روانشناسی و 'حملات تروریستی'

حق نشر عکس Thinkstock

تقریبا روزی نیست که خبری از ترور یا عملیات تروریستی به گوش نرسد و این مسئله ترس از ترور را به پدیده‌ای فراگیر بدل کرده است.

روانشناسان بالینی در ایالات متحده و اغلب کشورهای غربی از زمان حملات یازدهم سپتامبر به تحقیق درباره آثار این ترس بر عملکرد فرد و اجتماع پرداخته‌اند.

ترس از خطر یکی از چند غریزه اصلی بشر (گرسنگی، تشنگی، غریزه جنسی و امنیت) است از همین رو همه مردم تلاش می‌کنند تا از خطر اجتناب کنند یا در مواجهه با خطر حداکثر تلاش را برای نجات و حفظ جان خود بکنند.

اما افزایش خطرحملات تروریستی که اکنون نه فقط خاورمیانه بلکه قلب اروپا و آمریکا و حتی کانادا را هدف گرفته و بازنمایی دائمی آنها در رسانه‌ها سبب شده است که برخی از مردم بویژه هنگام استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی مانند هواپیما و حضور در اماکن عمومی نظیر فرودگاه یا کنسرت ها دائم در حال هشدار و گوش بزنگ خطر باشند.

این امر اگرچه ممکن است سبب شود تا در صورت بروز واقعه زودتر به فکر نجات باشند، اما در عین حال برای خود آنها نیز عواقب و خطرات روانشناختی و روان-جسمانی دارد.

گذشته از مشکلات اجتماعی و روانی، ترس، اضطراب و استرس دائم نه در میان مدت بلکه در کوتاه مدت نیز سبب عوارض جسمانی بسیاری از جمله خطر حمله قلبی و همچنین اختلالات خواب می‌شود.

دکتر جاستین سینکلر، استاد روانشناسی بالینی دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد که سالها در باره تاثیر هراس از خطر حملات تروریستی تحقیق کرده است می‌گوید: "ترس از حملات تروریستی سبب شده است تا رفتار برخی از مردم بطرز آشکاری تغییر کند؛ آنها کمتر در اجتماعات عمومی شرکت می‌کنند و در صورت استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی دائما در حال اضطراب به سر می‌برند، حتی دیگر با کسانی که ریشه فرهنگی متفاوتی دارند کمتر معاشرت می کنند."

حق نشر عکس Thinkstock

رسانه های همگانی می‌توانند با پوشش اخبار و گزار‌ش‌های حملات مرگبار این هراس عمومی را شدت بخشند. اما آنها در عین حال می توانند با استفاده از آموزه های روانشناختی جامعه را آرام کنند.

از دکتر سینکلر پرسیدم رسانه‌ها چگونه می توانند به مردم برای فائق آمدن به این هراس از تروریسم یاری رسانند؟

او گفت: "پس از حملات تروریستی چند عامل می تواند نقشی اساسی ایفاء کند:

اول- استفاده بهینه از برنامه روزانه (روتین) با ساختاری مشخص برای آنکه مردم را ترغیب کند تا زندگی عادی و روزمره خود را از سر بگیرند. این امر شعور بالقوه و حس کنترل و هشیاری افراد را در موقعیت‌های خطیر افزایش می دهد و سبب می‌شود که مردم بتوانند از هراس اولیه فاصله بگیرند و راهبردی منطقی و عملی را در پیش بگیرند.

دوم- تصور می کنم رسانه‌ها در پوشش این نوع حملات باید برای خود محدودیتی قائل شوند زیرا پرداختن دائم به خطرات یا حملات تروریستی سبب می‌شود که زخم تروما (شوک شدید روانی) مردم مجددا سر باز کند و آنها را از رفتار اجتماعی عادی باز دارد.

پس از حملات یازدهم سپتامبر درد و رنج بسیاری از مردم با بازنمایی مکرر این فاجعه در رسانه‌ها افزایش یافت، این مهم می‌تواند دلیل پریشانی هیجانی بسیاری از مردم چه در آمریکا و چه دیگر کشورهای جهان در آن دوره باشد.

سوم- حمایت اجتماعی قوی و حس تعلق خاطر به منطقه زندگی می‌تواند در مقابله با تروریسم و حتی در مورد ترومای پیش رونده موثر باشد.

چهارم- در سطح محلی و ملی باید بلافاصله قربانیان بالفعل حملات تروریستی شناسایی و مراکز فوریت‌های درمانی و همچنین نهادهای بالقوه امدادرسانی آگاه و ترغیب شوند.

و پنجم- در سطح ملی باید اینکه چگونه این تهدید به مخاطبان و جامعه ارائه شود مورد بررسی جدی قرار گیرد تا متناسب با آن هوشیاری جامعه افزایش یابد و از شیوع اطلاعات غلط و ایجاد شوک شدید روانی پرهیز شود."

نشانه‌های بسیاری در دسترس است که حملات خشونتبار و هراس از ترور در چند ماه گذشته افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته و هم رسانه‌های همگانی و هم روانشناسان بالینی اینک خود را در جبهه نخست مقابله با آن می‌یابند.