جنگ غزه: سرگذشت دو زن نابینا

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption دلال تاجی (راست) معلم است ولی از زمان شروع جنگ از خانه خود خارج نشده است

دو زن نابینا، یکی ساکن نوار غزه و دیگری ساکن اسرائیل، وضعیت خود را در شرایط جنگی و تجربه کردن حوادث از طریق شنیدن صداهای جنگ توضیح می‌دهند.

دلال تاجی یک زن فلسطینی ساکن نوار غزه می گوید: "صداهایی که می آیند متفاوتند." او تجربه زندگی در جنگ‌های دیگر را دارد و قبل از درگیریهای نظامی اخیر شاهد یک جنگ در لبنان و دو مورد دیگر از حملات نظامی اسرائیل به نوار غزه بوده است.

به همین خاطر او به سرو صداهای جنگ عادت کرده و می گوید:"من صدای گلوله‌باران از دریا را کاملا تشخیص می دهم و صدای بمباران توسط هواپیما را هم تشخیص می دهم چون نزدیک‌تر است و صدا درست از بالای سر آدم می آید."

دلال تاجی می افزاید: "یک صدای دیگر هم داریم که مربوط به هواپیماهای بدون سرنشین است. ما در عربی به آن می گوئیم زنانه چون صدای آن مثل زین، زین، زین است. من صدای آنها را مرتب می شنوم."

از آن سو هم ناما شنگ زن نابینای اسرائیلی هشدارها را از طریق توییتر و شنیدن صدای آژیر می‌گیرد که او را از نزدیک شدن خطر جنگ به محل زندگی خود با خبر می‌کند.

ناما شنگ و همسرش در شهر رعانانا که درشمال تل آویو و در فاصله صد کیلومتری از نوار غزه واقع شده است زندگی می کنند. هر دوی آنها نابینا هستند و برای تشخیص اتفاقاتی که در اطراف می افتد و واکنش به آنها به شنوایی خود تکیه می‌کنند.

او می گوید:"اگر ما صدای آژیر خطر را بشنویم ۹۰ ثانیه فرصت داریم تا به پناهگاه برویم. ولی در برخی از موارد صدای این آژیر را نشنیدیم."

اخیرا مسئولان اداره خدمات اجتماعی از ناما شنگ پرسیده اند که آیا برای رفتن به پناهگاه به کمک نیاز دارد یا نه. او به این کمک نیاز ندارد چون در ساختمان های جدیدتر دراسرائیل پناهگاه در داخل منازل قرار دارد و ناما نیز در یکی از همین آپارتمان‌هایی زندگی می‌کند که پناهگاه دارند.

دلال تاجی زن نابینای ساکن نوار غزه می گوید برخی از مردم از طریق دریافت اطلاعیه و یا تماس تلفنی خبردار می شوند که باید محل زندگی خود را ترک کنند. اما برای او صدای بمباران ها تنها روشی است که از نزدیک شدن خطر مطلع می شود.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ناما شنگ (چپ) ساکن اسرائیل است و در آپارتمان خود یک پناهگاه دارد

او می افزاید که طول نوار غزه حدود ۴۵ کیلومتر و جمعیت آن حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر است و به همین خاطر جمعیت و خانه سازی آنقدر متراکم است که جایی برای ساختن پناهگاه باقی نمانده است.

برای او امن بودن دشوار است. دلال می گوید:"یا باید در خانه خود بمانیم و یا به نقطه‌ای دور از نوار مرزی برویم."

او ترجیح می دهد که در خانه خود بماند و می افزاید:"ما باید همه پنجره ها را باز بگذاریم تا در صورت وقوع بمباران و لرزش دیوار و پنجره‌ها، شیشه ها نشکنند."

هر چند این دو زن نابینا در دو سوی این جنگ قرار دارند اما زندگی روزانه هر دو آنها به اشکال مشابهی از این درگیری ها تاثیر پذیرفته و هر دو آنها به این نتیجه رسیده اند که قادر نیستند خانه خود را ترک کنند.

در شرایط عادی ناما شنگ به راحتی امکان رفت و آمد دارد و به هر نقطه ای در شهر محل سکونت خود تردد می کند. اما پس از وقوع درگیریهای اخیر او تصمیم گرفت برنامه سفر خود را جلو بیاندازد و هفته گذشته به بریتانیا سفر کرد.

او می گوید که قبل از سفر به بریتانیا در تمام روزهای درگیری او در خانه می ماند و فقط برای انجام کارهای بسیار ضروری خارج می شد.

ناما می افزاید:"من نمی خواستم در زمان وقوع حمله بیرون از خانه گیر بیافتم چون دقیقا نمی دانم به کجا باید پناه ببرم. راه افتادن دنبال دیگران و یا تشخیص علایم برای ما خیلی سخت است."

حق نشر عکس AP
Image caption حملات اسرائیل به غزه همچنان ادامه دارد

دلال تاجی در تمام مدتی که از شروع درگیریها می گذرد از منزل خود خارج نشده است. کار او معلمی است ولی هیچگاه به تنهایی بیرون نمی رود چون به گفته او زیرساخت ها و امکانات شهری در نوار غزه بسیار عقب مانده است و این برای افراد نابینا و یا سایر معلولان رفت و آمد را بسیار دشوار می کند.

دلال می افزاید: "آدم هیچوقت نمی داند که چه اتفاقی ممکن است بیافتد. اگر به چیزی احتیاج داشته باشم باید از دیگران کمک می گیرم."

دلال تاجی برخلاف ناما شنگ هیچ برنامه ای برای خروج از نوار غزه ندارد. دلال می‌گوید: "اولا مرزها بسته اند و هیچکس نمی تواند خارج شود. ثانیا و مهمتر ازهمه این است که من نمی توانم یکباره خانه و زندگی، خانواده، دوستان و مردمم را رها کنم و بروم."

ناما شنگ و دلال تاجی گذشته از زندگی در مناطق بحرانی نقاط اشتراک دیگری نیز دارند. هر دو آنها مدتی در اسکاتلند زندگی کرده و هر دو به موسیقی علاقه زیادی دارند.

ناما شنگ می گوید:"نکته ای که همیشه به آن فکر می کنم این است که من و دلال در یک سمت هستیم. حرف های ما مثل هم است و تجارب ما نیز یکسان است. هر دو ما خواهان صلحیم و می خواهیم در کنار عزیزانمان در آرامش زندگی کنیم."

مطالب مرتبط