روی خط پاریس – تغییر اقلیم، فرصتی یگانه برای بازسازی جهان

حق نشر عکس Getty

آنچه که فعلا از مذاکرات پاریس به بیرون درز پیدا می کند گزارش های ملی کشورهای حاضر در اجلاس است. در این میان بر خلاف تصور اولیه به نظر می رسد که آسیایی ها در مهار گرمایش جهانی هم پیشگام هستند و هم جدی تر. رئیس جمهور هند در نطقش در مراسم گشایش اجلاس از برنامه های وسیع کشورش برای توسعه انرژی خورشیدی سخن گفته بود. دیروز نیز دولت چین رسما اعلام کرد که تا سال ۲۰۵۰ دست کم نیمی از برق مصرفی این کشور با انرژی خورشیدی تامین خواهد شد.

این شاید امیدبخش ترین خبری است که تاکنون در این زمینه منتشر شده است. جالب است که آخرین ارزیابی‌ها که سال ۲۰۱۴ منتشر شده بود حکایت از آن داشت که تا سال ۲۰۵۰ به طور کلی سهم انرژی های پاک از انرژی مصرفی جهان به ۱۵ درصد خواهد رسید. (هم اکنون با وجود همه هیاهوها در این باره کمتر از ۲ درصد است).

اما چین گفته می‌تواند این معادلات را تغییر دهد. خوبی ماجرا این است که تقریبا همه اطمینان دارند چین اگر هدفی را تعیین کند حتما به آن خواهد رسید. توسعه انرژی خورشیدی در چین به معنای ارزان شدن و در دسترس قرار گرفتن این انرژی برای دیگر مردمان جهان هم هست. دیروز مالزی هم اعلام کرد انتشار گازهای گلخانه ای در این کشور تا سال ۲۰۳۰، یعنی فقط پانزده سال دیگر، ۴۵ درصد کاهش خواهد یافت.

محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان، نیز در سخنرانی اش در افتتاحیه کنفرانس پاریس اعلام کرده بود "مسیری که کشورش برای توسعه در پیش گرفته، سبب بالا رفتن درجه حرارت زمین نمی‌شود و این مسیر به کاهش گاز کربن نه تنها در افغانستان، بلکه در کشورهای همسایه از جمله هند و پاکستان نیز کمک می‌کند".

در گزارش کمیته کارشناسی این کشور نیز اشاره شده که افغانستان خودش را برای ۱.۵ درجه سانتی گراد افزایش دما تا سال ۲۰۵۰ و ۲.۵ درجه تا ۲۱۰۰ (سناریوی خوشبینانه) و ۳ درجه تا ۲۰۵۰ و ۷ درجه تا ۲۱۰۰ (سناریوی بدبینانه) آماده می کند. جالب است که نطق مقام بلندپایه اعزامی ایران فاقد چنین جزئیاتی بود و اساسا احتمال تغییر اقلیم در ایران کماکان نه فقط از سوی نهادهای مسئول بلکه به طور کلی حتی توسط مجامع آکادمیک ایران نادیده انگاشته می شود.

فرصت بازسازی جهان

آیا مسئله تغییر اقلیم و تلاش برای مهار و سازگاری با آن فقط موضوعی در حوزه اقتصاد و فناوری است؟ نه، خیلی بیشتر. دلایل بسیاری ارائه شده که نشان می دهد گرمایش جهانی می تواند فرصتی جامع، فراگیر و یگانه برای بازسازی جهان و مدنیت بشر باشد. برخی از این دلایل به شرحی است که در پی می آید:

کاهش فقر

حق نشر عکس Reuters

یک مثال ساده در این باره موج مهاجران اقلیمی است که به اروپا هجوم آورده اند. غالبا هم قربانی خشکسالی و طبیعت ویران و از بین رفتن منابع آب. ایجاد ناامنی برای غرب فقط یکی از مشکلات فقیران اقلیمی است. مشکل دیگر این است که فقیران قاعدتا استطاعت مشارکت در طرح های مهار گرمایش جهانی را ندارند. رابطه فقرزدایی و مهار تغییر اقلیم آنقدر خطی و مستقیم است که اقلیم شناسی همچون لومبورگ می گوید: "هزینه توقف نشر کربن بسیار زیاد است و بهتر است این پول صرف فقرزدایی و توسعه سریع جهان شود چون اگر شما فقیر باشید دیگر اهمیت نمی دهید که چطور جهانی را تحویل آیندگان دهید". اگر جهان می خواهد واقعا تغییر اقلیم را کنترل کند، همچنین واقعا باید بخواهد که نابرابری جهانی کاهش یابد.

اتحاد جهانی

این فرصتی است که فارغ از اختلافات سیاسی و تاریخی دولت‌ها همدیگر را سرنشینان یک کشتی آسیب دیده ببینند که غرق آن دیگر مسئله ای فقط برای مسافران کابین های درجه ۲ و ۳ نیست و سرنوشت مشترک همه است. کمتر مسئله ای می تواند اینقدر جدی و موثر به مردمان جهان احساس برخورداری از یک سرنوشت مشترک داده و آنها را ترغیب به احساس مسئولیت جهانی کند. تغییر اقلیم کاسموپلیتن ترین مسئله جهان است.

نظام‌های اخلاقی‌تر

پیش از این گفته شد که بخش زیادی از الگوی جامع مهار گرمایش جهانی اساسا جنبه معنوی و اخلاقی دارد. کشاورز فقیر برزیلی نباید درختان آمازون را قطع کند چون باعث مشکلات اقلیمی در آن سوی اقیانوس می شود و بر عکس مالیات دهنده آمریکایی باید به سوخت گرانتر تن بدهد تا جزایر دوردستی در آسیا دیرتر گرفتار بلای ذوب یخ های قطبی و بالا آمدن سطح آب اقیانوس ها شوند. نه دهقان برزیلی و نه شهرنشین آمریکایی را فقط با سازوکارهای اقتصادی و مالیاتی نمی توان وادار به مشارکت در برنامه های مهار تغییر اقلیم کرد. عالمی دیگر بباید ساخت و از نو عالمی. اخلاق و معنویت هم باید کمک کند. شاید بحران تغییر اقلیم انسان را وارد دوران تازه ای از معنویت گرایی کند.

برنامه ریزی بلندمدت

کنترل تغییر اقلیم جهان لزوما به نظام های سیاسی تکنوکرات و همچنین بهره مند از بالاترین مسئولیت اخلاقی احتیاج دارد که توان و اراده برنامه ریزی برای ۵۰ سال آینده را داشته باشند. برای مهار تغییر اقلیم شما برای آنچه که ۵۰ سال بعد و حتی دیرتر رخ می دهد برنامه ریزی می کنید و هزینه می پردازید. دیگر گذشت آن زمانی که شهروندان می گفتند ما برای رای دادن به حساب بانکی مان نگاه می کنیم که ببینیم در چهار سال گذشته پرتر شده یا خالی تر. شهروندانی خواهند آمد که ببینند دولت برای دهه های آینده چه کرده است. برنامه ریزی بلندمدت ترکیبی است از دانش و فناوری بسیار عمیق و البته مسئولیت اخلاقی واقعی. آنچه که شاید باعث شود سیاست در جهان کمتر از حالا آلوده به عوام زدگی و روزمرگی و فرصت طلبی باشد.