بریتانیا و اروپا: رابطه‌ای طولانی و پر از دست انداز

حق نشر عکس BBC World Service

روابط بریتانیا با اتحادیه اروپا و یا به مفهوم سیاسی آن "اروپا" رابطه ای بسیار طولانی و درعالم سیاست داخلی بریتانیا همواره یک موضوع احساس برانگیز و مورد اختلاف بوده است.

اخیرا بار دیگر این موضوع به مرکز مباحثات سیاسی کشیده شده است. یکی از نمونه های برجسته آن مناظره اخیر نایجل فاراژ رهبر حزب استقلال بریتانیا و از مخالفان سرسخت پیوستن بریتانیا به اتحادیه اروپا و از سوی دیگر نیک کلگ رهبر حزب لیبرال دموکرات، معاون نخست وزیر و از طرفداران تقویت رابطه این کشور با اتحادیه اروپا است.

در چنین فضایی ظاهرا مردم و تصمیم گیران سیاسی بریتانیا برای اولین بار پس از چند دهه با یک انتخاب صریح بین دو گزینه روبرو شده‌اند: ماندن و یا خارج شدن از اتحادیه اروپا.

ولی چرا در بریتانیا تصمیم گیری در مورد رابطه با اروپا یک چنین واکنش قطبی شده‌ای را سبب می شود؟ بسیاری از بریتانیایی ها، فارغ از اینکه در این زمینه چه نظری داشته باشند، به سفر به کشورهای اروپایی و جنبه‌های مختلف فرهنگی و روش زندگی آنها بسیارعلاقمند هستند. آمارها نشان می دهند که در دهه های اخیر یک میلیون و ۵۰۰ هزار بریتانیایی برای زندگی به کشورهای اروپایی مهاجرت کرده اند.

با این وجود اگر ساکنان کشورهای اروپایی به مطالب روزنامه ها و یا مباحث سیاسی در بریتانیا نگاهی بیاندازند به احتمال زیاد به این نتیجه خواهند رسید که نگاه بریتانیا به همسایگان اروپایی اش بسیار منفی است. حداقل چیزی که در این مورد می توان گفت این است که مناسبات بریتانیا با اروپا همیشه بسیار پیچیده بوده است.

بار سنگین تاریخ

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption نبرد واترلو، یکی از جنگ های متعدد بریتانیا با فرانسه

شاید تاریخ طولانی دشمنی و ستیزه ها بین بریتانیا و اروپا باعث شده که سوء ظن بر این مناسبات سایه بیندازد. بریتانیا به عنوان یک امپراطوری و یک قدرت اقتصادی بزرگ لاجرم در قرن های گذشته بارها بر سر منافع اقتصادی و یا مسیرهای بازرگانی و تجارت با رقبای اروپایی خود وارد جنگ شده است.

در این دوره ها مناسبات بریتانیا با کل اروپا و یا با تک تک کشورهای اروپایی به طور مداوم در حال تغییر بوده است. تمام رقبا و یا دشمنان اصلی بریتانیا، آلمان در جنگ های جهانی، روسیه در دوران جنگ سرد و فرانسه در بخش اعظم تاریخ مدرن، درعین حال در دوره هایی متحدان نزدیک و اصلی بریتانیا بوده اند.

اما از نگاه بسیاری از مورخان عامل مهمی که روی برداشت بریتانیایی ها از کشورشان و منافع آن تاثیر گذاشته جنگ جهانی دوم است. شاید همین برداشت از سالهایی که بریتانیا به تنهایی مجبور شده بود در برابر آلمان نازی بیایستد، روی نحوه گزینش دوستان و متحدان اصلی این کشور تاثیر گذاشته و چنین تصوری شکل گرفته که تنها کشوری که واقعا می تواند به کمک بریتانیا بیاید آمریکا است.

ذهنیت درون گرا

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption دریا بریتانیا را از قاره اروپا جدا کرده و این کشور را با دنیای دورتری مرتبط می سازد

آیا جزیره بودن بریتانیا عامل اصلی در رابطه محتاطانه این کشور و حفظ حدی از دوری با اروپا است؟

ورنون بوگدانور مورخ بریتانیایی می گوید:"ما قرن ها در یک انزوای باشکوه زندگی کرده ایم و نیروی دریایی و امپراطوری از این شرایط حفاطت می کردند. امروزه اما دوران انزوا بدون تردید به سر رسیده است ولی هنوز بعضی از تاثیرات آن روی روحیه مردم بریتانیا باقی مانده و به همین خاطر نمی خواهند روابط خود را با قاره اروپا توسعه دهند."

ولی تعداد دیگری از کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز، مثل ایرلند، قبرس و مالت، جزیره هستند اما به اندازه بریتانیا با ادغام درساختار و چارچوب های سیاسی اتحادیه اروپا مخالفت نمی کنند. احتمالا دلیل آن این است که بریتانیا علاوه بر روحیه و ذهنیت انزوا گرا هنوز هم تحت تاثیر و یا بهتر است بگوئیم در رویای دوران امپراطوری است. بریتانیا قرن ها به فرمان دادن عادت داشت و امروزه فرمان بردن برایش دشوار است.

پایان دادن به جنگ

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تصور می شد که جنگ نه تنها غیر قابل تصور بلکه واقعا ناممکن خواهد بود

نطفه های اولیه شکل دادن به اتحادیه اروپا به سالهای پس از جنگ جهانی دوم بازمی گردد و هدف اصلی آن این بود که با برقرار کردن یک رابطه مستحکم بین کشورهای اروپایی از وقوع حوادثی مثل جنگ‌های جهانی جلوگیری شود.

وینستون چرچیل نخست وزیر وقت و از سیاستمداران برجسته بریتانیا از این طرح دفاع می‌کرد و می گفت: "باید برای اروپا یک ساختار سیاسی ایجاد کرد که تحت آن تمام کشورها بتوانند در صلح، امنیت و آزادی زندگی کنند. یک نظامی شبیه ایالات متحده اروپا."

اما در سال ۱۹۵۱ که جامعه اروپایی صنایع فلزات و ذغال سنگ تشکیل شد بریتانیا به آن نپیوست و در سال ۱۹۵۷ نیز دعوت رسمی برای پیوستن به جمع کشورهای موسس "جامعه اقتصادی اروپا" را رد کرد.

ژان مونه سیاستمدار فرانسوی و یکی از معماران اصلی جامعه اقتصادی اروپا گفته است:"من هیچگاه نفهمیدم که چرا بریتانیا به این جامعه نپیوست. من به این نتیجه رسیدم که احتمالا آنها چنین توهمی دارند که گویا می توانند هر آنچه را که دارند برای همیشه و بدون هیچ تغییری حفظ کنند."

تصمیم بریتانیا برای پیوستن

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption شارل دو گل رهبر فرانسه گفت که بریتانیا روحیه‌ای درون گرا و جزیره نشین دارد

در سالهای بعد بریتانیا دید که وضعیت اقتصادی این کشور بسیار نامطلوب است ولی فرانسه و آلمان وارد دوران شکوفایی شده و به مرور یک اتحاد بسیار قدرتمندی را شکل می دهند. این باعث شد که بریتانیا نظر خود را در مورد پیمان های اقتصادی اروپا تغییر دهد. درسال ۱۹۶۱ تقاضای عضویت در جامعه اقتصادی اروپا را مطرح کرد ولی این درخواست دو بار توسط شارل دو گل رییس جمهور وقت فرانسه وتو شد.

رهبر فرانسه، بریتانیا را به "دشمنی عمیق" علیه ساختارهای سیاسی جدید در اروپا و تمایل به داشتن رابطه‌ای نزدیک تر با آمریکا متهم کرد.

شاید دلایل بریتانیا برای پیوستن به این جامعه در آن سال خودخواهانه بود ولی تلاش برای کسب منافع خود در چارچوبی مشترک بخشی از دلایل ایجاد این ساختارهای جدید در اروپا بود. جیمز الیسون مورخ بریتانیا چنین یادآوری می کند:" اروپا طی قرن های گذشته برای بریتانیا فقط صحنه جنگ و نزاع نبوده بلکه در عین حال موافقتنامه های دیپلماتیک و معاهدات تجاری مهمی با اروپا شکل گرفته و در بخش زیادی از نیمه دوم قرن بیستم و قرن بیست و یکم همکاری با اروپا تضمین کننده صلح، ثبات و رشد اقتصادی بوده است."

بریتانیا به عضویت درآمد

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ادوارد هیث وعده رونق اقتصادی را می داد که هیچگاه تحقق نیافت

بالاخره در سال ۱۹۷۳ و پس از پایان دوران ریاست جمهوری شارل دو گل در فرانسه، ادوارد هیث نخست وزیر بریتانیا از حزب محافظه کار توانست این کشور را به عضویت جامعه اقتصادی اروپا درآورد. در رفراندوم سال ۱۹۷۵ هر سه حزب سیاسی کشور و تمام روزنامه های سراسری بریتانیا از این تصمیم حمایت کردند. ۶۷ درصد مردم نیز به آن رای مثبت دادند. ولی این باعث نشد که بحث های اختلاف برانگیز در مورد رابطه با اروپا پایان یابد.

عضویت بریتانیا به بهبود سریع اوضاع اقتصادی این کشور که سالهای دشواری را طی می کرد منجر نشد. اعتصاب های کارگری، توقف تولید و قطع برق گسترش یافت و افزایش یکباره بهای جهانی نفت در آن سالها باعث شد تورم به شدت افزایش یابد.

بازگشت به عقب

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption مارگارت تاچر در سال ۱۹۷۵ با شعار عضویت در جامعه اقتصادی اروپا به میدان رقابت های انتخاباتی آمد

در سالهای دهه ۱۹۷۰ جناح راست حزب محافظه کار با عضویت در جامعه اقتصادی اروپا مخالف بود. ولی شدیدترین مخالفت با این جهت گیری از سوی جناح چپ حزب کارگر به رهبری تونی بن و مایکل فوت عنوان می شد. برنامه انتخاباتی که مایکل فوت به عنوان رهبر حزب کارگر در سال ۱۹۸۳ ارائه داد وعده می داد که در صورت رسیدن به قدرت بریتانیا را از جامعه اقتصادی اروپا خارج کند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption مایکل فوت (چپ) رهبر حزب کارگر و متحدان چپگرای او در آن زمان طرفدار خروج از جامعه اروپا بودند

پروفسور بوگدانور مورخ بریتانیایی می گوید:"اروپا در عالم سیاست بریتانیا یک موضوع زهر آلود بوده چون علاوه بر ایجاد اختلاف بین احزاب مختلف، حتی در صفوف یک حزب واحد هم اختلاف ایجاد کرده است. شاید بتوان گفت که مهمترین محور اختلافات سیاسی در بریتانیای بعد از جنگ جهانی دوم نه اختلاف بین جناح چپ و جناح راست سیاست بلکه اختلاف بین طرفداران و یا مخالفان نزدیکی و اتحاد بیشتر با اروپا بوده است."

افزایش مخالفت با اروپا

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ژاک دلو با مقاومت شدید بریتانیا روبرو شد که البته در نهایت به سرانجامی نرسید

در سال ۱۹۸۴ مارگارت تاچر نخست وزیر وقت بریتانیا توانست بخشی از توافق های این کشور با جامعه اقتصادی اروپا را به نفع بریتانیا بهبود دهد که محور اصلی آن دریافت حجم بیشتری از یارانه ها برای بخش کشاورزی بود.

در دهه ۸۰ اختلاف ها بین بریتانیا و جامعه اروپا و به خصوص کمیسیون اروپایی تشدید شد که در آن زمان ریاستش برعهده ژاک دلو سیاستمدار سوسیالیست فرانسوی بود. سیاست های کمیسیون و جامعه اروپا در آن زمان با سرعت زیادی به سوی بنای یک ساختار فدرال برای این جامعه و شکل دادن به واحد پول مشترک پیش می رفت.

مارگارت تاچر در مقابل این سیاست ها موضعی آشتی ناپذیر داشت. او در سخنرانی خود در سال ۱۹۸۸ در شهر بروژ مخالفت قاطع بریتانیا را با "ایجاد یک ابرحکومت که بخواهد از بروکسل بر دیگران مسلط شود" بیان کرد. اما با توجه به قدرت جناح طرفدار اروپا در خود حزب محافظه کار، که تعداد و نفوذشان به نسبت امروز بسیار بیشتر بود، موضع گیری های خانم تاچر مسئله آفرین شد و بالاخره به برکناری او از مقام نخست وزیر و رهبری حزب منجر گشت.

تحقیر

روز شانزدهم سپتامبر ۱۹۹۲ که به "چهارشنبه سیاه" شهرت یافته یکی از تحقیرآمیز ترین مقاطع در مناسبات بریتانیا و اروپاست.

وزارت اقتصاد بریتانیا و دولت حزب محافظه کار نتوانستند از وقوع یکی از بزرگترین موارد بورس بازی و در نتیجه تلاطم کاذب در نرخ برابری ارز این کشور جلوگیری کنند. پوند استرلینگ درموقعیت بسیار نامطمئن و دشواری قرار گرفت و بریتانیا مجبور شد به شکل شرمگینانه ای از معاهده تنظیم نرخ ارز برای کشورهای اروپایی خارج شود.

حوادث ۱۹۹۲ و مابقی آن

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption جان میجر نخست وزیر وقت بریتانیا (چپ) در زمان امضا پیمان ماستریخت خوشنود به نظر می رسد

مارگارت تاچر نتوانست از ادامه پیشرفت اتحاد اقتصادی و سیاسی اروپا جلوگیری کند و جان میجر، جانشین محافظه کارش در سال ۱۹۹۲ پیمان ماستریخت را امضا کرد. براساس آن سهم قابل توجهی از قدرت تصمیم گیری کشورهای عضو به نهادهای اتحادیه اروپا واگذار شد. البته بریتانیا توانست حق خود برای نپیوستن به واحد پول مشترک و منشور اجتماعی این معاهده را حفظ کند. ولی از نگاه منتقدان و از جمله مخالفان آن در صفوف حزب محافظه کار، امضای این معاهده استقلال مطلق پارلمان را که یکی از سنت های سیاسی مهم این کشور است نقض کرد.

بنای پل های جدید...

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption در اروپا تا قبل از جنگ عراق از تونی بلر که طرفدار بهبود رابطه با اروپا بود به خوبی یاد می شد

تونی بلر که در سال ۱۹۹۷ با درصد بسیار بالایی از آرا پس از نزدیک به دو دهه حزب محافظه کار را شکست داد و به مقام نخست وزیری بریتانیا رسید، به سرعت مناسبات با اروپا را ترمیم کرد. او منشور اجتماعی معاهده ماستریخت را امضا کرد که شامل حقوق اجتماعی مهمی است که جناح چپ سیاست بریتانیا از مدتها پیش خواستار پذیرفتن و اجرای آن بود.

او در عین حال تلاش کرد بریتانیا را به پذیرفتن واحد پول مشترک نزدیک کند. اما در آن سالها با وجودی که وضع اقتصادی بریتانیا بسیار خوب بود از پیوستن به یورو حمایت چندانی نمی شد. گوردن براون وزیر اقتصاد وقت این تصمیم را به بعد موکول کرد.

و سوزاندن این پل ها...

وقوع بحران اقتصادی سالهای اخیر باعث شده که احتمال پیوستن بریتانیا به معاهده مربوط به واحد پول مشترک ضعیف تر شود. همین عامل باعث شده که مخالفت با اروپا و یا اصطلاحا اروپا گریزی در حزب محافظه کار و در میان مردم بریتانیا تشدید شود.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption دیوید کامرون اولین نخست وزیر بریتانیایی است که یک معاهده اروپایی را وتو کرده است

در دسامبر ۲۰۱۱ در جریان تصمیم گیری رهبران کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای معاهده جدیدی برای نظارت بر مشخصات بودجه کشورهای عضو، دیوید کامرون این معاهده را وتو کرد. از نگاه منتقدان این تصمیم باعث شد که مناسبات بریتانیا با اتحادیه اروپا عملا به حالت تعلیق درآید ولی در عین حال اروپاگریزان و منتقدان اتحادیه اروپا را خوشحال کرد و اکنون آنها خواستار اقدامات بیشتری در راستای دور شدن از اتحادیه اروپا هستند. دیوید کامرون اعلام کرد که به زودی در مورد عضویت دراتحادیه اروپا رفراندومی برگزار خواهد شد و به این ترتیب یک بار دیگر این موضوع قدیمی و زهر آلود به مرکز سیاست کشور بازگشت.

مطالب مرتبط