مادری؛ نقشی که بعضی دوستش ندارند

وقتی از دنیای مادری یا مادر بودن حرف می زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟ مادرشدن را یک امتیاز و یک ضرورت می‌دانید یا به نظرتان به هر دلیلی ضرورت محسوب نمی‌شود؟

وقتی در این مورد در فیلم‌ها و قصه‌ها و آثار هنری و غیر هنری می‌بینیم و می‌شنویم، عمدتا شاهد نگاه کمتر زنانه‌ای هستیم و در این مورد خاص صدای زنانی که معترضند و منتقد کمتر شنیده می‌شود.

نرگس خدامی دستجردی، عضو هیات علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده در ایران که در زمینه اندیشه و جایگاه مادری در اسلام و همین اندیشه در نگاه فمینیسم تحقیق کرده است می‌گوید در تفکر دینی عمدتا مادری به مادری زیستی اطلاق می‌شود و مادری که فرزندی را به دنیا آورده اولویت دارد که مراقبت از فرزند را نیز برعهده بگیرد.

خانم خدامی دستجردی می‌گوید: طبیعی است که این نگاه در دو، سه سال اول تولد محدودیت‌هایی را برای مادر ایجاد کند اما این ارتباط عاطفی بر اساس برخی تفاسیر از سوره الرحمن قرآن، جلوه‌ای است از رحمت الهی که خدا در نهاد مادر قرار داده تا نسبت به فرزند عطوفت بیشتری داشته باشد.

نرگس خدامی دستجردی همچنین به رابطه حضرت فاطمه با پسرانش حسن و حسین اشاره می‌کند و می‌گوید او در هفت سالی که همراه فرزندانش بود وقتش را با آنها می‌گذراند و با آنها بازی می‌کرد و ارزش‌های خود را به آنها منتقل می‎کرد و نتیجه می‌گیرد که ارتباط عاطفی که مادر شدن ایجاد می‌کند سبب انتقال ارزش‌ها می‌شود.

اما در مقابل، نظریه پردازان فمنیست نگاه دیگری دارند، از جمله سیمون دوبوار، از فمنیست‌های بر جسته قرن بیستم می‌گوید به زنان از کودکی آموخته می‌شود که برای تربیت کودک خلق شده اند و در برابر مشکلات زن بودن، قاعدگی، و خستگی از کارهایی که از آنها انتظار می‌رود انجام بدهند، بچه دار شدن در سراسر جهان به عنوان امتیازی شگفت‌انگیز تلقی می‌شود. این فراگیری به باور خانم دوبوار باعث می‌شود زن‌ها عمدتا به سوی گزینه مادری بروند.

Image caption سیمون دوبوار می‌گوید به زنان از کودکی آموخته می‌شود که برای تربیت کودک خلق شده‌اند

طرفداران برابری جنسیتی معتقدند مادری می‌تواند محدودیت‌های خاصی برای مادر ایجاد کند و ممکن است مادر را از دست‌یابی به موقعیت‌های شغلی و اجتماعی که از آن سو برای مردان فراهم است باز بدارد. به همین دلیل بحث مادری در اجتماع را پیش می‌کشند و معتقدند، نهادهای بیرونی از جمله دولت باید بعد از تولد بچه به مراقبت و بزرگ کردن او کمک کنند تا مادر به تنهایی از نقش انحصاری مادری خارج شود و محدودیت‌ها برایش کمتر شود و بتواند به آنچه می‌خواهد و مورد نظرش است، برسد.

مهمترین مباحث امروز دنیا در ارتباط با مقوله مادری، مسئله سقط جنین و استفاده از تکنیک‌های باروری و مادران مجرد و رحم جایگزین است. این مسائل هر کدام در زمینه‌های فرهنگی و در جاهای مختلف چارچوب فرهنگی، اخلاقی و استدلالی خودشان را دارند اما گذشته از آنچه جامعه از زنان انتظار دارد یا ندارد، جدا از نگاه صرف مردانه به مادر شدن و مادر بودن، آیا صدای زنان و بخصوص زنان منتقد هم در این مورد به اندازه کافی شنیده شده؟ برای آگاهی از نظرات زنان در مورد موضوع مادری به سراغ برخی از آنها رفتم؛ آنها که مادرند، آنها که می‌خواهند مادر شوند و زنانی که علاقه‌ای به مادر شدن و تجربه آن ندارند و بر اساس آنچه به آن معتقدند، بچه‌دار نشده‌اند.

رها زن جوان ۳۳ ساله‌ شاغلی است که تصمیم گرفته مادر نشود. او می‌گوید فکر کردن به میزان و حجم وابستگی و مسئولیتی که با بچه‌دار شدن برایش ایجاد می‌شود برایش قابل تحمل نیست. رها می‌گوید: برای من مهم است که از لحظاتم استفاده کنم، لذت ببرم و خوش بگذرانم. حتی در مواردی هم در شرایط مشابه شاهد این بوده‌ام که مادرهای اطرافم چقدر درگیر مراقبت از بچه‌هایشان هستند و نگران آنها می‌شوند و من بلافاصله حس کرده‌ام که من به هیچ عنوان نمی‌خواهم خوشگذرانی‌ها و ماجراجویی‌هایم را فدای بچه‌دار شدن کنم.

از رها پرسیدم دلش نمی‌خواهد آنطور که بعضی طرفداران بچه‌دار شدن می‌گویند لذت به ثمر رساندن فرد دیگری را تجربه کند و بعضی چیزها را که ممکن است بدون بچه‌دار شدن نتواند، تجربه کند؟

رها می‌گوید ترجیح می‌دهد زمانش را برای خودش استفاده کند و چون هنوز خودش کلی راه نرفته و کار نکرده پیش رو دارد فکر می‌کند می‌خواهد بیشتر به خودش برسد تا یک موجود دیگر.

در برابر این دیدگاه اما فریده که زن ۴۰ ساله‌ایست که یک فرزند دارد، از مادری و دنیایی که با خودش می‌آورد، ابراز رضایت می‌کند. او معتقد است بچه دار شدن و مادری کردن به رشد و پیشرفت و اتفاقا ماجراجویی بیشتر مادر کمک می‌کند. فریده معتقد است سر و کله زدن با بچه و مراحل مختلف آن درهایی را به روی یک زن باز می‌کند که بدون بچه‌دار شدن ممکن نیست.

راحله ۳۴ ساله است، و کار می‌کند. او هم می‌گوید بچه‌دار نشده چون بچه‌دار شدن را به نوعی خودخواهی می‌داند. او که تاکید دارد کسانی را که دوست دارند بچه‌دار بشوند را نفی نمی‌کند، دلایلی چون ادامه نسل، بچه دار شدن برای اینکه در روزگار پیری تنها نباشی یا ایده‌آل خودت را در وجود دیگری جستجو کنی را از مظاهر خودخواهی می‎داند و می‌گوید افرادی که می‌گویند از عشقی که به کودکشان می‌دهند لذت می‌برند، می‌توانند همین عشق و علاقه را به کودکان دیگر دنیا بدهند. راحله می‌گوید اگر بچه دار شده بود در کارش پیشرفت نمی‌کرد، اعتماد به نفس نداشت و پیشرفت دیگران آزارش می‌داد چون به‌واسطه بچه‌دار شدن و سختی‌هایی که باید تحمل می‌کرد، جای خالی بزرگی را در خودش حس می‌کرد.

راحله می‌گوید: حالا خودم را انسان مفیدتری می‌دانم اما اگر مادر می‌شدم احتمالا مادر مفیدی نبودم. مادری که تمام عمرش به فرصت‌هایی که به خاطر بچه‌دار شدن از کف‌اش رفته فکر کند، مادر خوبی نخواهد بود. راحله همچنین به رابطه‌ ناموفقی که داشته اشاره می‌کند و می‌گوید اگر بچه داشتم مجبور بودم به‌خاطر بچه آن رابطه را که برایم حکم سم داشت تحمل کنم.

راحله همچنین در پاسخ به افرادی که معتقدند بچه‌دار شدن خودخواهی قلمداد نمی‌شود بلکه ممکن است بخشی از آن وظیفه انسانی افراد باشد می‌گوید حتی اگر اینطور باشد بچه‌دار شدن تنها راه ادای دین به جامعه نیست و افراد می‌توانند در قالب دیگری به وظیفه انسانی خود عمل کنند.

نسرین افضلی، پژوهشگر مطالعات زنان در این مورد می‌گوید: "وقوع انقلاب صنعتی و به دنبال آن٬ افزایش حضور زنان در بازار کار ، موجب استقلال مالی زنان شد. تا پیش از آن زن‌ها در خانه وظایف متعددی داشتند٬ و مسئولیت اصلی تربیت و مراقبت از کودکان را برعهده داشتند٬ ولی کسب درآمد و کار «دستمزدی» مربوط به مردان بود وبه تبع آن قدرت نیز در اختیار مرد‌ها بود. برای حضور بیشتر زنان در بازار کار، داشتن فرزند یکی از موانع اصلی بود چون نه حمایت‌ کافی از سوی نهادهای اجتماعی وجود داشت و نه تقسیم سنتی نقش‌های جنسیتی زن و مرد در کارهای خانه و تربیت فرزند٬ با وضعیت جدید زنان سازگاری داشت. "

خانم افضلی می‌گوید: "در آخرین نظرسنجی‌ها کشور سوئیس بهترین کشور جهان برای مادر شدن اعلام شده چون مادر‌ها و پدر‌ها بعد از تولد کودک حمایت می‌شوند و فشار بچه دار شدن به جای تحمیل بر والدین یا مادر، به کل جامعه منتقل و تقسیم می‌شود. به این ترتیب زندگی زن به تنهایی درگیر فرایند فرزندآوری نمی‌شود."

.