آیا انحصار آمریکا در استفاده از قدرت نرم رو به پایان است؟

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption به نظر خیلی‌ها تلفن‌های هوشمند نفوذ آمریکا را در دنیا بیشتر می‌کنند

اصطلاح قدرت نرم را اولین بار جوزف نای، استاد دانشگاه هاروارد، خلق کرد.

او می‌خواست با این کار "ایده افول آمریکا"را که "در آن زمان فراگیر بود"به چالش بکشد.

به نظر پروفسور نای آمریکا "نه تنها از نظر قدرت نظامی و اقتصادی قوی‌ترین کشور بود بلکه این اقتدار یک بعد سوم هم داشت که من آن را قدرت نرم نامیدم".

به تعریف او قدرت نرم یعنی توانایی رسیدن به اهداف مورد نظر با استفاده از ترغیب به جای تهدید؛ چیزی که با قدرت سخت یا همان استفاده از زور یا عملیات نظامی در تضاد است.

با این‌ که ایده قدرت نرم در بین دیپلمات‌ها و خبرنگاران طرفداران زیادی دارد، اما منتقد هم کم ندارد.

بعضی‌ها کلا آن را رد می‌کنند چون به باور آن‌ها تنها چیزی که در سطح بین‌المللی اهمیت دارد قدرت سخت و نظامی است.

به گفته نیل فرگوسن، تاریخ‌دان، قدرت نرم چیزی نیست جز "عوامل نامرسومی چون فرهنگ و اجناس تجاری" که همان نفوذ مارک‌های بزرگی چون کوکاکولا یا لیوایز باشد.

استفاده از این کالاها به این معنی نیست که آدم‌ها متعاقبا به آمریکا علاقه دارند.

اما پروفسور نای می‌گوید چنین نگاهی زمینه‌ها را نادیده می‌گیرد؛ قدرت نرم و قدرت سخت تنها در شرایط مناسب است که می‌توانند تاثیرگذار باشند.

"تانک وسیله‌ای مناسب برای جنگیدن در باتلاق و جنگل نیست."

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption پروفسور نای اصطلاح قدرت نرم را خلق کرد

طرح مارشال مثال خوبی برای تئوری قدرت نرم پروفسور نای است.

بعد از پایان جنگ جهانی دوم ترومن، رئیس‌جمهور آمریکا، علاقه چندانی به تخصیص بلافاصله بودجه برای بازسازی کشورهای اروپای غربی نداشت. اما در سال ۱۹۴۷، جلوگیری از پیشروی کمونیسم دیگر به اولویت اول سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده بود. آمریکا ظرف ۴ سال ۱۳ میلیارد دلار (معادل ۱۰۰ میلیارد دلار امروز) به اروپای غربی کمک کرد.

در آن زمان عقیده بر این بود که پرداخت هزینه‌های مالی برای ساختن یک اروپای قوی و دموکراتیک، می‌تواند سرمایه‌گذاری خوبی برای ایجاد یک منطقه حائل در برابر قدرت شوروی باشد.

در روزگار فعلی هم رساندن کمک‌های انسان‌دوستانه در مواقع اضطراری می‌تواند قدرت نرم محسوب شود.

قدرت سینما

صنعت سینمای آمریکا شاید یکی از قوی‌ترین نمونه‌های عملی قدرت نرم باشد.

هالیوود شاید علاقه چندانی برای نزدیکی بیش از حد به واشنگتن نداشته باشد چون برنامه سناتور جوزف مکارتی برای پاکسازی‌ کمونیست‌ها به شکل خاص دامنش را در دهه ۵۰ گرفته بود. اما فیلم‌هایی که در ساحل غربی آمریکا ساخته می‌شوند برای دیگران بسیار جذاب هستند، به این دلیل که نگاه آمریکایی‌ها به زندگی را به تصویر می‌کشند. ایرینا اورلووا وجود این جذابیت را تصدیق می‌کند.

با او در یک کلیسای معمولی در هالیوود شرقی قرار دارم. او دارد با ارکستر بالالایکای لوس آنجلس تمرین می‌کند و در وقت استراحت با هم از دوران کودکی‌اش در کیف صحبت می‌کنیم.

ایرینا با لبخند از فیلم‌های آمریکایی‌ای که در حین بزرگ شدن در شوروی دیده بود یاد می‌کند. در کودکی شیفته اسپارتاکوس و جادوگر شهر اُز بود و بعدها هم

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ایرینا عاشق فیلم‌های هالیوودی بود

ایی. تی. و کارتون‌های دیزنی را با دخترش تماشا می‌کرد.

تماشای این فیلم‌های آمریکایی در ایجاد این تصور در او که آمریکا کشوری شاد و آفتابی است نقش داشت. ایرینا عاقبت اوکراین را ترک کرد و برای زندگی به همراه خانواده‌اش به آمریکا رفت.

ارتش آمریکا خیلی وقت است که قدرت سینما را جدی گرفته و برای همین واحدی را برای ارتباط با صنعت فیلم در هالیوود مستقر کرده. این واحد امکانات لازم برای استفاده از ادوات نظامی را در اختیار فیلم‌سازان قرار می‌دهد و حتی در صورت نیاز، سرباز واقعی هم به آن‌ها می‌دهد تا به عنوان سیاهی‌لشگر استفاده کنند. اما دسترسی به این امکانات مستلزم تایید فیلمنامه است.

سرهنگ دوم استیون کول، معاون فرمانده این واحد، می‌گوید دقت از همه چیز مهم‌تر است. با این حال اذعان می‌کند که با فیلم‌هایی که به باور آن‌ها تصویری خوب و واقعی از ارتش نشان نمی‌دهند همکاری نمی‌کنند.

او می‌گوید هدف اصلی این است که به مردم آمریکا نشان دهیم ارتش کشورشان چه کارهایی می‌کند. ولی قبول دارد که وقتی درآمد سینماها در سطح دنیا سالانه حدود ۳۶ میلیارد دلار است دیگر نمی‌توان مخاطبان در بقیه کشورها را نادیده گرفت.

خط مقدم تکنولوژی

یکی از منابع جدید قدرت نرم آمریکا ابداعات جدید تکنولوژیکی است که اکثرا از سیلیکون وَلی بیرون می‌آیند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption سرهنگ دوم استیون کول می‌گوید هدف آموزش است

میلیون‌ها نفر خواهان ارتباط با گوگل از طریق تلفن‌های هوشمند هستند. شبکه‌های اجتماعی به تریبونی برای مردم و ابزاری برای دمیدن در آتش انقلاب و قیام تبدیل شده‌اند حتی اگر هدف‌ها با ارزش‌های "آمریکایی" نخواند.

فیسبوک و توییتر مارک‌هایی بین‌المللی با اصلیتی آمریکایی هستند که بر شهرت آمریکا در خلاقیت و دگرگونی فضا صحه می‌گذارند و در کنار آن شاید فضا را هم برای آزادی بیان بازتر کنند. توییتر با اصرار می‌گوید که تنها مجرایی برای کاربرانش است و نه ابزاری برای قدرت نرم یا چیزهای دیگر.

اما لویی ویلا، کارمند ویکیپیدیا، می‌گوید قدرت نرم آمریکا مکمل اینترنت است: "بعضی وقت‌ها جدا کردن ارزش‌های اینترنت از ارزش‌های آمریکا سخت است، مخصوصا آزادی بیان، چیزی که بعضی وقت‌ها با برداشتی که مردم در نقاط دیگر دنیا از حق بیان دارند در تضاد است".

قدرت نرم، چه سینمایی باشد چه اینترنتی، یکی از راه‌هایی است که می‌توانید از طریقش مردم را متقاعد کنید که ارزش‌های شما ارزش‌هایی جهان‌شمول هستند.

اما حد و حدود قدرت نرم هم در همه جا مشخص است.

به دوران پس از پایان جنگ سرد نگاه کنید. آمریکا به میزان قابل توجهی در گوشه و کنار دنیا از "قدرت سخت" استفاده کرده؛ دو بار در عراق، بوسنی، کوزوو، افغانستان و بمباران‌های هوایی فعلی در عراق و سوریه برای نمونه کفایت می‌کنند و دیگر احتیاجی به برشمردن تک تک حمله‌های پهپادی نیست.

در هیچ کدام از این نمونه‌ها قدرت نرم برای خنثی کردن مناقشه یا بی‌نیازی از دخالت نظامی کافی نبود. گذشته از این، قدرت نرم، به اذعان پروفسور نای، تنها در زمانی می‌تواند موثر باشد که مردم پذیرای پیامی که می‌فرستید باشند.

در نتیجه سینما شاید بتواند به شیوع یک زندگی آزاد و دموکراتیک، از نوع آمریکایی آن، کمک کند ولی تنها در صورتی که تماشاگران هم به اهمیت این ارزش‌ها پی برده باشند. به نظر بعید می‌رسد که بشود پیکارجویان تند دولت اسلامی را ترغیب کرد که عقاید ضدغربی خود را کنار بگذارند.

اما دولت اسلامی، با این‌که برای گسترش ایدئولوژی خود از قدرت سخت و جنگ استفاده می‌کند ولی مشکلی هم با استفاده از قدرت نرم ندارد و مثلا عقاید سازش‌ناپذیر خود را از راه شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کند.

در واقعیت شاید تفاوت بین قدرت "نرم" و "سخت" رو به کم‌رنگی می‌رود. پروفسور نای برای توضیح این پدیده مفهوم "قدرت هوشمند" را ارائه داده.

او برای نمونه به جنگ جهانی دوم اشاره می‌کند: دشمن ابتدا با قدرت سخت شکست داده شد و سپس با ایجاد نهادها و پیمان‌های مختلف (قدرت نرم) که تا به امروز پا بر جا هستند دوباره به بازی برگردانده شد.

بعضی‌ها نسخه مشابهی برای دولت اسلامی در عراق و سوریه می‌پیچند. پی‌جی کرولی، معاون سابق وزیر امور خارجه آمریکا، می‌گوید با این‌که قدرت نظامی می‌تواند دولت اسلامی را تضعیف کند ولی نمی‌تواند ایدئولوژی مسلط بر آن را شکست دهد یا نابود کند.

او معتقد است برای این کار قدرت نرم لازم است. اما سوالی که باز پیش می‌آید این است که چطور می‌توان از قدرت نرم علیه این ایدئولوژی که مصرانه عقاید و ارزش‌های غربی را رد می‌کند استفاده کرد.

استراتژی چین

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption موسسه‌های کنفوسیوس چین بحث‌برانگیز بوده‌اند

اما یک عامل پیچیده‌کننده دیگر هم هست. آمریکا شاید تنها ابرقدرت باشد ولی دیدگاه‌های جدیدی هم برای شکل دادن به دنیا وارد رقابت شده‌اند.

موفقیت اقتصادی چین هم جذاب است و هم ترسناک. ترجیح چین مسلما بر اولی است. المپیک ۲۰۰۸ پکن آغازگر تلاش‌های دولت چین برای پروردن قدرت نرم بود. از آن زمان به بعد فعالیت‌ها بیشتر هم شده.

حوزه فعالیت‌های تلویزیون دولتی چین توسعه پیدا کرده، به گونه‌ای که حالا در واشنگنم و نایروبی به زبان انگلیسی برنامه تولید می‌کند.

وزارت آموزش چین به ۴۵۰ موسسه کنفوسیوس بودجه می‌دهد تا فرهنگ و زبان چینی را تبلیغ کنند. ۹۰ تا از این موسسه‌ها در دانشگاه‌های آمریکای شمالی برپا شده‌اند.

اما این قسمت از برنامه به مشکل برخورد کرده است. در ابتدای سال جاری اتحادیه استادان دانشگاه‌های آمریکا با انتشار گزارشی از برپایی موسسه‌های کنفوسیوس در دانشگاه‌های آمریکا انتقاد کرد.

این دانشگاهیان معتقدند که این موسسه‌ها ابزار دست دولت چین هستند و هدفشان "پیش‌برد برنامه‌های دولت در راستای جذب و کنترل استادان، انتخاب برنامه‌های درسی و محدود کردن فضای بحث" است.

ظاهرا بحث بر سر تبت، تایوان و حادثه میدان تیانانمن در این موسسه‌ها ممنوع است. در هفته‌های اخیر و با بالا گرفتن نگرانی‌ها، دو دانشگاه برجسته آمریکایی موسسه‌های کنفوسیوس وابسته‌شان را به حالت تعلیق درآورده‌اند.

با این حساب، قدرت نرم چین که پشتوانه دولتی دارد مورد سوء ظن است و در مقایسه با نمونه آمریکایی آن که مردمی‌تر است، تأثیر چندانی ندارد.

چین همچنان برای اغلب همسایه‌های آسیایی خود بیشتر مایه ترس است تا تحسین (توانایی نظامی و قدرت سخت دلیل اصلی است) اما از کجا معلوم که با‌ گذشت زمان موفقیت اقتصادی چین، فرای نظام سیاسی‌اش، با ستایش جهانیان روبه‌رو نشود؟

با این اوصاف، اهمیت قدرت نرم چقدر است؟ با وجود این‌که قدرت نرم به تنهایی برای جلوگیری از جنگ و خاموش کردن منتقدان کافی نیست – البته شاید دیگران را با دیدگاه شما همراه کند – به نظر می‌رسد دولت‌ها به آن بها می‌دهند.

قدرت نرم آمریکا فعلا در جایگاه برتر است. آمریکا هنوز هم با موفقیت فرهنگ، توان نوآوری و سبک زندگی خود را به ما می‌فروشد.

اما بر سر شما بین قدرت‌های اقتصادی و ایدئولوژی‌های مختلف رقابت است. همه آن‌ها می‌خواهند توجه شما را جلب کنند و شما را به پذیرش نقطه‌نظر خود ترغیب کنند.

به‌کار گرفتن موثر قدرت نرم دارد پیچیده‌تر از پیش می‌شود.