تقویم مردمی و آیینهای محلی نوروزی در بدخشان

بدخشان حق نشر عکس BBC World Service
Image caption در بدخشان به خاطر کوه هایی که در برابر تهاجم بیگانگان سپر بودند، بسیاری از آیینهای قدیمی حفظ شده است

در کوهستان بدخشان که کوههای گردون رس (سر به فلک کشیده) آن در برابر تهاجم اجنبیان سپر و جوشن با اعتمادی بودند، زبانهای قدیمی، رسم و رسوم، رمز و نشانهایی از آیینهای باستانی ایرانی‌تباران محفوظ مانده‌اند.

سنتهای نوروزی که ریشه‌ آنها به دوران مهرپرستی می‌رسد، در اکثر ناحیه‌های بدخشان هنوز هم با تغییر جزئی شکل، چون هزارساله‌های پیش رایجند. مردم این سنتها را با احترام و صمیمیت و دلبستگی و محبت خاص گرامی می‌دارند.

از رمز و علامتهای خورشید همچون مایه روشنی و گرمی هنوز هم با شکل و آرایشهای گوناگون (عکس چلیپا، خورشید و ستاره‌ها، چهارخانه مربع) در حاشیه‌ آستین و گریبان (یقه) پبراهن، شیرازه طاقی، نقشهای جرابها و صنعت معماری خانه عرفی پامیری استفاده می‌شود.

برتری داشتن رنگهای سفید و سبز در هنرهای نقاشی، دوزندگی و بافندگی، ارج گذاشتن به درخت ارچه (کاج)، در روز و سنتهای مذهبی دود کردن گیاه خوشبوی، پختن غذاهای عیدانه باج و فطیرکولچه دلیل ردنشونده این گفته‌ها است.

در روستاهای بدخشان پیرزنان و پیرمردان موقع طلوع آفتاب به آن سجده و نیایش می‌کنند، به نامش سوگند می‌خورند. موقع پیدا شدن کمان رستم در آسمان مرد و زن از دو جانب مقابل، گیاه را دود داده، به فرازی می‌برآیند و برای آسودگی و آبادی روزگار دعا می‌کنند.

ریشه آیین آریاییها در این جا به درجه‌ای استوار است که عنصرهای آن با مراسم مذهبی شیعه اسماعیلی مطابق و حفظ شده‌اند. بدون تردید، سبب زنده ماندن این سنتها در بدخشان بعد صدساله‌های کُشتار و سوختار و ترکتازیها، البته خردگرایی و تحملگرایی مردم محلی است.

در مراسم عید قربان نیز اسماعیلیان بدخشان حیوان قربانی را طهارت و زینت داده، در گوشه بام خانه ذبح می‌کنند و روحانیان در پایان سرپا ایستاده، دعا می‌خوانند. چنین طرز نیایش و دعاخوانی در آیین مهرپرستی نیز رایج بوده است که پیروان این آیین هم هنگام طلوع آفتاب خروس قربانی را در جای فرازی ذبح کرده و ایستاده دعا و نیایش می‌کرده‌اند.

معمولا، برخیها، سنتهای نوروزی را حاصل افکار عامیانه مردم می‌دانند، بی‌خبر از آن که این آیینها از دانش علمی گذشتگان، بویژه در زمینه نجوم، گواهی می‌دهند. این آیینها با همه جزئیات خود از رکنهای هویت ملی بوده و افکار تاریخی گذشتگان ما را بازتاب می‌دهند.

آفتاب در مرد یا سده

مراسم نوروزی در کوهستان پامیر چهار مرحله را در بر می‌گیرد. رسم نخستین روزهای ۳۰-۳۱ ژانویه برگزار شده، "آفتاب در مرد" عنوان دارد. مراسم دوم "بت ایام" (۲۲-۲۳ فوریه) است، سومی "باغ نیختید" یا "استان نیختید"، یعنی سیر باغ یا سیر مزار (۱۸-۱۹ مارس) است و چهارمی را "گعموند" یا "خیدیر اّام"، یعنی عید بزرگ (۲۱-۲۲ مارس) می‌نامند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption مردم بدخشان در نوروز غذاهای متفاوتی می‌پزند و با هم صرف می‌کنند

هر یکی از این مراسم عیدانه ویژگیهای خود را دارند. بر اساس تقویم خورشیدی مردمی، در بدخشان روز ۳۰ ژانویه چله زمستان به آخر می‌رسد و به تعبیر مردمی "آفتاب در مرد" فرا می‌رسد. یعنی از این روز به بعد سرما قدرتش را تدریجا از دست داده، روز و شب رو به گرمی و نرمی می‌‌آورند.

جنبه عمیق نجومی داشتن این مراسم نباید موضوع بحث باشد. علم نجوم معاصیر نیز به پایان رسیدن حکمرانی ششماهه شب قطب را روزهای ۲۹-۳۰ ژانویه معین کرده است. در قسمتهای شمال روسیه که شبهای قطبی شش ماه ادامه‌ می‌یابد، در این روز از رسم استقبال از آفتاب را تجلیل می‌کنند.

"آفتاب در مرد" یا "سده" جشن آفتاب، تجلیل از نور و گرمی، پیروز‌ی روشنی بر تاریکی است. در کوهستان موسم سرما به حدی سرد و تاریک و طولانی بود که مردم در شرایط طاقت‌فرسا با صبر و شکیبایی روزهای سخت و سنگین را تحمل می‌کردند و پایان چله زمستان را بی‌صبرانه منتظر می‌شدند.

فرا رسیدن روز "افتاب در مرد" یا "سده" لخچه امید و آرزوها را برای فردای خوش و نیک فروزان می‌نمود. روایت می‌کنند که در یک ده کوهستانی بدخشان ایام چله زمستان صیادی در دامن کوه به ورطه افتاده، مجروح می‌شود. خویشاوندان تا فرا رسیدن تاریکی او را پیدا نمی‌کنند.

سپس، به نزد داملای ده رفته، عرض حال می‌کنند. داملا مشورت می‌دهد که "همین شب، ساعت ۱۲ "آفتاب در مرد" می‌درآید، اگر آدم شما تا همین ساعت از سرمای چله زمستان در امان ماند، بعد نیم شب سردی دیگر بر وی تأثیر مرگ‌آور نمی‌رساند." بامداد شکارچی مجروح را زنده پیدا کردند.

"آفتاب در مرد" همان جشن "سده" است که مردمان ایرانی از قدیم‌الایام آن را ۵۰ شبانه‌روز قبل از فرارسی نوروز جشن می‌گرفتند. سده بیشتر جنبه نجومی داشته، از دانش حیرت‌انگیز گذشتگانمان گواهی می‌دهد و هیچ ربطی به مذهب ندارد.

این جشن باستانی در روستاهای بدخشان با چنین شیوه برگزار می‌شود: روز عید کدبانو بعد غذای شام از گنجور با طبق چوبین آرد گرفته، با خواندن دعا در حالی که "شاگون بهار مبارک!" می‌گوید، وارد خانه می‌شود و در پای هر پنج ستون رمزی خانه پامیری اندکی آرد می‌پاشد.

صبح فطیرک ولچه می‌پزند که در تداول عام "همسایه بخش" نام دارد. بعد این از آرد غذای عیدانه "کاچی" می‌پزند که به اتاله شباهت دارد. قبل از تناول غذای عیدانه "دعای بیامورزش" می‌خوانند: "بیامرزیده پدر، بیامرزیده مادر، بیامرزیده جمع ارواح کلانان و آسودگان، بیامرزیده باشید. از مایان یاد و از شمایان قوت و مدد."

در طول روز خبرگیری و مبارکبادی خویش و تبار و همسایه‌‌ها صورت می‌گیرد. بیگاهی محفلهای فرهنگی مدحیه‌خوانی و دف‌ساز برگزار می‌گردند.

روز اول فوریه باشد، حساب تقویم خورشیدی مردمی که "حساب مرد" نام داشته، به نامگذاری شدن شماره معین روزها به هر یک عضو انسان، از ناخن پای سر کرده، تا فرق سر، وابسته شده است، آغاز می‌یابد.

مطابق این حساب ۴۱ روز چله کلان زمستان که ۲۹ روز ماه جدی (دسامبر-ژانویه) و ۱۲ روز ماه دلو (آغاز فوریه) را در بر می‌گیرد، به انجام می‌رسد و چله خرد فرا می‌رسد که آن تا ۲۰-۲۲ فوریه ادامه می‌یابد. بعد چله خرد که به ۳-۴ بهمن‌ماه مطابق است، در کوهستان بدخشان عید دوم با نام "بت ایام" جشن گرفته می‌شود.

بت ایام

بت ایام بعد از "آفتاب در مرد" دومین مراسم ادانه نوروزی است که در بدخشان تخمیناً روزهای ۲۲-۲۳ فوریه از آن تجلیل می‌شود. در "آثارالباقیه"-ا ابوریهحان بیرونی این سنت تاریخی که به ۴-۵ بهمن‌ماه راست می‌آید، همچون جشن بزرگ بانوان ایرانیان قدیم ذکر شده است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption بر اساس تقویم خورشیدی مردمی در بدخشان روز 30 ژانویه چله زمستان به آخر می‌رسد و به تعبیر مردمی "آفتاب در مرد" فرا می‌رسد

واژه "بت ایام" از نام غذای مراسمی سال نوی "بَت" گرفته شده است. بَت را که از جهت مزه و نمود به اتاله شباهت دارد، از روغن، شیر و آرد نوع گندم سرخک شیرین طعم تهیه می‌کنند. اگر به جایی گندم سرخک نوع دیگر گندم را به کار برند، آن وقت برای شیرین شدن طعم بَت از تلقان یا قند استفاده می‌کنند.

شیوه پختن "بَت" چنین است: اول در دیگ روغن را داغ نموده، بعد آرد را می‌‌اندازند. وقتی که آرد بریان شد، شیر و نمک را به آن همراه کرده، تا یک ساعت می‌جوشانند.

در دهات ناحیه روشان "بت ایام"را سه روز (چهارشنبه، پنج‌شنبه‌ و جمعه) جشن می‌گیرند. روز اول خانه سفیدان (خانه سفیدکنی) عنوان دارد، روز دوّم بت پزی (پختن طعام عیدانه) و روز سوم سلام-سلام (خبرگیری خویشان و همسایه‌‌ها).

مراسم "خانه سفیدان" بعد تناول صبحانه، در ساعت سعد (نیک) که آن را خلیفه (پیر یا روحانی) ده از روی کتاب نجوم معین می‌کند، از "خاک دزدی" آغاز می‌شود. زمانهای پیش در هر ده جای مخصوصی بوده است با نام "شاگونی جای" که خاک سفید دارد.

در این روز صاحب خانه طهارت نموده، با خود فطیرکولچه و سبد (یا کیسه) گرفته، برای خاک دزدی بیرون می‌رود. تا به شاگونَی جای رسیدن، برای احتیاط از چشم بد باید با کسی دچار نشود. در شاگونی جای مردان جمع شده، دعا می‌خوانند و هر کس نصف کولچه آورده‌اش را تناول می‌کند.

سپس، سبد را از خاک سفید پُر کرده، هر کدام به خانه‌هایشان می‌روند. هنگام به خانه وارد شدن اهل خانواده را "شاگون بهار مبارک!" گویان تبریک می‌کنند. در جواب "به روی شما مبارک!" می‌گویند.

کدخدا یا مرد خانه نیم کولچه را چون نعمتی تبرّکی بین اعضای خانواده تقسیم می‌کند و بعد تناول غذای صبح همه چیز و چاره خانه را بیرون می‌برند. در خانه فقط یک دیگ سرپوشیده با آب گرم می‌ماند. بانوان با دو جارو (یکی خرد و دیگری بزرگ) به روفتن خانه شروع می‌کنند. جاروب خرد برای روفتن دیوارها، سینج و ستونها و جاروی بزرگتر برای روفتن سقف (چارخانه، وسه و بالارها).

بعد از پاک کردن خانه کثیفیها را همراه جاروها که گویا تمام رنج و غم، درد و الم، بیماری و فقر پارساله در آنها نهفته است، از روزن خانه عرفی بیرون می‌‌اندازند و از آن جا گرفته، در گودالی دور از خانه گور می‌کنند. بازپس به پشت ننگرسته، به خانه برمی‌گردند و به شستشوی خانه، سفیدکنی و نقاشی دیوارها مشغول می‌شوند.

در سفید کردن و نقاشی خانه تمام اعضای خانواده شرکت می‌ورزند. با آرد نوروزی (شاگونی بن) در هر پنج ستون خانه عرفی پنجتایی خال می‌گذارند، در دیوارها عکس آفتاب، مهتاب، ستاره‌ها، صلیب شکسته، درخت کاج، گلها، کبوتر و نخچیر که رمز خیر و برکتند، می‌کشند. امروزها برای نقاشی نوروزی خانه‌ها از کاغذهای رنگی استفاده می‌کنند.

"شاگون بهار مبارک!"

بعد از انجام این کارها کدبانو در نزد آتشدان بوی گیاه دود کرده، طبقچه آرد در دست اهل خانواده را با سلام نوروزی "شاگون بهار مبارک!" (در جواب: به روی شما مبارک) یک-یک به خانه دعوت می‌کند. به کتف هر کدام آرد تبرّکی (به زبان روشانی- شاگونی بن) می‌پاشد. شخصان واردشده آتشدان را زیارت کرده، در سوفه‌ها می‌‌نشینند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption در رسم "کیلا غوز غوز" کودکان از روزنه خانه کیسه‌ای را پایین می‌کنند و هدایای خود را دریافت می‌کنند

بعد از آن که بزرگ خانه دعای عیدانه می‌خواند، کدبانو برای اهل خانواده فطیرکولچه را که اساسا، برای مراسم عیدانه مذهبی تهیه می‌شود، روی دسترخوان می‌گذارد. سپس تهیه خوراک عیدانه شروع می‌شود. به ضیافت عیدانه خویش و تبار و همسایه‌‌ها نیز دعوت می‌شوند.

روز دوم مراسم بَت پزی یا "کیلا غوز-غوز" آغاز می‌یابد. کودکان گروه-گروه شده، به بالای بامها می‌روند و بغچه‌ یا کیسه خالیی را با بند بسته، با خواندن ترانه‌های نوروزی از روزن به درون خانه آویزان می‌کنند. صاحبان خانه به درون بغچه‌ شیرینیها و مغز و مویز می‌گذارند.

در این روز خوراک سال نوی بط یا باج، فطیرکولچه‌ها و نانهای عیدانه را به شکلهای حیوانات و پرنده‌ها (شتر، گوسفند، نخچیر، کبک) می‌پزند. به نانهای بالعجب هر جا هر جا مغز چارمغز(گردو) را می‌چسپانند.

بت را در دهات وادی برتنگ معمولا از آمیخته آرد، شیر، روغن، شکر و گیاه خوشبوی تهیه می‌کنند. در دهات پایانی ناحیه روشان بیشتر باج می‌پزند که از گندم و کله و پاچه گوسفند تهیه می‌شود.

برای پیشگیری از چشم و نیت بد و آمدن سال نو با نیت نیک در خانه‌ای که این غذای عیدانه تهیه می‌شود، مراسمی با نام کیش دایر می‌شود که طبق قواعد آن، باید از شام تا صبح کسی، غیر از اهل خانواده، نباید وارد این خانه شود.

صبح روز سوم مهلت کیش به انجام می‌رسد و رسم سلام-سلام آغاز می‌یابد. اعضای هر خانواده‌ای، یک نفری و دونفری در بغچه‌ یا دسترخوان سوغاتی یا هدیه گرفته، برای تبریک نوروزی به خانه‌های خویشاوندان و همسایه‌‌ها می‌روند.