اخوان‌المسلمین مصر دوباره به خشونت سیاسی روی می‌آورد؟

حق نشر عکس BBC World Service

جنبش اخوان المسلمین مصر مانند بیشتر جنبش های اجتماعی که توانسته‌اند برای دهه ها در شرایط نامساعد دوام بیاورند،ویژگی‌‌های خود را داشته است.

یکی از این ویژگی ها تغییر است. در فاصله سال های ۱۹۲۸ تا ۲۰۱۴، این سازمان چندین بار تغییر کرد- نظر خود در باره مسائل جهانی را با جو موجود تطبیق داد، هدف های خود را ارزیابی کرد، رفتار خود را تغییر داد و ساختار تشکیلاتی اش دگرگون شد.

معمولا اعتقادات ایدئولوژیکی هنگام مواجه شدن با بحران ها و نیز شرایط نامساعد، به حاشیه رانده می شوند. ویژگی دیگر جنبش اخوان المسلمین مصر این است که کنار آمدن با اشغال کشور توسط خارجیان، یک خط قرمز ایدئولوژیک محسوب می شود.

اما شاخه اخوان المسلمین عراق، در سال ۲۰۰۳ به رغم ناخرسندی اخوان المسلمین مصر، با حمایت از اشغال عراق توسط نیروهای به رهبری آمریکا، در حقیقت این خط قرمز را نادیده گرفت.

سومین خصیصه این است که اخوان المسلمین از اواسط دهه ۱۹۳۰ مانند جنبش های چپگرا، یک بعد فراملیتی داشته. اگر چه جز مدت کوتاهی در اواخر دهه ۱۹۳۰، این تشکیلات هیچوقت به طور واقعی دارای یک سلسله مراتب بین‌المللی نبوده است.

به عبارت دیگر، شاخه های محلی اخوان المسلمین از کسی دستور نمی گیرند و در هنگام بحران های مهم منطقه ای، در بسیاری موارد سیاست های متضادی اتخاذ می کنند.

چهارمین ویژگی این است که در زمان پیاده کردن دموکراسی و آزادی های نسبی سیاسی، اخوان المسلمین غالبا بر اساس مقررات رسمی و عملی دموکراتیک بازی می کند.

در چنین مواقعی، اعضای اخوان المسلمین در سیاست های حزبی و روند انتخاباتی شرکت می کنند. در برخی موارد (سال های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲) به طور بلا وقفه در صد مهمی از آراء را در مصر به خود اختصاص دادند (ولی تقریبا هرگز نتوانستند اکثریت مطلق به دست آورند). در موارد دیگری مانند سال ۲۰۱۲ در لیبی و سال ۱۹۹۱ در الجزایر آنها از رقبای سیاسی خود شکست خوردند.

بین گلوله و برگه رای

ولی نحوه عملکرد اخوان المسلمین در خاورمیانه چگونه است؟ منطقه ای که دستخوش سرکوبی های مستبدانه، کودتاهای نظامی، جنگ های داخلی و سایر اشکال خشونت سیاسی و بی ثباتی اجتماعی است.

در این گونه موارد، نحوه رفتار تا حد زیادی بستگی به محیط داخلی دارد. در بیشتر قسمت های خاورمیانه مدرن و پسا-مدرن، همانند دوره قبل از مدرنیته، اسلحه و مذهب مهمترین ابزار برای پیروزی و حفظ قدرت است. آرای مردم، قانون اساسی، حسن اداره کشور و موفقیت های اجتماعی-اقتصادی ابزارهای درجه دو هستند.

در چنین چارچوبی، اعضاء کنونی و سابق اخوان المسلمین و نیز شاخه های این تشکیلات در در کشورهایی که مد نظرشان بود، در مواقعی که خود تعیین می کردند، در انواع متفاوت فعالیت های مسلحانه شرکت می کردند.

در جریان جنگ داخلی یمن در سال ۱۹۹۴، اخوان المسلمین و تشکیلات وابسته اش به طرفداری از علی عبدالله صالح رئیس جمهوری پیشین این کشور می جنگیدند.

در سوریه، بین سالهای ۱۹۷۶ و ۱۹۸۲، اخوان المسلمین و هواخواهانش علیه حافظ اسد، دست به اسلحه برده بودند. در این مبارزه اخوان المسلمین از حمایت لجیستیکی مستقیم رژیم صدام حسین در عراق برخوردار بود و عربستان سعودی و انور سادات رئیس جمهوری وقت مصر نیز به آموزش نیروهای اخوان المسلمین و تامین هزینه این نیروها کمک می کردند.

در نوار غزه، حماس که از نظر ایدئولوژیکی به اخوان المسلمین وابسته است درگیر سومین جنگ با اسرائیل در طول شش سال اخیر بود.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption در دوران انور سادات، رهبری اخوان المسلمین تصمیم گرفت برای همیشه هر گونه فعالیت مسلحانه محلی را کنار بگذارد

در مصر، اخوان المسلمین در فاصله سال های ۱۹۴۰ و ۱۹۶۵ یک دوره فعالیت های شبه نظامی را تجربه کرد که در جریان آن شماری از اعضایش در اشکال مختلف عملیات نظامی از جمله ترور شرکت کردند.

ولی در اواخر دهه ۱۹۶۰، رهبری اخوان المسلمین تصمیم گرفت برای همیشه هر گونه فعالیت مسلحانه محلی را کنار بگذارد.

شرکت در فعالیت های سیاسی

پس از به قدرت رسیدن جمال عبدالناصر در مصر، اخوان المسلمین در چارچوب مقرراتی که رژیم های خودکامه این کشور یکی پس از دیگری تعیین می کردند، در صحنه سیاسی مصر حضور داشت.

این سیاست موجب خشم اسلامگرایان تندرو شد. شاید ایمن الظواهری (رهبر شبکه القاعده) در کتاب "محصول تلخ اخوان المسلمین" که در سال ۱۹۹۳ نوشت، این موضوع را به بهترین نحو شرح داده باشد.

در آن ایام، اخوان المسلمین مصر حملات مسلحانه علیه رژیم انورسادات و نیز حسنی مبارک را محکوم کرده بود.

در سال ۱۹۸۱، اخوان المسلمین مصر در اشاره به ترور انور سادات اعلام کرد انورسادات همانند عثمان ابن عفان، سومین خلیفه مسلمانان سنی-که به اعتقاد سنی مذهب ها به شهادت رسیده، یک شهید محسوب می شود.

الگوی رفتاری اخوان المسلمین در دهه های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ نیز به همین منوال بود.

در الجزایر، در سراسر دهه ۱۹۹۰ شاخه محلی اخوان المسلمین موسوم به جنبش مجتمع صلح، با شورای نظامی سال ۱۹۹۲ همراه شد و از تاکتیک های خشونت آمیز جماعت مسلح اسلامی و لفاظی های رادیکال جبهه نجات اسلامی به شدت انتقاد کرد.

در نتیجه این موضع گیری، جنبش مجتمع صلح، در چندین دولت ائتلافی الجزایر حضور داشت و در دوره پس از کودتا صاحب چند پست وزارتی شد.

در عراق و افغانستان، احزاب محلی وابسته به اخوان المسلمین و شخصیت های مرتبط با این تشکیلات از طالبان و رژیم صدام حسین انتقاد می کردند.

پس از سقوط رژیم صدام حسین، دو نفر از اعضای اخوان المسلمین عراق به عضویت شورای حکومتی عراق منصوب شدند.

شاخه های اخوان المسلمین در غرب و سازمان های که زمانی به این جنبش وابسته بودند بخصوص بعد از حملات یازده سپتامبر در آمریکا، دائما از عملیات تروریستی و روحانی های تندرو مسلمان انتقاد می کردند.

این سیاست با استقبال سیاستمداران غربی روبرو شد و حاصل آن نوعی همکاری محدود و متناوب متکی بر ملاحظات امنیتی، در جریان چند بحران بود.

شاید یکی از برجسته ترین نمونه های این همکاری هماهنگ درعملیات مبارزه با تروریسم، ماجرای اشغال مسجد مرکزی شمال لندن (مشهور به مسجد فینربری پارک) در فوریه ۲۰۰۵ باشد که در جریان آن اعضای جامعه مسلمان بریتانیا، در همآهنگی با پلیس اسکاتلند یارد، کمیسیون خیریه و انجمن ایزلینگتون، طرفداران ابو حمزه المصری، روحانی مسلمان تندرو را که این مسجد را اشغال کرده بودند، مجبور به ترک مسجد کردند.

مقامات وقت بریتانیا پایان دادن به اشغال مسجد فینزبری پارک را یک موفقیت دانستند چون سبب شد محلی که پایگاهی برای حمایت از خشونت، افراط گرایی و فعالیت های جنایتکارانه بود به یک مرکز اجتماعات تبدیل شود.

آیا عدم توسل به خشونت پایدار است؟

بعد از برکناری محمد مرسی، رئیس جمهوری اسلامگرای مصر در ژوئیه ۲۰۱۳ توسط ارتش، سرنوشت اخوان المسلمین مصر و ارتباط اعضای آن با فعالیت های مسلحانه به صورت سئوال موجهی درآمد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption حماس از نظر ایدئولوژیکی به اخوان المسلمین وابسته است

به طور کلی کودتاهای نظامی که دولت هایی را که به طور دموکراتیک انتخاب شده اند سرنگون می کنند با خونریزی بسیار همراه است و با توجه به سرکوبی و خفقانی که به دنبال برکناری محمد مرسی پیش آمد، خطر بروز خشونت در مصر وجود دارد.

ولی امکانات لجیستیک وجود ندارد. رهبری اخوان المسلمین مصر می داند که می تواند در انتخابات و نیز بسیج کردن خیابانی مردم موفق شود ولی خشونت در حیطه اقتدار ارتش قرار دارد و تجربه خشونت های سیاسی قبلی در مصر نشان می دهد که اخوان المسلمین حتی با وجود قدرت پارلمانی و طرفداری بخشی از ارتش از این جنبش در اوایل دهه ۱۹۵۰، چه در جنگ قدرت و چه از لحاظ مشروعیت شکست خورد.

رهبری اخوان المسلمین تا کنون بر این نکته تاکید کرده که حربه آنها برای سرنگون کردن دولت تحت رهبری نظامیان، تاکتیک های مقاومت مدنی است.

چه در گذشته و چه در بحران اخیر، که بدترین در تاریخ مصر بوده، انشعابات سازمانی و چند دستگی زیر فشار سرکوب، نارضایتی اعضا و شورش علیه کادر رهبری (چه در گذشته و چه در بحران اخیر البته به طور محدود) رخ داده است.

و از لحاظ منطقه ای، در جایی که ثابت شده گلوله موثرتر از ورقه رای است و حذف افراد از مصالحه با آنان مشروعیت بیشتری دارد، چشم انداز عدم خشونت پایدار، تیره تر و نومیدکننده تر به نظر می رسد.

مطالب مرتبط