'لبخند خدا': رونمایی کتابی از اشعار دکتر عبدالغفور آرزو در دوشنبه

محفل رونمایی کتاب عبدالغفور آرزو حق نشر عکس BBC World Service
Image caption محفل رونمایی کتاب عبدالغفور آرزو در سفارت افغانستان در دوشنبه برگزار شد

سفارت افغانستان در تاجیکستان با برگزاری مراسمی کتاب اشعار دکتر عبدالغفور آرزو، سفیر افغانستان در دوشنبه را با نام "لبخند خدا" معرفی کرد.

در این مراسم که بعد از ظهر روز سه‌شنبه‌ 22 آوریل برگزار شد، شعرا و نویسندگان، پژوهشگران و روزنامه‌نگاران تاجیک و افغان شرکت داشتند.

کتاب "لبخند خدا" با تعداد یک هزار نسخه در چاپخانه موسوم به "مگا پرینت" در شهر دوشنبه با حروف فارسی و سیریلیک منتشر شده است. برگردانی اشعار آقای آرزو را از فارسی به سیریلیک وفا ایلبایف، استاد دانشگاه دولتی آموزگاری تاجیکستان، انجام داده است.

نمونه‌های جداگانه‌ای از اشعار او در گذشته به خط سیریلیک در نشریه‌ها و مجلات تاجیکستان و در مجموعه‌های شعری مختلفی همراه با آثار شاعران دیگر چاپ شده‌اند، ولی بار نخست است که یک کتاب اشعار او به خط سیریلیک به طور کامل منتشر می‌شود.

این کتاب همچنین حاوی سه مقاله از عبدالجبار رحمان اف، رئیس دانشگاه آموزگاری تاجیکستان، محمد داوود منیر، پژوهشگر و استاد دانشگاه هرات، و عبدالنبی ستارزاده، منتقد ادبی از تاجیکستان، است که در آنها اشعار آقای آرزو مورد بررسی و نقد ادبی قرار گرفته است.

سفیر - شاعر

دکتر عبدالغفور آرزو از معدود سفرای خارجی در تاجیکستان است که کتب اشعارش را در این کشور (به خط سیریلیک) منتشر کرده است. البته، در گذشته کتابهایی از علی‌ اصغر شعردوست، سفیر پیشین ایران در تاجیکستان، نیز چاپ شده‌اند، ولی آنها بیشتر پژوهشی بوده‌اند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption دکتر آرزو گفت که او هم سفیر به معنای دیپلمات و هم صفیر به معنای "آوای اسمانیی عشق، آزادی و دوستی" است

به گفته عبدالنبی ستارزاده، دانشمند تاجیک، به کار شعر و شاعری پرداختن سفرا و دیپلماتها و سیاستمداران، و برعکس به کار دیپلماسی اشتغال ورزیدن ادیبان و عالمان در تاریخ بی‌سابقه نیست.

آقای ستارزاده که خود نیز مدتی دیپلمات بوده و در وزارت خارجه تاجیکستان کار می کرد، می‌گوید: "نامهای نظام‌الملک، وزیر سلجوقیان، احمد دانش، دیپلمات نامی امارت بخارا در قرن 19 که به سن پیترزبورگ سفر کرده بود، پوشکین و تیوتچیف، شاعران طراز اول روسی، آلکساندر گریبویداف، سفیر مختار روسیه تزاری در ایران، و دیگران معمول و مشهور می‌باشد."

وی می‌فزاید: "شعر و شاعری، کار ادبی برای سفیر محترم عبدالغفور آرزو یک واسطه بیان ‌اندیشه و ملاحظه‌هایی است که از چارچوب تحقیقات علمی و فعالیت دیپلماتیکش بیرون می‌مانند."

خود دکتر آرزو در جلسه رونمایی کتابش در سفارت افغانستان در دوشنبه با اشاره‌ به دو واژه "سفیر"و "صفیر" در زبان فارسی گفت که او تنها سفیر افغانستان در تاجیکستان نیست، بل صفیر و صدای دوستی و همبستگی مردم کشورش با مردم تاجیکستان هم می باشد.

وی گفت: "در خط رودکی ما دو واژه داریم: یکی "سفیر" (به س) است و دومی صفیر (به ص). فرهیخدگان می دانند که "سفیر" نماینده فوق العاده و تام الاختیار یک کشور در کشور دیگر است و از کشور و ملت خود در کشور دیگر نمایندگی می کند. اما "صفیر" به معنای آوای آسمانی عشق، آزادی و دوستی است. من افتخار دارم که با مسئولیت سیاسی (سفیر) و مسئولیت فرهنگی و تمدنی (صفیر) رابطه دوستانه دو کشور را مستحکم تر می سازم."

آقای آرزو در سرسخنی که برای کتاب اشعار خود نوشته، در استناد به پژوهشگران علوم سیاسی می‌گوید مشروعیت روابط دو کشور منحصر به اراده دولتمردان نیست، بلکه ناشی "از همگرایی و وفاق" مردمانی است که روزگاری در یک گستره فرهنگی مشترَک کنار هم می‌زیستند.

وی آنچی را که "دیپلماسی فرهنگی" خوانده، زمینه ساز تحکیم و گسترش همگرایی و شناخت متقابل مردمان هر دو کشور تاجیکستان و افغانستان ارزیابی می‌کند.

دکتر آرزو نوشته: "در جغرافیای بزرگ فرهنگ و تمدن مشترَک، هر گونه راهبرد سیاسی باید با راهکارهای فرهنگی موزون و عیار گردد، راهکارهایی که فرایند شناخت را نهادینه می‌سازد. کتاب‌آرایی به معنای وسیع کلمه از شاخصه‌های بارز چنین راهکارهایی است."

'سرزمین آتش و خون'

پرفسور عبدالنبی ستارزاده معتقد است که اشعار آقای آرزو با سرنوشت وطنش که سالها درگیر جنگ است، پیوندی ناگسستنی دارد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آقای ستارزاده می‌گوید که بخش عمده‌ای از اشعار آقای آرزو "برداشت شاعرانه‌ای از جنگ در افغانستان" است

خود او نماینده نسلی محسوب می‌شود که پس از کودتا یا به اصطلاح انقلاب ثور سال 1978 مجبور شد وطنش را ترک کند و "سالیان دراز در غربت، در بی‌وطنی، آوارگی، دردمندی، دلتنگی و تنهایی روز گذراند."

در مقاله خود زیر عنوان "نجواگر سرزمین آتش و خون" آقای ستارزاده می‌نویسد: "بخش عمده سروده‌های عبدالغفور آرزو برداشت شاعرانه‌ای از جنگ وطن‌خواهانه مردم افغانستان بر ضد استیلاگران خارجی، "لشکر عفریت زمان"، "سپاه دیو کرملین" بود."

او جایی دیگر می‌گوید که آقای آرزو به عنوان یک شاعر میهن پرست "به تقاضای زمان جنگ" از خود و قلمکشان دیگر کشورش دعوت کرده بود که خامه را از کف بگذارند و مسلسل به دوش بگیرند و به مبارزه علیه دشمنان برخیزند:

بگذار خامه را و مسلسل به دوش گیر، فریاد شاعرانه جنگ است، گوش گیر! ای شاعر حماسه‌سرا، کو تفنگ تو؟ کو سمبول و شهامت و ایمان و ننگ تو؟

و یا

برخیز، هم‌وطن که وطن در اسارت است، آماج توپ و موشک دیو شرارت است، خلق وطن به غصه و درد و حقارت است، از ما به نوجوان وطن یک اشارت است...

طی دوران سفارتش در تاجیکستان دکتر عبدالغفور آرزو اشعاری در باره تاجیکستان نیز نوشته است که یکی از آنها روی جلد کتاب "لبخند خدا" درج شده است:

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption رحمان اف: "آرزو راز عاشقان را افشا کرده، زیبایی‌های حیات را در مناسبت آنها بازتاب می‌سازد، برای او درد عاشق، سوز وی بیگانه نیست"

تاجیکستان! تاجیکستان! ای کهن منظومه سبز خراسان، یاد یار مهربانت جاویدان بادا، بوی جوی مولیانت جاویدان بادا. جاویدان بادا سرودت، نغمه‌های چنگ و عودت، چشمه‌سارانت خروشان باد، کوهسارانت زرافشان باد، ای کهن منظومه سبز خراسان، تاجیکستان.

عبدالغفور آرزو هم به سبک سنتی و هم به شیوه جدید یا آنچه به عنوان "شعر نو" شناخته شده، اشعاری سروده است. به گفته پرفسور ستارزاده، وی در انواع مختلف شعر سنتی و نو فارسی، مانند غزل، رباعی، چهارپاره، تضمین و حماسه مهارت خویش را آزموده و موفق هم شده است.

در مقاله عبدالجبار رحمان‌اف، عضو فرهنگستان علوم تاجیکستان، زیر عنوان "گلقند شعر در چکامه‌ خیال دکتر عبدالغفور آرزو" آمده است: "شعرهای او مضمونهای بلند، تصویرهای جالب، بیان معجز و تعبیرهای لطیفی دارند که هر کدام در متن در جای خود آمده، هدفمندند و قالب شعرهای او را مکمل ساخته‌اند."

این استاد دانشگاه معتقد است که آقای آرزو از شعرای بزرگ پارسی تأثیرات چشمگیری برداشته و در سروده‌هایش "بوی اشعار عارفانه مولانای بلخی، آهنگ عاشقانه هلالی، خرد متفکرانه جامی، حکمت شامله بیدل و اراده و عزم وطن‌دوستانه مایل هروی" احساس می‌شود.

'بینشی عرفانی'

از موضوعاتی که به نظر آقای رحمان اف، در غزلهای آرزو جایگاه خاصی دارد، موضوع عشق است: "وی دنیا و راز عاشقان را افشا کرده، زیبایی‌های حیات را در مناسبت آنها بازتاب می‌سازد. برای شاعر درد عاشق، سوز وی بیگانه نیست. به همین خاطر، او در غزلهایش خیلی نازکانه معنای رسیدن به وصال، ارزش محبت و قدر مهر و وفا را... با کمال کاردانی تصویر ساخته است."

محمد داوود منیر، استاد دانشگاه هرات، که جنبه‌های زیبایی شناختی اشعار دکتر آرزو را به بررسی گرفته، می‌نویسد که او "با توانایی و مهارت" از شیوه‌های مختلف هنری کار گرفته است.

وی می‌گوید: "از بُعد هنری و زیبایی شناختی سخن، ترفندها و شیوه‌های زیادی اند که حکایت از آگاهی، آشنایی و تراوش حس زیبایی‌شناسانه شاعر را دارند. افزون بر آن چه زیر عنوانهای هم‌صدایی، هم حروفی، تکرار و غیره آمد، .. ابزار هنری فراوان دیگری هم هست که این وزین‌نامه را خواندنی و پذیرفتنی می‌سازند."

این پژوهشگر افغانستانی معتقد است که آقای آرزو "دیدی شهودی و بینشی اشراقی" به هستی دارد و این امر نه تنها در پژوهشهای او در باره عرفان، بلکه در بسامد استفاده از واژگانی هم که "می توانند کلید واژگان ذهنی شاعر باشند"، مشهود است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آقای آرزو شعرهایی در باره تاجیکستان نیز نوشته است

زندگی زمزمه سبز نگاه عشق است، دل اگر پر زده از دیده، گناه عشق است. شب که با قطره اشکم چکد آوای سجود، مستی صبح ازل، ذوق پگاه عشق است. آن که دارد نفس گرم مسیحا در دل، بر لبش زمزمه سبز اله عشق است.

استاد منیر در ضمن یادآور شده که بیش از بیست و اند سال باز دوستان و نزدیکان و ارادتمندان عبدالغفور آرزو، شاعر و دیپلمات 53 ساله و متولد هرات که از سال 2010 به این سو سفیر افغانستان در تاجیکستان است، به او "مولانا" خطاب می‌کنند.

وی فارغ‌التحصیل رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تربیت مدرس تهران است و در گذشته مدتی معاون سفیر افغانستان در ایران و مشاور وزیر خارجه افغانستان بود.

طی سالهای زندگی در افغانستان و ایران و تاجیکستان دکتر عبدالغفور آرزو اشعار زیادی سروده که در مجموعه‌هایی شعری به نامهای "جاریتر از همیشه"، "چشم در چشم آیینه"، "سرود مسلسل" و "هماسه ساتی برزن" منتشر شده‌اند.

وی همچنین چند رساله علمی و پژوهشی و کتابهایی مانند "خوشه هایی از جهان‌بینی بیدل"، "دیرنگی در ادبیات فرنگ"، "شاد زی...(در قلمرو رودکی)"، "مقایسه انسان کامل از دیدگاه بیدل و حافظ"، "در خانه آفتاب" (در باره بیدل)، "اگر فرهاد شد، شیرین بماناد" در باره داستان "خسرو و شیرین" نظامی، "نقد خلیلی"، "شعر و شهود عارفان" و غیره انتشار داده است.

مطالب مرتبط