سیاست ِ‌سیاست‌گریزان ِینگه دنیا

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

فرق چندانی وجود ندارد. چه در ایران باشید و چه در افغانستان و چه در آمریکا، در همه این کشورها اگر سیاستمداران به وعده‌های خود عمل نکنند، ناچار از چشم رای دهندگان می‌افتند. مخصوصا سیاستمدارانی که با وعده تغییرات اساسی روی کار می‌آیند که در این صورت حساب پس دادن برای خودشان و حزب و گروهشان سخت‌تر هم می‌شود.

مثلا، اگر کسی در آمریکا در سال ۲۰۰۸ میلادی، به باراک اوباما، رییس جمهوری کنونی این کشور رای داده بود تا مثلا زندان گوانتانامو بسته شود، بعد از شش سال از شروع ریاست جمهوری‌اش هنوز این وعده عملی نشده است. طرح بیمه همگانی او هم هنوز همه‌گیر نشده و با چیره شدن جمهوری‌خواهان بر کنگره، بعید نیست که کلا این طرح با مشکل تامین بودجه روبه‌رو شود.

به این لیست اضافه کنید، وعده پایان جنگ در عراق (که داعش آن را وارد فاز جدیدی کرده) و بهتر شدن اوضاع اقتصادی که پیش از شروع دوره ریاست جمهوری آقای اوباما، وارد بحران شده بود.

هرچند این آخری بنا به آمار و ارقام بهتر شده است اما بهتر شدنش، یک کم دیر به چشم مردم آمد و بهتر نشدن اوضاع اقتصادی سبب شد که در انتخابات میان دوره‌ای، حزب دموکرات و در راسش رئیس جمهوری آمریکا شکست بخورد.

همه این‌ها را نوشتم تا به همان پاراگراف اول برگردم که عمل نکردن به وعده‌ سبب دوری رای‌دهندگان از سیاستمداران می‌شود.

صحبت اگر از رای‌دهندگان جوان باشد که دیگر اوضاع بدتر است و وفادار نگه داشتنشان با حزب سخت‌تر. در همین انتخابات میان دوره‌ای آمریکا که ذکرش رفت، تنها ۲۲/۲ درصد از افراد زیر سی ساله آمریکایی در انتخابات شرکت کردند.

به صورت سنتی هم در انتخابات آمریکا، این گروه سنی کمترین میزان مشارکت سیاسی را دارند.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

دایان لوانتال، استاد سیاست و کشورداری در دانشگاه آمریکن است. وقتی با او درباره سیاست گریزی جوانان آمریکایی صحبت می‌کنم، به کندی در برآورده شدن وعده‌های انتخاباتی اشاره می‌کند و تضادی که با شتاب مورد نظر جوانان دارد. به گفته این استاد دانشگاه، "شتاب" از صفات سیاست در آمریکا نیست.

"جوانان و مردم در کل، این روزها به کامیابی سریع عادت کرده‌اند." خانم لوانتال البته اشاره می‌کند که عجله داشتن همیشه از صفات جوانان بوده اما اینترنت این عادت را دو چندان کرده است.

همین که بدون رفتن به مغازه می‌شود کالایی را خرید و آن کالا یک یا چند روز بعد در خانه ماست. یا بسیاری چیزها مثل موسیقی، فیلم و سریال و کتاب را می‌توان به طرفه العینی از روی اینترنت پیاده کرد.

خانم لوانتال می‌گوید: "جوانان امروز برای چیزی در زندگیشان صبر نکرده‌اند و بلد نیستند انتظار بکشند."

این استاد دانشگاه می‌گوید که به همین دلیل بسیاری از جوانان ترجیح می‌دهند اگر مشکلی در جامعه می‌بینند، راه‌های سریع‌تری برای حل آن مشکل پیدا کنند.

مثال هم می‌زند، از اینکه چطور جوانان جذب کارهای خیریه می‌شوند و این طور سعی می‌کنند مشکلی که به چشمشان می‌آید را حل کنند.

در دیدار و گفتگوهایی که با جوانان دانشگاه آمریکن داشتم هم این موضوع به چشم می‌خورد.

مثلا ولادو که از اعضای باشگاه دموکرات‌های دانشگاهشان است، تعریف می‌کند که چطور در دانشگاهشان مسئله وام‌های دانشجویی برایشان مهم بوده و برایش گردهمایی داشتند.

این گروه از دانشجویان که من دیدم، کسانی هستند که به یکی از دو باشگاه دموکرات و جمهوری‌خواه تعلق دارند. دو حزب عمده در آمریکا که بیشتر مناصب انتخابی را در دست دارند.

این که نوشتم "بیشتر مناصب" را بگذارید برایتان این طور شرح دهم که از ۵۳۵ کرسی کنگره آمریکا تنها دو کرسی به مستقل‌ها اختصاص دارد که آنها هم برای اینکه صدایشان به گوش کسی رسیده شود با دموکرات‌ها ائتلاف کرده‌اند.

این جوانان که برای مسابقه فوتبال سالانه دو تیم دموکرات و جمهوری‌خواه دور هم جمع شده بودند، کسانی هستند که از سن کم جذب سیاست شده‌اند. از چهار نفری که من با آنها صحبت کردم، تنها یک نفر بود که اعتقادات سیاسی خود را از پدر و مادرش به ارث نبرده بود و خودش انتخاب کرده بود.

خانم لوانتال می‌گوید نتایج بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهد که در آمریکا، خانواده‌ها بیشتر از مدرسه و کلیسا بر شکل‌گیری هویت سیاسی افراد اثر دارند.

اما نکته اینجاست که با عوض شدن معیارهای اخلاقی در جامعه، جوانان عقایدشان نه تنها از خانواده‌ها که از احزاب جا افتاده جدا می‌شود.

مثلا نیکلاس و مری، دو نفر از دانشجویانی که عضو باشگاه جمهوری‌خواهان هستند، در برخی از موارد با مواضع کلی حزب مخالفند.

نیکلاس می‌گوید که با حزبش در زمینه مخالفت با سقط جنین موافق است اما برخلاف آنها با ازدواج همجنسگرایان موافق است.

مری هم که از نسل سوم مهاجران مکزیکی است، می‌گوید که او مخالف سیاست‌های مهاجرتی جمهوری‌خواهان است.

اما تجربه این دانشجویان نشان می‌دهد که تا به حال نتوانسته‌اند عقاید خود را از نزدیک و رو در رو با سیاستمدارانی که مثل آنها در همین شهر واشنگتن هستند و شاید با آنها کار هم کرده باشند در میان بگذارند.

باز هم دلیل دیگری برای اینکه جوانان از خیر سیاستمداران گذشته و خودشان آستین‌ها را بالا بزنند. یا آن طور که خانم لوانتال می‌گوید، وارد بازی‌های سیاسی محلی شوند. مثلا در انتخابات مربوط به هیئت امنای مدارس بخش و ناحیه خود مشارکت کنند.

مطالب مرتبط