یونان؛ امید به شروع یک انقلاب؟

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آلکسی سیپراس، نخست‌وزیر جدید یونان پس از پیروزی در انتخابات

پرچم‌ها با افتخار در اهتزاز بودند و آلکسی سیپراس، نخست‌وزیر جدید یونان، داشت سخنرانی پیروزی خود را ایراد می‌کرد. حامیان حزب چپ‌گرای سیریزا از سراسر اروپا جمع شده بودند تا این پیروزی را با امید دگرگونی این قاره جشن بگیرند.

خوشحالی آنها انگار با دلهره آمیخته بود. میدان تبدیل شده بود به محلی برای تجدید دیدار، به آغوش کشیدن و بوسیدن دوستان قدیمی.

شاید رفاقتشان به روزهای نخست حیات سیریزا بازمی‌گشت، زمانی که حزب بیش از چند درصد در انتخابات رای نمی‌آورد. سرعت تغییرات چنان زیاد بوده که وقتی می‌گویم روزهای نخست منظورم تنها ۵ سال پیش است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption چپ‌های آلمان هم از پیروزی سیریزا در یونان خوشحال هستند

پاپی کوتسیاندی، در حالی که دستش را دور بازوی پسر نوجوانش انداخته بود، با اندکی تردید گفت "این آغاز دورانی تازه است".

پاپی به تصویری که از حامیان نوعی سیریزا در سر داشتم شبیه نبود، برای همین پرسیدم "شغلت چیست"؟

گفت "قراردادی برای یک شرکت تبلیغاتی کار می‌کنم". این‌جا وضع کار خیلی بد است.

دوستش یانی، مردی میان‌سال با چهره‌ای متفکر که برای گذران زندگی بیمه عمر می‎فروشد، گفت "آینده سختی در پیش است".

مانده بودم پس دوآتشه‌ها کجا هستند؟ مارکسیست‌های رادیکال کجا رفته بودند؟ این کارمندان مودب طبقه متوسط به چه دلیل از قدرت گرفتن آلکسی سیپراس و به قدرت رسیدن اولین دولت چپ رادیکال در اتحادیه اروپا خوشحال بودند؟

حق نشر عکس BBC World Service

آنها خیلی شبیه خانم پیری بودند که یک روز قبل دیده بودم. دامن شیکش که آبی تیره بود تا زیر زانوهایش می‌رسید. کتش را هم با دامنش جفت کرده بود و موهایش را سشوار کشیده بود. و داشت در بازار تره‌بار بین چیزهایی که فروشنده‌ها دور ریخته بودند دنبال خوراکی می‌گشت.

در کشورهای مرفه، این‌گونه افراد در میانه میدان سیاست جای می‌گیرند.

تونی بلر، میانه‌روی حرفه‌ای، در سال ۲۰۰۱ گفت "صفحه شطرنج برهم خورده و جای مهره‌ها دارد مدام عوض می‌شود ".

او این حرف‌ها را چند روز بعد از ۱۱ سپتامبر زد. زمانه ولی عوض شده؛ حالا این اجماع سیاسی اروپا است که مثل تکه‌های شکسته شیشه، کف خیابان‌های آتن ریخته.

سیاست یونان این روزها بسیار شکننده و مغشوش است. شاید بازگویی صحبت‌هایم با یک روزنامه‌نگار یونانی به فهم موضوع کمک کند. او داشت توضیح می‌داد که چرا نمی‌خواهد به سیریزا رای بدهد.

او می‌گفت اصلاحاتی که از طرف اتحادیه اروپا و صندوق بین‌المللی پول به یونان تحمیل شده‌اند، با وجود دشواری، برای بیدار کردن کشور از خواب وحشت‌آور فساد الزامی بودند.

او با خجالت گفت "احتمالا فکر می‌کنی من عقاید دست‌راستی دارم. نه واقعا. من خیلی میانه‌رو ام و عاشق مارکس".

حق نشر عکس BBC World Service

اگر این پیش‌زمینه را در نظر بگیریم، آیا ائتلاف سیریزا با گروهی به نام "یونانی‌های مستقل" به جای حزب کمونیست، که شاید در نگاه اول هم‌بسترهای طبیعی آن‌ها باشند، همچنان عجیب به نظر می‌رسد؟

تنها نقطه اشتراک این حزب راست‌میانه ضدمهاجرت با سیریزا مخالفتش با برنامه‌های ریاضتی است. آن‌ها بر سر تقریبا همه مسائل دیگر اختلاف نظر دارند.

اما سیریزا باید سرعت عمل داشته باشد و ایده‌آل نبودن ائتلاف فعلی کم‌ترین مشکلاتشان است. یونان باید با طلبکارانش وارد مذاکره شود و قواعد این مذاکره برای هیچ یک از طرفین روشن نیست.

خلاصه داستان این است: ائتلافی از گروه‌های رادیکال چپ‌گرا که از سرمایه‌داری خوششان نمی‌آید حالا اداره کشوری را به دست گرفته‌اند که حدودا ۲۸۰ میلیارد یورو به نهادهایی بدهکار است که با اقتصاد بازار آزاد درآمیخته‌اند و طریقتشان ریاضت اقتصادی است.

هر دو طرف، اگر بخواهند در این مذاکرات آسیبی نبینند، باید حاضر باشند مصالحه کنند. در غیر این صورت یکی از طرفین آسیب جدی خواهد دید و احتمال این‌که طرف آسیب‌خورده اتحادیه اروپا باشد بیشتر است.

این احتمال، حال خیلی‌ها را در دیگر پایتخت‌های اروپایی بد می‌کند. ولی نه حال همه را. آتن به چراغ راه هزاران فعال چپ‌گرایی تبدیل شده که در این شهر جمع شده‌اند تا در اتفاقی که امید دارند شروع یک انقلاب باشد نقش بازی کنند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption پابلو ایگلسیاس، رهبر حزب اسپانیایی پودموس، درست پیش از انتخابات یونان

همزمان که پاپی، یانی و دیگر رای‌دهندگان یونانی در میدان منتظر نخست‌وزیر جدید بودند، ۲۰۰ نفر ایتالیایی پرچم سرخی را برافراشتند که رویش نوشته شوده بود "اروپایی متفاوت با سیپراس".

در بین آن‌ها چندین مرد و زن جوان با پیراهن‌های بنفشی که با آرم "پودموس" آزین شده بود چرخ می‌خوردند. "پودموس" نمونه اسپانیایی سیریزا است و آن‌ها فکر می‌کنند کشورشان می‌تواند در انتخابات امسال همان کاری را بکند که یونان کرده.

مارکسیست‌های بریتانیایی، سوسیالیست‌های فرانسوی، همه و همه برای جشن پیروزی آمده بودند؛ صدای آهنگ "قدرت از آن مردم است" پتی اسمیت در فضا می‌پیچید.

تونی بلر وقتی داشت برای کنفرانس حزب کارگر سخنرانی می‌کرد، قطعا چنین چیزی در سر نداشت. او به حزبی که با مشقت از چپ به میانه زمین سیاست کشیده بود گفت "باید این فرصت را روی هوا زد".

او صحبت‌هایش را این‌گونه ادامه داد: "صفحه شطرنج برهم خورده و جای مهره‌ها دارد مدام عوض می‌شود. اما زمانی نمی‌گذرد که جای ثابت خود را پیدا خواهند کرد. بیایید پیش از این‌که پیدا کنند دنیای اطرافمان را تغییر دهیم."

آن موقع اکتبر ۲۰۰۱ بود و دنیا تغییر کرد. حالا شاید در آستانه تغییر دیگری باشد.

مطالب مرتبط