آریل شارون، نخست‌وزیر سابق اسرائیل

آریل شارون مرد پوست کلفتی بود و به آن افتخار می‌کرد. او به این که چه کسی دوستش دارد یا از او متنفر است اهمیتی نمی‌داد، خواه آنها اسرائیلی باشند یا عرب.

تنها هدف این سرباز سابق و سیاستمدار کهنه کار در زندگی، این بود که امنیت کامل اسرائیل را آنطور که خودش می‌خواهد، تضمین کند.

و این هدف در بیشتر طول زندگی سیاسی او به معنای حفظ حداکثر سرزمین و حقوق سیاسی برای اسرائیل و دادن حداقل این دو موهبت به فلسطینیان بود.

آریل شارون در سال ۱۹۲۸ در فلسطین که در آنموقع تحت قیمومت بریتانیا بود، متولد شد.

هنگامی که نوجوانی بیش نبود به سازمان نظامی زیرزمینی یهودی هاگانا ملحق شد و در پی تاسیس کشور اسرائیل در جنگ اعراب و اسرائیل در سال های ۱۹۴۸ و ۱۹۴۹ شرکت کرد.

در دهه ۱۹۵۰، آریل شارون فرماندهی شماری از عملیات نظامی تنبیهی علیه فلسطینیان را به عهده داشت. در جریان یکی از این عملیات درسال ۱۹۵۳ نزدیک به ۵۰ خانه روستایی منفجر شد و ۶۹ نفر از ساکنان این روستا کشته شدند.

عملیات مشابهی در سال ۱۹۵۵ در نوار غزه، موجب کشته شدن ۳۸ سرباز مصری شد.

آقای شارون با طی مدارج نظامی به درجه سرتیپی رسید و در جنگ ۶ روزه در ژوئن ۱۹۶۷ فرماندهی یک تیپ را به عهده گرفت. در این جنگ بود که اسرائیل بیت المقدس شرقی، کرانه غربی و نوار غزه را اشغال کرد.

او نهایتا در سال ۱۹۷۳ با درجه سرلشگری از ارتش بازنشسته شد.

آریل شارون در سال ۱۹۷۳ میلادی برای اولین بار به کنست راه یافت، اما یک سال بعد استعفا داد تا به سمت مشاور امنیتی اسحاق رابین، نخست وزیر وقت اسرائیل، در بیاید. در سال ۱۹۷۷ او برای بار دوم به پارلمان اسرائیل راه یافت و وزارت کشاورزی دولت مناخیم بگین را برعهده گرفت.

در سال ۱۹۸۱ بگین او را به وزرات دفاع منتقل کرد. طرح حمله به لبنان در سال ۱۹۸۲ به او منسوب می شود. او بدون اطلاع دقیق بگین، ارتش این کشور را به سوی بیروت، پایتخت لبنان، هدایت کرد. در جریان همین تهاجم بود که سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) و رهبر آن، یاسر عرفات، مجبور به ترک لبنان شدند.

این حرکت نظامی آقای شارون گرچه حمله های 'ساف' از خاک لبنان علیه اسرائیل را پایان داد، اما فاجعه کشتار دسته جمعی صدها فلسطینی در صبرا و شتیلا - اقامتگاه های پناهندگان در بیروت - را نیز در پی داشت.

یک سال پس از حمله به لبنان، در ۱۹۸۳ میلادی، دادگاهی در اسرائیل آقای شارون را مسوول 'غیر مستقیم' آن کشتارها دانست و به تبع آن او از سمت وزارت دفاع برکنار شد. با این حال شارون دوباره در دولت اتحاد ملی به ریاست شیمون پرز و این بار در نقش وزیر صنعت و بازرگانی وارد سیاست شد. او این مقام را تا سال ۱۹۹۰ در اختیار داشت.

در فاصله سالهای ۹۰ تا ۹۲ زمانی که وزیر مسکن بود، بزرگترین دوران ساخت شهرک های یهودی نشین در نوار غزه و کرانه غربی از زمان اشغال این مناطق در سال ۱۹۶۷، رقم خورد. این زمان مصادف بود با فروپاشی کمونیسم در اروپای شرقی که جمعیت قابل توجهی از یهودیان این کشورها پس از مهاجرت به اسرائیل در این شهرک ها اسکان داده شدند.

پس از به قدرت رسیدن ائتلاف راستگرایان در سال ۱۹۹۶، نخست وزیر جدید، بنیامین نتانیاهو، تحت فشار زیادی قرار گرفت تا آقای شارون را در کابینه خود جای دهد.

در سال ۱۹۹۸، نتانیاهو، او را به مقام وزیر امور خارجه منصوب کرد و گفت که آریل شارون را بهترین گزینه برای این پست می داند.

با شکست نتانیاهو در انتخابات سال ۱۹۹۹، آریل شارون به ریاست حزب راستگرای لیکود برگزیده شد. در سال ۲۰۰۵، عمری، پسر آقای شارون، پس از تحقیقاتی که درباره فساد مالی مبارزات انتخاباتی پدرش برای رسیدن به ریاست لیکود انجام شده بود، به دلیل شهادت دروغ و جعل اسناد، گناهکار شناخته شد. با این حال خود آقای شارون به طور پیوسته هر گونه دخالت در این ماجرا را رد کرد.

پس از شکست مذاکرات صلح کمپ دیوید در سال ۲۰۰۰ میلادی، آریل شارون تلاش کرد تا افکار عمومی را علیه اهود باراک، نخست وزیر وقت اسرائیل، برانگیزد و او را به عنوان چهره ای معرفی کند که آماده است بر سر شهر بیت المقدس معامله کند.

او در یکی از جلسه های پارلمان اسرائیل در نقد آقای باراک گفت: "او حق ندارد بیت المقدس، شهری را که مردم به ارث برده‌اند، به کسی ببخشد."

سفر جنجال برانگیز آریل شارون به بیت المقدس شرقی در سال ۲۰۰۰ میلادی و بازدید او از مسجد الاقصی یکی از عوامل برانگیزاننده انتفاضه دوم فلسطینیان بود.

منتقدان آقای شارون می‌گفتند که او می دانست بازدیدش از مسجد الاقصی موج خشونت را به همراه خواهد داشت، و تصمیمش بر انجام این سفر، قماری بود با افکار عمومی اسرائیل به این امید که مردم برای کنترل موقعیت سخت ایجاد شده به رهبر سرسختی همچون او روی بیاورند.

Image caption سفر جنجال برانگیز آریل شارون به بیت المقدس شرقی در سال ۲۰۰۰ میلادی و بازدید او از مسجد الاقصی یکی از عوامل برانگیزاننده انتفاضه دوم فلسطینیان بود

در روز ششم فوریه سال ۲۰۰۱ میلادی، آریل شارون با وعده دستیابی به "امنیت و صلح حقیقی" در انتخابات سراسری اسرائیل پیروز شد، در حالیکه تاکید داشت خود را به مذاکرات پیشین با فلسطینیان مقید نخواهد دانست.

ولی طرح او برای خروج یهودیان شهرک نشین از نوار غزه و بخش هایی از کرانه غربی که در اوت سال ۲۰۰۵، تکمیل شد، خشم سرسخت‌ترین طرفدارانش را برانگیخت و حزب راستگرایش موسوم به لیکود چندین بار به این طرح رای مخالف داد.

در پی خروج اسرائیل از غزه اختلافات در درون حزب لیکود افزایش یافت و نهایتا آقای شارون در سال ۲۰۰۵ این حزب را ترک کرد و حزب کادیما (پیشرو) را بنیاد گذاشت که سیاسمتداران کهنه کاری چون شائول موفاز و اهود اولمرت به آن پیوستند.

این خبر که او در ۱۸ دسامبر ۲۰۰۵ سکته مغزی خفیفی کرد، حتی برای بولسلاو گلدمن، پزشک شخصی او هم غیرمنتظره بود. دکتر گلدمن گفته بود که آقای شارون در گذشته جز چاقی بیش از اندازه هیچ مشکل جدی از نظر سلامتی نداشت.

ولی در ۴ ژانویه ۲۰۰۶، او سکته دیگری کرد که در مقایسه با اولین سکته مغزی‌اش جدی‌تر بود. در اثر این سکته شارون به کما رفت و از آنموقع با وجود چندین عمل جراحی که بر روی او صورت گرفت، بهبودی در حالش حاصل نشد.

به دنبال این بیماری، اهود اولمرت، که در آن موقع معاون آقای شارون بود اختیارات او را تحویل گرفت و پس از پیروزی حزب کادیما در انتخابات، سمت نخست وزیری اسرائیل را عهده دار شد.

در تاریخ ۱۲ نوامبر ۲۰۱۰، پزشکان تصمیم گرفتند برای یک مدت آزمایشی، او را از بیمارستان تل هاشومر، در نزدیکی تل آویو به خانه اش در جنوب اسرائیل منتقل کنند.

آقای شارون که از نارسایی کلیه هم رنج می‌برد سرانجام در یازده ژانویه ۲۰۱۴ درگذشت.