گذار به خط پارسی: به عقب، به گذشته یا به سوی آینده‌ای روشن تر؟

نویسندگان حق نشر عکس BBC World Service
Image caption فرهنگیان تاجیک از دو دهه پیش خواهان گذار به خط پارسی یا به گفتة آنها، به خط نیاکان، بوده‌اند

طوری که به نظر می‌رسد، مشکلات زبان در تاجیکستان در آینده نزدیک نمی‌تواند به آسانی حل شود، مگر این که دولت به اقداماتی استوار و جدی در این راستا دست بزند.

دلیل اصلی این مشکلات پایبندی ما به سیاستهای بیگانگان است. یادآور شدن از مخالفت دایره‌های مختلف روسیه با ابتکار امامعلی رحمان، رئیس جمهور تاجیکستان، به تغییر نام خانوادگیش و تبدیل آن از "رحمانف" به "رحمان" شهادت این گفته هاست.

روند اصلاح نام خانوادگی در میان مردم هنوز از آغاز دهه 90 سده گذشته آغاز شد و پیش می‌رفت. دایره‌های ویژه روسیه بعدتر برای جلوگیری از این روند با ابتکارات مردم ما مخالفت ورزیدند و هنوز هم مشکلاتی در این راستا ایجاد می‌کنند.

برای مثال، در دو سال اخیر برخی از مقامات روس در میان مهاجران کاری تاجیک که شماره آنها در این کشور نزدیک به 1.5 تا 2 میلیون نفر می‌رسد، به تضییق و فشار کسانی آغاز کرده‌اند که نام خانوادگی بدون پسوندهای روسی دارند.

بانکهای روسیه پولهای انتقالی این گونه آدمان را به تاجیکستان در بسیار موارد قبول نمی‌کنند، مأموران پلیس روسیه در کارخانه ها و فرودگاهها، در کوچه و بازار، در ایستگاههای قطار و وسایل نقلیه صاحبان چنین نامهای خانوادگی را با مشکلاتی از قبیل جریمه، بازداشت موقت، غصب شناسنامه یا گذرنامه روبرو می‌کنند.

سرانجام کار به جایی کشیده که در تاجیکستان به صورت عموم اغلب جوانان و دختران (البته کسانی که میل سفر به روسیه دارند) دوباره شناسنامه‌های نو با نامهای خانوادگی دارای پسوندهای روسی می‌گیرند. اکنون این روند به صورت گسترده ادامه‌ دارد.

طوری که مشاهده می‌شود، یکی از منشأهای روسی زدگی فرهنگ و زبان ملی ما در سیاستهای آشکار و پنهان دولت روسیه نهفته است. وابستگیهای زیاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تاجیکستان به روسیه سد راه اصلاح خیلی از قرینه‌های فرهنگی و زبانی برای این کشور می‌باشد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption دولت شوروی در سال 1929 اول خط لاتین و بعد از 10 سال الفبای سیریلیک را جایگزین خط پارسی کرد

البته، ابتکارات کم و بیش دولتمردان تاجیک که صرف نظر از دخالت مقامات روسیه گاهی به روند اصلاحات در عرصه‌های مختلف دست می‌زنند، شایان توصیف است. در جریان یکی دو ماه اخیر برخی از دولتمردان تاجیکستان به تبدیل نام و نسبشان به رسوم ملی آغاز کرده‌اند که دوباره سر و صدای مخالفین داخلی و بیرونی را به میان آورده است.

رویهم رفته، مشکلات هرج و مرج در گفتار و نوشتار رسانه‌ها و مطبوعات به صورت فاحش ادامه‌ دارد. طوری که مشاهده می‌شود، دولت تاجیکستان برای جلوگیری از این روند نامطلوب ساختارهایی سازمان داده است. اما جلوگیری از هرج و مرج و انجام اصلاحات در این عرصه چندان پررنگ به نظر نمی‌رسد، تا جایی که گویا این ساختار و سازمانها تنها برای موجودیتشان تشکیل شده‌اند.

عملا سررشته مشکلات زبان فارسی تاجیکی در آسیای میانه در طی دویست سال اخیر به سیاستهای دولت روس برمی‌گردد. روسیه تزاری پس از غصب آسیای میانه تلاش کرد، تا پیوندهای مردم ایرانی‌تبار این منطقه را با همتبارانشان ببرد و بر پایه نیازهای استعماری اش برای این مردمان ساختارهای تازه فرهنگی و اجتماعی بسازد.

در این میان، مردم بومی منطقه که به آنها رسما نام "تاجیک" داده شد، از سیاستهای استعماری روسیه بیش از دیگران زیان دیدند. هدف روسها پاره کردن سرزمین و حکومت پارسی گویان این منطقه و قطع همه گونه روابط آنها با همتبارانشان در خارج از قلمرو شوروی سابق بود.

روسها موفق شدند که نام "تاجیک" را که در بیشتر آثار گذشته به معنای "ایرانی" بود، به عنوان نام قوم و نژادی تازه مطرح سازند و سرزمین آنها را میان اقوام رسیده تقسیم و گوشه کوچکی از آن را با نام جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان اعلام کنند. و زبان مردم بومی این قلمرو را که طی سده‌ها پارسی نامیده می‌شد، در راستای همان اهداف خود "زبان تاجیکی" خواندند.

حکومت روسی محور شوروی پیشین نیز، هرچند خود را "اینترناسیونالیست" و پشتیبان زحمتکشان می‌خواند، با تبدیل الفبای مادری فارسی به لاتین در سال 1929 و به سیریلیک در سال 1939 مردم پارسیگوی حوزه ورارود (آسیای میانه‌) را از سرچشمه های اصلی فرهنگی و معنوی شان - زبان و ادب پارسی - جدا کرد و آنان را در انزوا قرار داد.

در پهلوی این، دولت شوراها به جمهوری تازه‌بنیاد تاجیکستان که به عنوان تنها پایگاه اصلی گسترش زبان و فرهنگ فارسی در این حوزه بزرگ باقی ماند، سیل متخصصان بیگانه، عمدتا نمایندگان زبانهای روسی و ترکی را، وارد کرد. همه آنها به زبان روسی سخن می‌گفتند و زبان روسی در این جمهوری به زبان اول تبدیل شد.

این گروه کلان که عملاً همه ساختارهای دولتی را در اختیار خود گرفته بودند، نخست به ریشه‌ها و پایه‌های زبان و فرهنگ تاجیکان دست‌درازی کردند: در اساس گویشهای محلی در آسیای میانه‌ الفبای ناقص سیریلیک را به علاوه چند حرف برای آواهای ویژه پارسی ساختند. این الفبا که برای بیان چندی از آواهای زبان پارسی حروف ندارد، گویش و تلفظ زبان پارسی را به روسی تبدیل داد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption نشانی از خط پارسی در معماری قسمت بیرونی مقبره رودکی در پنج‌رود دیده نمی‌شود

فرستادگان مسکو که همگی از دانشهای زبان بومی این سرزمین آگاهی نداشتند، خود برای این مردم "زبان" ایجاد می‌کردند، همه چیز را بر پایه زبان روسی و فرهنگ روسی نسخه‌برداری و ترجمه تحت‌اللفظی می‌کردند و مردم را به پیروی از این اصول وادار می‌ساختند.

آنها از طریق وزارت و ادارات دولتی تاجیکستان فرمان صادر کرده، از زبان ساختارهای قالبی، واژه و عبارات، اصطلاحات دولتداری ملی مردم تاجیک را با بهانه "آرکایستی یا کهنه بودن" یا حتی "ایرانی بودن" و بهانه‌های دیگر ممنوع اعلام می‌کردند. به جای آنها به طور مستقیم استفاده از واژه و عبارتهای روسی را رواج می‌دادند.

سرانجام، در مدت کمتر از 60-70 سال در زبان فارسی تاجیکی و زبانهای دیگر منطقه بیشتر واژه و اصطلاحات یا با تکیه به قالب زبان روسی ساخته شده یا صرفاً با واژه‌های روسی مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

وضع ناهموار زبان فارسی تاجیکستان هم در گذشته و هم امروز خیلی از روشنفکران و دانشمندان این کشور را نگران کرده است. در پایان دهه 1980 و آغاز دهه 1990 سده گذشته روشنفکران تاجیک نهادی را با نام "بنیاد زبان" راه‌اندازی کرده، روند پاکسازی و اصلاح کلمه و واژه‌های راهبردی را آغاز کردند.

بر اساس برنامه این نهاد که در آغاز جانبداران زیادی داشت، تاجیکستان می‌بایست در سال 1994 به الفبای نیاکان یا خط پارسی بازگردد. اگر چه جنگ داخلی سالهای 1992-97 همه این برنامه‌ها را بهم زد، ولی موضوع اصلاح زبان و پاک‌کاری آن همیشه از موضوعات مورد بحث روشنفکران بوده است.

حالا در شبکه‌های اجتماعی گروههایی هستند که می‌خواهند به این حالت ناگوار پایان بدهند. در شبکه فیسبوک گروه "زبان پارسی" دو سال پیش و گروه "درست بنویسیم" در این اواخر به فعالیت پرداخته، پیشنهادها و راه حلهایی را از جمله در باره کاربرد درست واژه ها و اصطلاحات و اصلاح جاینامها پیشنهاد می‌کنند. اما این برای رفع مشکلات زبان کافی نیست.

به ‌اندیشه بیشتر کارشناسان، عمده ترین راه رفع مشکلات زبان در تاجیکستان بازگشت به الفبای فارسی است که قادر است بیکبارگی همه سد و قیدها را برطرف کند. اما این راه درست و عملگرایانه اصلاحات هم در داخل و هم در خارج مخالفان زیادی دارد و طی بیش از دو دهه اخیر موضوع بحثهای داغ دایره‌های گوناگون فرهنگی بوده است.

از مخالفان اصلی این راه در نوبت اول محافل جداگانه‌ای از سیاست مداران در روسیه هستند. این دولت در سیاست تاجیکستان تأثیر‌گذار است. در داخل کشور بخشی از مردم که در نتیجه سالهای زیاد انزوا از فرهنگ و زبان و خط فارسی به سردرگمی رسیده‌اند، از الفبای نیاکانشان تا اندازه‌ای هراس دارند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption کاملزاده: برخی گذار به خط پارسی را حرکتی "به عقب" می‌دانند و از گرایشهای مذهبی هراس دارند که این ادعا بی‌پایه است

بخش دیگر هم به اصطلاح "روشن فکرانی" هستند که پایبند به سیاستهای بیگانه و فرهنگ روسی می‌باشند و از جمله مخالفان سرسخت بازگشت به الفبای نیاکانشان محسوب می‌شوند. آنها همواره ادعا می‌کنند که بیشتر مردم تاجیکستان برای بازگشت به الفبای مادری آماده نیستند و حکومت قدرت این کار را ندارد. در نتیجه، هرج و مرج همانا ادامه‌ دارد.

این در حالی است که برخی از کشورهای ترکی زبان همسایه تاجیکستان دامن الفبای سیریلیک را سالها پیش سر داده و الفبای لاتینی همرنگ کشور ترکیه را پذیرفتند. اما از زیان دیدن این کشورها در نتیجه گذار به الفبای لاتین هیچ گزارشی منتشر نشده است. لااقل،به نظر می‌رسد زیان مالی ای که این کشورها در اثر تبدیل خط با آن مواجه شدند، چندان چشمگیر نبوده است.

با توجه به هرج و مرج گسترده و منزوی شدن تاجیکستان از جهان پارسیگو، دانشمندان و صاحب‌نظران بازگشت به الفبای فارسی را راه یگانه اصلاح مشکلات زبان در این کشور می‌دانند که در باره برد و باخت این اقدام سخنهای بسیاری گفته شده است.

منتقدان بازگشت به خط فارسی در تاجیکستان در برابر دلیلهای گوناگون سیاسی و اقتصادی مشکل بازگشت، همچنین توهماتی را برای مردم ایجاد کرده‌اند که برخی از آنها خیلی ساده‌لوحانه است. بزرگترین این توهمات "بازگشت به خط نیاکان - بازگشت به عقب" است. طبعاً، این مسئله به موضوع گرایشهای اسلامی نیز مربوط است، هرچند این ادعا پایه قوی ندارد.

ترس این گروه این است که گذار به خط پارسی موجب گسترش اسلامگرايی و افراط گرايی می‌شود. اما این سؤال مطرح است که میلیونها پارسی‌زبان که همه‌ساله به دنیا آثار بزرگ علمی و ادبی عرضه می‌کنند و جامعه جهانی آنها را اعتراف می‌کند، مگر افراط گرا و عقب مانده‌اند؟!

سال جاری مؤسسه بین المللی "تامسون رویترز" در میان 3200 تن از دانشمندان برتر جهان نام 18 پژوهشگر ایرانی و پارسی‌زبان را نیز جای داد. اهمیت کار آنها توسط مقاله‌های علمی ای که در مجلات معتبر علمی جهان انتشار داده‌اند، از سوی کارشناسان سنجیده شده است.

ولی در این میان نام حتی یک پژوهشگر که با استفاده از الفبای سیریلیک تاجیکی پژوهش می‌کند، نیست. همین موضوع ثابت می‌کند که بازگشت به خط فارسی بازگشت به عقب نیست، بلکه جهشی به پیش، به سوی دنیای بزرگتر و فراختر و روشنتر آینده است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption طرفداران خط پارسی آن را نه تنها وسیله‌ای برای پیوند با گذشته، بلکه وسیله‌ای برای دسترسی به منابع غنی کتبی و مجازی و جهشی به سوی آینده می‌دانند

بازگشت به خط نیاکان سود فراوانی دارد. نخست، مردم ما به بازار بزرگ خط فارسی وارد می‌شوند. جمعیت زیادی از پارسیگویان جهان تشنه آثار علمی و ادبی فرهنگیان تاجیک هستند که به علت سیریلیک بودن خط ما به آن دسترسی ندارند.

در صورت وارد شدن به این بازار، کتاب و نشریه‌های تاجیکی که به خط سیریلیک با تیراژ اندکی منتشر شده، ولی خریدار نمی‌یابند، با خط پارسی با تیراژ دهها و صدها برابر بیشتر به فروش خواهند رفت. چرا نباید این بازار را به دست آورد؟ این بازار همچنین دارای اینترنت قوی، خبرگزاریها و شبکه‌های زیاد رادیو و تلویزیون است که مردم ما نیز از آن بهره‌ور خواهند شد.

در این شبکه‌ها مخزن بزرگی از کتابهای ادبیات پیشین ما وجود دارد که استفاده از آنها خیلی آسان خواهد بود. در برابر این، در این مخزن آثار ادیبان امروزی پارسیگو و آثار ادیبان کشورهای مختلف جهان را در ترجمه پارسی می‌توان به دست آورد.

در بازار خط پارسی تنها آثار مذهبی وجود ندارد. در کنار آثار مذهبی که برخیها از آنها هراس دارند، صدها هزار جلد از کتب و مجلات و منابع اینترنتی ادبی و علمی، فلسفی و هنری، جامعه شناسی و تاریخ، اقتصاد و سیاست، هزارها جلد از ترجمه‌های آثار ادبی و فلسفی و جامعه شناسی غرب، هند و چین، ژاپن و کره و کشورهای دیگر موجود است.

به گفته پژوهشگران اینترنت، هم از نگاه آثار ادبی و هم از نگاه آثار علمی و خبری، حتی منابع کتبی و چاپی و مجازی (اینترنتی) روسی به اندازه منبعهای فارسی مطلب ندارند، چه رسد به منابع محدود به خط سیریلیک تاجیکی.

در هر صورت، به باور اینجانب، گذار به خط فارسی، البته با برنامه‌‌ریزی تدریجی ده‌ساله یا بیشتر، می‌تواند بیکبارگی همه مشکلات روزافزون زبان فارسی تاجیکستان را برطرف کند و تکانی جدی برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشور هم شود.