روی خط پاریس؛ دشواری تقسیم مسئولیت ها و تعیین مقصران تغییر اقلیم

حق نشر عکس

دهمین روز از کنفرانس تغییر اقلیم پاریس به بحث و بررسی برای تبدیل پیش نویس کارشناسی به یک معاهده "بایدشود" (لازم الاجرا) گذشت. آنچه که قرار است یک متن سراسر حقوقی با الزامات اقتصادی و مالی دقیق باشد.

لوران فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه این مرحله دشوار را "هفته امید" نامیده و جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا که حضور دائمش با کراواتی به رنگ سبز نمادی از جدیت آمریکا در این کنفرانس تعبیر شده نیز روند کنونی مذاکرات را امیدبخش ارزیابی کرده است.

با این وجود کارشناسان به اندازه سیاستمداران خوشبین نیستند. (شاید هم مسئولیت دیپلماتیک تظاهر به خوشبینی در همه شرایط را ندارند).

دو نکته دشوار هم اکنون پیش روی مذاکرات وجود دارد: تخصیص بودجه لازم و تعیین منابع پرداخت آن، و همچنین تعیین مقصران اصلی انتشار گازهای گلخانه‌ا‌ی و به نسبت سهم تقصیر، تعیین مسئولیت های متعاقب برای دهه های آینده. در حالی که منابع انتشار گازهای اصلی گلخانه یی همچون دی اکسید کرین کاملا مشخص است، چرا تعیین مقصران تا به این حد دشوار به نظر می رسد؟

در پی به برخی پیچیدگی ها و دشواری هایی که در این باره وجود دارد اشاره شده است:

قبض و بسط قواعد اخلاقی

چین بزرگترین عامل انتشار دی اکسید کربن در جهان است و به تنهایی ۲۷ درصد گازهای گلخانه‌ای جهان را تولید می کند. آیا به همین نسبت چین باید پرداخت بیشترین هزینه ها را به عهده بگیرد؟ قطعا نه.

سرانه انتشار دی اکسید کربن در آمریکا چهار برابر چین است. به عبارت دیگر هر آمریکایی چهار برابر یک چینی دی اکسید کربن تولید می کند. نکته همین است: کشورها باید به نسبت حجم کلی تولید گازهای گلخانه‌ای عهده دار مسئولیت شوند یا به نسبت سرانه جمعیت شان؟

قاعدتا اخلاقی تر این است که سرانه جمعیت در نظر گرفته شود. اما در این صورت به واقع چین، یعنی بزرگترین منتشر کننده گازهای گلخانه‌ای می تواند به آسانی از زیر بار هر مسئولیتی شانه خالی کند. اگر فرض کنیم نهایت بگیروببندهای تکنولوژیک و مالیاتی و اقتصادی و اخلاقی به جایی برسد که سرانه آلایندگی آمریکایی ها نصف شود، هدفی واقعا دشوار و دوردست، باز هم به فرض هر ضریب رشد رفاهی و اقتصادی چینی ها کمتر از آنها عامل گرمایش خواهند بود چون اساسا بعید است متوسط سطح مصرف شهروندان چینی در دهه های پیش رو از دو برابرسطح کنونی فراتر برود، که در آن صورت هم تازه چینی ها به نسبت مساوی با آمریکایی ها می رسند.

بر مبنای همین قاعده ممکن است گروه های افراطی ملی گرا در چین از دولت بخواهند تا سرانه انتشار گازهای گلخانه‌ای در آمریکا نصف نشده (یعنی سی تا چهل سال دیگر) هیچ مشارکتی در طرح های کنترل گرمایش زمین نداشته باشد. اینکه باید تقصیر را به نسبت سرانه جمعیت تقسیم کرد یا مجموع انتشار سرزمینی، فقط چالش بین چین و آمریکا نیست.

باید توجه کرد که وقتی می گوییم عاملان اصلی گرمایش زمین، به واقع داریم از دو فهرست متفاوت صحبت می کنیم. بر مبنای مجموع انتشار سرزمینی گرم کننده ترها به ترتیب عبارتند از: چین، آمریکا، روسیه، هند، ژاپن، آلمان، ایران، کره جنوبی، کانادا، عربستان، بریتانیا، بریل، مکزیک، آفریقای جنوبی، اندونزی، ایتالیا، استرالیا، فرانسه، اسپانیا و هلند. یعنی به واقع غالب کشورهای وسیع و پرجمعیت جهان. اما اگر مسئولیت را به نسبت سرانه مصرف در نظر بگیریم، که اخلاقی تر و منطقی تر به نظر می رسد، فهرست تغییرات عمده ای پیدا می کند: قطر، ترینیداد و توباگو، آنتیل هلند، کویت، برونئی، امارات، آروبا، بحرین، لوگزامبورگ، جزایر فالکلند، استرالیا، آمریکا، عربستان، کانادا، عمان، جبل الطارق، جزایر فارو، نائورو، قزاقستان و مونت سرات.

حق نشر عکس AFP

اینجا فقط فهرست کشورهای بسیار مرفه را می بینیم. البته مرفهانی فاقد مسئولیت و استاندارد زیست محیطی مناسب. وگرنه کشورهایی مثل نروژ و فنلاند و ایسلند هم سرانه رفاهی بالایی دارند اما می بینیم که در این فهرست نیستند. نکته مهم حضور آمریکا در هر دو فهرست است. به واقع اینکه گفته می شود چین بزرگترین عامل انتشار دی اکسد کربن در جهان است حرفی غلط انداز و گول زننده است.

درست تر آن است که گفته شود "آمریکایی ها" با اختلاف زیاد عاملان اصلی گرمایش زمین هستند و "چینی ها" حتی توی فهرست پنجاه کشور اول هم جایی ندارند. اما مبنای مذاکرات در پاریس فهرست اول است (که البته قدری هم به واسطه اقتضائات مدیریت یکپارچه سرزمینی منطقی به نظر می رسد) و همین چالش بین اخلاق و منطق اقتصادی دستیابی به یک قاعده مقبول را دشوار می کند.

کیفرخواست کشورهای صنعتی

مکررا گفته می شود که کشورهای صنعتی مقصر انتشار حجم عمده دی اکسید کربن موجود در جو هستند و تنعمی که الان دارند حاصل دویست سال فراغبالی در مصرف سوخت های فسیلی است و نباید الان به واسطه گرمایش زمین کشورهای حوزه جنوب را از لذت مصرف نفت منع کنند.

اما واقعیت این است که فقط در پانزده سال گذشته (۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵) به اندازه همه دو سده اول انقلاب صنعتی یعنی قرن های هیجدهم و نوزدهم گاز گلخانه یی در جو رها شده است و در این انتشار جنوبی ها کمتر از شمالی ها سهم نداشته اند.

تا پانزده سال دیگر، یعنی تا سال ۲۰۳۰ اساسا مجموع انتشار دی اکسید کربن سی سال اخیر و متاخر کره زمین از مجموع انتشار آن در حد فاصل سال های ۱۷۵۰ (آغاز انقلاب صنعتی) تا سال ۲۰۰۰ فراتر خوهد رفت. یعنی با گذر زمان هر چه سریع تر نقش کشورهای بزرگ حوزه جنوب در گرمایش زمین مثل چین و هند و برزیل و اندونزی از کشورهای صنعتی بیشتر می شود. حالا در پاریس کارشناسان باید کدام بازه زمانی را مبنا قرار بدهند؟ گذشته به ضرر صنعتی ها و آینده به ضرر کشورهای در حال توسعه است.

ادعای آاوسیس

اتحاد کشورهای کوچک جزیره ای (AOSIS) نهادی است که سال ۱۹۹۰ در دومین کنفرانس بین المللی اقلیم تاسیس شد تا نماینده منافع ۴۳ کشوری باشد که بیشترین آسیب پذیری را در برابر تغییر اقلیم دارند.

این ۴۳ رای خواستار شدیدترین سخت گیری ها در برابر انتشار گازهای گلخانه‌ای هستند. و از آن گذشته به شدت بر این ادعا پا سفت می کنند که کشورهای دیگر به نسبت سهم شان در انتشار گازهای گلخانه‌ای باید به اتحاد آاوسیس خسارت بدهند.

همین مسئله پرداخت خسارت به آسیب دیدگان نکته ای پیچیده است که قاعدتا کنفرانس پاریس به آن تن نخواهد داد. این در حالی است که حتی به فرض رسیدن به هدف متوقف کردن روند گرمایش روی ۲ درجه سانتی گراد هم شماری از این کشورها غرق خواهند شد. فابیوس و کری می گویند ما یک هفته امیدبخش را در پیش داریم. می توان پرسید امیدبخش برای کدام گروه؟ غرق کنندگان یا غرق شوندگان؟