رسانه‌های آمریکا قتل مهاجر بوسنیایی را نادیده گرفتند؟

حق نشر عکس BBC World Service

عده‌ای در ساعات اولیه صبح یک‌شنبه با چکش به زِمیر بِگیچ حمله کردند و او را به قتل رساندند.

به گزارش پلیس سن لوئیس، این مهاجر ۳۲ ساله بوسنیایی در زمان حمله در حال راندن یک ماشین با دو مسافر بود. یکی از آن دو مسافر نامزدش بود. او که بعد از اصابت جسمی به ماشین توقف کرده و پیاده شده بود، در پی حمله چند نفر به قتل می‌رسد.

بگیچ که تا حاضر شدن ماموران امداد در صحنه از هوش رفته بود، بعدا در یک بیمارستان محلی جان سپرد.

پلیس سه مظنون نوجوان را به اتهام قتل بازداشت کرده و جستجوها برای بازداشت نفر چهارم همچنان ادامه دارد.

با این‌که مظنون‌ها سیاه‌پوست یا هیسپانیک اند و بگیچ سفیدپوست ولی پلیس سن لوئیس می‌گوید هیچ نشانه‌ای از انگیزه‌های نژادی در این حمله دیده نمی‌شود.

شارون جکسون، نماینده پلیس، در مصاحبه با روزنامه سن لوئیس پُست-دیسپَچ گفت "فکر می‌کنیم این حادثه نتیجه بخت بد بود".

جامعه بوسنیایی‌های این شهر، که یکی از بزرگ‌ترین‌ها در آمریکا است، از این حمله جا خورده است. بعد از آن ۱۵۰ نفر از شهروندان در اعتراض به افزایش اتفاقات خشونت‌بار در محله خود به خیابان‌ها آمدند.

تنها ۱۴ مایل فاصله با شهر فرگوسن، یعنی جایی که از ماه اوت به خاطر کشته شدن یک نوجوان سیاه‌پوست به دست یک پلیس سفیدپوست زیر ذره‌بین رسانه‌ها بوده، باعث شده ساکنان این دو اتفاق را با هم مقایسه کنند.

آدام اِسمروویچ در مصاحبه با تاد سی فرنکِل، خبرنگار واشنگتن پُست، می‌گوید "در فرگوسن سر یک موضوع بی‌خود اعتراض می‌کنند و توجه کل مملکت را جلب می‌کنند. ما فقط می‌خواهیم پلیس بیشتری این‌جا داشته باشیم تا جلوی این جانی‌ها را بگیرند."

یه نظر فرنکِل، در این مورد نه اعمال پلیس، بلکه بی‌عملی آن‌ها باعث خشم معترضان شده است. او با توصیف این اعتراضات، به شکل ضمنی آن را با اعتراضات بعضا خشنی که در پی رفع اتهام از دَرِن ویلسون، یعنی افسر پلیسی که مایکل براون را به ضرب گلوله کشت، مقایسه می‌کند: "معترضان شعار نمی‌دادند. معترضان به پلیس توهین نمی‌کردند. بعضی‌ها داخل یک پارکینگ آتش روشن کرده بودند و دورش جمع شده بودند. در گوشه‌ای به یاد بگیچ عروسک گذاشته بودند. معترضان تنها وقتی احساس می‌کردند که پلیس دیگر علاقه‌ای به ماندن ندارد وارد خیابان می‌شدند."

حق نشر عکس BBC World Service

واکنش‌های محلی به کنار، این قتل توجه مفسران و وبلاگ‌نویسان محافظه‌کار را به خود جلب کرده است. به نظر آن‌ها سکوت فعالان لیبرال و رسانه‌ها در قبال قتل بگیچ، در حالی که از مرگ براون به خشم آمده‌اند، نشانه دورویی آن‌ها است.

اگر بشود این اتفاق را به نحوی به اعتراضات فرگوسن ربط داد، می‌شود کل آن اعتراضات را بی‌اعتبار کرد و به مشتی یاغی خشن و قانون‌شکن نسب داد (کاری که در جریان غارت‌ها و خراب‌کاری‌های اخیر هم انجام شد).

وبسایت محافظه‌کار توییچی که شبکه‌های اجتماعی را رصد می‌کند، می‌پرسد "رسانه‌های سراسری کجا رفته‌اند؟"

یک وبلاگ محافظه‌کار دیگر هم از پیدا نشدن کلمه "بگیچ" در وبسایت‌های خبری مانند بازفید، مادر جونز و ام‌اس‌ان‌بی‌سی خبر داد.

تصویر دیگری که به شکل گسترده توییت می‌شد صفحه جستجوی وبسایت نیویورک تایمز بود. تنها نتیجه برای "بگیچ" یک مقاله در رابطه با گوشت خشک‌شده خوک بود.

آرنولد آلِرت، نویسنده پاتریوت پُست، می‌گوید رسانه‌ها حاضر نیستند "بپذیرند که بگیچ شاید به خاطر نژادش کشته شده باشد، یا در واکنش به رای هیات منصفه و شورش‌های متعاقب در فرگوسن."

به نوشته او "از آن همه رسانه هیجان‌ساز و بی‌علاقه به حقیقت که دست‌جمعی برای مخابره یک روایت خاص بر سر فرگوسن خراب شده بودند هیچ خبری نیست. کسی برای سر آن جانی‌هایی که چکش‌به‌دست و تنها برای تفریح در خیابان‌ها می‌گشتند جایزه تعیین نخواهد کرد. آن‌ها مجبور نخواهند شد از ترس جانشان مخفی شوند. اِریک هُلدِر، دادستان کل، برای تعیین انگیزه آن جانی‌ها در محل حاضر نخواهد شد و برای این که معلوم شود حقوق مدنی بگیچ زیر پا گذاشته شده بود یا نه دست به تحقیقات نخواهد زد."

او می‌گوید خبر بگیچ در صفحه‌های انتهایی روزنامه‌ها مخفی خواهد شد و سپس "کاملا فراموش" می‌شود.

البته این پیش‌بینی کاملا درست از آب درنیامده. شاید افزایش حجم عصبانیت محافظه‌کاران – که برخلاف مدعیات راست‌گرا تاثیر بیشتری بر جریان غالب رسانه‌ای دارند – باعث شده رسانه‌های مختلفی چون واشنگتن پُست، چندین روزنامه محلی نیویورک، سی‌ان‌ان و ان‌بی‌سی به این خبر توجه نشان دهند.

حق نشر عکس BBC World Service

اما دلیل دیگری جز نزدیکی مکانی برای ربط دادن این حمله به فرگوسن وجود دارد؟ مانند فرگوسن روایت‌های متضادی از شاهدان عینی گزارش شده. با این‌که پلیس می‌گوید قومیت مساله نبوده ولی بعضی‌ها خیلی مطمئن نیستند و به محلی‌هایی اشاره می‌کنند که می‌گویند مهاجمان از کلمه‌هایی که بار نژادی دارد استفاده می‌کردند.

با این حال نادیده گرفتن این حقیقت که براون به دست یک افسر پلیس کشته شد کاری غیرممکن است. در فرگوسن پلیس بخشی از داستان بود و خشم سیاه‌پوستان بر آن متمرکز شده بود. جرایم سیاه‌پوستان علیه سفیدپوستان، که ظاهرا در خبر بگیچ به موضوع اصلی برای بعضی از محافظه‌کارها تبدیل شده، به نسبت نادر است.

آمار اخیر نشان می‌دهد که ۸۳٪ سفیدپوستان به دست سفیدپوستان دیگر کشته می‌شوند و ۹۳٪ سیاه‌پوستان به دست سیاه‌پوستان دیگر (البته رقم دوم هم برای برخی از جمهوری‌خواه‌ها مثل رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک، مایه نگرانی است).

اگر رابطه بد حاکم بین ماموران قانون و سیاه‌پوستان آمریکا – و البته مشکلات بین نژادها در آمریکا – را در نظر بگیریم خواهیم دید که اتفاقی که در فرگوسن افتاد حکم کبریتی بود بر بشکه باروت.

اعتراضات متعاقب، و برخورد پلیس که به خاطر عدم تناسب و جو نظامی حاکم بر آن مورد انتقاد قرار گرفت، باعث خلق تصاویری شد که توجه رسانه‌ها و ملت را جلب کرد و هیزم در آتش ریخت.

شکی نیست که قتل بگیچ نتوانسته به اندازه مرگ بروان جلب توجه کند. مرگ بگیچ، مانند مرگ دیگر قربانیان جرایم خشونت‌بار، قطعا یک تراژدی است.

اما شاید مشکل اصلی این نباشد که مرگ بروان، در مقایسه با قتل بگیچ، بیش از اندازه مورد توجه قرار گرفته. آن وقت چه؟ تا امروز، بیش از ۱۵٫۰۰۰ قتل در سال ۲۰۱۴ در سراسر آمریکا رخ داده – سیاه‌پوست و سفیدپوست، پلیس و شهروند عادی، مهاجر و بومی.

آیا نباید شاهد برافروخته شدن خشم ملی در قبال تک تک این مرگ‌ها باشیم؟

مطالب مرتبط