داستان عشق هنرپیشه‌ای که از پشت صحنه ربوده شد

عرفه ماه و جوره حق نشر عکس BBC World Service
Image caption خانم سفراوا گفت که شوهرش به هنگام اجرای رقص “دختر آزاد” او را از پشت صحنه ربوده است

در آستانه تجلیل از "روز جهانی زن" که در تاجیکستان از آن با "روز مادر" یاد می شود، به ناحیه "دنغره" در جنوب تاجیکستان و به دیدن عرفه‌ماه سفراوا که ۸۰ ساله است، رفتم.

زندگی خانم سفراوا برای دهها زن این ناحیه الگو محسوب می‌شود؛ زنانی که برای پایداری خانواده‌های خود از این زن مشورت می‌گرفته‌اند.

گفته می‌شود دهها خانواده پیش از جشن عروسی به سراغ عرفه ماه و شوهرش جوره طغایف می‌آیند، و مهاجران کاری پیش از سفر از می خواهند که برایشتن دعا کنند.

در زندگی مشترَک خود با شوهرش، این زن که بسیاری او را یک "هنرمند مردمی" می خوانند، ۱۱ فرزند را به وایه رسانده‌اند (بزرگ کرده‌اند). اما خانم سفراوا می‌گوید که نمی‌داند چند نوه دارد، چون تعدا آنها زیاد است.

این زن هنرمند همه‌ساله در "روز جهانی زنان" در این ناحیه رقص و آواز می‌خواند و شعرهایش را قرائت می‌کند.

وقتی که ما به خانه‌اش رسیدیم، او خود را برای روز جهان، لباسهای صحنه‌اش را آماده می کرد، اما فرصت پیدا نمود، تا نخست از داستان عشقش با ما صحبت کند.

خانم سفراوا گفت که جوره طغایف که از اعضای تیم هنری آنهاست، زمانی به وقت اجرای رقص “دختر آزاد” عاشق او شده و او را از پشت پرده صحنه دزدیده است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عرفه ماه: "وقتی به خانه‌اشان رسیدیم خانه‌هایشان از کاه ساخته شده بود، ولی محبت مرا پایبند کرد..."

وی می‌گوید که ۵۰ سال قبل وقتی یک دختر دزدیده می‌شد، دیگر امکان بازگشت به خانه پدر را نداشت.

او می گوید: "در استالین‌آباد یا دوشنبه فعلی در نزد شاه وقت افغانستان، ترانه خوانده، رقصیدم، جوره مرا دزدیده، به ورزاب برد."

"آنجا یک هفته ماندیم و پدرم که از شخصیتهای شناخته بلجوان و از پیوندان (بستگان) میر بلجوان بود، از این کار به غضب آمد، ولی شوهرم که عاشق حقیقی بود، برای به من رسیدن، مبارزه برد (کرد) و موفق شد."

وی یادآور شد که دزدیدنش از سوی جوانی که حالا شوهرش است، در روز جشن ۲۵ سالگی تاجیکستان اتفاق افتاده است.

عرفه ماه سفراوا می‌گوید که به نگاههای زیبای شوهرش عادت کرده بود و با وی از پشت صحنه فرار کرد: "ولی فریبم داد که از خانواده ثروتمند است. وقتی به خانه‌اشان رسیدیم، خانه‌هایشان از کاه ساخته شده بود، ولی محبت مرا پایبند کرد که با مشکلات زیادی زندگی کردیم."

خانم سفراوا حالا که سالمند است دیگر مثل سالهای پیشین مدار/ توان رقصندگی ندارد، کم رقص می‌کند و تنها در روزهای عید آوازخوانی می‌کند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption خانم سفراوا می‌گوید که مثل سالهای پیش مدار رقص کردن ندارد

در خانه‌اش برای عروس و داماد پارچه‌ها را گلدوزی می‌کند و برای آنها از تیکه‌ها رویمال و خلعت عروسی می‌دوزد، در وقت بیکاری در کنار شوهرش نشسته، شعر می‌نویسد.

این شعر از کتاب "هوس پیری" عرفه ماه سفراوا است:

می‌نویسم سطرها از کار و بار زندگی، تا بماند جاویدان در کولبار زندگی. می‌دویم در شاهراه آرزوهایش مدام، پیش‌پا خوردیم بس در کارزار زندگی.

عرفه ماه سفراوا گفت که شوهر ۹۰ ساله‌اش شاید سرما خورده است که ناتاب است، اما در برابر درمان پزشکان برای شوهرش نیز شعر می‌نویسد:

جوره شد بیمار و من بیمارداری می‌کنم، گرد وی می‌گردم و هم غمگساری می‌کنم. شصت سال عمر ما با هم شیرین بوده است، او به من خیلی عزیز است، دست یاری می‌کنم.

جوره طغایف، شوهر ۹۰ ساله عرفه ماه، می‌گوید وقتی که یک دختر نابالغ را به خانه آورد، پدر و مادرش او را سرزنش و ملامت کرده‌اند: "آن وقت اگر زن رقصنده یا آوازخوان می‌گرفتی، انگشت‌نمای مردم می‌شدی، ولی من این قالب را شکستم."

عرفه ماه سفراوا بعد عروسی و ساکن شدن در ناحیه دنغره مدتی وکیل محلی بود. وی می‌گوید که بیشتر از زنها پشتیبانی می‌کرد و تلاش داشت که زنان روستایی در جامعه جایگاه و موقعیت برجسته‌ای پیدا کنند.

به گفته هنرشناسان محلی، مثل عرفه ماه سفراوا در جامعه سنتی تاجیکستان دهها زن هنرمند و آوازخوان و رقصنده زندگی می‌کنند، اما همه آنها در حیات زن و شوهری مثل او خوشبخت نبوده‌اند. بخصوص زنهایی که بی عنوان هستند و همچون هنرمند مردمی می‌رقصند.

در جامعه سنتگرای تاجیکستان، بویژه در روستاها، تعصب و پیشفرضهایی در باره زنان هنرمند همچنان وجود دارد و خانواده‌ها از هنرپیشه شدن دخترانشان مانع می‌شوند.