مائو؛ مردی که در بسیج توده‌ها ماهر بود

حق نشر عکس Getty

چهل سال پیش در ۹ سپتامبر ۱۹۷۶ مائو تسه‌دونگ بنیان‌گذار جمهوری خلق چین در گذشت، کسی که از او به عنوان معمار چین نوین یاد می‌کنند که این کشور وسیع و پرجمعیت را به سمت نوعی نظام کمونیستی هدایت کرد.

یکی از خصوصیات مائو قدرت او در بسیج کردن مردم ذکر شده است.

مائو در طول زندگی خود طی برنامه‌هایی سه بار دست به بسیج مردمی زد که عبارتند از راه پیمایی طولانی، جهش بزرگ به جلو و انقلاب فرهنگی چین.

مائو ۲۶ دسامبر ۱۸۹۳ در خانواده‌ای روستایی در یکی از استان‌های مرکزی چین چشم به جهان گشود.

سرآغاز کار فکری و سیاسی او از کتابخانه دانشگاهی در پکن شروع شد. او که در آن زمان معلم بود مشغول خواندن آثار مارکسیستی شد.

در ۱۹۲۱ با گروهی، حزب کمونیستی چین را پایه‌گذاری کرد، حزبی که بعدا قدرت را در دست گرفت.

حزب ملی‌گرای چین که در آن دوره یکی از احزاب مهم به شمار می‌رفت رقیب و در عین حال متحد حزب کمونیست بود.

در مقطعی این دو حزب که هر دو جمهوری‌خواه بودند علیه بخشی از نظام سیاسی کشور که در دست فرماندهان نظامی بود، متحد شدند.

با قدرت گیری حزب ملی‌گرا، به تدریج حزب کمونیست و چپ‌گراها از ساختار سیاسی تصفیه شدند.

رقابت این دو حزب باعث شکل‌گیری جنگ داخلی شد و یکی از وقایع مهم آن دوره را رقم زد. واقعه‌ای که به «راه‌پیمایی طولانی» معروف شد.

مائو این راه‌پیمایی را در نیمه دهه سی میلادی رهبری کرد.

راه‌پیمایی طولانی

به گفته برخی مورخان، راه‌پیمایی طولانی از مائو اسطوره ساخت.

حزب کمونیست وقت در آن زمان توانسته بود روستائیان و کشاورزان را جذب کند، اما در اثر فشارهای حزب ملی‌گرا و ناتوانی در مقابله با آنها، مائو تصمیم گرفت که ارتش سرخ و رهبران حزب را به ترک استانی که در آن مستقر بودند، ترغیب کند.

به این ترتیب، حدود صد هزار نفر سفری طولانی را آغاز کردند. گفته می‌شود آنها از یازده استان، ۱۸ کوه و ۲۴ رودخانه گذر کردند تا به استان شان شی در بخش شمالی چین برسند.

حق نشر عکس Getty

بنا به برخی گزارش‌ها، حدود سی هزار نفر توانستند به مقصد برسند.

به گفته مائو ارتش سرخ پای پیاده حدود ۱۲۵۰۰ کیلومتر راه‌پیمایی کرد.

او در نطقی گفته بود که «راه ارتش سرخ، تنها راه آزادی است.»

این سفر حدود یک سال طول کشید تا حزب کمونیست توانست در محل تازه مستقر شود و جان تازه بگیرد. برخی این سفر را تا سفر قوم بنی اسرائیل در تورات مقایسه کرده‌اند.

مائو در سخنانی در سال ۱۹۳۵ یادآور شد که این راه‌پیمایی مثل «ماشین دوزندگی است... بذرهایی زیادی را به هم دوخته که جوانه و شکوفه می‌زنند و برگ و بار خواهند داد و برای آینده محصول می‌دهند.»

راه‌پیمایی طولانی توانست جایگاه مائو را در میان مردم چین به عنوان رهبر محکم کند.

حزب کمونیست و حزب ملی‌گرای چین طی سال‌های ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۵ به خاطر جنگ با ژاپن تا حدودی به هم نزدیک شدند.

جهش بزرگ به جلو

با پایان یافتن جنگ جهانی، در نهایت مائو توانست در سال ۱۹۴۹ جمهوری خلق چین را تأسیس کند.

صنایع دولتی شدند و مزارع کشاورزی به صورت جمعی و اشتراکی مدیریت می‌شد.

طبق برخی منابع، مائو برای ایجاد نوعی کمونیست چینی که تفاوت‌هایی با مدل روسی آن داشت بر آن شد که در سال ۱۹۵۸ تحولی بزرگ در جامعه چین ایجاد کند.

برای این منظور یک برنامه اقتصادی پنج ساله تدوین کرد تا صنایع و کشاورزیِ خوداتکاء را توسعه دهد. بنا بر این برنامه، حدود ۲۶۰۰۰ کمون یا جامعه اشتراکی شکل گرفت که هر یک ابزار تولید خود را داشت.

اما این برنامه نتوانست انتظارات را برآورده کند. با بروز قحطی، مائو از ادامه این برنامه عقب‌نشینی کرد.

انقلاب فرهنگی

حق نشر عکس Getty

انقلاب فرهنگی از برنامه‌های مناقشه‌آمیزی بود که در دوره رهبری مائو به اجرا درآمد.

مائو در سال ۱۹۶۶ بار دیگر با هدف بسیج کردن مردم برای زدودن «مسیر سرمایه‌داری» از ذهن برخی و برقراری «انقلاب فرهنگی پرولتری»، برنامه‌ای ارائه داد.

مطابق این برنامه، هزاران نفر از ارتش سرخ متشکل از جوانان با چهار الگوی کهنه به مبارزه برمی‌خاستند. این چهار الگو عبارتند بود از عادات، رسومات، فرهنگ و اندیشه قدیمی حاکم بر چین.

طی این برنامه دانشگاه‌ها تعطیل شدند و راه بر نیروهای تازه‌نفس و طرفدار مائو باز شد تا با عوامل "کهنه‌گرای" جامعه برخورد کنند.

تعدادی از مدارس و معابد در جریان انقلاب فرهنگی تخریب شد و تعدادی از معلمان، استادان دانشگاه و روشنفکران مورد اذیت و آزار قرار گرفتند یا زندانی شدند. طبق برخی گزارش‌ها، برخی دست به خودکشی زدند.

حتی خود حزب کمونیست نیز در امان نماند و از کادر رهبری تا اعضا مورد پاکسازی قرار گرفت.

برخی معتقدند این کار مائو به خاطر ایجاد تحرک و تحول در جامعه بود تا نظام بوروکراسی را به تکاپو وادارد، در حالی که برخی معتقدند انقلاب فرهنگی برای حذف رقیبان مائو در حزب کمونیست بود تا او موقعیت خود را به دلیل شکست برنامه "جهش بزرگ به جلو" تثبیت کند. در پاکسازی حزب، فردی که گزینه قوی برای جانشینی مائو بود، کنار گذاشته شد.

اما برنامه انقلاب فرهنگی چین در سال ۱۹۷۶ با مرگ مائو، مردی که مهارتش در بسیج مردمی بود، عملاً به پایان رسید.