کنترل برخی مناطق در مرز ترکیه درگیر هستند.

اپوزیسیون چند پاره

همه اینها باعث فرسایش و چند پارگی توان نظامی مجموعه مخالفان حکومت سوریه شده است، اما وضعیت طرفداران غربی یافتن راه حلی سیاسی برای مسأله سوریه از این هم فاجعه‌بارتر است. میان نیروهای موثر در میدان‌های درگیری در داخل کشور و رهبری سیاسی – یعنی ائتلاف ملی سوریه که تحت حمایت غرب است، خود را تنها نماینده مردم سوریه می‌خواند، و عمدتا در خارج از کشور مستقر است – تقریبا هیچ ارتباطی وجود ندارد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption بسیاری ائتلاف ملی سوریه را به‌عنوان نماینده مخالفان حکومت سوریه به‌رسمیت می‌شناسند، اما این گروه نفوذ چندانی بر شورشیان ندارد

رد مشروعیت ائتلاف ملی و ابراز تمایل به ورود به مذاکرات با حکومت، اولین انگیزه تشکیل جبهه اسلامی در ماه نوامبر (آبان‌ماه گذشته) بود. این سازمان عمده‌ترین گروه‌های اسلامگرای مستقل از القاعده را حول محور ایجاد حکومتی اسلامی گردهم جمع می‌کند و با دموکراسی و سکولاریسم مخالف است.

اگر گروه‌های قدرتمندی مثل جبهه اسلامی به فرآیند صلح نپیوندند – یا دست‌کم به تحمل آن وادار نشوند – به‌سختی می‌توان تصور کرد که چگونه یک هیأت نمایندگی معتبر اپوزیسیون می‌تواند شکل بگیرد. این مسأله مسوولیت سنگینی را بر دوش آمریکا و متحدانش می‌گذارد که به کشورهایی نظیر عربستان سعودی، قطر و ترکیه مراجعه کنند و از آنها کمک بخواهند.

این کشورها از اینکه بعد از حمله شیمیایی ماه اوت گذشته، آمریکا به حکومت سوریه حمله نظامی نکرد، و اینکه این کشور در روابطش با ایران مشغول تنش‌زدایی است، خشمگین هستند. وضعیت داخل سوریه ایجاب می‌کند که قدرت‌های غربی ترجیحا پیش از آغاز مذاکرات نشان دهند که با راه حلی سیاسی می‌توان به آن چیزی دست یافت که شورشیان از طریق نظامی در رسیدن به آن ناکام بوده اند؛ منظور برکناری بشار اسد و همکاران نزدیکش است.

معمای اسد

این کشورها همچنین از این بیم دارند که قدرت‌های غربی حالا به‌مراتب بیش از آنکه به‌فکر خلاص شدن از شر حکومت اسد باشند، نگران نحوه برخورد با تهدید لجام‌گسیخته گروه‌های جهادی هستند. اما دیپلمات‌های غربی تأکید می‌کنند که این دو نگرانی نافی یکدیگر نیستند و در چارچوب هیچ توافق احتمالی، آقای اسد در قدرت باقی نخواهد ماند. به گفته آنها، این یک مسأله اخلاقی نیست، و دلیلش صرفا این است که چنین توافقی جواب نخواهد داد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption بقای آقای اسد از جمله به تداوم حمایت روسیه و ایران بستگی دارد

لازم به گفتن نیست که حکومت سوریه به هیچ وجه قصد ندارد برای مذاکره در مورد سرنگونی خودش به ژنو برود. کنار رفتن آقای اسد از قدرت مستلزم این است که ناجیان روس و ایرانی او – که بقایش نهایتا به آنها بستگی دارد - به‌خاطر منافع خودشان آن را لازم بدانند.

چنین چیزی بعید است، اما غیرقابل تصور نیست. بعضی دیپلمات‌ها می‌گویند که با نزدیک شدن آغاز کنفرانس ژنو، عصبیت شدیدی را در سطوح عالی حکومت سوریه احساس می‌کنند. حتی طبق برخی گزارش‌های تأیید نشده، مبالغ عظیمی پول از طریق تاجران شیعه لبنانی به خارج از کشور منتقل شده است تا در صورت خروج احتمالی برخی مقامات از کشور مورد استفاده قرار گیرد.

چرا مسکو و تهران باید با برکناری آقای اسد موافقت کنند؟ مسلما چنین چیزی تنها در صورتی ممکن است که فرمولی برای آینده سوریه پیدا شود که در آن خواسته‌های حداقلی این کشورها لحاظ شده باشد. البته حصول چنین چیزی دشوار خواهد بود. اما روسیه و ایران هم مثل همه بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی دیگری که در این داستان خونین درگیر هستند، نمی‌توانند وضعیت امروزی سوریه را موفقیتی برای خود قلمداد کنند. وضعیت فعلی برای همه طرف‌ها چیزی بین یک مشکل و یک فاجعه ادامه‌دار و رو به وخامت است. در کنار این، بازیگران خارجی فهمیده اند که پیروزی برای هیچیک از طرف‌ها متصور نیست. برگزاری کنفرانس ژنو هم دقیقا به‌همین خاطر ممکن شده و ضرورت پیدا کرده است؛ زیرا هیچ راه دیگری وجود ندارد.

چانه‌زنی سرسختانه

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption از زمان آغاز درگیری‌ها در سال ۲۰۱۱، بیش از ۱۰۰ هزار نفر کشته شده‌اند

از جمله عوامل مساعد دیگر می‌توان به رابطه کاری جدید و موثر روس‌ها و آمریکایی‌ها اشاره کرد که به امضای توافق‌نامه‌ای برای نابودی سلاح‌های شیمیایی سوریه منجر شد. همچنین ایران هم بر سر برنامه اتمی‌اش دوباره با آمریکا و قدرت‌های غربی وارد تعامل شده است. این تحولات در صورت تداوم می‌تواند صحنه را تغییر دهد و تأثیر مثبتی بر تلاش‌ها برای برقراری صلح در سوریه داشته باشد.

اما رسیدن به موفقیت هنوز بسیار بعید است. هیچیک از طرف‌های جنگ نفعی در این ندارند که وضعیتی را بپذیرند که در آن مجبور به کوتاه آمدن از برخی مواضع خود شوند. در هر دو طرف، نیروهای قدرتمندی وجود دارند که بی‌توجه به درد و رنج انسان‌ها، از ادامه درگیری‌ها نفع می‌برند.

آنها اگر بحال خود گذاشته شوند، همچنان به زورآزمایی در میدان جنگ ادامه خواهند داد. پس اگر قرار است راه حلی برای آشتی دادن طرف‌های به‌ظاهر آشتی‌ناپذیر پیدا شود، باید فشارها و دخالت‌های مکرری از جانب حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی آنها صورت گیرد، و سطح تعامل در کلاف سه‌بعدی غیرقابل پیش‌بینی، گنگ و پیچیده روابط ارتقا پیدا کند. پیدا کردن راه حلی برای بحران سوریه شبیه جک‌پات بازی کردن با ماشینی است که به جای ۴ میوه، ۹ میوه دارد. بعضی میوه‌ها هم ممکن است در ماشین وجود نداشته باشند، اما به جایشان هم جایگزینی وجود ندارد.

مطالب مرتبط