'شاعرانگی' فوتبال، غرور ملی و جهان معاصر

تیم ملی آلمان حق نشر عکس Divulgacao
Image caption در تیم ملی آلمان چند سالی است فرزندان مهاجرین هم بازی می‌کنند

همزمان با بازگشت تیم ملی آلمان به برلین و استقبال هزاران نفر از طرفداران این تیم روزنامه‌های آلمان از "غرور ملت" و "ملت آسوده شده" صحبت کرده‌اند ولی آیا طرفداران تیم آلمان همه از نظر ملی و قومی آلمانی هستند؟

نه تنها طرفداران پرو پا قرص که حتی خود تیم ملی آلمان و همچنین تیم‌های ملی فوتبال دیگر کشورها در جهان امروز از نظر ملی یا قومی لزوما به طور کامل به آن کشور تعلق ندارند.

در دهه‌های گذشته جابجایی بازیکنان از کشوری به کشوری بر اساس قراردادهای اقتصادی یا گرفتن تابعیت به امری معمولی در جهان فوتبال تبدیل شده است.

قبل از بازی نهایی جام جهانی امسال، تلویزیون فونیکس آلمان در برنامه‌ای با شرکت ولفگانگ شویبله، وزیر دارایی آلمان و نوید کرمانی، نویسنده آلمانی‌زبان ایرانی‌نژاد موضوع ملیت و اروپای واحد را به بحث گذاشت که بخشی از آن به ملیت در فوتبال اختصاص داده شده بود.

نوید کرمانی که چند سال پیش کتابی بنام "ما چه کسی است" (Wer ist Wir) منتشر کرده و در آن در باره شرایط مسلمانان جامعه امروز آلمان نوشته، در پاسخ به این سوال که او در مورد تیم ملی آلمان و پیروزی‌هایش چه احساسی دارد، گفت وقتی صحبت از ما می شود، از یک تیم خوب صحبت می کنیم که طرفدار آن هستیم.

حق نشر عکس Navid kermani
Image caption نوید کرمانی، نویسنده و خبرنگار ایرانی‌الاصل در آلمان کتابها و مقالات زیادی منتشر کرده است

این نویسنده ایرانی الاصل با اشاره به طرفداری از تیم‌ها فارغ از ملیت اضافه کرد در خود تیم ملی، یا باشگاه‌های فوتبال آلمان هم امروز بازیکنانی می دوند که شاید نامشان دیگر "مولر" نباشد و چهره‌شان شبیه "مولرها" نباشد ولی به همان اندازه برای تیم ملی آلمان فعالیت می‌کنند که دیگر بازیکنان.

به نظر می‌رسد اشاره نوید کرمانی به بازیکنانی مثل لوکاس پودولسکی، مسعود اوزیل و جروم بواتنگ باشد، که در خانواده‌های مهاجر در آلمان به دنیا آمده یا حتی خارج از آلمان متولد شده‌اند.

وزیر دارایی آلمان هم که از سیاستمداران قدیمی حزب محافظه‌کار سوسیال مسیحی است، گفت در یک دوره جام جهانی که آلمان به بازی‌ نهایی راه نیافته و فینال بین فرانسه و ایتالیا بود، او به استادیوم رفته و با فریادهای بلند از تیم فرانسه دفاع کرده بود.

در همین دوره بازی‌ها بسیاری از مردم جهان، و همچنین بعضی از ایرانی‌ها در زمان بازی نهایی جام جهانی فوتبال، از تیم آلمان در مقابل آرژانتین یا از آرژانتین در مقابل آلمان دفاع می‌کردند، گویی "غرور ملی" در فوتبال از این بازی به آن بازی و نسبت به برد و باخت تیم‌ها قابل 'قرض دادن' است.

کشورهای جهان امروز نسبت به سال ۱۹۳۰، وقتی جام جهانی فوتبال پایه‌گذاری شد، حداقل در ابعاد اقتصادی و فرهنگی بسیار از هم تاثیر گرفته‌اند.

اما درک این غرور ملی در فوتبال امروز مطمئنا با درک آن در سیاست جهان امروز متفاوت است. به نظر می رسد فوتبال مرزهای این غرور ملی را آنگونه که در سیاست فهمیده می‌شود تغییر داده است.

شاعرانگی فوتبال

گونتر گِه‌باور، فیلسوف و "ورزش‌پژوه" آلمانی که چند سال پیش کتابی به نام "شاعرانگی فوتبال" منتشر کرده و این ورزش را از نگاه جامعه شناسانه و مردم‌شناسانه مورد بررسی قرار داده می گوید فوتبال تنها یک مسابقه ورزشی یا یک تجارت نیست، بلکه در آن توان جسمی به اندازه هوش و درایت در تالیف یک اثر ذهنی بازتاب دارد.

مهارت‌های آمیخته با زیرکی یک فوتبالیست در حفظ و استفاده بجا از توپ به عقیده این استاد دانشگاه می‌تواند از یک ورزشکار، در چشم میلیونها انسان که می توانند یک ملت باشند، یک ستاره بسازد.

این نویسنده همچنین اهمیت نوع حرکات بدنی یک فوتبالیست را در حد حرکات رقص، هنری و ظریف می بیند.

این پژوهشگر در ادامه ابعاد اجتماعی و فرهنگی فوتبال را زیر ذره بین قرار می دهد و می‌گوید که آلمانی‌ها مدتهاست می‌خواهند ترس ملت‌های دیگر نه از کشور آنها (و از نظر سیاسی)، بلکه از فوتبال و از تیم ملی آنها باشد و می گوید در جهان امروز ابعاد فوتبال آلمان بسیار گسترده‌تر از ملت آن است.

حق نشر عکس Deusche Bundestag
Image caption نوید کرمانی در سالروز تصویب قانون اساسی آلمان در مجلس این کشور سخنرانی کرد

در نگاه گونتر گِه‌باور ضدخارجی بودن و نژادگرایی در جامعه آلمان در فوتبال انعکاس داشت، ولی امروزه پذیرش غیرآلمانی‌ها در باشگاههای فوتبال و حتی در تیم ملی به پدیده‌ای عادی تبدیل شده است.

آلمان به گفته او بعد از هلند و فرانسه پذیرش فرزندان با استعداد مهاجران خود در تیم ملی فوتبال را آغاز کرد، کاری که به اعتقاد او امروز به غنا و بهبود این تیم‌ها منجر شده است.

به نظر می‌رسد اگرچه فوتبال همیشه یک ورزش بوده و هنوز هم یک ورزش است، اما ورزشی است که تاثیرگذاری اجتماعیش بسیار بیشتر از ورزش‌های دیگر است.

عده ای معتقدند که این ورزش توانسته بسیار شدیدتر از ورزش‌های دیگر، حتی بیشتر از بازی‌های المپیک که اقشار بسیار بیشتری از ورزشکاران را گرد هم می آورد، تاثیرگذار باشد و حتی سیاست یا سیاستمداران را به خود جلب کند.

شاید برای همین است که بسیاری از رهبران سیاسی کشورها در زمان مسابقات فوتبال به دیدن مسابقات می‌روند و سعی می‌کنند با طرفداران تیم ملی کشورشان همصدا شوند.

فوتبال که می‌تواند در یک ملت، در یک جامعه یا در بخشی از جهان ایجاد شادی کند، افرادی را تحت تاثیر قرار دهد یا قطب‌های متفاوت ایجاد کند، همچنین قادر است احساس تعلق ایجاد کند، تعلقی که همیشه جهت سیاسی یا ملی‌گرایانه ندارد.

حضور ورزشکاران غیربومی یا مهاجر در تیم‌های ملی کشورهای مختلف در کنار حضور رهبران سیاسی، فضای ملی‌گرایانه یا نژادگرایانه را در این کشورها تغییر می دهد.

شاید به خاطر همین تغییرات اجتماعی در فضای فرهنگی و ورزشی آلمان است که نوید کرمانی، نویسنده ایرانی‌الاصل در مقابل میلیونها بیننده تلویزیون یک سیاستمدار کارکشته آلمانی را نماینده نسل سیاستمداران قدیم آلمان می‌نامد و او را بخاطر "درک نادرست از اروپای متحد" مورد مواخذه قرار می دهد.

حدود دو ماه پیش این نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی که تالیفات زیادی دارد حتی در مجلس آلمان (بوندس‌تَگ) به مناسبت ۶۵ امین سال تصویب قانون اساسی آلمان سخنرانی کرد.

به نظر می‌رسد همزمان با تغییری که مفهوم ملیت در فضای ورزشی و فوتبال ایجاد کرده، جوامع صنعتی محافظه‌کار اروپا هم در حال تغییرند و در کنار پذیرش فوتبالیست‌های غیر بومی یا با ریشه غیر ملی، مجبور به پذیرش مهاجرین در عرصه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی می‌شوند.

اما فضای برد و باخت در فوتبال هنوز با فضای برد و باخت در سیاست متفاوت است. باخت در فوتبال چنانکه این بار بین آرژانتینی‌ها، برزیلی‌ها و هلندی‌ها دیده شد، با اشک و آه همراه است ولی بدون حس نفرت بزودی فراموش می‌شود.

سیاست اما در زمان باخت در بسیاری از کشورها با نفرتی نابودکننده و حذف رقبای سیاسی از زندگی همراه است، چنانکه می توان آرزو کرد، کاش بعضی از سیاستمداران فوتبالیست می‌شدند.

مطالب مرتبط