عضویت در استخر شنا به سختی رقابت در مسابقات المپیک

حق نشر عکس BBC World Service

با فرا رسیدن فصل گرما و درجه حرارت بالای ۴۰ درجه، ساکنان شهر دهلی برای خنک کردن خود به هر کاری متوسل می شوند. اما ورود به استخرهای عمومی مستلزم فداکاری، پشتکار و بیدار شدن قبل از طلوع آفتاب است.

این روزها هوا در شهر دهلی چنان گرم است که حمام منزل ما همیشه مثل یک سونا است. آنقدر گرما شدید است که یک شمع معطر بزرگ را که در بالکن خانه گذاشته بودم به کلی ذوب شده است. چنان گرم است که حتی آب سرد هنگام خروج از شیر آب منزل بخار می کند.

اما متاسفانه امکانات و محل های عمومی چندانی برای نجات از این گرما وجود ندارد. به همین خاطر وقتی که یکی از دوستانم پیشنهاد کرد که به استخر مجموعه ورزشی دولتی برویم من با خوشحالی استقبال کردم.

حق عضویت سه ماهه این استخر از بهای یک پرس غذا در رستورانهای مد روز دهلی ارزانتر است. ولی به دست آوردن این عضویت به سختی رقابت در مسابقات المپیک است. برای موفقیت در این راه باید استقامت کافی داشته باشید تا زمان توزیع کارت عضویت ها که فقط یک روز در ماه انجام می شود، صدها حریف و متقاضی دیگر را شکست بدهید.

آخرین جمعه ماه ژوئن که روز توزیع کارت عضویت این مجموعه ورزشی بود، من و همسرم قبل از ساعت ۵ صبح و در زیر نور حلال ماه از منزل خارج شدیم. طبق معمول از خیابانهای شلوغ و پر سر و صدای شهر عبور کردیم ولی وقتی که به دروازه های بلند و نرده ای مجموعه ورزشی رسیدیم دیدم که صدها نفر دیگر قبل از ما آنجا جمع شده اند.

از صف هیچ خبری نبود، حقیقت این است که در هند هیچگاه کسی صف نمی کشد. جمعیت خشمگین دروازه های آهنی را فشار می دادند و بر سر محافظان که در آن سوی دروازه بودند فریاد می کشیدند.

دعوا بر سر این بود که برخی از آنها از ساعت ۱۰ شب به آنجا آمده بودند، فهرستی تهیه کرده بودند که ساعت ورود هر یک از متقاضیان روی آن نوشته شده بود. به این ترتیب می خواستند که نوبت رعایت شود ولی محافظان مجموعه ورزشی این روش و فهرست را نمی پذیرفتند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption این روزها هوا در شهر دهلی چنان گرم است که حمام منزل ما همیشه مثل یک سونا است.

جالب این جاست که افرادی که دیرتر آمده بودند از این بلبشو استفاده کرده و می گفتند این فهرست مشروعیت ندارد.

مردم فریاد می زدند:"هیچ حساب و کتاب و قانونی ندارد." یک مرد که به شدت از وضعیت ناراضی بود می گفت :" مسئولان هر بار یک جور رفتار می کنند. گاهی اوقات این فهرست را قبول می کنند و گاهی قبول نمی کنند."

یک ساعت پس از شروع این بلبشو، یک مرد نسبتا مسن با ریش و سبیل از داخل مجموعه ورزشی به دروازه نزدیک شد و شروع کرد به صحبت کردن با مردم. با سرو صدایی که در محل وجود داشت تقریبا هیچکس حرف های او را نمی توانست بشنود. ولی ظاهرا او یک سرهنگ بازنشسته و مسئول صدور کارت عضویت در مجموعه ورزشی بود.

کمی بعد محافظان براساس همان لیست مردم را به نوبت راه دادند ولی به جای ۴۰۰ نفر که تعداد همیشگی است فقط ۱۰۰ نفر را پذیرفتند و هیچ توضیحی هم ندادند.

مردم شروع کردند به داد و فریاد کردن و برخی تلاش می کردند به هر وسیله ای شده از دروازه آهنی وارد شوند. حتی بعضی ها سعی می کردند از فاصله لابلای نرده ها عبور کنند.

گروهی از مردم شروع کردند به فریاد کشیدن بر سر یک زن سالخورده که تازه به محل رسیده بود و ظاهرا تمام شب راننده اش به جای او در صف منتظر مانده بود. زن سالخورده در جواب اعتراض دیگران می گفت:"من که اصلا نمی توانم سر پا بایستم چطور می توانم این همه ساعت در صف بمانم." اما کسی دلش به حال او نمی سوخت.

در نهایت مقامات مسئول ورزشگاه که نگران بودند نکند شورشی به پا شود، پذیرفتند که همه مردم را به زمین بسکتبال مجموعه ورزشی راه دهند و قول دادند که تقاضای عضویت همه را بررسی خواهند کرد.

با خواندن این داستان ممکن است بپرسید که چرا پیوستن به یک مجموعه ورزشی و یا استخر باید به یک چنین بلوا و آشوبی منجر شود؟ این وضعیت دلایل مختلفی دارد. هند بسیار پرجمعیت است و طبق آخرین آمارهای سازمان ملل متحد فقط شهر دهلی ۲۵ میلیون جمعیت دارد.

با توجه به کمبود مسکن، مدرسه ، تخت بیمارستان و حتی کمبود توالت در این شهر صف کشیدن به شیوه هندی به ورزشی ملی بدل شده است.

علاوه بر این یک عامل دیگر هم هست که یک پروفسور جامعه شناسی آن را "مدیریت مبتنی بر کمبود" لقب داده است.

حق نشر عکس BBC World Service

معنای آن این است که ادارات و مسئولان آگاهانه کمبود مصنوعی خلق می کنند و بعد دسترسی به نیازها و امکانات را به شکلی ناعادلانه توزیع می کنند. در اکثر موارد کسانی که پارتی داشته باشند قبل از دیگران از امکانات بهره مند می شوند.

جای تردید نیست که تمام شهروندان صاحب امتیاز و مرفه شهر دهلی کارت عضویت دائمی مجموعه های ورزشی را دارند. افراد و اقشار صاحب امتیاز در هند به واسطه ارتباطات خود از امکانات بیشتری برخوردار می شوند و هر چه اکه امکانات آنها بیشتر باشد دامنه تماس و در نتیجه امکانات بعدی آنها بیشتر خواهد شد. جالب اینجاست که بسیاری از آنها به ندرت از امکانات دولتی مثل این استخر استفاده می کنند.

اما نتیجه انتظار و جنجال ها برای دریافت کارت عضویت چه شد؟ پس از هفت ساعت دیگر انتظار، تمام شدن نیم ساعت استراحت صبحانه کارمندان، چندین مورد دیگر داد و فریاد و حتی گلاویز شدن مردم با یکی از کارمندان که می خواست با لگد زدن ما را از صف خارج کند، بالاخره جواب ما را دادند. اما این جواب به جای کارت عضویت فرم درخواست کارت عضویت بود.

البته باید اعتراف کنم که ما نیز از صف جلو زدیم ولی فقط به این خاطر که حدود صد نفر دیگری که دیرتر از ما آمده بودند همین کار را کردند و از ما جلو افتادند.

مردی با صدای بلند خطاب به من می گفت:"تو هم عادت هندی ها رو یاد گرفتی، مطمئنم که در کشور خودت از صف جلو نمی زنی" . همسرم در پاسخ به او گفت:"اگر واقعا اینطور باشد پس باید به ما تبریک بگوئی."

حوالی ظهر، با چشم های خواب آلود و بدن غرق درعرق بالاخره به ما یک فرم فتوکپی شده برای درخواست کارت عضویت را دادند که مهر داشت و توسط سرهنگ بازنشسته مسئول این کار امضا شده بود. این گام اول برای به دست آوردن حق عضویت و رفتن به استخر برای شنا در آب خنک است."

ما شانس آوردیم. من شنیده ام که گاهی اوقات در روزهای توزیع کارت عضویت تعدادی مجروح می شوند و حتی پلیس وارد عمل می شود.

چند روز بعد بالاخره کارت عضویت ما رسید و ما هم خوشحال وسایل شنای خود را جمع کرده و به امید شنا در آب خنک با اتومبیل به سمت مجموعه ورزشی رفتیم.

اما وقتیکه رسیدیم به نگهبانها به ما گفتند که استخر هر روز از ساعت ۱۰ صبح تا ۳ بعد از ظهر تعطیل است. احتمالا دلیل آن این است که در این ساعات استخر را برای حضرات صاحب امتیاز قرق می کنند. افرادی که همگی کارت عضویت دائمی دارند ولی هیچگاه زحمت آمدن به استخر را به خود نمی دهند.