آیا غرب اراده متوقف کردن روسیه را دارد؟

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption به نظر می رسد شورشیان اوکراین به شدت مسلح هستند

مثل بسیاری دیگر از توافق های آتش بس نگرانی عمده این است که آنچه در منیسک مورد توافق قرارگرفت روی کاغذ بماند.

شتاب و اضطرار برای رسیدن توافق آتش بس در شرق اوکراین و پافشاری بر اجرای آن باعث خواهد شد که مباحث و اختلاف نظرها در آمریکا پیرامون نحوه برخورد با روسیه تشدید شود.

باراک اوباما به ولادیمیر پوتین هشدار داده است که اگر روسیه به اقدامات تعرضی خود در اوکراین ادامه دهد "هزینه های این اقدام برای روسیه افزایش خواهد یافت." اما رییس جمهورآمریکا دقیقا منظورخود را از این هشدار بیان نکرده است. و این موضوع بسیار مهم است.

اختلاف نظر بر سر نحوه کمک تسلیحاتی به اوکراین یکی از محورهای مهم سیاست خارجی باراک اوباما را زیر سئوال برده است.

باراک اوباما می گوید که دولت او هنوز در مورد تسلیح ارتش اوکراین به سلاح های پیشرفته تصمیم نهایی را نگرفته است. ولی در عین حال خاطر نشان کرده که چنین اقدامی محتمل است. او این موضوع را در یک کنفرانس خبری مشترک با آنگلا مرکل صدراعظم آلمان بیان کرد.

اما رهبران آلمان، فرانسه و بریتانیا با ارسال سلاح های آمریکایی برای اوکراین مخالفند. آنها هشدار می دهند که با این اقدام شرایط بد اوکراین، بدتر خواهد شد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تعداد زیادی از داوطلبان به صفوف واحدهای شبه نظامی اوکراین می پیوندند

در واقع کمتر صاحبنظر و سیاستمداری در اروپا معتقد است که با کمک های تسلیحاتی محدود آمریکا ارتش اوکراین قادر خواهد بود شورشیان و روس هایی را که از آنها حمایت می کنند، شکست بدهد. حداکثر تاثیری که ارسال اسلحه برای اوکراین خواهد داشت این است که پوتین را وادار کند تا مکث کرده و کمی فکر کند.

گزارشی که اخیرا درمحافل سیاسی آمریکا منتشر شده و از باراک اوباما می خواهد در مورد اوکراین سیاست فعالتری اتخاذ کند، در نتیجه گیری خود می نویسد: "غرب توانایی متوقف کردن روسیه را دارد. سئوال این است که آیا غرب اراده لازم برای این کار را هم دارد؟"

این نکته اشاره بسیار خوبی است به یک بحث فلسفی بسیار مهمتر که این روزها کسی فرصت آن را ندارد.

گزارش موسسه پژوهش های استراتژیک بروکینگز که توسط کارشناسان معتبر و ارشد تنظیم شده، یادآوری می کند که اگر غرب اراده خود را به نمایش نگذارد مسلما دولت روسیه از آن بهره برداری خواهد کرد. در بخشی از گزارش موسسه بروکینگز گفته می شود: "تاریخ به وضوح نشان می دهد که تنها راه جلوگیری از تبدیل شدن یک چنین تعرض هایی به یک بحران و کشمکش منطقه ای و حتی بین المللی، مقابله با آن و خنثی کردن آن است."

جان هربست از سفرای سابق آمریکا و یکی از تنظیم کنندگان این گزارش به بی بی سی گفت:"درعرصه زورآزمایی و صحنه نبرد هم باید فشارهایی اعمال شود تا پوتین درک کند که یک توافق دیپلماتیک به نفع او هم خواهد بود. صحبت های او و بیانیه های حکومت روسیه در مورد جمهوریهای بالتیک نشان می دهند که اهداف او فراتر از اوکراین است."

جان هربست افزود:"امروزه بزرگترین خطر برای امنیت ملی آمریکا یک روسیه خودسر و یاغی است که باید آن را متوقف کرد و بهترین جا برای این کار اوکراین است."

وزارت خارجه و وزارت دفاع آمریکا به طور کلی با یافته ها و توصیه های این گزارش موافقند اما باراک اوباما و سوزان رایس مشاور امنیت ملی او هنوز در پذیرش آن اکراه دارند.

شکیبایی استراتژیک

اما در مرکز این مباحث عملی و اضطراری یک موضوع نظری مهم وجود دارد.

سوزان رایس مشاور امنیت ملی باراک اوباما اخیرا یک جمعبندی کامل از محورهای اصلی سیاست خارجی رییس جمهور آمریکا را در قالب یک گزارش منتشر کرده است. این مطلب پوشش و توجه چندانی را جلب نکرد و همین نکته موضوع بسیار مهمی است.

_______________________

تلفات انسانی جنگ اوکراین

۵۴۸۶ نفر در شرق اوکراین کشته و حدود ۱۳ هزار نفر نیز زخمی شده‌اند

این تلفات سقوط هواپیمای مالزی در ژوییه سال ۲۰۱۴ را نیز شامل می شود که در آن ۲۹۸ نفر کشته شدند

ارزیابی می شود که حدود ۵.۲ میلیون نفر در مناطق جنگ زده زندگی می کنند

رقمی حدود یک میلیون نفر، شامل حدود ۱۲۰ هزار کودک در داخل اوکراین آواره شده اند

حدود ۶۰۰ هزار نفر به کشورهای همسایه گریخته‌اند که از این میان بالاترین رقم، حدود ۴۰۰ هزار نفر به روسیه رفته‌اند

منبع: گزارش سازمان ملل متحد، ۶ فوریه ۲۰۱۵

____________________

در شرایطی که جهان با تحولات مهم و بحران های جدی و متعددی روبرو است، این گزارش به حدی آرام و بی دغدغه است که می توان آن را نادیده گرفتن خودخواهانه واقعیت های موجود توصیف کرد.

دکترین اصلی که این گزارش بر آن استوار است "شکیبایی استراتژیک" نامیده می شود. خانم رایس در مورد گمراه شدن توسط تیترهای خبری و سرو صدایی که رسانه ها به راه می اندازند هشدار می دهد.

او می گوید:" به جای اینکه تحت تاثیر تیترهای خبری قرار بگیریم، ما به بررسی تحولات دراز مدت و کنترل آینده متعهد هستیم که فراتر از بحران های موردی و روزمره است و دیدگاهی را دنبال می کنیم که به اعتقاد ما جهان باید و می تواند بر آن مبنا شکل بگیرد."

چنین تحلیلی بسیار منطقی است. خانم رایس به درستی یادآوری می کند که در حال حاضر آمریکا با هیچ تهدیدی جدی که موجودیت آن کشور را به خطر بیاندازد روبرو نیست. او به درستی می گوید که اهمیت هند هر روز بیشتر می شود و رابطه با چین برای آینده جهان و منافع استراتژیک آمریکا موضوع کلیدی است. همچنین به درستی یادآوری می کند که درهای همکاری با روسیه در آینده را باید باز نگاه داشت.

اما خطر در این است که اگر کشور دیگری با یک اراده قوی تر ابتکار عمل در بحران های امروزی را به دست بگیرد، آینده روشنی که خانم رایس آن را توصیف می کند ممکن است از کنترل آمریکا خارج شود.

البته باید یادآوری کرد که مشاور امنیت ملی باراک اوباما در همین جمع بندی به شدت از اقدامات روسیه انتقاد می کند و می نویسد: "سیاست تعرضی روسیه دراوکراین یک بی حرمتی فجیع ومرگبار به موازین و توافق های پایدار است. آمریکا با کمک متحدان خود مجازات های سیاسی و اقتصادی شدیدی را علیه روسیه اعمال می کند و تا زمانی که روسیه این سیاست خود را تغییر ندهد ما به فشارهای خود خواهیم افزود."

دیپلماسی شبیه به معنویات ذن

فشارهایی که سوزان رایس به آنها اشاره می کند تاکنون در قالب تحریم های اقتصادی به روسیه فشار زیادی وارد کرده است. اما با وجود مشخص بودن تاکتیک ها هنوز استراتژی آمریکا دقیقا تعیین نشده است.

وجود یک تمایل به گوشمالی دادن روسیه کاملا قابل فهم است. اما مشخص نیست که هدف از فشارهای آمریکا و متحدان غربی آن کشور وادار کردن پوتین به تجدید نظر در سیاست های خود در ناحیه کریمه و شرق اوکراین است و یا هدف نهایی فشارها مجبور کردن او به کناره گیری از قدرت است.

در واشنگتن که اکثر اوقات تحلیلگران می توانند به قدرت برسند و یا نظر خود را به نهادهای تصمیم گیر القاع کنند، بسیاری از این سیاست خارجی ذن گونه دولت باراک اوباما ناراضی هستند.

گزارش تحقیقاتی موسسه پژوهشی بروکینگز با لحن انتقادی شدید را باید بسیار جدی گرفت چون یکی از بانفوذترین مراکز پژوهشی واشنگتن است. سه مقام بلندپایه سابق در وزارت خارجه و وزارت دفاع، دو سفیر سابق آمریکا در اوکراین، یک نماینده سابق آمریکا در ناتو و فرمانده سابق نیروهای ناتو در اروپا آن را امضا کرده اند.

این افراد کسانی هستند که علاوه بر سابقه خود در گذشته می توانند روی آینده نیز تاثیر گذار باشند. منابع مطلع می گویند که تعداد زیادی از این افراد ممکن است تیم سیاست خارجی و امور دفاعی هیلاری کلینتون را در صورت نامزدی او برای مقام ریاست جمهوری تشکیل دهند.

در گزارش موسسه پژوهشی بروکینگز به باراک اوباما توصیه می شود که بدون درنگ یک میلیارد دلار کمک های تسلیحاتی شامل هواپیماهای بدون سرنشین و موشک های ضد تانک به اوکراین ارسال کند و پدافند ضد هوایی آن کشور را نیز تقویت کند.

جان هربست سفیر سابق آمریکا در اوکراین و یکی از تنظیم کنندگان این گزارش با سیاستمداران تندرو و جنگ طلب آمریکایی تفاوت زیادی دارد. ولی حتی او تاکید می کند که در این مورد مشخص رییس جمهور آمریکا با عدم ارسال اسلحه برای اوکراین مرتکب اشتباه شده است.

او در مصاحبه با بی بی سی گفت:"اکثر مقامات ارشد در دولت آمریکا معتقدند که کمک تسلیحاتی به اوکراین درست است. رییس جمهور محتاطانه برخورد می کند و من این موضوع را درک می کنم. او وارث یک سیاست خارجی دخالت جویانه و جنگ طلبانه ای بوده که به شدت شکست خورده است. به عنوان مثال باراک اوباما برخلاف تمایل خودش و به توصیه مشاورانش در جنگ لیبی دخالت کرد و دیدیم که نتیجه آن فاجعه بار بود. وقتی که نوبت به سوریه رسید باز همان مشاوران به او توصیه کردند که در جنگ دخالت کند ولی او قبول نکرد و من این تصمیم او را ستایش می کنم. اما مشکل این است که او همین منطق را در شرایط و موقعیت های متفاوت به کار می برد. شرایط اوکراین با جنگ داخلی سوریه و یا مورد لیبی فرق می کند. در اوکراین یک رهبری توانا وجود دارد که می خواهد آن کشور را به سوی دموکراسی و اقتصاد بازار آزاد ببرد و یک نیروی متجاوز تمامیت خواه تلاش می کند آنها را له کند."

احتیاط قابل فهم

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آنگلا مرکل خواستار احتیاط شده است

شین بیرملی که تا سال ۲۰۱۲ مسئول برنامه ریزی استراتژیک در شورای امنیت ملی ریاست جمهوری آمریکا بوده احتیاط و سئوالات موجود در ذهن رییس جمهور را به خوبی درک می کند. او می گوید:"جزییات این کمک تسلیحاتی مورد بحث برای اوکراین اصلا مشخص نیست. چه تسلیحاتی قرار است به آنها بدهیم؟ آیا علاوه بر تسلیحات باید مستشار و کارشناسان نظامی هم بفرستیم؟ به عنوان مثال برخی به تسلیحات ضد تانک اشاره می کنند ولی این نوع تسلیحات بسیار پیچیده هستند و کاربرد آنها به آموزش نیاز دارد."

او می افزاید :"سئوالات دیگر این است که حمایت تسلیحاتی و آموزشی ما از اوکراین تا چه مدتی ادامه خواهد یافت؟ و آیا همه این کمک ها روی تعادل قدرت نظامی تاثیر خواهد داشت؟ به نظر من کاخ سفید به خوبی این سئوالات را می داند و قبل از هر تصمیم گیری مشخصی برای دخالت مستقیم در این بحران، باید تمام این موارد را ارزیابی کند."

اگر به موارد گذشته برگردیم می بینیم که تلاش های دیپلماتیک موثر و توقف و بن بست در یک درگیری منطقه ای ممکن است جلوی پیشروی بیشتر روسیه را بگیرد. یکی از نمونه های آن جنگ کوتاه مدت با گرجستان بود.

بنابراین مذاکرات و توافق اخیر در مینسک با متوقف کردن زد و خوردها ممکن است به نتیجه مشابهی برسد. متاسفانه در مورد هیچ بحران نظامی نمی توان زمان نقض مجدد آتش بس و یا تداوم آن را پیش بینی کرد. اما در یک چنین شرایطی بالا بردن فتیله اقدامات نظامی هر یک از طرفین ممکن است به گسترش جنگ منجر شود و در آن صورت نیروهای طرفدار روسیه پیشروی بیشتری خواهند کرد. هر چند باید پذیرفت که از زمان مذاکرات قبلی تا مذاکرات منیسک ۲ موقعیت نیروهای طرفدار روسیه بهتر شده و قلمرو تحت کنترل آنها گسترش یافته است.

موضوع بنیادی

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption درگیریهای خشونت آمیز در شرق اوکراین تشدید شده است

تمام این نکات و جزییات به این دلیل مهم است که موضوع بنیادی در بحران اوکراین این است که غرب از خود چه ارزیابی دارد و آمریکا در صحنه جهانی چگونه رفتار می کند.

به نظر می رسد که دو غریزه دیپلماتیک بسیار معقول یکدیگر را به چالش می کشند.

منطق اولی تاکید می کند که اتحاد کشورهای غربی تنها قدرت موجود در جهان نیست و باید با دیگران با حدی از احترام و دلجویی رفتار کرد و هر کسی را نباید به سرعت دشمن قسم خورده غرب قلمداد کرد.

در مقابل منطق دوم معتقد است که معیارهای حاکم در غرب جهانشمول هستند و در نتیجه دموکراسی و حق تعیین سرنوشت برای همگان است.

درک درست از تاریخ معاصر به ما نشان می دهد که بسیاری در روسیه معتقدند که پس از فروپاشی اتحاد شوروی آن کشور به شدت تضعیف و تحقیر شد. آنها احساس می کنند که حتی امروزه ائتلاف قدرتهای غربی مثل ناتو و یا اتحادیه اروپا از پیشروی خود به سوی حوزه نفوذ روسیه دست برنداشته ومی خواهند حتی اوکراین را که زادگاه مذهب اکثریت مردم روسیه و محل شکل گیری اولین حکومت های مدرن روسیه است، از آنها بربایند.

این احساس و دیدگاه مردم روسیه خود را نه متجاوز بلکه مورد تجاوز می داند.

ولی در عین حال باید با دیدگاه و نیاز مردم اوکراین هم همدلی کرد که احساس می کنند سرنوشت و آینده آنها به اروپا وابسته است. آنها می خواهند به اتحادیه اروپا بپیوندند و برای دفاع از این حق خود حتی حاضرند کشته شوند.

طعنه تاریخ در این است که در همین حال برخی از احزاب اروپایی خواستار خروج کشور خود از اتحادیه اروپا هستند.

در پایان باید گفت که باراک اوباما نمی تواند به این معمای بنیادی که در بحران اوکراین نهفته، پاسخ دهد و حل تاریخی این معضل چیزی فراتر از آن است که آن را به اکراه و یا احتیاط اوباما نسبت بدهیم.

مطالب مرتبط