فتوای جهاد علیه اسرائیل؛ جنگ تبلیغاتی ایران و مخالفانش در دنیای عرب

محمد رشید قبانی حق نشر عکس
Image caption مفتی اعظم لبنان در گذشته چنین فتوای قاطعی علیه اسرائیل صادر نکرده بود

شیخ محمد رشید قبانی، مفتی اعظم اهل سنت لبنان برای «آزادی سرزمین مقدس فلسطین از اشغال بیگانگان یهودی» حکم جهاد صادر کرده است. طی این روزهایی که جنگ در باریکه غزه جریان دارد، این نخستین فتوای جهاد است که توسط یکی از صاحبان فتوا در جهان اسلام علیه اسرائیل صادر می شود.

آقای قبانی در خطبه های نماز عید فطر در مسجد محمد امین (معروف به مسجد حریری) در مرکز بیروت به انتقاد از مسلمانان پرداخت که به گفته او، تفرقه و اختلاف بینشان باعث از دست رفتن فلسطین شده و به یهودیان امکان داده، سرزمین مسلمانان را اشغال کنند و گرفتن جانشان را بر خود حلال بدانند، در حالی که تنها کاری که مسلمانان علیه اسرائیل می کنند، محکوم کردن کلامی است.

مفتی جمهوری لبنان آیاتی از قرآن را درباره جهاد یادآور شد و گفت: کجایید ای وارثان عمر و صلاح الدین ایوبی که فلسطین را برایتان آزاد کردند؟

او سپس حکم خود را برای جهاد علیه اسرائیل این گونه بیان کرد: «ای برادران مومن، خوب گوش کنید، جهاد برای آزادی سرزمین مقدس فلسطین از اشغال بیگانگان یهودی بر هر مرد مسلمان واجب عینی است صرف نظر از اینکه چقدر قربانی به بار بیاورد و چه مدت طول بکشد. مردمان نباید میهنشان را بفروشند و نباید برای رسیدن به صلحی باطل با دشمنی بیگانه که سرزمینشان را اشغال کرده از یک وجب از میهنشان بگذرند. حق همین است، شرع همین است، اسلام همین است و دین همین است. خداوندا شاهد باش که من ابلاغ کردم. هر کس هم که حاضر است به آنکه غایب است ابلاغ کند. هر کس هم که این کلام را پس از شنیدنش تحریف کند، مرتکب گناه شده است».

چنین فتوائی با چنین لحن قاطعی نه تنها در این روزهای بحران غزه از دیگر مقامهای دینی شنیده نشده است، بلکه از جانب خود شیخ قبانی نیز بی سابقه است. آقای قبانی بیست و پنج سال است مقام مفتی اعظم را در لبنان به عهده دارد، یازده سال از این بیست و پنج سال، جنوب لبنان در اشغال اسرائیل بوده و عملیات نظامی اسرائیل در خاک لبنان در این سالها کشته های غیرنظامی بسیاری به بارآورد که از جمله آن، حمله هشت سال پیش اسرائیل به جنوب لبنان بود اما در این ربع قرن، هیچگاه شیخ قبانی فتوائی برای جهاد با اسرائیل صادر نکرد.

در حالی که مفتی اهل سنت لبنان فتوای جهاد صادر می کند، سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در سخنرانی روز قدس خود تنها به اعلام همبستگی با غزه و محکومیت اسرائیل بسنده کرده و نشانه ای از اینکه حزب الله بخواهد به اقدامی عملی در همراهی با حماس و مقابله با اسرائیل در این ایام دست بزند در سخنان او نبوده است. آیت الله خامنه ای هم که حزب الله او را ولی فقیه خود می داند، خواهان مسلح کردن فلسطینیان شده، اما سخنی از وجوب جهاد با اسرائیل بر زبان نیاورده است.

حق نشر عکس khamenei.ir
Image caption آیت‌الله خامنه‌ای، در خطبه‌های نماز عید فطر تهران رهبر ایران خواهان مسلح کردن فلسطینیان شد، اما فتوای جهاد صادر نکرده است

بدین ترتیب، دست کم در لبنان، این بار اهل سنت در موضعگیری در قبال غزه از شیعیان پیش افتاده اند. کارزارهای تبلیغاتی و جمع آوری کمک هم که از جانب اهل سنت در لبنان به راه افتاده است نمود بیشتری نسبت به فعالیتهای مشابه از جانب نهادهای شیعی دارد.

از این رو به نظر می رسد که فتوای شیخ قبانی را نیز بیشتر باید در همین چارچوب تبلیغاتی و رقابت با شیعیان ارزیابی کرد وگرنه در عمل، چنین فتوائی نه ضمانت اجرائی و نه هزینه هایی را در بر دارد که فتوای مشابهی از جانب آیت الله خامنه ای یا موضعگیری سید حسن نصرالله می تواند به همراه داشته باشد.

در صورتی که آیت الله خامنه ای فتوائی مشابه شیخ محمد رشید قبانی صادر کند یا اینکه سید حسن نصرالله با موافقت آیت الله خامنه ای با حماس در جنگ با اسرائیل همراه شود، طبیعتاً همه انتظار خواهند داشت که نیروهای نظامی و شبه نظامی تحت امر و هوادار او در ایران و دیگر کشورهای منطقه به جنگ با اسرائیل بشتابند و در صف مقدم آنها، حزب الله لبنان. اما هیچ نیروی نظامی یا شبه نظامی سنی مذهبی که از فتوای شیخ قبانی پیروی کند وجود ندارد، چرا که سنی مذهبهای مسلح در لبنان غالبا به گروههای اسلامگرای افراطی منسوبند که اساساً از مفتیان رسمی اهل سنت حرف شنوی ندارند.

بنابراین، فتوای جهاد مفتی اهل سنت لبنان هر قدر هم قاطع و صریح باشد، کارکردی مشابه اعلام محکومیت و موضعگیری کلامی شدیداللحنی دارد که مورد انتقاد خود او نیز قرار گرفته و هزینه ای در برندارد.

به فتوای شیخ قبانی از منظر نزاع جبهه بندی شیعه و سنی هم می توان نگریست که هر روز در خاورمیانه عمیقتر می شود. این روزها که حماس و غزه در خط مقدم جنگ با اسرائیل، دشمن دیرینه اعراب قرار گرفته اند، صداهایی در جهان عرب از سویی به ایران و همپیمانانش که همواره خود را «محور مقاومت» نامیده اند طعنه می زنند که چرا مستقیما به یاری غزه نمی شتابند و از سوی دیگر با اشاره به فاصله گرفتن حماس از حامیانش سوریه و ایران که پس از بروز بحران در سوریه رخ داد، تلاش می کنند که حماس را بیشتر هم پیمان اخوان المسلمین مصر و نزدیک به قطر و ترکیه معرفی کنند تا نزدیک به ایران.

در این کشاکش تبلیغاتی، این حقیقت که توان نظامی حماس عمدتا مرهون سالیان سال کمک مالی و نظامی ایران و حزب الله به این جنبش است یکسره نادیده گرفته می شود و به جای آن، روی اظهارنظرهای تند مقامهای سنی مذهب منطقه مانور داده می شود که معمولا از سطح حرف بالاتر نمی رود.

موضع ایران و حزب الله در قبال بحران غزه نسبت به سالهای پیشتر که این باریکه مورد حمله اسرائیل قرار گرفته بود تغییری نکرده، اما اینکه این بار ایران و همپیمانانش با چنین برخورد طعن آلودی مواجهند شاخصی است از بالا گرفتن تب فرقه گرایی و جبهه بندی مذهبی در خاورمیانه.

این جبهه بندی اکنون در چنین شمایلی رخ می نماید: تبلیغ بر سر اینکه چه کسی بیشترین حمایت را از غزه می کند یادآور این مثل است که عقل مردم به چشمشان است.

مطالب مرتبط