زندگی پناهجویان استرالیا؛ کابوس پنهان کودکان

حق نشر عکس REUTERS
Image caption بیشتر پناهجویان با کشتی از اندونزی و سریلانکا و مالزی به سواحل استرالیا می‌رسند

بهشت فرصت‌ها بار دیگر دروازه‌اش را بر آرزوهای نارس پناهجویی ۲۴ ساله بست. حمید خزایی، پناهجوی ایرانی اردوگاه مانوس پس از عفونت ناشی از یک جراحت در ناحیه پا به دلیل فقدان بهداشت و رسیدگی پزشکی، آرزوی زیستن در زمینی امن و آزاد را به خوابی ابدی برد.

فوریه سال جاری در پی اعتراض پناهندگان به وضعیت بد معیشتی، رضا براتی، جوان ۲۳ ساله ایرانی توسط ده مامور اردوگاه که تبعه گینه‌نو بودند مورد ضرب و شتم قرارگرفت و بر اثر اصابت سنگ، جمجمه اش شکسته و کشته شد.

در بازداشتگاه‌های جزیره مانوس بیش از ۱۳۰۰ پناهجو زندگی می کنند و این مرگ‌ها آخرین ورق داستان مردمی مایوس و بی‌سرزمین نیست.

این کودک دیگر مادر ندارد

در بازداشتگاه ویلاوود، هادی داستان امیرعلی‌اش را یک‌نفس تعریف کرد. کودکی که از تمام گذشته برایش پدری محصور در بازداشتگاه پناهندگان مانده و روبانی سیاه بر پیشانی عکسی از مادر، خواهر و برادرش.

Image caption در باغ وحش دیدم که امیرعلی چه‌طور از آب می‌ترسد و می‌خواهد از این هیولای هولناک که مادرش را از او گرفته، فرار کند

سال ۲۰۱۲ تخته‌پاره یا همان قایقی که میانه راه در آب های اندونزی فرو رفت، مسافر کوچک را به غربت رساند. از میان صدها جسد شناور، شانه‌های پدر، دریا را شکافت و مثل دیواری حایل، راه بر مرگ بست و ساحل را زیر پایش کشاند. حالا امیرعلی،کودک پناهجوی ایرانی، زنده و آزاد بیرون بازداشتگاه همراه عمه خود، سارا، زندگی می‌کند و می خواهد زیر آفتاب سه‌تیغ سیدنی در سایه حصارهای بلند بازداشتگاه، هشت سالگی را جشن بگیرد.

نخستین باری که بیرون دیدمش انگشت‌های سارا را فشار می داد و لا به لای جیغ هایی پیاپی می گفت: "برو، از این جا برو. من به اردوگاه بر نمی‌گردم." گمان می‌کرد کارمند اداره مهاجرت آمده تا او را به بازداشتگاه ببرد. راه رفته را برگشتم و از حاشیه پنجره، چشم در اتاق چرخاندم. نخ های کرکره را کشید، تاریکی پایین افتاد؛ انگار می خواست اضطرابی که در خلوتش چرخ می خورد، میان سیاهی اتاق آرام بگیرد. سارا می گفت او حتی برای دیدار پدرش ،هادی، هم دوست ندارد به اردوگاه برود.

در باغ وحش دیدم چه طور آب در چشم‌های مبهوتش هیولای هولناکی است؛ آن‌جا که بچه ها مجذوب شیرجه فک‌ها بودند؛ می‌خواست دور شود و پای فرارش چه قدر کوتاه بود وقتی از روی صندلی‌ها می پرید و فریاد می‌کشید: "الان خیس می‌شویم."

هادی که علاوه بر همسر و دو فرزند، برادرش را نیز در این سفر از دست داده می‌گفت: "وقتی قایق غرق شد خیلی‌ها هنوز جان داشتند، اما امداد دیر رسید. وقتی هم رسید آنقدر تعلل کردند که دیگر کسی توان تقلا نداشت. بعد دولت ایران اجازه ورود جنازه های پیدا شده را 'به اتهام خیانت و وطن فروشی' نمی داد. به ازای هر جنازه مبلغ ۵۷۰۰ یورو پرداخت کردیم تا اجساد به ایران فرستاده شدند."

حق نشر عکس Reuters
Image caption نیروی دریایی استرالیا جلوی یک قایق حامل پناهجویان را گرفته است

کابوسی که آنها را می‌بلعد

برای کودک پناهجویی که جای اسم با شماره شناسایی شده، غیر قانونی قدکشیده، وحشت را زیسته، با زندان، قاچاقچی انسان و آوارگی آشناست و کمترین رنجش خودآزاری، شب ادراری، کابوس، تشنج، جویدن ناخن و پرخاشگری است؛ زندان، پایان شکنجه نیست. آنقدر خطر و خاطره، دل از آب گرفته‌اش را مثل خوره‌ خورده و تا مغز استخوان رخنه کرده که حالاها این حفره چرکی با لعاب هیچ رنگی پر نمی شود. بسیاری از آنها را بیرون زندان می‌بینم که چشم به جای امنی می گردانند که خود را زیر میز، پتو یا در جعبه اسباب بازی پنهان کنند تا جای آزادی، تنهایی را به آغوش کشیده و غیبت نامتناهی شان را تمام کنند.

خبرگزاری‌ها آمارهای متعددی از خودکشی و خودآزاری کودکان منتشر می‌کنند. کمیسیون حقوق بشر استرالیا گزارش داد در حال حاضر حدود ۱۰۰۰ کودک در بازداشت به سر می‌برند که از این تعداد بیش از ۴۰۰ نفر در جزیره کریسمس و بیش از ۱۰ نفر در جزیره نائورو انتظار می‌کشند. اطلاعات اداره مهاجرت و محافظت از مرزها نشان می‌دهد از ژانویه ۲۰۱۳ تا ۳۱ مارچ ۲۰۱۴، ۱۲۸ مورد خودآزاری توسط این کودکان ثبت شده است.

حس ناکامی و تاثیر روانی این اتفاق‌ها به اندازه‌ای شدید است که حتی والدینی نیز که خودخواسته خطر کرده اند، دچار مشکل می‌شوند. از میان ۱۵ والدینی که با آنها مصاحبه کردم تقریبا هیچ یک تصویر روشنی از وضعیتی که در انتظارشان خواهد بود نداشتند.

حق نشر عکس REUTERS
Image caption این قایق شکسته که تکه‌هایش در ساحل اندونزی پیدا شده، حامل مهاجرانی بوده که راهی استرالیا بودند

دولتی که با مهاجران مهربان نیست

از آن جا که هیچ گزارش رسمی از مسیر حرکت قایق‌های پناهجویان وجود ندارد، تعداد کسانی که جانشان را در دریا از دست می‌دهند، همیشه نامعلوم است؛ اما بر اساس گزارش‌ها از سال ۲۰۰۱ به این سو حدود ۹۶۴ تن در آب‌های استرالیا غرق شده‌اند.

تونی ابوت، نخست‌وزیر کنونی استرالیا با بستن مرزهای دریایی این کشور به روی قایق‌های پناهجویان و بستن درهای اردوگاه به روی خبرنگاران و فیلم‌سازان، به چهره‌های نامحبوب نزد پناهجویان تبدیل شده است.

سیاست‌های انقباضی او برای کاهش بودجه دولت، باعث تعطیلی بسیاری از نهادهای غیردولتی می‌شود که از کودکان و زنان مهاجر قربانی خشونت حمایت می‌کنند. در کشوری که سرزمین فرصت‌ها شناخته می‌شود، این سیاست به نابرابری اجتماعی دامن می‌زند.

شاید سیاست اجرایی دولت در دوره های بعدی شکل ملایم‌تری به خود بگیرد اما اثر سیاست‌های دوران ابوت بر زنان و کودکان مهاجر تا مدت‌ها از بین نخواهد رفت.

مطالب مرتبط