استراتژی اوباما در قبال 'دولت اسلامی' چقدر کارآمد است؟

حق نشر عکس Reuters
Image caption بنا به طرح چهار ماده‌ای باراک اوباما، حملات هوایی علیه مواضع 'دولت اسلامی' تا خاک سوریه گسترش می‌یابد.

پیام باراک اوباما روشن بود: گروه 'دولت اسلامی' نه تنها تهدیدی علیه دوستان و منافع واشنگتن در خاورمیانه است بلکه می‌تواند به خطری علیه خاک آمریکا بدل شود.

رییس جمهوری آمریکا خواهان اقدامی هماهنگ و مشترک است.

طیف گسترده ای از کشورها ا این لحظه به مبارزه علیه گروه 'دولت اسلامی' پیوسته‌اند .

تهدید ناشی از 'دولت اسلامی' همین حالا هم برخی اختلاف‌های دیرین در منطقه را دچار تحول کرده است.

ایران و عربستان سعودی که هر دو به ترتیب منافع جمعیت شیعیان و سنی‌های منطقه را نمایندگی می‌کنند هر دو مشتاق کمک به دولت عراق برای مبارزه علیه 'دولت اسلامی'هستند.

برای رییس جمهوریکه سه سال پیش در جنگ لیبی به عدول از مسئولیت‌ در حفظ 'رهبری' آمریکا در براندازی قذافی متهم شد، سخنرانی چهارشنبه شب تکرار همراه با تصحیح موضع پیشین بود.

اوباما گفت: "به عنوان مردم آمریکا پذیرفتن مسئولیت رهبری استقبال می‌کنیم."

نوک پیکان

این موضع تازه به شماری از کشورهای خاورمیانه خوش خواهد آمد. کشورهایی که در پی دودلی دولت و کنگره آمریکا برای مقابله با بشار اسد تصویری مخدوش از آمریکا در ذهن داشته اند.

طرح چهار ماده ای رییس جمهوری آمریکا برای مقابله با دولت اسلامی با موضع دو هفته پیش او که آمریکا را 'فاقد استراتژی' در این زمینه عنوان می کرد فاصله زیادی دارد.

حق نشر عکس
Image caption مخاطره اصلی در حمله به دشمن حکومت بشار اسد یعنی 'دولت اسلامی' این است که این کار به راحتی عمر حکومت اسد را تداوم می‌بخشد.

این طرح کم و بیش مبتنی بر سیاستی است که تاکنون در عراق پیاده شده است: حملات هوایی، حمایت‌ فنی و تدارکاتی از گروه هایی که در نبرد با 'دولت اسلامی' هستند، تدابیر ضدتروریستی، و کمک‌های بشردوستانه.

این استراتژی بیست روز پیش به روشنی در یادداشتی به قلم جان کری، وزیر خارجه آمریکا، در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد.

استراتژی دولت آمریکا در عراق تا حدی باعث شده است پیشروی‌های 'دولت اسلامی' متوقف شود. حالا باراک اوباما می‌خواهد این گروه مسلح را به عقب نشینی وادارد.

سیاست تازه دولت اوباما می‌تواند حمایت گسترده ای در داخل و خارج آمریکا جلب کند. اما پرسش اساسی این است که آیا چنین سیاستی کارآمد هم خواهد بود؟

در حال حاضر، این سیاستی است که صرفا تا جای معینی پاسخگوی شرایط خواهد بود. باقی امور همگی به تاثیرگذاری و دوام ائتلافی بستگی دارد که فعلا شکل گرفته است.

بسیاری نگاه ها به این است که کدام کشورها عملا در اجرای حملات هوایی به آمریکا می‌پیوندند. اما حملات هوایی تنها بخشی از این سیاست و فقط نوک پیکان حمله است. بقیه کشورها نیز باید به ایفای نقش بپردازند.

آیا کشورهایی نظیر عربستان سعودی و قطر که از متحدان واشنگتن هستند تمام اقدامات لازم را برای محدود کردن کمک به 'دولت اسلامی' انجام خواهند داد؟

آیا ترکیه می‌تواند برای سد کردن راه ورود داوطلبان مشتاق به همکاری با دولت اسلامی در سوریه کار بیشتری انجام دهد؟

و فراتر از همه، آیا می توان با مهار میان مدت اختلافات پیشین بازیگران اصلی منطقه ای -که حالا با رشد 'دولت اسلامی' به حاشیه رانده شده- برای به بار نشستن سیاست آمریکا وقت کافی ایجاد کرد؟

یا اینکه بعد از چند دور حملات هوایی علیه مواضع 'دولت اسلامی'، همه چیز دوباره به حالت قبل بازخواهد گشت؟

باید به یاد داشت به نتیجه نرسیدن احتمالی مذاکرات اتمی ایران و آمریکا هم می‌تواند به ائتلاف 'عینی' تهران و واشنگتن در قبال 'دولت اسلامی' آسیب بزند.

مخاطرات نظامی

امتحان بزرگ بر سر راه این استراتژی در عراق و سوریه خواهد بود.

دولت تازه عراق راه را برای اقدام نظامی گسترده آمریکا علیه 'دولت اسلامی' هموار کرده است. با این حال، چالش های نظامی و سیاسی عراق همچنان پابرجاست.

روند اصلاحات سیاسی در عراق تازه آغاز شده و دولت تازه هنوز کاملا شکل نگرفته است.

هنوز هم دولت این کشور باید اقلیت سنی را متقاعد کند که نقشی تضمین شده در آینده عراق دارد.

بخش های کلیدی ارتش عراق که تحت آموزش نظامی آمریکا بود در مواجهه با حملات گروه 'دولت اسلامی' آسیب دیده است.

باراک اوباما حالا از بازسازی این نیروها می‌گوید و اینکه ۴۷۵ مستشار نظامی دیگر به عراق می‌فرستد. اما شکل گیری ارتشی موثرتر و دولتی تاثیرگذار در عراق به زمان نیاز دارد.

بزرگترین آزمون برای روشن شدن کارآمدی این استراتژی در سوریه خواهد بود.

از آنجا که آمریکا منطقا نمی تواند اجازه دهد سوریه به پناهگاهی امن برای 'دولت اسلامی' تبدیل شود، به نظر می رسد رییس جمهوری آمریکا چاره ای جز کشاندن حملات هوایی علیه 'دولت اسلامی' به داخل خاک سوریه نداشته و تقدیر ناگزیر را پذیرفته است

حملات هوایی آمریکا در داخل سوریه عاری از مخاطرات نظامی نیست اما استدلال حامی این سیاست احتمالا این است که عواملی مثل وضعیت استقرار نیروی هوایی سوریه، برتری فنی آمریکا در نبرد هوایی، و این که دولت سوریه هم به شکل برابر با تهدید 'دولت اسلامی' مواجه است، نهایتا خطر حمله علیه خلبان های ارتش آمریکا را در آسمان سوریه کم کند.

خطر دیگر این است که حمله به دشمن حکومت بشار اسد به راحتی عمر حکومت فعلی سوریه را تداوم می‌بخشد.

سیاست آمریکا برای آموزش و تجهیز ارتش آزاد سوریه همین جا مطرح می‌شود اگرچه ممکن است دیگر کار از کار گذشته باشد.

اصلا مشخص نیست که این نهاد چند پاره حالا واقعا دیگر بتواند به نیرویی موثر در برابر دولت اسد تبدیل شود.

همبستران غریب

همه اینها به کنار، استراتژی اعلام شده فقدان دوراندیشی بارزی وجود دارد.

آیا تصور این است که با رفتن بشار اسد آرامش به سوریه بازمی گردد و دولت اسلامی نمی تواند در آن مامنی بیابد؟

تحلیلگران بسیاری معتقدند سقوط بشار اسد می‌تواند به نا آرامی بیشتر بیانجامد، کشتار اقلیت علوی به راه بیفتد و مبارزه بین گروه های رقیب برای تصاحب قدرت شدت گیرد.

آنچه بیش از پیش لازم است بینشی استراتژیک درباره پایان دادن به درگیری ها در سوریه و بصیرتی درباره آخرین مرحله این 'بازی' است.ود یک استراتژی مشخص برای پایان دادن به درگیری های سوریه است.

طرحی که همه بازیگران منطقه ای و واشنگتن بر سر آن توافق داشته باشند.

در وضعیت جاری خاورمیانه، مساله استراتژیک گسترده‌تری وجود دارد که به قلب مشکلات این منطقه می‌رسد.

قدرت‌گیری 'دولت اسلامی' و تسلطش بر بخش های وسیعی از خاک سوریه و عراق تا حدی محصول ناآرامی هاییست که در پی "بهار عربی" منطقه را دربرگفت.

رویدادی که سرانجام نظامیان مصر را باردیگر در مصدر امور نشاند و باعث شد بسیاری از مردم جهان عرب خواهان داشتن جوامعی بازتر و دموکراتیک شوند.

از این منظر، ظهور 'دولت اسلامی' نشانه ای از بیماری دیرین خاورمیانه است که می‌تواند کشورها و دولت های این منطقه را که اغلب هیچ قرابتی با دموکراسی ندارند تهدید کند.

حالا اوباما باید با ائتلافی از همین کشورها همکاری کند. به راستی که گاه "فلاکت و بدشانسی باعث می‌شود هم‌پیمانانی عجیب پدید آیند".

مطالب مرتبط