ژنرال یاروزلسکی؛ دیکتاتور یا نجات‌بخش لهستان؟

حق نشر عکس AFP

وویچخ یاروزلسکی، یکی از بحث‌انگیزترین چهره‌های سیاسی تاریخ معاصر لهستان روز یکشنبه ( ۲۵ مه/ ۴ خرداد) چشم از جهان فروبست.

یاروزلسکی را در لهستان و بیرون از آن با عینک سیاه و درشتش می‌شناختند. چند سال پیش که از حکمت این عینک سیاه از او پرسیدند، با لحنی استعاری گفت که زندگی‌اش دایم در "معرض تشعشعات و نورهای تند" بوده است.

یاروزلسکی سال ۱۹۸۱ به عنوان وزیر دفاع وقت لهستان حکومت نظامی اعلام کرد و خود نخست‌وزیر و رهبر حزب کمونیست شد. استدلال یاروزلسکی این بود که اوج‌گیری اعتصابات و مخالفت‌های کارگران و روشنفکران ناراضی ثبات سیاسی و اقتصاد کشور را مختل کرده و غرب با حمایت از این حرکت‌ها به دنبال زدن پایه‌های حکومت لهستان و به تلاطم‌انداختن کل نظام کمونیستی با محوریت شوروی است.

برقراری حکومت نظامی و درگیری‌های بعد از آن به کشته‌شدن بیش از ۹۰ نفر، بازداشت هزاران نفر از اعضا و هواداران اتحادیه کارگری مستقل همبستگی و خروج هزاران نفر دیگر از کشور منجر شد.

البته سه سال بعد حالت فوق‌العاده در لهستان لغو شد، اما این اقدام او حتی تا زمان مرگش همچنان بحث‌انگیز بود. این که تا همین اواخر هم، روز ۱۳ دسامبر ، روز اعلام حکومت نظامی، هر سال مخالفان و موافقان جلوی در خانه‌اش به تظاهرات می‌پرداختند نشانه‌ای بود از شقاق و ارزیابی‌ متفاوت بخش‌های مختلف جامعه لهستان از کارنامه و اقدام ‌او .

Image caption یاروزلسکی سال ۱۹۲۳ در خانواده‌ای اشرافی به دنیا آمد ولی در همان جوانی هوادار کمونیسم شد

یاروزلسکی برای بخش‌هایی از این جامعه قهرمانی تراژیک بود که لهستان را از یک جنگ داخلی خونین و ورود قوای شوروی به این کشور مصون داشت و برای بخش‌های دیگر دیکتاتوری کمونیست، که کارنامه‌اش جز سرکوب آزادیخواهی‌ و مطالبات اتحادیه کارگری مستقل همبستگی و روشنفکران ناراضی شاخصه‌ دیگری نداشت.

هم وضع بد اقتصادی و هم روی کار آمدن گورباچف در سال ۱۹۸۶ در شوروی سبب شد که یاروزلسکی به تدریج خود به یکی از مدافعان اصلی دیالوگ و تشکیل میزگرد با مخالفان بدل شود و با ایستادگی در برابر تندروها در درون حزب کمونیست نهایتا در سال ۱۹۸۹ زمینه گذار آرام به سوی دموکراسی در لهستان را فراهم آورد.

در انتخابات نیمه‌آزادی که اوایل سال ۱۹۸۹ برگزار شد یاروزلسکی برای ۶ سال به ریاست جمهوری لهستان برگزیده شد، اما چند ماه بعد استعفا کرد تا جای خود را به لخ والسا، رهبر اتحادیه همبستگی بدهد. به این ترتیب لهستان اولین کشوری در ارودگاه کمونیستی بود که گام در راه انتخابات آزاد و دوری‌گرفتن از اردوگاه یادشده گذاشت که این در فروپاشی آن اردوگاه تاثیری قابل اعتنا داشت.

از تبعید در سیبری تا اعزام نیرو برای سرکوب بهار پراگ

یاروزلسکی سال ۱۹۲۳ در خانواده‌ای اشرافی به دنیا آمد ولی در همان جوانی هوادار کمونیسم شد. با قرارداد شوروی و آلمان در سال ۱۹۳۹ بر سر تقسیم لهستان و ورود ارتش شوروی به بخش شرقی این کشور او و خانواده‌اش از سوی حکومت استالین به سیبری تبعید شدند و پدر در همین تبعید درگذشت.

حق نشر عکس AFP
Image caption یاروزلسکی در ۳۳ سالگی جوانترین ژنرال ارتش لهستان شد

با این وجود هنگامی که چند سال بعد ارتش آلمان هیتلری به شوروی حمله‌ور شد یاروزلسکی داوطلبانه به صفوف "واحدهای سرخ" لهستان پیوست که برای کمک به ارتش شوروی تشکیل شده بودند. او بعد از جنگ و برقراری حکومت کمونیستی در لهستان به سرعت مدارج ترقی را در ارتش طی کرد و در سن ۳۳ سالگی جوانترین ژنرال ارتش این کشور شد. سال ۱۹۶۴به عضویت کمیته مرکزی حزب کمونیست درآمد، ۴ سال بعد وزیر دفاع شد و ۱۵ سال در این مقام ماند.

به هنگام تحویل قدرت به لخ والسا در سال ۱۹۸۹، از این که در سال ۱۹۶۸ به عنوان وزیر دفاع با اعزام نیرو برای کمک به قوای شوروی در سرکوب بهار پراگ شرکت داشته، از مردم لهستان عذر خواست. این عذرخواهی را سال ۲۰۰۵ در پراگ نیز تکرار کرد.

بعدتر برقراری حکومت نظامی در لهستان را هم "شری کوچک" خواند که با آن کشور را از شری بزرگتر، یعنی هجوم ارتش شوروی و بروز وضعیتی مشابه مانند ۱۹۵۶ در مجارستان یا سرکوب بهار پراگ در سال ۱۹۶۸ مصون داشته است. این استدلال در میان تاریخدانان محل تردید است و در اسناد کا گ ب هم سند و مدرکی موجود نیست که از قصد رهبری وقت شوروی به اعزام نیرو به لهستان در سال ۱۹۸۱ حکایت داشته باشد. مخالفان یاروزلسکی و بخشی از نخبگان شوروی سابق او را متهم می‌کنند که زمانی که تقاضایش از مسکو برای دخالت نظامی بی‌پاسخ ماند خود راسا وارد عمل شد و ارتش را به مصاف مخالفان فرستاد . هر چه که بود، بخش‌های بزرگی از جامعه لهستان، ورای انگیز‌ه‌ها و پیش‌زمینه‌های اقدام یاروزلسکی، همچنان آن را تایید می‌کنند.

طرفه این که بخشی از نخبگان سیاسی لهستان معاصر که سه دهه پیش در صف مخالفان حکومت نظامی او بودند نیز در سال‌های اخیر قضاوتی متفاوتی در باره او داشتند.

تابستان گذشته، الکساندر کازینفکسی، رئیس جمهور لهستان در دوره پس از والسا در اقدامی نمادین به مناسبت ۹۰ سالگی یاروزلسکی، در هتلی مجلل در برابر سفارت روسیه (شوروی سابق) برایش جشن تولد برگزار کرد و یک پرفسور مشهور لهستان نیز به همین مناسبت کتابی در باره "جنبه‌های مثبت اقدام یارزولسکی در سال ۱۹۸۱" انتشار داد.

بحثی که پایانی برای آن دیده نمی‌شود

قبل از آن نیز لخ والسا، رهبر اتحادیه کارگری همبستگی از یاروزلسکی "اعاده حیثیت" کرده بود. او چند سال پیش گفت که یاروزلسکی با اراده و تمایل درونی خود کشور را به سوی انتقال به دموکراسی و برگزاری میزگرد با مخالفان اقدام کرد و فشارها چندان تاثیری در این مورد نداشتند.

حق نشر عکس AFP
Image caption لخ والسا، رهبر اتحادیه کارگری همبستگی و یارزولسکی

لخ کاچینسکی، از دیگر چهره‌های اصلی مخالف حکومت نظامی یارزولسکی که از سال ۲۰۰۵ تا آوریل ۲۰۱۰، یعنی تا زمان مرگش در سقوط هواپیما رئیس جمهور لهستان بود نیز، اندکی پیش از مرگ به دفاع از یاروزلسکی برخاست. او قصد داشت حتی یک ماه بعد، یاروزلسکی را برای شرکت در مراسم پایان جنگ جهانی دوم در روسیه همراه خود به مسکو ببرد.

در محافل سیاسی و روشنفکری اما بیش از همه اقدام آدام میچینک بحث‌انگیز شد. میچنیک از چهره‌های قدر روشنفکران ناراضی لهستان در دوران حکومت کمونیست‌ها و از رهبران شاخص اتحادیه همبستگی بود. او سال ۱۹۸۹ نقشی پررنگ در برگزاری میزگرد و دوران گذار در لهستان داشت. میچنیک نیز سال ۱۹۹۳ یاروزلسکی را تحت حمایت خود گرفت. او با تاکید بر این که برخی تندروی های اپوزیسیون در سال ۱۹۸۱ هم باید در ارزیابی‌ها و تحلیل‌ها ملحوظ شود و نیز با اشاره به "نقش مثبتی" که یارزولسکی سال ۱۹۸۹ در برگزاری و فرجام موفقیت‌آمیز میزگرد دولت و مخالفان برای انتقال لهستان به دموکراسی داشت تلاش کرد جامعه روشنفکری لهستان نگاه "متعادل تری" به ژنرال و کارنامه‌اش پیدا کند.

به رغم این تجدیدنظرها کماکان بخش‌هایی از جامعه لهستان ارزیابی قبلی خود از کارنامه یاروزلسکی به عنوان "دیکتاتوری که با سرنیزه و بازداشت به جنگ مخالفان رفته" را حفظ کرده است. به لحاظ حقوقی نیز پرونده یاروزلسکی از جمله به دلیلی بیماری او و عدم حمایت بخشی از الیت سیاسی و اجتماعی لهستان از تعقیب این پرونده همچنان گشوده ماند و محکومیتی شامل حال او نشد.

مرگ یارزولسکی نیز اینک به بحث‌ها در باره کارنامه او دوباره رونق بخشیده است. به نظر می‌رسد که این موضوع تا اطلاع ثانوی و شاید تا زمانی که حاضران در تحولات دو سه دهه اخیر لهستان کم و بیش زنده‌اند بحثی داغ و حساس باقی بماند که بر سر آن اجماعی نسبی نیز در دسترس نباشد.