اسکاتلند به سمت ثروتمند شدن یا بی‌پولی

حق نشر عکس BBC World Service

آیا برای اسکاتلند موقعیت اقتصادی بارزی وجود دارد که کشوری مستقل تشکیل دهد یا بهتر است هم چنان بخشی از بریتانیا باقی بماند؟

در مستند "اسکاتلند: به سمت ثروتمندتر شدن یا بی پولی بیشتر" که در روز دوشنبه هفتم ژوئیه از بی بی سی دو پخش شد، تلاش من در جهت یافتن جواب سوال بالا بود.

در طول این ماجراجویی کوتاه، من در بخشی از دوره آموزش ایمنی در دریا در یک هلیکوپتر ساختگی، زیر آب وارونه شدم، با "دن مستاصل" (Desperate Dan) در داندی صمیمانه گپ زدم و فستیوال شتلند فولک (Shetland Folk) را افتتاح کردم که جزو هیجان انگیزترین لحظات زندگی ام بود.

علاقه من به اسکاتلند با وجود این که در گذشته کم هم نبود، افزایش قابل توجهی پیدا کرد. درست است که من اسکاتلندی نیستم، اما بخش بزرگی از خانواده آخرین همسرم متعلق به آنجا هستند. بی رو در بایستی بگویم، بودن در اسکاتلند همواره لذت بخش است.

بر حسب اتفاق، در زمینه حرفه ای اسکاتلند برای من از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. به ویژه پس از آنکه در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ یک سری خبر دسته اول درباره فاجعه ای که توسط دو بانک بزگ اسکاتلندی آر بی اس (RBS) و اچ بی او اس (HBOS) به سرش آمد، پخش و منتشر کردم.

به همین دلیل، برای من اهمیت دارد که بدانم آیا اسکاتلند بر اساس استدلال سرنوشت سازی مبتنی بر پول می خواهد مستقل شود یا صرفاً برای تغییر وضع موجود.

آیا کاملاً آشکار است که اسکاتلند مستقل کم و بیش پر رونق خواهد شد؟

نفت دریای شمال

امیدوارم از همین ابتدا، با اعتراف به اینکه این سوال جواب قطعی ندارد، شما را از ادامه خواندن این متن یا دنبال کردن فیلم باز ندارم.

برای این ادعا دلایل بسیاری می توان بر شمرد. اما به نظر من دو علت بارز وجود دارد.

نخست این که نفت و گاز دریای شمال برای دهه ها بخش قابل توجهی از اقتصاد اسکاتلند باقی خواهد ماند. البته پیش بینی قطعی سرعت تهی شدن ذخایر هیدروکربنی قابل استخراج غیر ممکن است. چرا که چگونگی پیشرفت فناوری استخراج و قیمت انرژی در آینده مشخص نیست.

هر اندازه که این موضوع صحت داشته باشد، در نظر مقام رسمی پیش بینی دولت در وست مینیستر، دفتر مسئول بودجه، درآمد نفت دریای شمال و مالیاتی که شامل می شود، با سرعت بیشتری نسبت به آنچه الکس سالموند و کمپین حامی استقلال باور دارند، کاهش پیدا خواهد کرد.

گزینه دوم که برای برخی ممکن است قابل درک نباشد، این است که بیشتر آنچه که ثروت کوتاه مدت و درآمد اسکاتلند را تعیین می کند پیش از رای نه اسکاتلندی ها به وست مینیستر بررسی نخواهد شد و درباره آن تصمیم گیری انجام نخواهد گرفت.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption همه پرسی در ۱۸ سپتامبر انجام می شود

موارد بررسی نشده از این قرار اند:

الف) سهم آینده اسکاتلند از بدهی های ملی بریتانیا

ب) نرخ بهره ای که دولت اسکاتلند بر پایه آن، بدهی ملی و هرگونه بدهی دیگری که اضافه شود را پرداخت خواهد کرد.

ج) سهم اسکاتلند از دارایی های بریتانیا که ذخایر نفت و گاز و طلای بانک انگلیس را شامل می شود.

د) واحد پول اسکاتلند و توافق های پولی.

یا به عبارت دیگر، از شهروندان اسکاتلند خواسته شده، تصمیم تاریخی زندگی خود که ممکن است منجر به تغییر قانون اساسی شود را در شرایط نبود اطلاعات مالی کافی بگیرند. این بررسی ها در نهایت در مذاکرات میان وست مینیستر و ادینبورو و تحت نظارت بازار انجام خواهد شد.

اسکاتلند همانند پیش تر، بدون آگاهی کامل و اطمینان در باره آینده ای که در انتظارش است و هزینه ای که باید پرداخت کرد، آماده برای فروش است. ساکنین اسکاتلند با چالش تصمیم گیری برای خریدار یا فروشنده بودن استقلال اسکاتلند روبرو هستند.

گفته باشم که گشت و گذار من در شمال مرز در نهایت بی ثمر هم نبوده.

من به چهار نتیجه مهم رسیدم.

نخست اینکه ممکن است در سالهای اولیه پس از استقلال وضع مالی اسکاتلند مقداری بدتر شود اما شدید نخواهد بود.

به عنوان مثال هزینه یک باره بر عهده گرفتن مسئولیت هایی که اکنون تحت نظر وست مینیستر در لندن انجام می شود و البته میزان آن قابل مناقشه است را باید در نظر گرفت.

همچنین بر اساس انستیتو معتبر مطالعات مالی، اسکاتلند در مقایسه با اکنون که بخشی از بریتانیا است، در چند سال نخست از شکاف میان آنچه که خرج می کند و درآمد مالیاتی که دریافت می کند تا حدودی رنج خواهد برد. (به سبک اقتصاد دانان اضافه می کنم که برای تضمین درستی این ادعا، لازم است اتفاق غیر قابل پیش بینی رخ ندهد.)

نرخ بهره

این شکاف یا کسری تا ابتدای سال ۱۹- ۲۰۱۸ به میزان ۳ درصد و یا ۱٫۳ درصد افزایش پیدا خواهد کرد. لازمه این امر این است که مقدار مالیات نفت دریای شمال هماهنگ با پیش بینی های نه چندان خوش بینانه او بی آر (OBR) و یا سناریو های خوش بینانه تر دولت اسکاتلند پیش برود.

سوالات بعدی مربوط به واحد پول آینده اسکاتلند و نرخ بهره ای است که برای قرض گرفتن پرداخت خواهد کرد.

احتمالات کاملاً متفاوتی وجود دارد - مثلاً پوند بر پایه موافقت رسمی دولت بریتانیا، پوند بدون تاثیر بر نرخ بهره یا بانک انگلستان، واحد پولی جدید یا یورو - هر کدام از این گزینه ها با هزینه های مستقیم، با مزایا و مشکلاتی همراه است.

با این حال به نظر می رسد که تقریباً در تمام سناریو ها، در مقایسه با وست مینیستر، دولت اسکاتلند به طور متوسط نرخ بالاتری را برای بهره بدهی های خود پرداخت خواهد کرد. چرا که اقتصاد کوچک تری است و ممکن است بانک مرکزی ای نداشته باشد که از هوا برای بازپرداخت بدهی ها پول بسازد و سابقه قرض نیز ثبت نکند.

در هر صورت نرخ بهره کلان نخواهد بود.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption الیستر دارلینگ کمپین "باهم، بهتر" را رهبری می کند

مایک ایمی از مدیران کمپانی پیمکو (PIMCO) که بزرگ ترین سرمایه گذار اوراق قرضه دولتی و مهم ترین وام دهنده به دولت ها نیز است، به من گفت: "بهترین تخمین ما، با فرض منطقی تقسیم مساوی دارایی ها و بدهی ها، پیش بینی می کند که نرخ بهره ای که توسط دولت اسکاتلند باید پرداخت شود، بین ۰٫۵ تا ۱ درصد بیش تر از میزانی است که دولت کنونی بریتانیا می پردازد."

آقای ایمی می گوید هزینه های بالاتر استقراض، درآمد ملی اسکاتلند را تا ۱ درصد کاهش می دهد که قابل درک است اما به هیچ وجه بازدارنده نیست.

در نتیجه شاید بزرگترین سوال این باشد که آیا مهارت های کارآفرینی و خلق ثروت اسکاتلندی ها در نتیجه خودمختاری شکوفا خواهد شد و آیا دولت یک کشور کوچک تر، پاسخ زیرکانه و موثرتری به کسب و کارها خواهد داد یا خیر.

جیم رت کلیف، مالک بسیار متمول پالایشگاه های نفت و کارخانه های مواد شیمیایی در سراسر جهان و کسی که شرکت اینیوس (Ineos) او مالک کارخانه گرانج ماوت در خور فورت است گفت: "من معتقد نیستم که بزرگ زیباست بلکه به نظر من کوچک می تواند تاثیر گذار باشد، می تواند متمرکز و پر انرژی، زیرک و بسیار پر فایده باشد."

"می توانید کشور سوئیس که اقتصادش بسیار موفق است و یکی از بالاترین درآمد سرانه تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص میدهد را به عنوان مثال بسیار مناسبی برای این موضوع در نظر بگیرید."

سپس از آقای رت کلیف پرسیدم ارتباط برقرار کردن با دیوید کامرون و جرج آزبورن ساده تر است یا الکس سالمون؟

این پاسخ اوست: "صحبت کردن با الکس سالمون از جرج آزبورن یا دیوید کامرون بسیار آسان تر است."

اتحاد

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption نخست وزیر، الکس سالموند می گوید اسکاتلند مستقل یکی از ثروتمند ترین کشور های دنیا خواهد بود

با وجود اینکه آقای رت کلیف نگفت که قصد دارد چه رأیی بدهد، پر واضح بود که به کسب و کار او آسیب جدی وارد نخواهد شد.

حتی داگلاس فلینت، حامی پرشور اتحاد اسکاتلند و بریتانیا که رئیس اسکاتلندی اچ اس بی سی (HSBC) بزرگترین بانک بریتانیا نیز است، با وجود اینکه به من گفت جدایی اسکاتلند "یک تراژدی" خواهد بود، استدلالش بر این پایه نیست که اسکاتلند به عنوان یک کشور مستقل مستاصل خواهد شد.

آقای فلینت به این نکته اشاره می کند: "در این شکی نیست که اسکاتلند کشور ثروتمندی است، اما من فکر می کنم که به عنوان بخشی از بریتانیا ثروتمندتر است. تا حدودی معتقدم قضیه معاوضه سیصد سال قطعیت تاریخی که در طی آن اقتصاد دو کشور با هم رشد کرده است با تصوری از آینده که به خوبی پرداخت شده است، ولی این تنها یک تصویر از آینده است و قطعیتی در آن نیست."

و به طور یقین عده زیادی از اهالی کسب از اینکه در نتیجه استقلال انرژی بسیاری برای خلق ثروت آزاد می شود بسیار امیدوارند.

این چیزی است که تونی بانکس، کارآفرین آسایشگاه می گوید: "از دید من، مستقل شدن کاملاً قابل درک است: مفهوم آن کنترل داشتن بر سرنوشت و مسئول بودن در برابر آن و توانایی شکل دادن به آینده، به سیاست ها و به مسیری است که ملت در حال پیمودن اند. من استقلال را به شکل یک فرصت کاری تکرار نشدنی می بینم."

نکته اساسی این است که اسکاتلندی ها باید هزینه های کوتاه مدت مستقل شدن را در مقابل فایده های احتمالی در بلند مدت بسنجند.

یا اینکه لازم نیست چنین کنند؟

نتیجه اصلی من از تحقیقاتم این است که اگر قرار بود رأی بدهم تنها از منظر اقتصاد تصمیم نمی گرفتم.به نظرم نمی آید که ثروت و درآمدی که در معرض خطر قرار دارند، بر زندگی روزمره تاثیر تعیین کننده ای داشته باشند. زیرا به طور یقین، اسکاتلند در بلند مدت نسبتا ثروتمند و دارای یک اقتصاد موفق خواهد بود.

آنچه برای من به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار است، مسلماً این است که اسکاتلندی ها درباره خودشان چگونه فکر می کنند. آیا خود را به شکل ملت با اعتماد به نفسی می بینند که به بودن بخشی از کشور بزرگتر بریتانیا افتخار می کنند یا به شکل مردمی که در نتیجه یک اتحاد تاریخی سرکوب و محدود شده اند.

بنابر این آیا من وقت خود را با بررسی اینکه اسکاتلند مستقل ثروتمند تر یا فقیر تر می شود، هدر داده ام؟

اینطور فکر نمی کنم. چرا که بحث های اقتصادی قطعاً اهمیت دارند. همچنین این موضوع تا حدودی اطمینان بخش است که تصمیم اسکاتلندی ها درباره حق تعیین سرنوشت و خودمختاری بر بهتر یا بدتر شدن وضع اقتصادیشان ارجحیت دارد.

مطالب مرتبط