همه‌پرسی بریتانیا: کوخ‌نشینان در برابر کاخ‌نشینان؟

حق نشر عکس Getty
Image caption حامیان ادامه عضویت در اتحادیه اروپا توانسته‌اند از مهره‌های سنگین‌وزن سیاسی بهره بگیرند

اخیرا با سیاستمداری صحبت می‌کردم که این روز‌ها دارد نقش عمده‌ای در حمایت از ادامه عضویت بریتانیا در اتحادیه اروپا بازی می‌کند. خیلی روراست می‌گفت که وقایع کاملا گیجش کرده.

می‌گفت "ما بزرگترین سلاح‌هایمان را وارد کارزار کرده‌ایم، ولی برخلاف انتظارمان تفاوت خاصی در نظرسنجی‌ها مشاهده نشد."

"ما رئیس‌جمهور ایالات متحده را روی صحنه آوردیم، از تمام وزن صندوق بین‌المللی پول استفاده کردیم، همین‌طور از سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، سازمان تجارت جهانی، رئيس بانک مرکزی بریتانیا و مرکز مطالعات مالی. نظر همه این بوده که خروج از اتحادیه اروپا به اقتصاد بریتانیا ضربه خواهد زد – ولی نظرسنجی‌ها تقریبا همان است که بود."

یکی از خصوصیات غیرعادی همه‌پرسی برای خروج از اتحادیه اروپا، حجم کمکی است که دولت سعی کرده از بازیگران جهانی در راستای اهدافش بگیرد.

این رفراندوم در عمل یک مساله داخلی است و اصولا نباید به موضوع بحث و اظهار نظر این تعداد از رهبران جهان تبدیل شود. این تاییدیه‌های درخشان به حامیان ادامه عضویت اجازه داده تا از اردوگاه طرفداران خروج بپرسند "پشت شما چه کسی ایستاده؟"

ولی یک‌دستی نظرها در مخالفت با ترک اتحادیه به ارودگاه خروج فرصت داده تا تعبیر جدیدی از جدال ارائه کند: "مردم در برابر کاخ‌نشینان" - و ترجیح می‌دهد بحث در همین چارچوب پیش برود.

اخیرا به شهر لینکلن رفته بودم تا از نزدیک شاهد فعالیت‌های خیابانی هر دو طرف باشم. می‌خواستم ببینم آن‌ها چگونه پیام خود را به گوش مردم می‌رسانند. جملات اصلی فعالان اردوگاه خروج وعده "پس گرفتن قدرت" بود و "کشورمان را پس می‌خواهیم."

حق نشر عکس Reuters
Image caption کریستین لاگارد، رئیس صندوق بین‌المللی پول، از مهره‌های مهمی است که خواهان ادامه عضویت بریتانیا در اتحادیه اروپا شده

طرفداران ماندن اما می‌گویند نباید اقتصاد را ویران کرد. یکی از فعالانشان مرتب به رهگذران می‌گفت که ما حالا در یک دهکده جهانی زندگی می‌کنیم و چاره‌ای جز عضویت در یک بلوک بزرگتر نداریم. راستش طرح این پیام کار راحتی نبود.

پیام اردوگاه خروج به دل خوش می‌آید. برای آن‌هایی که با سیاست احساس بیگانگی می‌کنند و خود را در برابر تکانه‌های بین‌المللی مانند مهاجرت ناتوان می‌بینند جذاب است.

  • استراتژی‌های متفاوت

به نظر می‌رسد که دو اردوگاه دارند استراتژی‌های متفاوتی اختیار می‌کنند. حامیان ادامه عضویت روی بسیج طرفدارانشان در مناطقی تمرکز کرده‌اند که نظرها به ماندن مساعد است؛ برای همین منابع زیادی به لندن و دیگر شهرها و اسکاتلند و ایرلند شمالی اختصاص داده‌اند.

اردوگاه خروج اما خیلی بیشتر روی تغییر نظر افراد حساب باز کرده و می‌خواهد با ایجاد یک جنبش توده‌ای به پیروزی برسد.

به نظر می‌رسد که هر دو طرف – تا حد مشخصی – به کاریکاتوری که از پایگاه رایشان ساخته شده اعتقاد دارند.

اردوگاه ماندن بر این عقیده است که در میان ساکنان شهرهای بزرگ، جهان‌وطنی‌ها، جوانان و تحصیل‌کرده‌ها بیشترین طرفدار را دارد.

اردوگاه خروج شهرهای کوچک را پایگاه قدرتش می‌داند و به رای‌دهندگان سالخورده، آنهایی که خود را تحت تهدید اقتصادی می‌بینند، آن‌هایی که نگران ناپدید شدن دنیای اطرافشان هستند و آن‌هایی که فکر می‌کنند عضویت در اتحادیه اروپا اقتصاد را به مخاطره می‌اندازد چشم دوخته.

اروپا تا زمان برگزاری رفراندوم ۲۳ ژوئن در برزخ سیاسی است. ولی رهبران اروپا می‌دانند که بیگانگی با اتحادیه اروپا تنها به فاصله گرفتن بریتانیایی‌ها از آن خلاصه نمی‌شود و باید برای این مساله پاسخی پیدا کنند.

به این آمارها دقت کنید: ۵۳ درصد فرانسوی‌ها دوست دارند رفراندوم مشابهی در کشورشان برگزار شود، ۴۸ درصد ایتالیایی‌ها ترجیح می‌دهند اتحادیه اروپا را ترک کنند و حتی ۲۹ درصد آلمانی‌ها هم می‌خواهند از اتحادیه جدا شوند.

تحقیقی که اخیرا از طرف "مرکز تحقیقاتی پیو" انجام گرفته نشان می‌دهد که در میان ده کشور عضو اتحادیه اروپا تنها ۵۱ درصد مردم به اتحادیه اروپا با دید مثبت نگاه می‌کنند. و حدود ۴۲ درصد از افزایش قدرت کشورهای خود حمایت می‌کنند.

دونالد تاسک، رئیس شورای اروپایی، با خلوص کامل اعلام کرده که "اینک مسئولیت به گردن ما است" و نسبت به پیگیری "آرمانشهر اروپایی بدون دولت‌های ملی که برخلاف روند تاریخی است" هشدار می‌دهد.

شاخصه‌های مشکلات اروپا خیلی شبیه مسائلی است که دارد سیاست آمریکا را زیر و رو می‌کند: ناامنی اقتصادی، از بین رفتن بسیاری از مشاغل سنتی، ترس از مهاجرت و دلهره از سرنوشت هویت و تغییرات سریع در جوامع.

حق نشر عکس Reuters
Image caption طرفداران خروج سعی کرده‌اند به احساسات قلبی مردم متوسل شوند

در خیابان‌های بریتانیا، رای‌دهندگان درک درستی از مسائل، آمار و پیچیدگی اتحادیه اروپا ندارند. خیلی‌ها با اتحادیه اروپا احساس صمیمیت نمی‌کنند. خیلی‌ها به نظر آشفته می‌رسند و نمی‌دانند به کدام طرف بروند.

هر دو طرف تا حدودی می‌دانند که طرف دیگر چه نقشه‌ای برای مدت باقی مانده دارد. حامیان خروج انتظار دارند ارزش پوند استرلینگ سقوط کند و بازارها دچار تلاطم شوند. آن‌ها می‌دانند که رقیبانشان به دنبال بهانه‌ای برای بزرگ کردن خطرات خروج از اتحادیه می‌گردند و برای همین نهایت استفاده را از چنین رخدادهایی خواهند کرد.

طرفداران ماندن عقیده دارند که رقیبانشان مثل گذشته بر مساله مهاجرت تاکید خواهند کرد و از هر اتفاقی که نشان دهد بریتانیا اختیار مرزهایش را ندارد استقبال خواهند کرد.

اردوگاه خروج سوال‌های خودش را تکرار خواهد کرد؛ خطرات اقتصادی باقی ماندن در اتحادیه اروپا چیست؟ چرا نارضایتی از اتحادیه اروپا تا این اندازه در باقی اروپا فراگیر است؟ واکنش باقی اروپا به ماندن بریتانیا در اتحادیه چه خواهد بود؟ آیا به افزایش تلاش‌ها برای نزدیکی بیشتر اعضا منجر خواهد شد؟

طرفداران ماندن هم تنها به اشاره به سوراخ‌های اقتصادی موجود در استدلال‌های طرف مقابل اکتفا نخواهند کرد و به هسته اصلی و جذاب پیام آن‌ها حمله خواهند برد.

جان میجر، نخست‌وزیر سابق، اخیرا گفت که "شعار اصلی طرفداران خروج این است که – و من دارم از کلمات خودشان استفاده می‌کنم – من کشورم را پس می‌خواهم. این درخواستی احساسی ولی نهایتا ساختگی است. اگر احساسات بر واقعیت غلبه کند، از قدرت ما، اعتبار ما، امنیت ما و سلامت اقتصادی ما کاسته می‌شود."

اما در پس این نبرد شدید سیاسی دو جهان‌بینی متفاوت قرار دارد.

اردوگاه خروج می‌گوید که می‌توان سرنوشت را مجددا به دست گرفت، که می‌شود مجددا بر امور مسلط شد و حاکمیت ملی را برقرار کرد.

بحث اردوگاه ماندن این است که روند جهانی‌شدن را نمی‌توان به عقب برگرداند و تنها می‌شود آن را مدیریت کرد. تنها چند روز پیش بود که آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، گفت "اگر استدلال‌های ما تنها بر شرایط ملی استوار باشد امکان پیشرفت را از خود سلب می‌کنیم."

نتیجه این رفراندوم نه تنها آینده بریتانیا را در جهان مشخص می‌کند، بلکه بزنگاهی مهم در نبرد میان دو جهان‌بینی رقیب خواهد بود.