آیا ناتو اراده سیاسی لازم برای ایستادن در برابر روسیه را دارد

حق نشر عکس BBC World Service

از زمان فروپاشی دیوار برلین در سال ١٩٨٩، ناتو با پرسشی اساسی در مورد علت وجودی خود مواجه بوده است.

اینک به نظر می‌رسد که تحولات اخیر در اوکراین و اظهارات رهبری روسیه در باره تعهد به حفاظت از منافع روس‌ها در کشورهای همسایه حیات تازه‌ای به این پیمان نظامی غربی بخشیده است و باعث شده است که اعضای سازمان در قالب هدف "بازگشت به آینده" درصدد سازماندهی دفاع دستجمعی در برابر خطر آتی زورگویی از سمت شرق برآیند.

در عین حال، لازم نیست چنین حرکتی پیچیده باشد یا ناتو را درگیر جنگ‌های جدید سازد.

سادگی

در واقع می‌توان استدلال کرد که قدرت اصلی ناتو در دهه‌های دوران جنگ سرد ناشی از سادگی ماموریت آن و موفقیت در اجتناب از جنگ بوده است.

منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی که در سال ١٩٤٩ به امضای اعضای سازمان رسید به خاطر خلاصه بودن آن قابل توجه است. مهمترین بخش این منشور، ماده ٥ آن است که اعلام می‌دارد "هر گونه حمله مسلحانه به یک یا چند عضو ناتو در اروپا یا آمریکای شمالی، حمله به تمامی اعضای سازمان محسوب می‌شود."

دیوید کامرون و باراک اوباما، نخست وزیر بریتانیا و رئیس جمهور آمریکا، در مقاله‌ای که به امضای هر دو نفر در شماره روز پنجشنبه روزنامه تایمز چاپ لندن منتشر شد، نوشته‌اند که زمان آن فرا رسیده که "برای روسیه روشن شود که ما همواره به تعهدات خود در چارچوب ماده ٥ منشور ناتو راجع به دفاع مشترک پایبند هستیم."

سازمان‌دهندگان اجلاس رهبران ناتو در شهر نیوپورت بریتانیا معتقدند که می‌توانند شرایط کنونی و نارضایی ناشی از حوادث جاری در اوکراین را برای قانع کردن اعضای سازمان به کار گیرند تا سیاست کاهش امکانات دفاعی خود را، که در خلال دو دهه گذشته ادامه داشته، متوقف کنند و مسیر معکوس را برگزینند.

حق نشر عکس BBC World Service

آنان همچنین می‌خواهند نیرویی را تشکیل دهند که در صورت لزوم، بتواند به کمک سه کشور عضو ناتو در حوزه دریای بالتیک برود. این سه کشور در پایان جنگ سرد به سازمان پیوستند و در حال حاضر، با توجه به تعهد ولادیمیر پوتین به سیاست بازپس گیری اراضی، باعث ییشترین نگرانی شده‌اند.

تهدید هسته ای

با این همه، دلایلی هم وجود دارد که حاکی از آن است شاید برای متحدان غربی امکان نداشته باشد سیاست روند سال‌های پس از جنگ سرد را متوقف کنند و در مسیر معکوس گام بردارند.

در مرحله اول، سئوالاتی در مورد اراده سیاسی لازم مطرح است. اظهارات ولادیمیر پوتین در این مورد که سایرین نباید بر سر مساله اوکراین "سر به سر روسیه بگذارند" و باید به خاطر بیاورند که روسیه یک قدرت اتمی است، لفاظی‌های خصمانه را به حدی رسانده که بسیاری از سیاستمداران غربی جرات فراتر رفتن از آن را ندارند.

مقاله اخیر آندری پیونتکووسکی، استراتژیست سرشناس روسی، بسیاری از مقامات غربی را تکان داد. وی نوشت که هدف آقای پوتین "حداکثر گسترش جهان روسی، نابودی ناتو و سلب اعتبار و تحقیر ایالت متحده است."

این مقاله افزوده است که کشورهای عضو ناتو مانند آمریکا و آلمان هرگز در کنار جمهوری‌های حوزه بالتیک نخواهند ایستاد و در صورت لزوم، روسیه می‌تواند به حمله اتمی محدودی علیه هدف‌هایی در اروپا دست بزند تا اعضای دو سوی پیمان - یعنی آمریکا و اروپا - را از یکدیگر جدا کند و باعث تجزیه ناتو شود.

حق نشر عکس BBC World Service

اگرچه مقاله آقای پیونتکووسکی از موضعی رسمی نوشته نشده، اما از نظر تحلیلگران، مقاله او حاوی ارزیابی دقیقی از تفکرات افراطی‌تر در دولت روسیه است.

عملیات ورشو

آن اپلبوم، تاریخشناس و روزنامه‌نگار لهستانی و همسر وزیر خارجه آن کشور، در مقاله‌ای در روزنامه آمریکایی واشنگتن پست نوشته است که نظریه "تجزیه ناتو" و جدایی آمریکا از اروپا با توسل به حمله اتمی ممکن است هولناک به نظر برسد، اما نمی‌توان آن را داستانی تخیلی دانست. وی گفته است: "در جریان مانوورهای نظامی سال های ٢٠٠٩ و ٢٠١٣، ارتش روسیه آشکارا تمرین حمله اتمی به ورشو، پایتخت لهستان را به اجرا گذاشت."

البته کسی در سازمان ناتو معتقد نیست که این سازمان باید با نیروی نظامی به کمک اوکراین برود، که عضو این سازمان نیست. اما آمادگی روسیه برای تشدید درگیری از طریق اعزام نیرو به داخل خاک اوکراین و لفاظی‌هایی مانند اشاره به اسلحه اتمی، بسیاری از کشورها را به اندازه‌ای تکان داده است که در داخل ناتو توافق کاملی حتی در مورد اعزام نیرو به اوکراین وجود ندارد.

بسیاری از اعضای ناتو، به جای اینکه بحران اخیر در اروپای شرقی را به شکل انگیزه‌ای برای پذیرش تعهدات بیشتری در راستای دفاع مشترک تلقی کنند، همچنان گرفتار طرز تفکر دهه گذشته هستند که حول دو محور "عملیات اضطراری" شامل "ائتلاف موافقان" در جنگ عراق و افغانستان صورت گرفت. مبنای حضور غرب در این دو جنگ این بود که کشورهای عضو ناتو تنها در صورتی خود را ملزم به مشارکت می‌دانند که از نظر نظامی و سیاسی آن را مناسب و مفید تشخیص دهند که البته با فلسفه ناتو در زمان جنگ سرد تفاوت اساسی دارد.

حق نشر عکس BBC World Service

اکراه اعضای ناتو برای احیای ذهنیت دفاع دستجمعی را می‌توان در طرح تشکیل نیروی واکنش سریع ملاحظه کرد که هفته گذشته اعلام شد.

کاهش بودجه نظامی

در حال حاضر، طرح تشکیل نیروی واکنش سریع و اعزام نیرو به عنوان راه‌هایی مطرح شده است که ناتو می‌تواند در صورت اقدام روسیه در وارد کردن فشار بر کشورهایی مانند اعضای سازمان در حوزه بالتیک، به آنها متوسل شود. اما در طرح فعلی، این نیروها صرفا شامل واحدهای اعزامی از تعداد اندکی از کشورهای عضو خواهند بود که به مشارکت در آنها تمایل دارند.

این طرح‌ها قطعا بازیگران بزرگ ناتو - مثلا آمریکا، بریتانیا، آلمان و ایتالیا - را به آنگونه به یکدیگر متصل نمی‌کند که در دوره جنگ سرد، در قالب "نیروی متحرک فرماندهی متحد اروپایی" دیده می‌شد. این نیرو دیگر وجود ندارد.

حق نشر عکس BBC World Service

همزمان، توانایی کشورها در مشارکت در عملیاتی نظامی را کاهش بودجه‌های دفاعی در طول دهه گذشته محدودتر کرده است. اگرچه ناتو از اعضای خود خواسته بود دست کم ٢ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به بودجه دفاعی اختصاص دهند، اما تنها بیست و چهار کشور از بیست و هشت عضو ناتو چنین توصیه‌ای را به اجرا گذشته‌اند و حتی بحران های خاورمیانه و اوکراین طی یکی دو سال اخیر هم در این سیاست تغییری نداده است.

عمل، نه حرف

دفتر نخست وزیر بریتانیا، به عنوان میزبان اجلاس کنونی رهبران ناتو، کوشیده است تا تمامی اعضا را به افزایش بودجه دفاعی خود ترغیب کند اما اگر چه بریتانیا خود یکی از چهار کشوری است که در کنار آمریکا، یونان و استونی به توصیه ناتو عمل کرده، هنوز هم سئوالاتی وجود دارد که آیا در بودجه سال آینده، دولت بریتانیا آماده افزایش هزینه دفاعی خواهد بود یا برعکس، آن را کاهش خواهد داد.

مانند همیشه، موفقیت اجلاس کنونی رهبران ناتو را تنها با مشاهده اجرای عملی تصمیمات اجلاس می‌توان سنجید و محتوای بیانیه نهایی رهبران نمی‌تواند ملاک باشد.

در عین حال، از آنجا که کشورهای عضو حتی در تدوین بیانیه اجلاس هم در مورد افزایش بودجه دفاعی، کمک به اوکراین یا قبول عملیات مشترک در خاورمیانه گرفتار دودلی هستند، تنها می‌توان نتیجه گرفت که ناتو هنوز هم تا بازیابی سمت و سویی مانند آنچه که در دوره جنگ سرد وجود داشت، فاصله بسیار دارد.

مطالب مرتبط