وظیفه دشوار زنان جنگ زده؛ از صنعا تا بغداد و غزه

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ماها گوید: برای من پنجشنبه بهترین روز هفته است. من صبح زود بیدار می شوم تا صبحانه خانواده ام را حاضر کنم

یکی از وظایف اصلی بسیاری از زنانی که در کشورهای خاورمیانه زندگی می کنند، آماده کردن غذای روزانه خانواده است. ولی با توجه به درگیری ها و جنگ‌هایی که در اطراف آنان اتفاق می‌افتد انجام این وظیفه بسیار مشکل شده است.

صنعا، یمن

ماها الحکیمی، که دارای همسر و یک پسر چهار ساله به نام ایمن، است در صنعا زندگی می کند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ماها می گوید من به اتفاق خانواده ام غذای خوشمزه ای خوردم ولی فکر قربانیان بمبگذاری مهلک، ما را واقعا غمگین کرده بود

ماها می گوید: "برای من پنجشنبه بهترین روز هفته است. من صبح زود بیدار می شوم تا صبحانه خانواده ام را حاضر کنم.

پنجشنبه ها همیشه ما ماهی می خوریم. ولی این پنجشنبه نتوانستیم برای خرید ماهی به بازاری برویم که از آنجا خرید می کنیم چون خبر یک بمبگذاری انتحاری مهلک در مرکز صنعا سبب شد از خانه خارج نشویم.

با این وجود، چند ساعت بعد شوهرم تلاش کرد برای خرید ماهی به بازار دیگری برود. او ناچار شد از ایستگاه های متعدد بازرسی عبور کند تا بتواند سرانجام یک کیلو ماهی بخرد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption در بازاری که ماها از آن خرید می کند، انفجار رخ داده است

نیم ساعت از ظهر گذشته بود که من پختن ماهی را شروع کردم که به آن ادویه های مختلف از جمله فلفل عدنی، فلفل سیاه و روغن زیتون زده بودم. علاوه بر ماهی، سوپ و سالاد را هم آماده کرده بودم.

من به اتفاق خانواده ام غذای خوشمزه ای خوردم ولی فکر قربانیان بمبگذاری مهلک، ما را واقعا غمگین کرده بود."

آسیه ثابت رفعان، زن دیگری است که مانند ماها الحکیمی، در صنعا زندگی می کند.

آسیه می گوید: "من زنی هستم که کار می کنم به همین جهت برای این که بتوانم علاوه بر کارم از عهده مسئولیت های خانوادگی هم برآیم، ناچارم برنامه روزانه‌ام را تنظیم کنم.

من و شوهرم برای تهیه غذا و هزینه های روزمره، مبلغ معینی را هر ماه کنار می گذاریم.

برای نهار امروزمان من مرغ و پاستا با سس گوجه فرنگی می پزم.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آسیه برای نهار مرغ و پاستا با سس گوجه فرنگی درست کرده است

صبح ها من و شوهرم پس ازصرف صبحانه برای خرید سبزی و میوه می رویم.

بازار به خانه من نزدیک است و من هر چه را که لازم دارم در آنجا پیدا می کنم. ولی امروز فروشنده های بازار به ما گفتند که در مرکز بازار درگیری هایی رخ داده. تظاهرات و زد و خورد باعث افزایش قیمت گوجه فرنگی شد و برخی از سبزیجات نیز نایاب شدند.

پس از حاضر شدن غذا من و همسرم به اتفاق دخترمان نیروانا، نهار می خوریم"

بغداد، عراق

سمیره کمال فرحان، که در بغداد زندگی می کند، خانواده بزرگی دارد. او دارای دو پسر و دو عروس است و علاوه بر شوهرش باید برای آنها نیز غذا آماده کند. سمیره می گوید: "من اهل رمادی در استان انبار هستم ولی پس از این که نفرات دولت اسلامی در منطقه، محمد یکی از پسرانم را کشته و خانه مان را بمباران کردند ناچار شدیم از آنجا خارج شویم.

ما اکنون در بغداد در یک خانه اجاره ای زندگی می کنیم. همسرم هر دو ماه یک بار معادل ۶۰۰ دلار حقوق بازنشستگی دریافت می کند و برای تهیه تدارکات غذا پول در اختیار من می گذارد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption انفجار در پایتخت عراق، به یک موضوع عادی و هر روز تبدیل شده است

شوهرم و احمد پسر بزرگم هر دو بیکار هستند.

مخارج تهیه نهار برای ما نزدیک به ۵۰ دلار تمام می شود. نهار امروز ما مرغ با حبوبات و برنج است.

پسرم احمد برای خرید سبزیجات و مرغ رفته است. بعدا من به اتفاق عروس هایم سرگرم آماده کردن نهار می شویم.

پس از حاضر شدن غذا منتظر می شویم پسر دیگرم عبدالقادر از مدرسه بازگردد تا بتوانیم همگی با هم نهار بخوریم."

تل الهوا، غزه

جواهر سوکار، که شش فرزند دارد اهل شجاعیه است که در جریان جنگ با اسرائیل ویران شده. او می گوید: "راکتی که به منزل ما اصابت کرد خانه مان را خراب کرد و شوهرم ما را به یکی از پناهگاه های آژانس کار و امداد سازمان ملل متحد واقع در مدرسه ای در تل الهوا، برد.

ما به اتفاق دو خانواده دیگر در یک اطاق این مدرسه زندگی می کنیم و به کمک ملحفه، این اطاق را به سه قسمت مجزا تقسیم کرده ایم.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption جواهر که اهل شجاعیه در غزه است خانه اش در جنگ با اسرائیل ویران شده، می گوید من غذا نمی پذیرم

من غذا نمی پزم و در حال حاضر درآمدی نداریم. همسرم کار نمی کند و ما جز غذای کنسرو مانند گوشت و ساردین که آژانس کار و امداد سازمان ملل متحد به ما می دهد، کمک دیگری دریافت نمی کنیم.

هر روز ساعت ۱۴ به وقت محلی امدادگران به اینجا می آیند و به ما قوطی های کنسرو و بیست عدد نان می دهند.

بعد ما با هم غذا می خوریم و برای این که شاید کسی تا قبل از آمدن مجدد امدادگران گرسنه شود، مقداری از غذا را کنار می گذاریم.

بچه های من به طور منظم مدرسه نمی روند چون مدرسه رفتن آنها به فراهم بودن وسیله حمل و نقل بستگی دارد. بعضی روزها یک مینی بوس می آید ولی بعضی وقت ها هیچ وسیله ای نیست.

قاهره، مصر

رشا ابولسود، که در قاهره زندگی می کند می گوید: "غذای اصلی مصری ها نهار است. من ازدواج کرده ام و دارای دو فرزند هستم و تهیه غذای خانواده بعهده من است. من مهندس هستم ولی اکنون دوره مرخصی پس از زایمان را می گذرانم. در حالی که مشغول نوشتن این سطور هستم، سرگرم آماده کردن خوراک گوساله بریان و پلو نیز هستم.

در همسایگی من بازاری وجود ندارد ولی فروشندگان دوره گردی هستند که گاه و بیگاه پیدایشان می شود اما من نمی توانم برای تهیه وسایل غذا به آنها متکی باشم.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption رشا که د ر قاهره زندگی می کند می گوید که تهیه غذای خانواده بر عهده من است

در عوض، از همسرم می خواهم که هر دو هفته یک بار سبزیجات و گوشت مورد نیاز را از یک بازار بزرگ که نزدیک مرکز شهر است خریداری کند و با اتومبیلش به خانه بیاورد.

هنگامی که همسرم از خرید بازمی گردد، سبزیجات و گوشت را تقسیم می کنم و هر نوبت غذا را جداگانه در فریزر می گذارم.

روزی که می خواهم غذا بپزم آنها را از فریزر بیرون می آورم و برای طبخ آماده می کنم.

من و بچه هایم دیر صبحانه می خوریم و بعد شروع به پختن غذا می کنم. سپس منتظر می مانم محمد همسرم از سر کار برگردد تا ساعت هفت بعد از ظهر به اتفاق غذا بخوریم."