عربستان سعودی: انتقال قدرت آرام ولی آینده نامعلوم

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption سوگواران در اطراف گور ملک عبدالله

انتقال قدرت، از بسیاری جهات موروثی و خانوادگی است.

برای درک این مفهوم تنها لازم است به رقابت احتمالی جب بوش، برادر جورج بوش و هیلاری کلینتون، همسر بیل کلینتون در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۱۶ نگاهی بیاندازیم.

در عربستان سعودی نیز وضع به همین منوال است.

ولی در این کشور، خاندان درگیر در مسئله جانشینی به مراتب بزرگ تر و پولی که مطرح است به مراتب بیشتر است. و خبر بد این است که این انتقال قدرت خانوادگی، در مجاورت منطقه ای خطرناک و دستخوش خشونت صورت می گیرد.

علاوه بر این نباید فراموش کرد که برخی از زمامداران منطقه مانند سرهنگ قذافی، رهبر سابق لیبی و حسنی مبارک، رئیس جمهور سابق مصر که برای مدت طولانی حکومت را خانوادگی اداره می کردند، به طور ناگهانی و تا حدودی غیرمنتظره سرنگون شدند.

از مدت ها قبل منتقدان و دشمنان خاندان حاکم در عربستان سعودی، که تعدادشان در داخل و خارج از کشور زیاد است، پیش بینی می کردند هنگامی که ملک عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان سعودی فوت کند، بروز هرج و مرج یک احتمال واقعی خواهد بود.

آنها انتظار داشتند که خبر شکاف و اختلاف بین جناح های رقیب در داخل خانواده سلطنتی، به خارج نیز سرایت کند. ولی پس از فوت ملک عبدالله در ۲۲ ژانویه، این پیش بینی ها به حقیقت نپیوست. و دست کم برای زمان حال، خانواده سلطنتی سعودی نشان داده اند که دقیقا می دانند در صورت لزوم برای حفظ قدرت باید چکار کنند.

به خاکسپاری پادشاه سابق و به تخت نشستن جانشین او به سرعت صورت گرفت و عادی بودن وضعیت اعلام شد. ولی باید گفت که کاملا این طور نیست.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ملک سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه جدید عربستان

بحث و گفتگوی اعضای خاندان سعودی در باره این که به چه کسی چه مقامی باید داده شود به ترتیبی است که در مقایسه با آن گفتگوهای تنش آلود سال ۲۰۱۰برای تشکیل یک دولت ائتلافی در بریتانیا، آرام و مسالمت آمیز جلوه می کند.

مهمترین مسئله ای که باید به آن توجه کرد این است که ملک سلمان، پادشاه جدید برادر ناتنی خود امیر مقرن بن عبدالعزیز را به عنوان ولیعهد خود انتخاب کرده است.

امیر مقرن، رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان سعودی، کوچک ترین پسر در قید حیات ملک عبدالعزیز، بنیانگذار کشور عربستان سعودی است.

انتصاب امیر محمد بن نایف، به عنوان نایب ولیعهد نیز یک اقدام مهم دیگر و تلاشی است برای جلوگیری از این که در آینده نسل بعدی یعنی نواده ها برای به دست گرفتن قدرت در صدد سبقت گرفتن از یکدیگر برآیند.

ولی هنوز خیلی زود است بتوان گفت چه اتفاقی خواهد افتاد و نقشه های پنهانی برای جانشینی در دراز مدت ادامه خواهد یافت.

همانطور که حوادث سال های اخیر در سراسر خاورمیانه نشان داده، هیچ چیز را نمی توان تضمین کرد. جدا ازسیاست های خانوادگی، چالش هایی که حکام عربستان سعودی با آن مواجهند چه در داخل و چه در خارج از کشور در حال افزایش است.

در داخل عربستان سعودی، نشانه ای از دستیابی به یک راه حل دراز مدت برای مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور دیده نمی شود.

نرخ بیکاری بالاست و در حالی که جمعیت کشور در حال افزایش است بخصوص نسل جوان بی قرار و تشنه تغییر است.

شمار کسانی که برای امرار معاش خود به کارهای دولتی وابسته اند بیش از حد زیاد است و از وضعیت حقوق بشر این کشور، در سراسر جهان انتقاد می شود.

حق نشر عکس BBC World Service

حقوق زنان یا درست تر بگوییم عدم حقوق زنان نیز مانند یک زخم چرکین باقی مانده و ممنوعیت رانندگی تنها یک مورد از فهرست طولانی محدودیت های زنان است. در همین حال، از نظر عربستان فراتر از مرکز قدرت در ریاض، وخیم تر شدن اوضاع همچنان ادامه دارد.

در شرق کشور اقلیت شیعه برای دولت مشکل ساز شده اند.

در بحرین، همسایه عربستان اگر چه حکومت دست سنی هاست ولی شیعه ها اکثریت دارند و نگرانی ریاض از ناآرامی های بحرین به قوت خود باقی است. در یمن هم به نظر می رسد شورشیان شیعی در جنگ با دولت دست بالا را دارند. ولی مهمتر از همه ایران، لولوی منطقه است که سیاستمداران سعودی معتقدند در همه جا فعال است.

علاوه بر نگرانی از برنامه هسته ای ایران، رهبران سعودی از نفوذ این کشور در عراق از طریق اکثریت شیعه عراقی، بیمناکند.

جنگ داخلی سوریه بی اطمینانی از وضعیت منطقه را چندین برابر کرده. معضل دولت اسلامی و خطر آن برای منافع عربستان سعودی در منطقه را نیز نباید فراموش کرد.

به همین دلایل است که دیدار اخیر باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا ازعربستان سعودی تا حدی موجب آرامش خاطر رهبران سعودی شد. تعداد قابل توجه هیئت همراه رئیس جمهوری آمریکا نشان دهنده حمایت آمریکا از عربستان سعودی بود.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption دیدار باراک اوباما با پادشاه جدید عربستان

روابط آمریکا و عربستان سعودی فراز و فرودهای زیادی داشته و اختلاف نظر کنونی دو کشور در باره نحوه برخورد با ایران یکی از این نمونه هاست. ولی مناسبات فیمابین همچنان محکم و قوی است.

اما در زمانی که وضعیت خاورمیانه بی اندازه ملتهب است، برای بسیاری از منتقدان این واقعیت که حسن روابط دو کشور ادامه یافته یک معماست. بسیاری نمی دانند چرا غرب به طور کلی و آمریکا و بریتانیا به طور اخص، از عربستان سعودی فاصله نمی گیرند.

این که برای پاسخ بگوییم: "پول حرف آخر را می زند" جواب بیش از حد خام و خشنی است ولی پول را می توان یک عامل دانست.

عربستان سعودی دارای ذخایر ارزی هنگفتی است که در طول دهها سال انباشته شده است.

این پول کلان در اقتصاد کشورهای غربی از بانکداری گرفته تا املاک و مستغلات تاثیر زیادی می گذارد و البته نفت را نباید فراموش کرد.

در حال حاضر سعودی ها تولید نفت خود را در حدی که باعث پایین نگاه داشتن قیمت نفت شود، حفظ کرده اند. عربستان با توجه به ذخایر نقدی قابل توجه، می تواند از عهده تنزل قیمت نفت برآید.

آمریکا نیز از پایین بودن قیمت نفت استقبال می کند چون موجب مشکلات بزرگ اقتصادی برای روسیه می شود و برای درک این که چرا علیرغم ناخرسندی از وضعیت حقوق بشر و شایعات ثابت نشده مبنی بر این که اتباع ثروتمند سعودی هزینه انواع گروه های قسم خورده ای را که دشمن منافع و ارزش های غربی اند تامین می کنند، قطع رابطه با این کشور مشکل است، لازم است از هر رهبر آمریکایی بپرسید که خاورمیانه بدون عربستان سعودی را چطور مجسم می کند؟

تنها فکر این موضوع، لرزه بر اندام بیشتر دولتمردان آمریکایی می اندازد.