جاده ۶۶: هراس از 'دیگران' در میان طرفداران ترامپ

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

انفجار و حمله‌ای دیگر در آمریکا و باز هم تکرار همان شعارها از جانب دونالد ترامپ، نامزد حزب جمهوری‌خواه برای انتخابات ریاست جمهوری. آقای ترامپ باز هم حملاتش را متوجه پناهجویانی کرد که از کشورهای مسلمان به ایالات متحده آمریکا می‌آیند و خواهان نظارت بیشتر بر روند پذیرش پناهجو و مهاجر از کشورهای اسلامی شد.

صحبت‌های آقای ترامپ اگر بین هواداران حزب دموکرات طرفداری نداشته باشد، برای جمهوری‌خواهان از لالایی مادر آشناتر و خوش‌تر است. آقای ترامپ به مخاطبانش با زبان بی‌زبانی می گوید که متوجه نگرانی شما از ورود دیگران به این کشور هستم. بر این نگرانی می‌افزاید تا خودش را یگانه منجی کشور نشان دهد.

تجربه سفر در مسیر جاده ۶۶ برایم فرصت مغتنمی بود که با این هواداران دل‌نگران از نزدیک آشنا شوم.

مشکل فرهنگی پناهجویان: توالت و خرید در سوپرمارکت

Image caption ویلیام سامرفورد در سمت راست و تیم ریول در سمت چپ تصویر، از فعالان سیاسی محافظه‌کارند

در شهر آماریلو در ایالت تگزاس با دو نفر از هواداران آقای ترامپ گفتگو کردم که بخش عمده‌ای از فعالیت روزانه‌اشان مقابله با دولت مرکزی آمریکاست که پناهجویان را به شهر آنها می‌فرستد. هرچند بیشتر پناهجویانی که به آماریلو می‌روند از کشورهای شرق آسیا هستند اما آنها همچنان دلواپس بودند که نکند مثلا یک سوری یا عراقی وارد شهرشان شود.

مهندس بازنشسته، «بیل سامرفورد» که خود را «شهروند محافظه‌کار نگران» معرفی می‌کند، همراه با دوستش، دکتر «تیم ریول» برای مصاحبه آمدند. جمله دومش بعد از سلام و احوالپرسی، این بود که از چه کشوری هستم. بعد هم گفت: «حالا تو در آمریکا هستی اما چون ایرانی هستی حتما از زندگی قبیله‌ای می‌دانی.» من هم سری تکان دادم. چون فکر می‌کردم که خب بله من می‌دانم عده‌ای در ایران قبیله، عشیره یا فامیل بزرگ دارند. نمی‌دانستم می‌خواهد چه بگوید تا اینکه بعدا برایم روشن شد.

آقای سامرفورد می‌گفت بسیاری از مشکلات سر این است که در این کشورها قبیله‌ای زندگی می‌کنند و برای همین مشکلات خاص خود را دارند و این مشکلات را به آمریکا می‌آورند. گویا چند وقتی در آفریقا زندگی کرده بوده و ایده زندگی قبیله‌ای را از آنجا داشت.

هر دوی اینها می‌گفتند که دولت آمریکا، نظارت درستی بر روند پذیرش پناهجویان نمی‌کند. می‌گفتند که داعشی‌ها به اسم پناهجو وارد آمریکا می‌شوند و دولت هیچ متوجه نمی‌شود. برای همین «نگران» بودند.

اصل نگرانیشان، آن طور که می‌گفتند، سر خدمات شهری بود. می‌گفتند که پناهجوها می‌آیند و زبان نمی‌دانند و همین باعث می‌شود به مدارس شهر فشار بیاید و از آن طرف به سیستم بیمارستان و خدمات شهری هم فشار بیاید.

می‌گفتند که مشکل فقط زبان نیست و مشکل در چیزهای دیگری هم هست، مثل فرهنگ. بعد که خواستم برایم مثال بزنند، دو مثال مشخص داشتند: اولی توالت بود و دومی خرید کردن.

Image caption جاده ۶۶ شرق و غرب آمریکا را به هم وصل می‌کند

می‌گفتند بسیاری از پناهجویان، بلد نیستند از توالت فرنگی استفاده کنند. می‌گفتند که معلم‌های مدرسه ناچار به یاد دادن شیوه استفاده از توالت به دانش‌آموزان بوده‌اند. (در تمام شهر آماریلو با هر کس که مصاحبه کردم، موافق یا مخالف حضور پناهجویان، این مثال استفاده از توالت را برایم می‌گفت. نمی‌دانم این بزرگترین مشکل پناهجویان شهر بود یا مثلا در روزنامه‌ای نوشته شده بود و همه آن را بیان می‌کردند.)

تیم ریول، می‌گفت که چند هفته پیش در آلمان بوده و آنجا دیده که بازارهای هفتگی برگزار می‌شود. دو روز در هفته بازارهایی بوده که مردم می‌آمدند و مواد خوراکی و حتی لباس از این بازارها می‌خریدند. می‌گفت، بسیاری از پناهجوها از کشورهایی می‌آیند که از این بازارها دارند و بلد نیستند در سوپر مارکت خرید کنند. به او گفتم خب یادگیری خرید از سوپرمارکت و همین طور استفاده از توالت فرنگی نباید خیلی زمان‌بر باشد و آدم‌ها می‌توانند نهایتا ظرف یک هفته این کارها را یاد بگیرند. گفت: «حالا اینها مثال بود.»

این دو نفر یک ایده ویژه هم داشتند که به گمانشان می‌شد آن را جایگزین پناه‌دادن به جنگ‌زدگان و بی‌جاشدگان کرد. ایده‌اشان این بود که آمریکا برود و در آن کشورها یک منطقه امن درست کند تا اینها بروند آنجا زندگی کنند. در آماریلو پناهجویانی از حدود بیست کشور حضور دارند.

منظورشان این بود که مثلا آمریکا برود وسط برمه یک منطقه امن درست کند و پناهجویان را آنجا پناه دهد. پرسیدم: «خب اینکه می‌شود اشغال یک کشور دیگر و نباید بدون عواقب باشد.» دکتر بازنشسته گفت: «خب ناتو می‌تواند کمک کند.» مهندس بازنشسته گفت: «خب یکی را انجام می‌دهیم تا ببینیم چه می‌شود.»

بعد هم با لحنی دلسوزانه می‌گفتند که این روش به نفع خود پناهجویان هم هست که «ترجیح می‌دهند در کشور خودشان زندگی کنند و نه اینجا.»

بیل سامرفورد به یک تفاوت فرهنگی دیگر هم اشاره کرد. او گفت که در آمریکا خانواده از یک زن و شوهر تشکیل شده و بسیاری از پناهجوها، ممکن است خانواده‌هایی متشکل از یک مرد و چند زن داشته باشند یا اینکه کسانی در میانشان باشند که «دو دوست با هم زندگی کنند.» اینها برای او که یک مسیحی معتقد و به قول خودش «خدا ترس» بود را به وحشت می‌انداخت. اینکه کسانی بیایند و بخواهند این ارزش‌ها را عوض کنند.

حمایت دولت از ارزش‌های مسیحی

دیدار دیگرم با دیگر طرفداران پر و پا قرص دونالد ترامپ در شهر لس‌آنجلس بود. شهری که به دیدگاه‌های لیبرالش مشهور است. در این شهر با زنانی دیدار کردم که برای حمایت از آقای ترامپ گروه تشکیل داده بودند و سعی می‌کردند زنان دیگر را در شهرهای دیگر به جنبش خود جذب کنند. زنانی با عنوان «ترامپت».

Image caption لی‌ان پندرگرس، کشیش است و نگران عوض شدن ارزش‌های مسیحی در آمریکا

در میانشان چندتایی کشیش هم داشتند. یکی از آنها «کشیش لی‌ان پندرگرس» بود. نگرانی او از این بود که مسلمانان می‌خواهند به آمریکا بیایند تا «قانون اساسی کشور را عوض کنند.» او می‌گفت که بسیاری از پیروان ادیان مختلف به آمریکا می‌آیند و قصدشان عوض کردن قانون اساسی و برپا کردن قوانین اسلامی است. و ادامه داد: «مثل این است که من بروم به عربستان سعودی و بخواهم همه مسیحی شوند.»

وقتی از او خواستم تا بیشتر توضیح دهد که چطور ممکن است چند هزار مسلمانی که وارد آمریکا می‌شوند به همین راحتی قانون اساسی کشوری با بیش از سیصد میلیون جمعیت را عوض کنند. گفت که این طور شنیده. پی‌گیر شده و پرسیدم از کجا، جواب داد که نمی‌تواند درباره قوانین اسلام با من مصاحبه کند. می‌گفت: «خب تو حتما درباره قوانین اسلام نظر متفاوتی با من داری.»

می‌گفت که آمریکایی‌ها در این کشور صلح و آرامش می‌خواهند و درست نیست کسانی بیایند و این آرامش را به هم بزنند.

خانم پندرگرس، می‌گفت زمانی که در سخنرانی‌های آقای ترامپ خطوطی از انجیل را شنیده، دلش با آقای ترامپ همراه شده است.

Image caption جما ونگر، می‌گوید که دولت هوادار مسلمانان است و به مسیحیان توجه ندارد

در همین جمع، کشیش دیگری به نام «جما ونگر» هم حضور داشت که مجری یک برنامه تلویزیونی مذهبی بود. او هم مثل دو طرفدار دیگر آقای ترامپ در ایالت تگزاس، فکر می‌کرد که دولت کنونی خیلی طرفدار مسلمانان است و علیه مسیحیان تبعیض قائل می‌شود. می‌گفت: «الان در آفریقا همه می‌دانند که اگر بگویند مسلمان هستند خیلی راحت در آمریکا به عنوان پناهجو پذیرفته می‌شوند. اما اگر بگویند مسیحی هستند راهشان بسته است.»

قانون اساسی آمریکا آزادی مذهبی را تضمین کرده است و به دولت اجازه نمی‌دهد که بر اساس مذهب کسی، برای او محدودیتی به وجود آورد. اما جما ونگر، می‌گفت که باید این قوانین عوض شود و دولت برای مسیحیان امتیازهایی قائل شود. به گفته او قانون اساسی مال زمانی است که کشور اکثریت مسیحی داشته و حالا که پیروان ادیان دیگر در این کشور زیاد شده‌اند باید مراقب بود تا کشور از ارزش‌های مسیحی دور نشود.

این گروه از مسیحیان تبشیری که سیاست را هم از دریچه دین خود نگاه می‌کنند، از هواداران آقای ترامپ در این دور از انتخابات هستند و با شدت و ضعف متفاوت نگران حضور دیگران در آمریکا هستند.