مصاحبه با اد میلیبند در باره اسرائیل، هولوکاست و مقایسه با تاچر

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption اد میلیبند با سارا، دخترعموی مادرش در اسرائیل

سارا، دختر عموی ۸۴ ساله مادر اد میلیبند، رهبر حزب کارگر بریتانیا در کیبوتصی (دهکده اشتراکی) در خارج بیت المقدس با گرمی از اد میلیبند، استقبال کرد و او را در آغوش گرفت.

سارا مانند مادر اد میلیبند، یک یهودی لهستانی است که از هولوکاست، جان سالم به در برده است.

ملاقات با سارا، بخش پایانی سفر آقای میلیبند به اسرائیل بود. سفری که هم شخصی بود و هم سیاسی و به او این فرصت را داده بود که با گذشته خود آشنایی بیشتری پیدا کند و در ضمن در باره آینده خاورمیانه صحبت کند.

در یَد و شِم، بنای یادبود قربانیان هولوکاست، کتابی به اد میلینبد داده شد که در آن نام تمام اعضای خانواده او که به دست نازی های آلمان کشته شده و یا جان سالم به در برده بودند، نوشته شده بود.

هنگامی که اد میلیبند، به این حقیقت پی برد که مرگ پدر بزرگش بر خلاف تصور قبلی نه در اردوگاه مرگ آشویتس بلکه در اردوگاه دیگری اتفاق افتاده، بغض گلویش را گرفت و جاستین، همسرش به سختی توانست جلو جاری شدن اشکش را بگیرد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption اد میلیبند، جاستین، همسرش و سارا در حین تماشای آلبوم‌های خانوادگی

با اد میلیبند، در باره این که این تجربه ها برای او چه معنایی دارد صحبت کردم.

نیک رابینسون: "بازدید از بنای یادبود هولوکاست یَد و شِم، دیدار پر احساسی بود. آیا این دیدار سبب شد که رنج هایی را که خانواده تان در دوره آلمان نازی تحمل کردند، بیشتر احساس کنید؟"

اد میلیبند: "اگر صادقانه بخواهم بگویم ترسناک بود. ترسناک از این جهت که شما رنج و درد را می بینید. البته برای هر کسی دیدن رنج دیگران ناراحت کننده است ولی به خصوص برای من بسیار دردناک بود.

"در پایان بازدید آنها به من مدارکی دادند که در باره تاریخچه خانواده من و نیز پدر بزرگم بود که در یکی از اردوگاه های مرگ آلمان نازی مرد و من هرگز او را ندیدم. من خودم را از تاریخچه فامیلم خیلی دور احساس می کنم، چون در جای امنی بزرگ شده ام و خانواده با ثباتی داشته ام ولی پدر و مادرم هر دو پناهنده بودند."

"شمار زیادی از اعضای خانواده والدینم از جمله پدر مادرم در جریان هولوکاست جان خود را از دست دادند بنا بر این من بخشی از آن جریان هستم. از یک طرف فاصله من با آن اتفاقات بسیار زیاد است اما از طرف دیگر وقتی به آن جریانات فکر می کنم، حس می کنم فوق العاده دردناک است."

نیک رابینسون: "کسانی که یک چنین ریشه های فامیلی نداشته اند باید سعی کنند بفهمند این تجربه ها به چه معنی است. شما یک فرد مذهبی نیستید و آنچه در باره اش صحبت می کنید جنبه مذهبی ندارد؛ پس این احساسات چگونه است و چطور در یک نخست وزیر بالقوه تاثیر می گذارد؟"

حق نشر عکس BBC World Service

اد میلیبند: "کسانی هستند که خویشاوندان خود را در وضعیت بسیار غم انگیزی از دست داده اند، بنا بر این ماجرا از اینجا شروع می شود. ولی عده ای از این افراد زندگی شان در هم پاشیده، جا به جا شده و در سراسر جهان پخش شده اند.

"پدر من در سال ۱۹۴۰ به عنوان پناهنده وارد لندن شد، مادرم هم پس از جنگ جهانی دوم آمد. فکر می کنم برای والدین من تنها نقطه مثبت مشاهده دنیای در هم شکسته و خانواده های از هم پاشیده این بود که مرا طوری تربیت کنند که نشان دهم زندگی به هدر نرفته است. زندگی های زیادی به هدر رفت و نابود شد. آنها هیچ وقت این موضوع را به من نگفتند و عجیب همین جاست. آنها هرگز نگفتند خانواده ما هولوکاست را تجربه کرده و به همین دلیل بهتر است تو سخت کار کنی و تکالیف مدرسه ات را انجام دهی ولی این حس را که باید سعی کنم تا دنیای در هم شکسته را مرمت کنم در من ایجاد کردند. این تاثیری بود که هولوکاست در تربیت من گذاشت."

اد میلیبند، از فراز تپه ای درست در کنار نوار غزه از هم پاشیدگی و شکسته شدن خاور میانه را شخصا مشاهده کرد و به او و همسرش محلی را که موشک ها از آنجا به طرف شهر سدروت، در اسرائیل پرتاب می شوند، نشان دادند.

بازی بچه ها در داخل ساختمان

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption اد میلیبند و همسرش با شهردار سدروت

آنها همچنین به دیدن یک زمین بازی کودکان رفتند که شبیه بسیاری از این گونه زمین های بازی در بریتانیا بود. ولی متوجه شدم که بچه ها به جای این که در محوطه باز باشند در داخل ساختمان سرگرم بازی هستند چون محوطه باز و زیر آسمان آبی جای امنی نیست و محل سرپوشیده ای که سقفش را با سیمان مقاوم کرده اند تنها جای امن است.

اد میلیبند، پس از دیدار از اسرائیل به کرانه غربی رفت تا رنج فلسطینیان را بشنود.

او اکنون غالبا درباره میراث یهودی خود صحبت می کند ( نه اعتقاد به دین یهود چون شخصا به خدا اعتقاد ندارد) ولی هرگز طرفداری اشتیاق آمیزی از اسرائیل نکرده است.

او از این که خود را یک صهیونیست بخواند، امتناع کرده است.

اد میلیبند، پس از انتخاب شدن به سمت رهبر حزب کارگر در سال ۲۰۱۰، در اولین سخنرانی خود در کنفرانس حزبی، اسرائیل را ترغیب کرد که هم به طور شفاهی و هم کتبی آرمان فلسطینان برای داشتن یک کشور را بپذیرد.

از او پرسیدم اگر نخست وزیر بریتانیا شود سیاست خارجی او چه مشخصاتی خواهد داشت؟

اد میلیبند: "من می خواهم نخست وزیر دوران بعد از جنگ عراق باشم به این معنی که از عراق درس گرفته باشم. این سیاست به این معنی است که بریتانیا با بقیه دنیا ارتباط خواهد داشت و در شرایط درستی حاضر است که نقش نظامی اش را هم ایفا کند، البته برای دفاع از خودش ولی همچنین برای سایر اهداف."

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption اد میلیبند و همسرش از سدروت به غزه می‌نگرند

"اما مداخله نظامی تنها به عنوان آخرین حربه و در صورت وجود مورد روشن و واجبی برای یک چنین مداخله ای موجه خواهد بود. همچنین باید حمایت بین المللی نیز وجود داشته و احتمال موفقیت زیاد باشد."

"اگر به تصمیماتی که من به عنوان یک رهبر حزب مخالف در مورد لیبی گرفته بودم نگاه کنید، موردی که من از مداخله حمایت کردم، یا در مورد سوریه که با مداخله مخالفت کردم، می بینید با اصولی که به آن معتقدم همخوانی داشته و این ها همان اصل هایی هستند که در اداره دولت نیز آن را رعایت خواهم کرد."

"دست کم گرفته شدن"

جز سه سفری که اد میلیبند، به افغانستان کرده، سفر او به اسرائیل اولین سفر مهم بین المللی او محسوب می شود.

او در نقش رهبر حزب مخالف، از کاخ سفید، پکن، دهلی یا برلین دیدن نکرده ولی می گوید سفرهای دیگری انجام خواهد داد. به او می گویم همین امر مشکلی را که بسیاری فکر می کنند او دارد، تایید می کند.

نیک رابینسون: "در مدتی کمتر از یک سال احتمال دارد شما به خانه شماره ۱۰ دانینگ استریت (اقامتگاه رسمی نخست وزیر بریتانیا) نقل مکان کنید. آیا این موضوع را قبول دارید که توده مردم بریتانیا هنوز نمی توانند شما را در نقش یک نخست وزیر مجسم کنند؟"

اد میلیبند: "فکر می کنم این موضوع همیشه در مورد رهبر مخالفان صدق می کند. من سه سال و نیم است که این شغل را دارم و فکر می کنم در گذشته مردم ممکن است من را دست کم گرفته باشند. من با خوش بینی به دوازده ماه آینده نگاه می کنم. فکر میکنم این نبرد بزرگی برای آینده کشور است."

نیک رابینسون: "فکر می کنید همیشه شما را دست کم گرفته اند؟"

حق نشر عکس Reuters
Image caption اد میلیبند در یَد و شِم، بنای یادبود قربانیان هولوکاست. سفر به اسرائیل اولین سفر مهم بین المللی او محسوب می شود

اد میلیبند: "به عنوان رهبر مخالفان، همیشه از شما انتقاد می شود و فکر می کنم مردم در گذشته امیدشان را از ما بریده بودند ولی من نسبت به انتخابات بعدی مطمئن و خوش بین هستم. فکر می کنم جنگ بزرگی در باره آینده بریتانیا و این که چه نوع کشوری می خواهیم در راه است."

آقای میلیبند در داخل کشور تحت فشار قرار دارد که در برخورد با انتخابات آینده محتاطانه رفتار نکند و این صداقت را با خودش داشته باشد که بگوید علت این که به رهبری حزب کارگر انتخاب شد این بود که او مظهر نفی سیاست های گذشته حزبش بود.

نیک رابینسون: "کسانی هستند که شما را متهم می کنند در آمادگی برای انتخابات بیش از حد احتیاط به خرج می دهید. ولی احساس من این است که شما می خواهید خودتان را در قالب یک اتلی ( کلمانت اتلی، نخست وزیر بریتانیا از حزب کارگر بعد از پایان جنگ جهانی دوم ) یا تاچر (مارگارت تاچر) دیگری ببینید."

اد میلیبند: "نگاه کنید ثابت نگاه داشتن قیمت انرژی، درهم شکستن بانک ها و حرف های دیگری که زده ام طرز کار اقتصاد ما را عوض کرده. فکر نمی کنم ما محتاط هستیم. ما با محتاط بودن در این انتخابات برنده نخواهیم شد. ما با متهور بودن و شفافیت در این که کشور را چطور تغییر خواهیم داد، برنده خواهیم شد.

"من در شرایط سختی داوطلب رهبری حزب شدم، همه می دانند من علیه برادرم وارد میدان شدم. چرا این کار را کردم؟ چون احساس می کردم در باره این که چگونه کشور را عوض خواهیم کرد حرفی برای گفتن دارم."

نیک رابینسون: "ثابت نگاهداشتن قیمت انرژی ممکن است ایده خوب یا بدی باشد ولی هیچ کس صد سال بعد در این باره چیزی نخواهد نوشت. آنها در باره آنچه که اتلی و تاچر کردند خواهند نوشت. آیا شما می خواهید بگویید احتمال دارد که در حال حاضر نمی خواهید همه چیز را بگویید و برنامه رادیکالی برای تغییر وضعیت کنونی بریتانیا دارید؟"

اد میلیبند: "فکر می کنم من می توانم روش اداره کشور را به نحو قابل توجهی تغییر دهم چون فکر می کنم مشکل اصلی که در سال های آینده با آن مواجه خواهیم شد–سایر کشورهای جهان نیز با این مشکل روبرو خواهند شد-افزایش نابرابری و بی عدالتی خواهد بود و تنها چند نفری که در راس جامعه ما هستند استفاده خواهند کرد. یک چنین وضعی به تغییرات بزرگ احتیاج دارد نه تغییر کوچک.

" اعم از این که مسئله در باره انرژی باشد-جایی که من به خاطر تهوری که نشان دادم به شدت مورد انتقاد قرار گرفتم- یا در مورد بانک ها یا سایر مسائل، ما تغییراتی انجام خواهیم داد تا کشور واقعا برای همه مردم کار کند."

نیک رابینسون: "ولی من بیشتر از یک بار دیده ام که شما مارگارت تاچر را تحسین کرده اید. نه به خاطر ایده ها یا سیاست هایش بلکه به عنوان شخصی که باعث تغییر شد."

اد میلیبند: "می دانم سعی می کنید من را به چه راهی بکشانید ولی مقایسه با سایر شخصیت های تاریخی حد و حدودی دارد. من خودم خواهم بود و کشور را به شیوه خودم عوض خواهم کرد. ولی اگر شما از من می پرسید که ما به تغییر بزرگ احتیاج داریم نه تغییر کوچک؛ پاسخ من آری است."

نیک رابینسون: "خودتان می دانید من چه سئوالی می کنم . آیا شما مارگارت تاچر حزب کارگر خواهید بود؟"

اد میلیبند: "نه. شما یک چنین مقایسه ای نکنید. من می خواهم کشور را کاملا تغییر دهم، مردم آرزوی یک تغییر بزرگ را دارند."

نیک رابینسون: "پس اگر یک مفسری شما را مارگارت تاچر حزب کارگر بخواند، اعتراض چندانی نمی کنید؟"

اد میلیبند: "شما می توانید من را یک رادیکال خطاب کنید. این چیزی است که می خواهم باشم. این همان نخست وزیری است که من می خواهم باشم."

مطالب مرتبط